۷ نفر
۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۰ - ۲۰:۱۸
ترور سیاسی ظریف

هفته نامه صدا در مطلبی به قلم داوود حشمتی نوشت: در هر اتفاق و دوقطبی‌شدنی در جامعه همواره عده‌ای سود می‌برند و عده‌ای متضرر می‌شوند؛ اما در ماجرای انتشار مصاحبه‌ای از محمدجواد ظریف تنها سود و زیان مطرح نیست؛ ظریف از ابتدای دولت روحانی تا همین امروز سیبل اصلی مخالفان دولت بوده و این اتفاق به‌مثابه «ترور ظریف» قابل تحلیل است.

ظریف هر بار که حرفی زده (چه در مجلس و چه در رسانه‌ها) به‌خاطر حساسیت مخالفان برجام نسبت به او، یک جنجال را پدید آورده است. اما این‌بار ماجرا فرق داشت؛ او حتی از سوی وزیر سابق و معزول در یک سفر دیپلماتیک (منوچهر متکی) متهم به «ترور سردار سلیمانی» می‌شود، درحالی‌که اتفاقاً بال داخلی و خارجی ضدبرجام بعد از ترور سردار سلیمانی برنامه «ترور نرم ظریف» را اجرایی کردند. ماجرا به‌طور خلاصه این بود: یک مصاحبه که قرار بود در آینده منتشر شود، ناگهان سر از تلویزیون ایران اینترنشنال درمی‌آورد. مصاحبه‌ای داغ و جنجالی با محمدجواد ظریف. مصاحبه‌ای که در آن ناگفته‌هایی را از دوگانه «دیپلماسی» و «میدان» (بخوانید نظامی‌گری) بیان می‌کند.

آیا ظریف از بیان این خاطرات قصد خاصی داشت؟ انتشار فایل توسط چه کسانی می‌توانست صورت بگیرد؟ چه کسانی از انتشار این فایل سود می‌برند و چه کسانی متضرر می‌شوند؟ آیا آن‌طور که کیهان نوشت این «یک خودکشی سیاسی» بود یا آنکه اتفاقاً دوست دارند آن را تبدیل به یک «خودکشی سیاسی» برای ظریف کنند و «ترور سیاسی ظریف» را یک «خودکشی» جا بزنند؟ آیا ظریف قصد کاندیداتوری در انتخابات دارد و همین مسئله باعث شد تا عده‌ای دستپاچه به چنین اقدامی دست بزنند؟

سه ساعت از سیاست خارجی

پخش تنها چند تکه از مصاحبه ظریف در تلویزیون ایران اینترنشنال و چند تحلیل بر روی آن کافی بود تا فضای رسانه‌ای را به سمت خود بکشد. اما این گفت‌وگو تنها همان چند دقیقه که آنها بریدند و در مقابل دیگران قرار دادند، نبود. اندکی بعد فایل سه‌ساعته این گفت‌وگو در گروه‌های تلگرامی دست‌به‌دست شد. یکی از کسانی که این فایل را از همان ابتدا به‌دست او رسانده بودند، گفت که آن را از نزدیکان محمود احمدی‌نژاد دریافت کرده است.

خبرنگار BBC نیز در یک روم کلاب‌هاوس خبر داد که این فایل به‌دست آنها نیز رسیده بود؛ اما به‌خاطر اینکه باید از صحت آن اطمینان پیدا می‌کردند، مراحل تائید آن به طول انجامید و تلویزیون دیگری آن را منتشر کرد.

این مصاحبه قرار بود به‌نوعی ناگفته‌های وزرا و معاونان دولت‌های یازدهم و دوازدهم باشد. اما ظاهراً فردی یک نسخه از فایل مصاحبه ظریف را زودتر از موعد به خارج از مرزها می‌فرستد. مصاحبه حتی ادیت نهایی هم نشده بود. در جاهایی مصاحبه‌کننده (سعید لیلاز) شوخی‌هایی می‌کند که طبیعتاً در فایل نهایی آنها را خارج می‌کرد. خود ظریف هم در بخش‌های مختلف تأکید می‌کند که «اینها برای پخش نیست». لذا در حال حاضر با یک فایل ادیت‌نشده روبه‌رو هستیم که سه‌ساعت و 10 دقیقه زمان دارد و در آن مشخصاً چهره دیگری از روسیه ترسیم شده است.

