۱ نفر
۸ اسفند ۱۳۹۸ - ۱۸:۵۶
مسیر برگشت از لبه پرتگاه جنگ

بعد از انقلاب اسلامی 1979 درایران، تمام دولتهای آمریکا اعم از دمکرات یا جمهوریخواه، سیاست "مهار" و "تغییر رژیم" در ایران را ازطریق تحریم های اقتصادی و فشارهای سیاسی؛ دنبال کرده اند. درعین حال دودولت بنحوی متفاوت عمل کرده اند.

اولین مورد سه سال دور دوم دولت اوباما بود که با سیاست تعاملی او با ایران، بحران هسته ای از طریق دیپلماسی حل شد و تحولات مثبت دیگری درروابط دوجانبه رخ داد همچون آزادی 16 دریانورد آمریکایی. همچنین درامور منطقه ای هم  ایران پذیرفت که درمذاکرات بین المللی صلح سوریه که با حضور دشمنانش یعنی آمریکا و عربستان تشکیل شد، شرکت نموده وباقدرتهای اروپایی درمورد یمن گفتگو و به پیشرفتهای خوبی برای ختم این بحران دست یافت.

سیاست فشار حداکثری

بوش رئیس جمهور پیشین آمریکا گفته بود که بحران هسته ای ایران میتواند به جنگ جهانی سوم ختم شود. اوباما از طریق توافق هسته ای ایران، یک بنیان جدید برای خلع سلاح هسته ای درسطح جهانی ایجاد کرد. او تصریح کرد که ایران با محکمترین مکانیزمهای بازرسی و شفافیت درتاریخ مذاکرات هسته ای جهان، موافقت کرده است.

دومین مورد متفاوت در روابط، در دوره ترامپ رخ داده است. او با خروج از برجام ، اولین رئیس جمهور آمریکاست که با آغاز "جنگ اقتصادی-سیاسی-امنیتی" با ایران، میراث جدیدی درروابط باایران ازخود بجای گذاشته است. او سردار سلیمانی را دریک حمله پهپادی در ژانویه بقتل رساند. ایران نیز دراقدامی متقابل، پایگاه نظامی آمریکا در عراق را مورد حمله قرار داد که تاکنون 109 مجروح داشته است. بعد از جنگ جهانی دوم، هیچ کشوری جرات نکرده بود به پایگاه نظامی آمریکا حمله کند. درحقیقت، ترامپ با این اقدام خطرناک، فصل "تقابل نظامی بین آمریکا و ایران" را گشود که ادامه آن میتواند منجر به یک جنگ تمام عیار شود.

درعین حال ترامپ و رهبران ایران هیچکدام خواهان جنگ نظامی نیستند. اما سئوال این است که آیا امکان بهبود روابط ایران و آمریکا واقع بینانه است؟ واگرنیست، آیا میتوان مانع یک تقابل نظامی گسترده شد؟

به دو دلیل شانس بهبود روابط در دردور اول ریاست جمهوری ترامپ وجود ندارد:

اول اینکه ترامپ خط قرمز های زیادی زیادی رازیر پا گذاشته است همچون تعیین سپاه بعنوان سازمان تروریستی، ترور سردار سلیمانی، تحریم مقام معظم رهبری و وزیر خارجه که نقش کلیدی درهرنوع مذاکره احتمالی را بعهده دارند.

دوم مادامیکه ترامپ دستور العمل اسرائیل را درموضوع ایران و فلسطین دنبال میکند، شانس بهبود روابط وجود نخواهد داشت. نتانیاهو خود رسما اعلام کرد که ترامپ براساس خواسته او سیاست فشار حداکثری را اتخاذ کرد، از برجام خارج شد و سپاه پاسداران را بعنوان سازمان تروریستی تعیین کرد.

