۱ نفر
۱۱ مهر ۱۳۹۹ - ۱۲:۰۰
ایران در مناظره یا منازعه درون سیاست داخلی آمریکا؟

گفتگوی رو در روی دو نامزد انتخاباتی ریاست جمهوری، آقای بایدن و ترامپ یک پیام آشکار داشت:" دو قطبی شدن عمیق در داخل ایالات متحده".

تاثیر این وضعیت بسیار روشن است هر جناحی که پیروز شود در مسیر اجرای اهداف سیاسی خود با مقاومت شدید جریان مقابل روبرو خواهد شد. حالا این هدف نظام بهداشتی برخاسته از طراحی دوره اوباما برای شهروندان آن کشور باشد یا اجرای سیاست های سخت گیرانه برای مهاجرت به آمریکا، فرقی در اصل ماجرا نخواهد داشت. در واقع تمام مسایل سیاست داخلی آمریکا در ۴ سال آینده گروگان جریان شکست خورده رقیب خواهد شد. 

در سیاست خارجی شرایط چگونه رقم می خورد؟ 

پاسخ به این پرسش کمی پیچیده است. دلیل عمده آن است که در برخی موضوعات سیاست خارجی تمایزی میان آرا دمکرات و جمهوری خواه نیست. به عنوان مثال حمایت از اسرائیل یا تلاش برای عادی سازی مناسبات عربی - اسرائیلی، حتی در موضوع کره شمالی هم نزاع عمده ای بروز نیافته است به شرحی که شاهدیم اساسا موضوع مذاکرات با "اون" در هفته های اخیر بازنشر نشد و چه بسا در گفتگوی رودر رو  هم جایی پیدا نکند. 

اما در موضوع ایران، اختلاف بنیادی ترامپ با برجام بیشتر معطوف به عمل ساختار حاکمیتی اوباما در تفاهم برجام بوده است. او بارها از آمادگی مذاکره با ج اا دم زده است. پس با اصل مذاکره نه تنها زاویه ندارد بلکه از آن به عنوان یک فرصت یاد کرده است.

 آنچه باید توجه داشت آنکه در موضوع ایران که امری در حوزه سیاست خارجی برای رقبای انتخاباتی است، مسئله به شکل غریبی به سیاست داخلی آمریکا پیوند خورده است.  

با این مقدمه دو فرض پیروزی هر یک از مدعیان را مرور کنیم: 

۱. اگر بایدن پیروز شود و حتی بخواهد بدون پیش شرط به برجام باز گردد و خیمه مذاکرات را برپا کند، با یک مقاومت سخت و پیوسته تا انتخابات بعدی مجالس آمریکا روبرو خواهد بود که زمان بلندی است. پس انتظار گشایشی سریع و حاصلی مهم نباید داشت. خاصه آنکه فاکتور سایر اعضای ۵ +۱ در وضعیت کنونی و چالشهایی که درون خود دارند ( چین و امریکا، روسیه و اروپا، روسیه و امریکا و اروپا با بریتانیا ) را هم باید به عنوان مولفه های تاثیر گذار در نظر آورد. بالنتیجه پیروزی بایدن فقط فضا را منجمد می کند اما کوه های یخی را آب نمی کند. 

۲. اگر ترامپ سایه خود را بر سر کاخ سفید نگاه دارد، در سیاست داخلی به دلیل همان پیش مقدمه با موانع پیاپی رقبای خود روبرو است و دست و پنجه نرم کردن با آنها برایش پر هزینه خواهد شد. اینجا می ماند سیاست خارجی، کدام گزینه مناسب تر است؟ تغییر سیاستش نسبت به چین، قدرت دوم اقتصاد جهانی پس از آن همه رجز خوانی ها  تنها در شرایطی ممکن است که امتیاز بزرگی به پکن بدهد و این هم می تواند به جار و جنجال های داخلی بینجامد و هم با روحیه تاجرمآب وی سازگار نیست که عمده سرمایه را وارد معامله کند. 

پس اگر پکن مطلوب نباشد، کجا مقصود است؟ 

در حقیقت وی باید در مسیری گام بردارد که زیان هنگفت نکند و رقبایش در این موارد زیاد سر به سرش نگذارند. 

بهترین راه حل برای یک تاجر چیست؟

 آن متاعی را برباید که رفقا و رقبا چه داخلی و چه خارجی به آن چشم دوخته اند. 

ایران تنها متاعی است که رقبای داخلی او را به دلیل خروج از بازار و رها کردن این گوهر استراتژیک در کف رفقای سابق (بخوانید ۵ + ۱، به ویژه چین و روسیه) سرزنش کرده اند. پس اگر به سوی آن دست ببرد نباید آنگونه که در سایر موارد ممکن است موانع داخلی سر راهش قرار گیرد، با مشکل روبرو شود یا لااقل کمتر متهم می گردد و چه بسا فقط کمی به سخره گرفته شود. ( البته ونزوئلا هم با ظرفیت کمتر از این ویژگی در کارتهای بازی سیاست خارجی پس انتخابات برخوردار است). 

 بالنتیجه؛ ایران پس از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا موضوع منازعه سیاست داخلی آمریکا نخواهد بود و بیشتر موضوع "مناظره" میان دو طیف خواهد شد که چگونه به آن نظر اندازند و با آن کار کنند؟

 بایدن در کاخ سفید با چالش بسیار و زمان بلند و ترامپ با مزاحمت کمتر و دوره کوتاه تری ممکن است بتوانند به شرط بی نهایت مهم، همانا " تصمیم ج اا" در پایان این مبارزه به توافق نزدیک شوند.
 

*رایزن دیپلماسی عمومی سفارت جمهوری اسلامی ایران در لهستان

310311

کد خبر 1438704

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 17 =