۳ نفر
۷ مهر ۱۴۰۱ - ۱۱:۲۴
 درباره زمانه و زندگی شیخ یوسف قرضاوی

 شیخ یوسف قرضاوی رئیس سابق اتحادیه جهانی علمای مسلمین دوشنبه ۴ مهرماه ۱۴۰۱ در سن ۹۶ سالگی و در پی بیماری و کهولت سن و نوعی انزوای سیاسی حاصل از تحولات سال‌های اخیر درگذشت سه‌شنبه ۵ مهرماه طی مراسمی به خاک سپرده شد.

بدون درنگ پس از اعلام خبر درگذشت وی، شخصیت‌ها، فعالان و جریان‌های گوناگون مذهبی و سیاسی جهان اسلام واکنش‌های متفاوتی از خود نشان دادند و رسانه‌های گروهی و فضای مجازی در مصر و سایر کشورهای عربی و اسلامی به طور گسترده‌ای و به شیوه‌های مختلف و متفاوت، منتشر و پوشش دادند.

شیخ قرضاوی از علمای الازهر در سپتامبر سال ۱۹۲۶ میلادی در روستای «صفت تراب» از استان الغربیه مصر متولد شد. ۲ ساله بود که پدرش را ازدست داد و عمه‌اش سرپرستی وی را بر عهده گرفت. او پیش از ۱۰ سالگی حافظ کل قرآن شد و در مدرسه عالی الازهر تحصیلات خود را ادامه داد و دوره‌های ابتدایی و دبیرستان را با رتبه بالا گذراند. هرچند در دوران نوجوانی بازداشت شده بود، ولی توانست با موفقیت دوره آموزش متوسطه را بگذارند و سپس وارد دانشکده «اصول الدین» وابسته به دانشگاه الازهر شود و با رتبه ممتاز در میان ۱۸۰ نفر دانشجو، فارغ التحصیل گردد.

در سال ۱۹۵۸ دیپلم مدرسه عالی زبان و ادبیات عربی را کسب نمود و در سال ۱۹۷۳ مدرک کارشناسی ارشد علوم قرآن و سنت را از دانشکده اصول الدین و سپس دکترای خود را با رتبه ممتاز از همان دانشکده با موضوع «زکات و اثر آن در حل و فصل معضلات اجتماعی» کسب کرد. قرضاوی، مدتی به عنوان خطیب و مدرس در مساجد قاهره فعالیت کرد تا اینکه بعنوان سرپرست اداره مبلغین وابسته به وزارت اوقاف مصر منصوب و سپس به اداره کل فرهنگ اسلامی در الازهر منتقل شد و بعد هم بعنوان ناظر بر مطبوعات در دفتر امور فنی اداره تبلیغ و ارشاد، فعالیت خود را ادامه داد.

️قرضاوی که دارای چهار دختر به نام‌های الهام، سهام، اسماء و علیا و سه پسر به نام‌های محمد، عبدالرحمن و اسامه است، در سال ۱۹۶۱ به کشور قطر به صورت موقت اعزام شد تا مسئولیت مدرسه عالی دینی را بر عهده گیرد و نظام آموزشی آن را با تلفیق متون مفید قدیمی و متون جدید تدوین کند. وی در سال ۱۹۷۳ دانشکده امور تربیتی دانشگاه قطر را تاسیس کرد و مأموریت یافت تا ریاست بخش مطالعات اسلامی را برعهده گرفته و آن را راه‌اندازی کند.

قرضاوی اما از سال ۱۹۷۷ میلادی در دوحه اقامت دائم را انتخاب کرد و با تأسیس دانشکده «شریعت و علوم اسلامی»، بعنوان رئیس این دانشکده برگزیده شد و تا سال ١٩٩٠ این مسئولیت را عهده‌دار بود و تابعیت این کشور را کسب کرد. دکتر قرضاوی همچنین تا پایان سال تحصیلی آن دوره مدیر و موسس «مرکز مطالعات سنت و سیره نبوی» دانشگاه قطر را بر عهده گرفت و تا پایان عمر خود این مسئولیت را حفظ کرد.

شیخ قرضاوی جوایز زیادی را از مؤسسات بین‌المللی دریافت کرد؛ از جمله جایزه اقتصاد اسلامی از بانک توسعه اسلامی در سال ۱۴۱۱ هجری، جایزه مطالعات اسلامی از موسسه جهانی ملک فیصل در سال ۱۴۱۳ هجری، جایزه خدمات ممتاز علمی از ریاست دانشگاه اسلامی مالزی در سال ۱۹۹۶ میلادی و جایزه فقه اسلامی سلطان حسن باقیه (سلطان برونئی) در سال ۱۹۹۷ میلادی.