نگرانی روسوفیل‌ها

اگر قرار باشد اصل مصاحبه و محتوای آن تحلیل شود، می‌توان گفت این مصاحبه سه بخش محتوایی مهم داشت. اولین بخش آن به تفاوت‌های «میدان و دیپلماسی» پرداخته شده بود. «میدان» واژه‌ای بود که ظریف از آن به‌جای جنگ و نظامی‌گری استفاده کرده بود. ظریف تلاش می‌کرد تا نشان دهد این دیپلماسی بود که در خدمت جنگ بود نه برعکس. بخش دوم محتوا مربوط می‌شد به کارشکنی‌هایی که در مقابل برجام صورت گرفت که مهم‌ترین آن به مخالفت روسیه و حمله به سفارت عربستان برمی‌گردد. و بخش سوم تلاش ظریف بود برای اینکه چهره‌ای واقعی از سردار سلیمانی نشان دهد. چهره‌ای که به باور ظریف اهل مذاکره و تعامل بود، نه جنگ. خاطره‌ای که ظریف از تلاش سردار سلیمانی برای خاتمه جنگ یمن داشت، در این بخش بسیار مهم بود.

ظریف در این مصاحبه که اسفند ۱۳۹۹ در قالب «تاریخ شفاهی دولت تدبیر و امید» ضبط شده، می‌گفت: «من دیپلماسی را بیشتر برای میدان هزینه کردم، تا میدان برای دیپلماسی هزینه شده باشد. هیچ زمانی نتوانستم به فرمانده میدان [نظامی] بگویم کاری را بکن، چون در دیپلماسی نیاز دارم. تقریباً هربار که من برای مذاکره رفتم، این سلیمانی بود که می‌گفت می‌خواهم تو این خاصیت یا نکته را بگیری. من برای موفقیت میدان، مذاکره می‌کردم». او در پاسخ به سؤالی درباره چرایی دخالت نظامی در تصمیمات دولت می‌گوید: «وقتی میدان [نظامی] تصمیم‌گیر باشد، این می‌شود. وقتی که میدان بخواهد بر استراتژی کشور حاکم شود، ‌این می‌شود که می‌توانند با ما بازی کنند.»

او سپس روایتی از کارشکنی‌های روسیه در برجام را برملا می‌کند: «روسیه در هفته آخر امضای برجام حداکثر تلاشش را کرد که برجام به نتیجه نرسد». و ادامه می‌دهد: «بین ۲۳ تیر ۹۴ که برجام نهایی شد تا ۲۶ دی ۹۴ که برجام به مرحله اجرا درآمد، پشت‌سر هم اتفاقاتی افتاد که به توافق ضربه زد؛ (از جمله) سفر سلیمانی به روسیه، گرفتن دو قایق جنگی آمریکایی (۲۲ دی ۹۴)، نوشتن مرگ بر اسرائیل روی موشک و...». ظریف همچنین می‌گوید: «سفر آقای سلیمانی به روسیه، به اراده مسکو شکل گرفت، نه به اراده ما. ادعا می‌کنیم که آقای سلیمانی، پوتین را به جنگ کشید. اما پوتین تصمیمش را گرفته بود. پوتین وارد جنگ شد، اما با نیروی هوایی، اما نیروی زمینی ایران را هم به جنگ کشید».

ظریف تأکید می‌کند که یک سال قبل از آن سردار سلیمانی در تهران با لاوروف دیداری داشته که او را قانع کند تا روسیه به جنگ سوریه وارد شود و روس‌ها نیز تقریباً قانع شده بودند. اما بعدا کار را رها کردند تا زمانی که برجام نهایی شد. ظریف یک‌بار دیگر هم این مسئله را در نشستی که در کلاب‌هاوس داشت، مطرح کرده بود. او البته به کارشکنی روس‌ها اشاره‌ای نکرده بود و حتی ما نمی‌دانستیم رفتار او با لاوروف به‌گونه‌ای بوده که در نهایت لاوروف عمداً در عکس نهایی برجام حضور ندارد. ما نمی‌دانستیم که ظریف در جلسه‌ای بسته در مقابل کری و موگرینی وقتی لاوروف می‌گوید: «تو باید بروی از تهران دستورالعمل بگیری»، با تندی به او می‌گوید: «این مسئله به شما مربوط نیست.» شاید هم همین بخش‌ها از حرف‌های ظریف بود که به مذاق کاربران فضای مجازی خوش ‌آمد و از آن استقبال کردند.