مهار تنش

جان کری وزیر خارجه قبلی نیز آشکار کرد نتانیاهو، عربستان و مصرخواستار حمله نظامی آمریکا به ایران بوده اند. بنابراین مهم است که برای صلح و امنیت جهانی، روند "تنش حداکثری" بین ایران و آمریکا مهارو ازیک جنگ احتمالی پیشگیری شود. دراین راستا، چند اقدام سیاسی عملی از این قراراست:

اول: برقراری یک کانال محرمانه، مطمئن و غیر رسمی بین تهران و واشینگتن دردوران تنش حداکثری درمورد مسائل حساس وخطرناکی که پتانسیل ایجاد درگیری نظامی دارد،. دو طرف با تبادل اطلاعات درمورد خطوط قرمزو مقاصد طرفین ، میتوانند مانع سوء تفاهمات و تصورات غلط شوند.

دوم: تمهید کانالی برای کاهش درگیری درمناطق عملیاتی مشترک همچون عراق، سوریه و تنگه هرمز به منظورمهار و مدیریت حوادث محلی درمناطق وکشورهای ثالث توسط گروههای مسلح یا یاغی که میتواند موجب "درگیری های فراگیر منطقه ای" شود.

سوم: آزمایش شانس راههای اعتماد سازی باهدف "تشنج زدایی محدود" و انتقال دیدگاها درمورد شرایط گفتگودرموضوعات نگرانیهای کلان امنیتی طرفین درمنطقه.

چهارم: تشکیل خط تماس نظامی چهارجانبه بین ایران، عراق، عربستان و آمریکا جهت مهار درگیریها قبل از اینکه ازکنترل خارج شود.

حفظ صلح

برای پیشرفت درمهار بحران، دوطرف باید قدمهای کوچک و مشخصی بردارند. درشرایط فعلی شانسی برای اقدامات اساسی و بزرگ، وجود ندارد. درعین حال بعد از "تشنج زدایی محدود"، شانس "تشنج زدایی های کلان" بعد ازانتخابات ریاست جمهوری در آمریکا و ایران، ممکن میشود.

هر توافق احتمالی در آینده بین ایران و آمریکا در موضوع هسته ای، چنانچه بخواهد مرضی الطرفین باشد، ناچارا شامل  معاهده ان پی تی و برجام خواهد بود. باتوجه به اینکه رئیس جمهور آمریکا اطمینان بیشتری درمورد عدم دستیابی ایران به بمب هسته ای در درازمدت طلب میکند، این مورد هم با تکیه به فتوای مقام عالی رهبری ایران و عملیاتی شدن آن، قابل حل است. طبق فتوای آیت الله خامنه ای تولید، نگهداری وبکارگیری سلاح هسته ای کلیه سلاحهای کشتار جمعی حرام است.

درمورد مسائل منطقه ای هم راه حل پایدار این است که کشورهای منطقه مکانیزم جدیدی جهت تامین صلح و ثبات و امنیت از طریق همکاری مشترک منطقه ای تشکیل دهند. سناتور سندرز گفت: "ما میتوانیم سعودیها و ایرانیها را با یکدیگرکنیم. به آنها بگوییم که ما از هزینه کردن هزاران میلیارد دلار، خسته و بیمار شده ایم.آنها باید با هم شوند و ما این ظرفیت را داریم که همگرایی آنها را تحقق بخشیم".

 این سیستم همکاری جدید باید دربرگیرنده پنج اصل ذیل باشد:

1- کنترل تسلیحات وامنیت سازی منطقه ای،

2- ایجاد مکانیزمی برای پیشگیری و حل درگیریهای منطقه ای،

3- حفظ تمامیت ارضی و حاکمیت ملی کشورهای منطقه،

4- تعهد متقابل کشورهای منطقه بر عدم مداخله درامور داخلی یکدیگر و عدم تجاوز،

5- تمهید مکانیزمی برای مسائل بشر دوستانه همچون مردم آواره و بی خانمان منطقه.

منبع: میدل ایست آی

310 310

کد خبر 1358032

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 4 =