شیخ قرضاوی بعنوان یک فقیه و خطیب توانا و زبان‌شناس، بیش از ۱۷۰ کتاب در فقه و اصول، شریعت، تفسیر قرآن و حدیث و سیره نبوی، تبلیغ و تربیت، اندیشه سیاسی، اقتصاد و ... تالیف کرد که غالب آن‌ها به زبان‌های زنده دنیا، از جمله فارسی و کردی ترجمه و منتشر شده است و در دنیا شهرت بسیاری دارد و آثار اندیشه‌های وی بر نسل‌هایی از فرهیختگان و فعالان سیاسی در جهان اسلام برجای گذاشته شده است. به همین جهت وی را می‌توان تاثیرگذارترین عالم اهل سنت در آن سال‌ها در جهان عرب دانست.

وی فتاوای مستحدثه زیادی را در زمینه‌های مختلف صادر کرد و دیدگاه‌های بی‌سابقه و جنجالی در پاره‌ای امور از جمله ازداوج موقت موسوم به «ازدواج المسیار» ارائه داد و ستاره درخشان همایش‌های بین‌المللی و شبکه‌های تلویزیونی جهانی شد. به ویژه در برنامه شهیرِ هفتگی زنده و اختصاصی خود، یعنی «الشریعة و الحیاة» شبکه الجزیره که با مخاطبان میلیونی برنامه روبه‌رو شده و به پرسش‌های مذهبی مجری توانای برنامه و بینندگانی از سراسر جهان پاسخ می‌داد که این خود موجب شهرت بی‌سابقه و فوق‌العاده وی گردید.

قرضاوی با خطبه‌های آتشین جمعه خود در بزرگترین مسجد دوحه و با تأسیس «اتحادیه جهانی علمای مسلمین» و عهده‌داری ریاست آن و نیز تأسیس شبکه «اسلام آنلاین» به زبان‌های زنده دنیا، در همان ابتدای شکل‌گیری و پیدایش فضای مجازی و نیز همسویی و همکاری با نخبگان اسلام‌گرا و ملی‌گرایان عرب و تشکیل نهادهای مشترک با آنان و نیز حمایت فوق‌العاده از مقاومت و حزب‌الله لبنان و جنبش اسلامگرای فلسطین و صدور فتاوای منحصر به فرد دال بر مشروعیت اقدامات شهادت‌طلبانه جوانان فلسطینی بر علیه اشغالگران صهیونیست و مواضع انقلابی علیه رژیم‌های مستبد و دیکتاتور عرب و مخالفت سرسختانه با هرگونه عادی‌سازی روابط رژیم‌های عربی با رژیم صهیونیستی و مخالفت شدید با خلع حجاب اجباری بانوان در پاره‌ای از کشورهای عربی، شهره خاص و عام شد تا جایی که بارها و بارها سبب ایجاد تنش و قطع روابط سیاسی قطر با دیگر کشورهای عربی گردید.البته این مواضع مورد بهره‌برداری گروه‌ها و جریان‌های سلفی افراطی در منطقه نیز قرار می‌گرفت.

گرچه سالیان سال بود که قرضاوی همچون سلف خود شیخ محمد غزالی هیچ‌گونه ارتباط تشکیلاتی و سازمانی با جمعیت اخوان المسلمین نداشت و از پذیرش «مرشدی» جماعت خودداری می‌کرد، اما همچون شیخ غزالی که تدریس، هجرت و اقامت در کشورهای دیگر بر ماندن در زادگاهش را ترجیح داده بود، همچنان به عنوان یکی از نظریه‌پردازان جماعت شمرده می‌شد و بر هواداران و اعضای جنبش اثرگذاری بسیاری داشت و در رویدادهای بهار عربی ورود پیدا کرد. وی از بالای منبر الازهر و سکوی میدان التحریرِ قاهره، انقلابیون را به ادامه راه تا پیروزی نهایی دعوت و تشویق کرد. تا جایی که مقامات مصری از سال ۲۰۱۳، قرضاوی را به رهبری معنوی گروه غیر قانونی اخوان المسلمین در مصر متهم کرده و پس از سرنگونی محمد مرسی رئیس‌جمهور منتسب به گروه اخوان المسلمین توسط عبدالفتاح السیسی (وزیر دفاع وقت) در سال ۲۰۱۳، دادگاه کیفری قاهره در سال ۲۰۱۵ او را به اتهام مشارکت در پرونده «حمله به زندان» به اعدام محکوم کرد.

