۴ نفر
۳ خرداد ۱۳۹۹ - ۱۲:۴۳
 بحران کرونا و آشکار شدن مدیریت قابل قبول رهبران زن جهان

قدرت، اساساً به‌عنوان امری مردانه شناخته می‌شود؛ با وجود تلاش‌های چند دهه‌ی گذشته‌ی سازمان ملل متحد و دیگر نهادها و سازمان‌های دولتی و غیردولتی برای ایجاد بستر مناسب به‌منظور دستیابی برابر زنان و مردان به قدرت، سهم مردان از دستیابی به قدرت همچنان بسیار بیشتر از زنان است.

در این میان اما رشته‌ی روابط بین‌الملل را شاید بتوان انحصاری‌ترین حوزه‌ی علوم اجتماعی در مباحث مربوط به جنسیت دانست. اگرچه هستی‌شناسی امنیتی زنان با مردان متفاوت است اما این تفاوت در حوزه‌ی سیاست و روابط بین‌الملل هرگز به رسمیت شناخته نمی‌شود و همین مسئله رشته روابط بین‌الملل را به یکی از یکسونگرترین و به اصطلاح مردانه‌ترین رشته‌های علوم اجتماعی تبدیل می‌کند. کارشناسان، اندیشمندان و حتی پژوهشگران رشته روابط بین‌الملل بیشتر مردان هستند، آن هم اکثرا مردان سفیدپوست. با این اوصاف این پرسش اساسی باقی می‌ماند که آیا زنان در صورت کسب قدرت می‌توانند موفق باشند؟

تبیین مسئله‌ی جنسیت با آنکه در تدوین و اجرای سیاست بین‌الملل بسیار مهم است اما از سوی دیگر، قبولاندن اهمیت آن به افراد، همواره دشوار هم هست. مباحث مربوط به زنان، در حوزه‌ی مطالعاتی امنیت و روابط بین‌الملل تنها به فمینیسم خلاصه می‌شود نه فراتر از آن. در نتیجه صحبت از لزوم حضور زنان در عرصه‌ی تدوین و تعریف چهارچوب‌های امنیتی، تعریف تهدیدات امنیت ملی و بین‌المللی، توضیح و تبیین چهارچوب اقتصاد سیاسی بین‌المللی یا حتی بازتعریف مفهوم امنیت و مباحثی از این دست همیشه به فراموشی سپرده می‌شود. وقتی از زنان در سیاست یا روابط بین‌الملل صحبت می‌شود، حضور آنان همواره به جنبشی اجتماعی برای به دست آوردن برابری خلاصه شده و لزوم نقش‌آفرینی آنان در تعریف و تامین امنیت بین‌الملل همواره نادیده گرفته می‌شود. به بیان دیگر، لزوم تغییر ساختار به‌منظور امکان دستیابی به قدرت و حتی ضرورت توجه به نگاه زنانه در تحلیل مسائل سیاست عالی، مثلا نگاه به مقوله‌ی جنگ و دیپلماسی در روابط بین‌الملل همواره مغفول مانده است.

می‌توان چنین نتیجه گرفت که حوزه روابط و سیاست بین‌الملل هنوز بسیار محدود مانده، آن هم منحصر به چند نظریه‌ی مبتنی بر مناسبات جغرافیایی در همان حال که واقعیات دیگر نادیده گرفته می‌شوند. زنان در شرایطی حدودا نیمی از جمعیت جهان را تشکیل می‌دهند که فقر و گرسنگی همچنان معضل اصلی بشر است، از سوی دیگر بیشتر هزینه‌های جهانی در بخش نظامی و خرید تسلیحات هسته‌ای صرف می‌شود. بدین ترتیب واقعیت‌های دیگر نظام بین‌الملل به‌ویژه واقعیت‌های جنسیتی آن نادیده انگاشته می‌شود. تمام این موارد در کنار برداشتِ نیمه‌ی نادیده انگاشته‌شده‌ی جمعیت جهان از مفهوم امنیت، یا اولویت‌بندی آنان از معضلات جهانی می‌تواند عمیقاً بر مناسبات سیاست بین‌الملل اثرگذار باشد. امری که تا پیش از شیوع گسترده‌ی ویروس کرونا شاید چندان قابل درک نبود. شیوع ویروس کرونا در زمانی‌که هیچکس توقع نداشت همه‌ی آنچه را که بشر به‌عنوان دستاوردهایش به آن می‌بالید زیر سوال برد.

در میان بحران اما یک نکته برای همگان آشکار شد، مدیریت قابل قبول رهبران زن جهان در رویارویی با این بیماری. از نیوزیلند تا نروژ و از آلمان تا تایوان، در بیشتر کشورهایی که زنان در راس قدرت قرار دارند، آمار مرگ و میر ناشی از ابتلا کووید ۱۹ به نسبت پایین‌تر بوده است. رسانه‌ها هم از رویکردهای سیاستمداران این کشورها و تدابیری که در مقابل بحران کنونی سلامت جهان به کار برده‌اند تمجید کرده‌اند تا جایی که مجله فوربس در یکی از مقالات خود از زنان به‌عنوان «نمونه‌هایی از رهبری واقعی» یاد کرده است. در این مقاله آمده:‌ «زنان قدم جلو گذاشته‌اند تا به دنیا نشان دهند چگونه می‌شود وضعیت آشفته خانواده بشری را سر و سامان داد». از مهمترین دلایل این موفقیت برای زنان می‌توان به تفاوت نگاه آنان به آنچه تهدیدکننده‌ی امنیت جامعه است اشاره کرد و این یعنی تفاوت در درک تهدید هرگز به‌معنای خطا یا ضعف نیست.

تجربه‌ی همه‌گیری ویروس کرونا در شرایطی که کمتر کسی زمان دقیق آن را پیش‌بینی می‌کرد  فرصت ناخواسته‌ای را برای رهبران زن جهان فراهم آورد تا توانمندی‌های خود را به جهانیان اثبات کنند. اقدامات به‌موقع رهبران زن جهان در مقابله با ویروس کرونا در مقایسه با برخی همتایان مردشان مانند دونالد ترامپ و بوریس جانسون که به‌جای رویارویی با عامل تهدیدکننده‌ی امنیت سعی در کم‌اهمیت نشان دادن عامل تهدید داشته‌اند نشان می‌دهد درک مفهوم امنیت در فضای کنونی جهان نیازمند به نگاه همه‌جانبه‌ی همه‌ی جامعه‌ی جهانی فارغ از جنسیت آنهاست. آنگونه که دکتر گیتا رائو گوپتا، معاون مدیر اجرایی یونیسف و عضو ارشد بنیاد سازمان ملل می‌گوید: «به‌نظر نمی‌رسد روش رهبری زنان با مردان فرق داشته باشد؛ اما حضور رهبران زن باعث ایجاد تنوع در تصمیم‌گیری می‌شود». زیرا بسیاری از مسائل جهانی از جمله تروریسم، معضلات محیط زیست و از آن جمله تغییرات اقلیمی، توسعه‌ی اقتصادی و... را نمی‌توان در چهارچوب قواعد بازی با حاصل جمع صفر توجیه کرد.

*کارشناس ارشد روابط بین الملل

۴۷۲۳۲

کد خبر 1391281

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 2 =