از خودکشی ظریف تا دلواپسی برای روسیه

واکنش‌ها به این مصاحبه را به چند دسته می‌توانیم تقسیم‌بندی کنیم. اول، عده‌ای بلافاصله و با انتشار این فایل، تقابل میان ظریف و سردار سلیمانی را سر دست گرفتند و انتقادها به ظریف آغاز شد. این در حالی بود که هنوز هیچ‌کدام از آنها متن کامل فایل را گوش نکرده بودند. به این معنا که هنوز فرصتی نگذشته بود که آنها بتوانند بنشینند و ببینند ظریف چه انتقاداتی را مطرح کرده است. اما خط تحلیل، کار خود را آغاز کرد. این خط خصوصاً در توئیتر بسیار فعال بود و کاربران مدعی انقلابی‌گری شروع به حملات شدید علیه ظریف کردند. چند اتاق در کلاب‌هاوس به‌راه افتاد تا به بررسی این مصاحبه بنشینند. محتوای اکثر آنها نیز حمله به ظریف بود. اما در طرف دیگر فعالان اصلاح‌طلب بودند که با شگفتی به محتوای این فایل نگاه می‌کردند و بخش‌های مهم آن را در فضای مجازی بازنشر کرده و در مورد آن به گفت‌وگو ‌پرداختند. مهمترین بخش‌ها نیز

مربوط می‌شد به مسائل مرتبط با روسیه و بی‌خبر نگه‌داشتن ظریف از حمله به هواپیمای اوکراینی که در پی آن حتی از او خواسته‌اند که اظهارات مقامات کانادایی و آمریکایی را تکذیب کند. اما ظریف زیر بار آن نرفته بود.

در داخل نیز از کیهان تا وطن امروز به ظریف حمله کردند. ظاهراً کلیدواژه «خودکشی» و «انتحار» از سوی اتاق فرمان به آنها ابلاغ شده بود تا علیه ظریف با این کلیدواژه‌ها جمله بسازند. کلیدواژه‌ای که در واقع با آن می‌خواستند یک «ترور سیاسی» را «خودکشی» جا بیندازد. کیهان نوشته بود: «آقای ظریف در این بازی شوم در آستانه انتخابات، مثل یک مُهره پیاده، قربانی بازی مشترک «اتاق عملیات رسانه‌ای دشمن» و «مدیریت ‌اشرافی نگران از قضاوت افکار عمومی» شده است؛ ماه‌هاست در توهم او مبنی بر اینکه بازیگری مستقل و مؤثر است، می‌دمند و با او بازی می‌کنند. البته انتحار، آخرین نقشی است که به مهره سوخته تحمیل می‌شود، ولو نخواهد.»

جوان نوشت: «ظریف در پازلی تعریف شده که به‌عنوان یک عنصر دست به اقدام انتحاری زده. انتحاری که به اعتقاد دوستان ظریف، در هر صورت گرچه ممکن است اهداف طراحان را تأمین کند، لیکن وزیر خارجه را به کام مرگ سیاسی برد.» تحلیل روزنامه وطن امروز هم این بود که او تعمداً دست به این کار زده تا با ایجاد موجی از عدم حضورش در انتخابات، آراء را به سمت فرد دیگری هدایت کند. مهدی نصیری، مدیرمسئول سابق کیهان معتقد بود: «صوت ظریف بار دیگر از معضل حاکمیت دوگانه ناشی از نزاع بین نهادهای "انتخابی" و "انتصابی" که تنش و اصطکاک بین آنها، ملت را لِه و کشور را در لبه پرتگاه قرار داده، پرده برداشت».

