هاله عابدین: بیمقدمه و بیپرده، میدانید داستان از چه قرار است؟ از قرار ِ آدم شدن و آدم نشدن ما آدمها، از قرار ِ سادگی و صداقت وقت و بیوقتمان، از قرارِ گوشهگیریهایمان، از قرارِ تنهایی و تنهایی و تنهایی. داستان از قرارِ اعتمادی است که بعد از هر چه ناجوانمردی و بیانصافی که از این و آن دیدهایم، باز به سراغمان میآید و دلمان را نرم میکند که شاید «این یکی» مثل بقیه نباشد. و از قرارِ «این یکی» که نه مثل بقیه، بلکه بدتر از آنهاست و چنان زمینمان میزند که دیگر بدون عصا کارمان راه نیفتد. داستان از قرارِ دلشورهای است که نمیگذارد جلوی دیگران خودمان باشیم. چرا؟ چون میترسیم مسخرهمان کنند. و چه بسیار وقتهایی که دستمان میاندازند بابت دلخوشیهای کوچکمان. داستان از قرارِ آدمهای آشنا و نزدیکی است که در تاکسی کنارشان مینشینیم، توی صف پشتشان میایستیم و پشت ما میایستند، آن طرف کوچه خانه دارند، با آنها همکاریم و همکلاس و همشهری و هموطن. داستان از قرارِ ما آدمهاست.
«داستان آدم نشدن آقای صاد» قصه زندگی همه ماست. هر کداممان یکی از آدمهای قصهایم: یکی جوان، یکی پیر، یکی آبدارچی، یکی کارمند، یکی دانشجو، یکی شاعر، یکی عاشق گل و گیاه و پرنده، یکی سادهدل، یکی بدذات، یکی مهربان، یکی دروغگو، یکی راستگو و... آقای صاد خیلی به ما آدمهای این روزگار نزدیک است، بهخصوص وقتی که گوشهگیر میشود و سر زبان همه میافتد که «آقای صاد باز بیوقتیش شده». ما هم این روزها خیلی بیوقتیمان میشود. حتی مثل زن و شوهر قصه «تاج خروس» از دل هم بیخبریم و یک روز کار به جایی میرسد که اگر در خیابان همدیگر را ببینیم، به جا نمیآوریم. گاهی مثل «اشرف افغان» و «ستاره سینما» درد و رنج و تنهایی و سختیها را پشت ظاهری آراسته پنهان میکنیم و صورتمان را با سیلی سرخ نگه میداریم و... همهمان مثل همهی آدمهای کتاب، تنهاییم. مجموعه داستانهای کتاب، مثل آینهای عمل میکنند که گذاشتهاندش روبهروی زندگی. نه خطی بر آن افتاده و نه مقعر یا محدب است. عیناً زندگی را بازتاب میکند. فقط انگار طوری تنظیم شده که تنهایی آدمهایش به چشم بیاید و یاد آدم بیندازد که تنها آمده و تنها هم میرود. که دلش را به همنشینان یک روز و دو روزهی دنیا خوش نکند. که همیشه تنهاست.
«داستان آدم نشدن آقای صاد»، «تاج خروس»، «اشرف افغان» و «ستاره سینما» نام چهار تا از داستانهای کوتاه آخرین کتاب ناهید طباطبایی هستند با عنوان «ستاره سینما». نشر خجسته این اثر را در آخرین روزهای پاییز امسال در 132 صفحه و با قیمت 2000 تومان منتشر کرده است.
ناهید طباطبایی به سال سی و هفت خورشیدی در تهران متولد شد. کودکیاش را در جنوب کشور گذراند و در رشته ادبیات دراماتیک و نمایشنامهنویسی از مجتمع دانشگاهی فارغالتحصیل شد. «بانو و جوانی خویش» اولین اثر چاپ شده این نویسنده در سال 71، هفت سال بعد به چاپ دوم رسید. همچنین دیپلم افتخار بیست سال ادبیات داستانی بعد از انقلاب به اثر بعدی این نویسنده ـ «حضور آبی مینا» ـ اهدا شد. «جامه دران»، «چهل سالگی»، «خنکای سپیدهدم سفر»، «آبی و صورتی» و «برف و نرگس» از دیگر آثار منتشر شده این نویسنده پرکارند. علاقه این نویسنده به داستان کوتاه در آثارش نیز پیداست. طباطبایی علاوه بر مدیریت نشر «دید»، با همکاری نشر «خجسته» دست نویسندگان تازهکار را هم میگیرد و در انتشار مجموعه کار اولیها نقش مهمی دارد.




نظر شما