۱ نفر
۱ آبان ۱۳۹۹ - ۱۱:۳۲

سلطان حباب

حمید حاجی‌زاده
سلطان حباب

رسانه ملی در بخش های مختلف خبری امروز خود خبر از دستگیری دلالان ارز (طایفه جمشید بسم ا ...ها) را داد که ظاهرا در امر خرید و فروش ارز فعالیت غیر قانونی داشته‌اند.

۱ـ سلطان دلار :اما ماجرای جمشید چه بود؟

درست هشت سال قبل در چنین روزهایی که بازار ارز متلاطم شده بود خبر دستگیری محمدرضا میرآبی که با نام مستعار جمشید بسم ا ...  در بازار ارز تهران فعالیت می‌کرد از تیترهای برجسته‌ی همین رسانه شده بود. کسی که به تعبیر رسانه‌ها هر روز صبح درچهار راه استانبول تهران بر پیت خالی می‌ایستاد و نرخ برابری دلار را برای مملکت تعیین می‌کرد. او که برای اولین بار اسمش را آقای محمدرضا رحیمی معاون اول رییس جمهور وقت به عنوان عامل گرانی ارز برده بود.

فارغ از این که اصلا اتهام جمشید بر کدام محمل قانونی استوار بود، علی رغم سر و صدای زیادی که در دستگیری‌اش شد، او دو ماه بعد و تقریبا در سکوت رسانه‌ای آزاد شد. نکته‌ی جالب‌تر این داستان آن جا بود که قیمت دلار که در زمان دستگیری او کمتر از ۲۰۰۰ تومان بود و با وجود دستگیری او نه تنها بعدا کاهش محسوسی نداشت که در یک روند افزایشی تقریبا با همان شیب سالیان متمادی بالا رفت، تا جایی که به قیمت ۳۲۰۰۰ تومان در همان هفته رسید.

۲ـ سلطان سکه : اگر چه استفاده از عنوان سلطان برای یک متهم، وجه تشابه موضوع دوم با داستان جمشید بود اما حکایت برخورد با سلطان سکه مسیر متفاوتی داشت. آن گونه که داستان وحید مظلومین فرد (معروف به سلطان سکه) بر خلاف جمشید بسم ا ... ختم به خیر نشد و جان او را گرفت.

وی که بنابر اظهارات سردار حسین رحیمی فرمانده انتظامی تهران بزرگ در نیمه ی تیر ماه ۹۷ دستگیر شده بود به جمع آوری ۲ تن سکه متهم بود. تلقی بعضی از رسانه ها از این اظهارات این بود که از وی در هنگام بازداشت ۲ تن سکه کشف و قاعدتا ضبط شده است ولی پس از آن که او به سرعت محاکمه شد و سه ماه بعد اعدام گردید دادستان تهران وجود هرگونه سکه در هنگام دستگیری او را منتفی اعلام کرد و این موضوع بهانه ای دست تعدادی از رسانه های معاند داد. فارغ از این که اصولا فعالیت سلطان سکه در خرید و فروش سکه بر اساس کدام موازین قانونی جرم و اخلال در نظام اقتصادی شناخته شده بود آن چه که در رابطه با موضوع وی جلب توجه می کرد رفتار قیمت سکه در خلال و پس از این واقعه بود.

قاعدتا مردم انتظار داشتند که با اعدام وی بازار ملتهب سکه روی آرامش به خود ببیند و قیمت از شیب صعودی خارج شود. بارها و بارها مسئولین مختلف که دست اندرکار بازار طلا و اقتصاد کشور بودند نیز از حباب داشتن و غیر واقعی بودن نرخ سکه صحبت کرده بودند.

سکه در زمان دستگیری او حدود۰۰۰/۷۵۰/۲ تومان بود که در زمان اعدامش به ۰۰۰/۸۰۰/۳ تومان رسید و پس از آن نیز در یک روند تقریبا ثابت سالها روند افزایشی را طی کرد تا این هفته که به رقم باور نکردنی حدود ۰۰۰/۰۰۰/۱۶ میلیون تومان رسید.