حمید رسایی به ظریف کنایه می‌زند: «ظریف در فایل صوتی‌اش، از اینکه در جریان برخی تصمیمات میدانی نظام مثل عین‌الاسد نبوده، گلایه کرده! مستر! بااین‌همه خوش‌بینی و ارتباطات مسئله‌دار با موسسات و چهره‌های بدجنس غربی، چرا فکر می‌کنی باید در جریان جیک و پوک تصمیمات میدانی حساس نظام باشی! بگذریم از حضور در سفارت آمریکا در ترکیه».

اسماعیل کوثری که این روزها دوباره لباس سپاه را از تن خارج کرده و کت‌وشلوار نامزدی مجلس پوشیده، بیش از همه نگران روابط با روسیه بود. او به اعتماد گفته بود که «این حرف‌ها به نظر من جز اختلاف انداختن میان ایران و روسیه نتیجه دیگری ندارد... چرا منافع ملی را رها کرده و سراغ جزئیات می‌رویم؟! چه کسانی بودند که در این مقطع سخنانی که می‌گویند و نباید منتشر می‌شد را، نشر داده‌اند؟!»

آن‌سو اما سخنگوی وزارت خارجه هم نسبت به انتشار این فایل که آن را محرمانه می‌خواند، انتقاد کرد. ربیعی سخنگوی دولت هم گفت: «رئیس‌جمهور به وزارت اطلاعات دستور داده‌اند تا عوامل توطئه فایل صوتی ظریف را شناسایی کنند. این ربایش

اسناد به اعتقاد ما توطئه‌ای علیه نظام، دولت، و انسجام داخلی و نهادهای کارآمد و علیه منافع ملی ما است.» حسین مرعشی اما معتقد بود که «ظریف محبوب‌تر از گذشته شده است».

نگرانی از مشارکت مردم در انتخابات

هم‌زمان با جریان سایبری در داخل، جریان رسانه‌ای در خارج نگران این بود که حرف‌های ظریف باعث شود تا مشارکت مردم در انتخابات، افزایش پیدا کند. حجم محتوای تولیدشده در توئیتر و اینستاگرام علیه ظریف بسیار بالا بود و جالب اینکه از 95 درصد حجم انتقادی محتوای تولیدشده 55 درصد سهم اکانت‌های داخل‌نشین بود و 40 درصد سهم خارج‌نشین‌ها بود. آنها نگران این بودند که مبادا با انتشار ناگفته‌ها مردم دوباره ترغیب به حضور در انتخابات شوند. از همین‌رو بود که اتاق‌هایی با این عنوان در کلاب‌هاوس شکل گرفت: «ظریف خودش را آتش بزند هم رأی بی‌رأی».

هرچقدر جریان داخلی دلواپس سعی کرد مقصر اصلی و نهایی را حسام‌الدین آشنا نشان دهد، جریان خارج تلاش کرد تا دوگانه میان ظریف و قاسم سلیمانی را پررنگ کند، تا پاس گلی باشد برای سایبری‌های داخل که با آن به ظریف حمله کنند.

هر دو دسته اما بر سر یک موضوع تفاهم مشترک داشتند؛ آنها نمی‌خواستند ظریف پا به عرصه انتخابات بگذارد، چراکه احتمال پیروزی او را بسیار بالا ارزیابی می‌کنند.

برای همین حتی دست به تحریف توئیت پمپئو نیز زدند. ظریف در این مصاحبه گفته بود که «شهادت قاسم سلیمانی ضربه بزرگی به ما زد. در حدی که می‌توان گفت مانند تخریب یک شهر برای ما خسارت داشت.» مایک پمپئو، وزیر خارجه پیشین ایالات‌متحده با سوءاستفاده و فرصت‌طلبی در توییتر با  اشاره به سخنان ظریف مدعی شد، هدف قرار دادن سردار سلیمانی بهترین تصمیم ترامپ بود. پمپئو این حرف را در مقابل سناتورهای آمریکایی مخالف ترامپ بیان می‌کرد. اما وطن امروز و وابستگان فکری این جریان، از این موضوع برای حمله به ظریف استفاده کردند. درحالی‌که در این بخش اتفاقاً ظریف داشت از ارزش اهمیت بالای سردار سلیمانی حرف می‌زد. آیا این نوع رفتار از سر عدم آگاهی بود؟

2323

کد خبر 1512102

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 1 =