«قضاوت آمریکا در قبال کشورها، ابزاری برای تداوم جنگ روانی»

وزارت خارجه آمریکا چندی پیش در گزارشی مدعی شده است که جمهوری اسلامی ایران در طول چهار دهه گذشته، در اقدامات و حملات تروریستی در بیش از «۴۰ کشور» جهان نقش داشته است.

 این وزارت خانه با اشاره به اینکه این اقدامات منجر به کشته‌شدن یا آسیب دائمی صدها تن شده، نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، وزارت اطلاعات و گروه‌های دیگری از جمله حزب‌الله لبنان و سایر گروه‌های نیابتی وابسته به ایران را مسئول این حملات دانسته است. تنها لحظاتی پس از انتشار این مطلب، سخنگوی وزارت خارجه ایران به آن واکنش نشان داد و آن را گزارشی جعلی دانست که آغشته به توطئه و توهم است و با هدف «جنگ روانی و ایجاد فشار» علیه کشورمان منتشر شده است.

اشاره سخنگوی وزارت خارجه کشورمان به «جنگ روانی و ایجاد فشار» حکایت از عملیات گسترده‌ای است که پس از پیروزی انقلاب اسلامی ۲۲ بهمن ۵۷ توسط آمریکا کلید خورد و در طول چهار دهه گذشته به انحاء مختلف تداوم یافته است. ناکامی آمریکا در اعمال نظام تک قطبی از طریق سیاسی و اقتصادی پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی از یک سو  و توسعه پایدار و رشد علمی فزاینده ایران اسلامی از سویی دیگر، موجب شده است تا رژیم آمریکا بر شدّت و حدّت عملیات روانی خود علیه جمهوری اسلامی بیافزاید.

بدین ترتیب از اواخر دهه ۸۰ به این سو آمریکا به عنوان دارنده گواهینامه دخالت در امور جهان، هر ترفندی را بکار گرفته است تا دشمنان فرضی خود را افزایش دهد. جنگ صلیبی کفار از استراتژی انگلیسی «تفرقه بینداز و حکومت کن» به راهبرد آمریکایی «تفرقه بینداز و نابود کن» تغییر یافته و در این راه، جنگ روانی واشنگتن علیه تهران به یاری اَبر رسانه ها به جنگی تمام عیار تبدیل شده است. 

واشنگتن در راه رسیدن به این امر، چند هدف استراتژیک روانی را پیش روی خود قرار داده که در چهار دهه گذشته ثابت بوده است. اگرچه در مقاطع مختلف زمانی به تناسب ماهیت و وزن متغیرها، از حیث حجم، نوع و تنوع تاکتیک ها و تکنیک ها تفاوت های جدی بین آنها مشاهده می شود، اما از حیث محتوایی یکسان هستند و به طور کلی اهدافی مانند، ارائه چهره مخوف از جمهوری اسلامی در نزد افکار عمومی جهان به ویژه غرب، ترسیم ایران به عنوان محور شرارت در جهان و تلقین به بروز اجماع جهانی علیه تهران را در برمی‌گیرد.

بنابراین گزارش جدید وزارت خارجه آمریکا علیه ایران، امر جدیدی نیست و کافی است نگاهی به اسفند سال ۱۳۷۱ بیاندازیم، در جائیکه وزیر خارجه وقت آمریکا وارون کریستوفر در کمیته خارجی سنای آن کشور، ایران را کشوری قانون شکن توصیف و ادعا کرد که تهران در نقاط مختلف جهان به گروه های تروریستی کمک می‌کند و سلاح های کشتار جمعی می خرد. چرا که آنها به دنبال دستاویزی بودندکه از پس آن ادعای حراست از ملل جهان و امنیت و ثبات منطقه ای را علم کنند و در ورای آن  موقعیت خود را در خلیج فارس تثبیت کنند. بدین ترتیب طی سالیان گذشته هر جا که نیاز به فتح داشتند واژه تروریسم و خطر جهانی را به میان آوردند و هرکسی را که خواستند با این دستاویز به بند کشیدند.

حال با توجه به این موضوع است که هر زمان در تحولات خاورمیانه کوچک ترین نفوذپذیری از ایران دیده می‌شود، دستگاه های تبلیغاتی با بوق و کرنا سعی می کنند آن را به شدت بزرگنمایی کنند. این همان صورت دیگر جنگ روانی آمریکا علیه ایران است که از حوادث پر سر و صدا و جنجال برانگیز برای منحرف کردن ذهن مردم جهان از برخی پدیده های مهم سیاسی استفاده می‌کند. اتهامات بی اساس و پوچی که در قالب هواپیماربائی، انفجار بمب در فلان نقطه جهان، مسئله حقوق بشر و نظایر آنها به وجود می‌آید تا توجه مردم دنیا را به این گونه حوادث معطوف دارند و  بتوانند در همه‌ی موارد، لبه تیز حمله و اتهام را متوجه ایران کنند، چون تنها در ورای این امر است که می توانند اجماع جهانی ایران ستیزی را قوام ببخشند.

اما همه ی این موارد در حالی رخ می دهد که به گفته عباس موسوی سخنگوی وزارت امور خارجه، «آمریکا خود با آن سابقه پلید و سیاه در اقدامات تروریستی، اعدام های فراقضایی، رسوایی‌های جاسوسی، حمایت از نظام های فاشیستی و دیکتاتوری و قاچاقچیان بین المللی مواد مخدر، ۷۹ کودتا و تغییر نظام در کشورهای مستقل، جنگ افروزی بی سابقه در تاریخ با ۱۳۵ جنگ، تحریم و تروریسم اقتصادی علیه ۳۳ کشور و دهها جرم و جنایت علیه بشریت، به هیچ وجه صلاحیت سیاسی، حقوقی و اخلاقی برای قضاوت درباره سایر کشورهای جهان ندارد. بنابراین بهتر است اول به سابقه پلید و سیاه خود بپردازد؛ بویژه اینکه مدیریت وزارت امور خارجه آمریکا در حال حاضر با افتخار دروغ را عامل پیشرفت خود می داند.»
 

*کارشناس روابط بین الملل
 

310311

کد خبر 1394029

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 7 =