۲ نفر
۲۰ شهریور ۱۴۰۰ - ۰۸:۰۰
سه کلید واژه اساسی درباره طالبان

کارشناس مسائل افغانستان در گفتگویی با خبرآنلاین، الگو و مدل فکری گروه طالبان را در حکمرانی مورد بررسی قرار داد.

به گزارش خبرآنلاین، جعفر حق پناه در پاسخ به اینکه اگر الگوی فکری امروزی طالبان را دسته بندی کنیم به چه مدلی خواهیم رسید گفت:در بهترین حالت باید در شبه الگوی فکری که طالبان دنبال می‌کند سه کلید واژه اساسی که به صورت ناقص وجود دارد را اینگونه دسته‌بندی کرد؛ «امنیت،عدالت و وتوسعه» که از این سه الگو برداشت حداقلی وجود دارد.امنیت از منظر طالبان  به معنای فقدان ناامنی است؛ یک حاکمیت متمرکزی که بتواند ثباتی را برقرار کند وحکومت های ملوک‌الطوایفی برچیده شود. در همان  دوره حکومت طالبان (دهه هفتاد) نا امنی های مثل دزدی، اخاذی و راه بند و... وجود نداشت. قطعا در این بخش و این نمونه از امنیت طالبان موفق است. برای آنها تعریف امنیت به معنای امنیت انسانی نیست  یا امنیت جامعه ای نزد انها  مفهومی ندارد.  مطالعات امنیتی نوین که مراد از آن امنیت  جنبه  ایجابی دارد و مثلا امنیت انسانی که رکن رکین آن  است. تعریف آن‌ها از امنیت این است که در وقت نماز دکان مردم اگر باز باشد، کسی به خودش اجازه دزدی ندهد، در این جهت کاملا امنیت است.در مورد توسعه هم به همین شکل است؛ اینها نگاهشان به توسعه به این معناست که بتوانند رضایت‌مندی مردم را درمعاش آن‌ها به دست بیاورند. نه اینکه حتما با جهان آزاد اقتصاد تعامل داشته باشند، نه. من فکر میکنم طالبان جدید به این حوزه ها فکر نمی‌کند اما مایل است که افغانستان را از حالت انزوای اقتصادی خارج کند اما برای آنها یک تعریف دیگر دارد به معنای تعریف جهانی رایج ازین مفهوم نیست.مساله عدالت هم که خیلی روی ان مانور می‌دهند؛ فسادی در دولت مستقر در کابل به وجود امد که عده ای از نخبگان و اشراف و وابستگان به دولت، از ان برخوردار بودند و مردم از ان محروم. یکی از دلایل عمده سقوط این کشور همین بود. مردم از این وضع ناراضی بودند و طالبان وعده اصلاح وضعیت فساد در سیستم را به مردم داد. آن‌ها می گویند عدالت را برقرار می‌کنیم. طالبان در این زمینه پاکدستی بییشتری دارد. البته در دهه هفتاد چیزی برای چپاول نبود الان باید آن‌ها را ازمایش کرد که آیا هنوز هم پاکدست هستند یا خیر؟

وی در تشریح اینکه در چارچوب فکری طالبان، خبری از حقوق مدنی و آزادی نیست گفت: در این چارچوب بندی فکری طالبان با روایت حداقلی،  مفهومی به نام ازادی و حقوق شهروندی و مدنی را غایب می بینید.از نظر آن‌ها تعامل با دنیا را باید با مبنای الگوی چینی و کره شمالی ببینیم. قابل انتظار است که کاملا هدایت شده و به شکل خاص ومتمرکز با دنیای خارج رابطه برقرار می کنند. اینکه توده مردم اجازه داشته باشند که خودشان با دنیای خارج از افغانستان ارتباط بگیرند اصلا این امکان پذیر نخواهد بود. با مباینی و شیوه حکمرانی آن‌ها مغایرت دارد.  ولی اینکه بخواهند مثل چین همه چیز را هدایت شده از کانال خودشان دبنال کنند قابل پیشبینی است.طالبان ناچار است که برخی از تکنیک ها را به کار بیگیرد به این دلیل که اداره حکومت مشکل تر از گذشته شده است و مطالبات مردم نیز از ان‌ها بیشتر است. اینها تنگناهایی را برای طالبان ایجاد می کند و اینکه چقدر باعث تغییرات راهبردی شوند، شخصا خوشبین نیستم و فکر نمی کنم این گروه، این استعداد را داشته باشد که این تحولات را سریعا بپذیرد و بتواند آن طور که شایسته مردم افغانستان است مدیریت کند.در جامعه بین المللی، افغانستان مثل بقیه مناطق استراتژیک دنیا چندان اهمیتی ندارد، اگر اهمیت داشت بعد از 20 سال به این وضعیت اسف‌بار دچار نمی‌شد. این حالت رها شدگی و بازگشت به سیاه چاله بعد ازپایان جنگ سرد در دهه هفتاد، باعث می شود که طالبان هم خیلیی تحت فشارخارجی نباشد که به تغییرات خصوصا از نوع بین‌المللی تن بدهد. به نظرم حالت کج دار و مریز طی خواهند کرد که قدرت آنها در امان بماند و در عین حال سعی می‌کنند که حساسیت‌های بین‌المللی را هم کاهش دهند.

>>> مشروح گفتگو را بخوانید:
تکرار سیاه‌چاله‌ دهه‌هفتاد؛ایران باید تهدید را به‌ فرصت تبدیل کند

310311

کد خبر 1550768

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 0 =