هر دوی این ها این فرضیه را که سر رشته ی اصلی مشکل در دست سلاطین است به شکل جدی زیر سوال می برد و پرسش جدی دیگری را در مقابل می گذارد، این که پس دلیل این نابسامانی چیست.

اگر چه این هفته، هم نرخ دلار و هم نرخ سکه با یک ریزش ناگهانی به شکل تیز (SHARP) پایین آمد و این باعث خرسندی آحاد جامعه شد اما در کشوری که در آن نزدیک به چهل میلیون نفر کد بورسی دارند و کم و بیش با تحلیل رفتار قیمت ارز و طلا نیز مانند بورس آشنا هستند این اتفاقات از نگاه تحلیلی هم سنجیده می شود.

بررسی سابقه رفتار دلار و سکه در این سال ها نشان می دهد که این رفتار فاقد هر گونه الگوی تکرار پذیر است و این موضوع امکان هر تحلیل تکنیکال را می گیرد، تحلیلی که مبنای اعتبار آن تکراری بودن رفتار دلار و ارز است.

روش دیگر در تحلیل که به آن تحلیل بنیادی می گویند با نگاه علمی به سراغ موضوع رفته و با در نظر گرفتن وضعیت موجود و ملزومات و مختصات تغییر، آینده را پیش بینی می کند. این تحلیل  نیز در یافتن پاسخ قانع کننده برای اتفاقات جاری در بازار ارز و طلا درمانده است. البته در تحلیل بنیادی عوامل موثری که از بیرون و به عنوان پارامترهای سیستمی بر رفتار نرخ تاثیر می گذارند نیز مد نظر قرار می گیرد.

به عنوان مثال کاهش ناگهانی نرخ ارز در روزهای اخیر را شاید بتوان از این زاویه دید. در شرایطی که تقاضاهای متفاوت و ناگهانی جدیدی برای ارز به بازار نیامده است و سفرهای خارجی بخاطر کرونا تعطیل شده و خریدهای وارداتی با کاهش روبروست، ورود احتمالی منابع مسدود شده ی ارزی کشور از کشورهای طرف قرارداد تعادل را به سمت کاهش قیمت پیش می برد. این یعنی پارامتر اصلی کاهش نرخ ارز نه در تاثیر روانی است و نه در شکست آرایش دشمن و یا تغییر سیاسی و انتخابات در دیگر کشورها، که هیچکدام از این ها هنوز رخ نداده است. بنابر این دلیل بهبود وضعیت فقط به عملکرد دولت مرتبط است، پس طبیعتا آدرس دادن منشا مشکلات ارزی به سلاطین و یا به دیگران، روشن ترین نوع آدرس غلط دادن است. اکنون این سه سوال پیش می آید که :

۱ـ چرا با آدرس های غلط از پرداختن به عامل یا عوامل اصلی طفره رفته اند و یا ممانعت شده است؟ در این بین تکلیف آن‌هایی که هر روز با حباب خواندن افزایش قیمت ها (به تعبیر بنده سلاطین حباب) نه تنها عوامل اصلی موضوع را در حاشیه امن قرار داده‌اند که حتی آرامش روانی مردم را به بازی گرفته و به شعور آن‌ها بی توجهی کرده‌اند چیست؟

۲ـ اگر دولت می تواند گه‌گاه نسبت به مدیریت بازار ارز اقدام کند چرا این مهم را اغلب اوقات تعطیل می‌کند؟

۳ ـ اصولا برای جنگ اقتصادی که بقول آقای رییس جمهور در جریان است و تمایل و اراده مردم در بروز و ورود به آن موضوع بحث این روزهاست چه فکر اساسی باید کرد، قبل از آن که فشارهای اقتصادی کمر اقتصاد خانواده ها را بشکند و سلامت و جان آن ها را هدف قرار دهد؟

223223

کد خبر 1446366

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 1 =