محمد مرسی رئیس‌جمهور اسلام‌گرای پیشین مصر به همراه ۱۲۹ نفر دیگر به اعدام محکوم گردید که از میان آنان ۱۰۲ نفر از اعضای جنبش فلسطینی حماس و حزب‌الله لبنان بودند که ۹۰ نفر از آنان متواری بوده و شیخ قرضاوی از جمله آنان بود. در همان سال دادستان کل مصر ۳۸ فرد اسلام‌گرای دیگر را که نام قرضاوی در میان آنان بود به اتهام سازماندهی گروه‌های مسلح که یک افسر پلیس را به قتل رسانده بودند، بطور غیابی محکوم کرد.

آن سال‌ها «شیخ» روابط بسیار حسنه‌ای با جمهوری اسلامی و شخص مرحوم آیت‌الله تسخیری و مرحوم آیت‌الله واعظ‌زاده خراسانی داشت و از این دو عالم بزرگوار تقریبی همواره به نیکی یاد می‌کرد و آنان را با انتخاب اعضای اتحادیه‌اش معاون خود قرار داده بود.

قرضاوی با اینجانب نیز و مرکز فرهنگی کشورمان در قطر که آن سال‌ها مسئولیت آن را عهده دار بودم، ارتباط گسترده و فوق العاده‌ای داشت و همین سبب گشته بود به طور متوسط هفته‌ای یکبار دیدار و گفت‌وگویی با یکدیگر داشته و در بسیاری از زمینه‌ها، همکاری‌های مشترکی داشته باشیم؛ به گونه‌ای که تصور نمی‌کنم در طول سال‌های حیات شیخ، از ایرانیان کسی به اندازه اینجانب به او نزدیک‌تر و رابطه حسنه و صمیمانه‌تری داشته است.

در بخشی دیگری از این یادداشت دو نکته خود را در ارتباط با شیخ یوسف قرضاوی خواهم آورد.

۶۵۶۵

کد خبر 1678586

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 4 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 4
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بازنشسته IR ۱۲:۱۱ - ۱۴۰۱/۰۷/۰۷
    38 11
    روحش شاد
  • م ق IR ۱۳:۰۵ - ۱۴۰۱/۰۷/۰۷
    24 1
    سلام نويسنده عزيز ، قلم روان و مطالب منظمي ارايه داديد . لطفا شخصيت ايشان رو در جهان شافعي بيشتر مورد كنكاش قرار دهيد . مرگ چنين خواجه نه كاريست خرد !
  • IR ۱۵:۲۳ - ۱۴۰۱/۰۷/۰۷
    2 0
    کد خبر 1678474 الان که شنیدی چیکار میکنی
  • معزی SY ۱۳:۱۳ - ۱۴۰۱/۰۷/۰۸
    0 0
    مقدمه خوبی بود برای شیخ قرضاوی است. اما خواهشمند است پایان قضیه را هم بیان بفرمایید. شیخ قرضاوی در ده سال اخیر جیره خوار سیاست های قطر بود. فتاوی زیادی را به نفع تکفیری ها داد. و می توان گفت نامبرده شیخ فتنه به شمار رفت. آیا می دانید خون بسیاری از مردم بی گناه سوریه به گردن این شیخ مفتی است. می دانستید و حتما می دانید که قرضاوی با طالبان و طالبانیسم هیچ مشکلی نداشته و در بسیاری از گفتگوها نه تنها هیچ موضعی در برابر آنان نگرفت بلکه دفاع و حمایت هم کرد. شیخ قرضاوی با همه علم و دانشی که داشت ده سال اخیر یکی از حامیان سرسخت تکفیر و خشونت بود. رویکرد قرضاوی با سیاست جمهوری اسلامی ایران در تعارض آشکاری بود. برای مثال رهبری و فرماندهی سپاه و لشکر قدس حامی سرسخت سوریه و تمامیت ارضی و دولت و مردم سوریه بودند در حالی که شیخ قرضاوی هر چه در توان داشت به کار می گرفت تا دولت سوریه را ساقط و ارتش قدرتمند سوریه را تفکیک کند. جدای از بحث مقدماتی ساده تر اگر بخواهیم بگوییم متأسفانه شیخ قرضاوی خواسته یا نخواسته، دانسته یا ندانسته بهترین خدمتگزار سیاست های منطقه ای اسرائیل بود.