۰ نفر
۲۵ دی ۱۴۰۲ - ۰۹:۴۶
از زندگی امام هادی(ع) چه می‌دانید؟

مهر نوشت: امام هادی(ع) به خاطر قرار گرفتن در دوره خلافت عباسیان و حبس شدن ایشان در بازداشت خانگی و در منطقه و پادگان نظامی کمتر اطلاعاتی درباره زندگی ایشان در دست است. شخصیتی که بعد از شهادت امام جواد(ع) در هشت سالگی به امامت رسید. جالب است بدانید که «سمانه» مادر امام هادی (ع) زنی از دیار مغرب بود مادری که خود امام هادی (ع) از او به عنوان عارف بر حقش یاد می‌کند.

به گزارش «مبلغ» – امام علی بن محمد(ع) معروف به هادی و نقی، دهمین امام شیعیان در سوم رجب و به قولی در ۲۵ جمادی الآخر، در سامرا به شهادت رسید. درباره تاریخ تولد امام هادی(ع) اتفاق نظری میان مورخان و سیره نویسان نیست. برخی از آنان ، تاریخ تولد ایشان را نیمه ذی حجه و برخی دیگر دوم رجب و یا پنجم رجب ذکر کرده اند. همچنین درباره سال ولادت شان برخی سال ۲۱۲ و برخی دیگر سال ۲۱۴ قمری را بیان نمودند.

گذری بر شرایط تاریخی و فرهنگی حیات امام هادی(ع)

دوران امامت علی النقی(ع) به دلیل گسترش فرهنگی در گرایشهای اعتقادی و بحثهای علمی که از برخورد میان مکتبهای کلامی و تحولات فرهنگی مختلف ناشی شده بود، از ویژگی خاصی برخوردار است. در این دوران، مکتبهای عقیدتی گوناگونی چون “معتزله” و “اشاعره” گسترش یافته و پراکندگی آرای فراوانی در سطح فرهنگی جامعه پدید آمده بود. مباحثی کلان چون: جبر و تفویض، ممکن یا ناممکن بودن رؤیت خداوند، تجسیم و… افکار عمومی جامعه را دستخوش تاخت و تازهای فکری کرده بود.

سرچشمه این تحولات فکری در رویکرد دولت عباسی به مسائل علمی و فرهنگی و نیز هجوم فلسفه و کلام دیگر ملل به سوی جامعه مسلمانان خلاصه می شود. دستگاه حکومتی، کتابهای علمی دانشمندان ملل دیگر را به عربی ترجمه می کرد و در اختیار مسلمانان می گذاشت. این روند از زمان مأمون آغاز شد و به تدریج ادامه یافت و به اوج خود رسید.

در دوره عباسی کتابهای بسیاری از زبانهای یونانی، سریانی، هندی، نبطی و لاتین ترجمه گردید. عباسیان لحظه ای دانشمندان غیرمسلمان را از خود دور نمی کردند. متوکل و مهتدی، دانشمندان را بر تخت می نشاندند و با آنان شراب می نوشیدند و امیران و وزیران خود را در برابر آنها ایستاده نگه می داشتند؛ به گونه ای که هیچ بزرگی در مقابل آنها حق نشستن نداشت.

نزدیکی بیش از حد خلفا با غیرمسلمانان و احترام بیش از اندازه به آنها، عقاید شوم و ضد اسلامی حاکمان را به روشنی برملا می ساخت. به خوبی آشکار است که این احترام و صرف آن همه بودجه های هنگفت، صرفاً جهت دانش پروری و علم دوستی نبوده است. آنان با جمع آوری کتابهای علمی گوناگون جایگاهی مناسب را در گسترش مناظره های علمی فراهم آوردند و اهداف مشخص و از پیش تعیین شده ای را در این موضوع دنبال می کردند؛ البته آنچه از بررسی زندگی علمی امام هادی(ع) در مناظره های علمی به دست می آید، برتری مبانی اعتقادی شیعه را در این برهه از زمان آشکار می سازد.

احساس خطر خلافت عباسی از امام هشت ساله

همه ما امام هادی(ع) را به عنوان دهمین امام شیعیان در تاریخ اسلام می‌شناسیم. شخصیتی که احتمالاً می‌توان گفت به خاطر قرار گرفتن در دوره خلافت عباسیان و حبس شدن ایشان در بازداشت خانگی و در منطقه و پادگان نظامی کمتر اطلاعاتی درباره زندگی ایشان در دست است. شخصیتی که بعد از شهادت امام جواد(ع) در هشت سالگی به امامت رسید. جالب است بدانید که «سمانه» مادر امام هادی (ع) زنی از دیار مغرب بود مادری که خود امام هادی (ع) از او به عنوان عارف بر حقش یاد می‌کند از طرفی در زمانه خودش جزو راویان حدیث به شمار می‌رود. طبق تاریخ، دوران حیات امام علی النقی(ع) را مصادف با دوران ضعف عباسیان می‌دانند. تا جایی که بعد از شهادت امام جواد(ع) معتصم عباسی که از حضور امام هادی(ع) احساس خطر می‌کرده بود برای جلوگیری از این کار در همان دوران کودکی به حاکم مدینه دستور داد تا برای امام معلمی از میان علمای مخالف اهل بیت انتخاب کند تا او از باورهای شیعه دور بماند؛ اما طبق روایات گویا این اقدام نتیجه‌ای عکس داشت تا جایی که در میان مطالب موجود درباره این موضوع این گونه نوشته‌شده:« الجنیدی برای این مأموریت انتخاب شده، اما اغلب روایت می‌کرد که امام هادی(ع) چنان هوش و ذکاوتی داشت و چنان دید عمیقی از ادبیات عرب و ظاهر و باطن قرآن از خود نشان می‌داد که از یک پسر بچه بعید به نظر می‌رسید، مگر اینکه ارتباطی با سرچشمه علم ماورایی داشته باشد. گفته می‌شود که الجنیدی بعد از این ماجرا نتیجه دشمنی‌اش را با اهل بیت کنار گذاشته ‌است.»

حیاتی که در پادگان نظامی گذشت

بخشی از امامت امام هادی (ع) با دوران حکومت منصور عباسی و واثق مصادف می‌شد که تا آن زمان امام در شهر مدینه زندگی می گرد و حتی مشغول تربیت شاگردانی از سرزمین‌های عراق، مصر، ایران و… بود که از جمله شاگردان او می‌توان به حضرت عبدالعظیم حسنی؛حسن بن راشد و عثمان بن سعید عمری(نخستین نایب امام زمان”عج”) اشاره کرد؛ ولی با به حکومت رسیدن متوکل عباسی و احساس خطر وی از حضور این امام تصمیم گرفت تا ایشان را از مدینه به سامرا منتقل کند تا بیش از پیش او را زیر نظر بگیرد تاجایی که زندگی ایشان در سامرا همواره با بازداشت و زندگی در پادگان نظامی سپری شد. شاید برای همین به امام هادی هم مثل امام یازدهم، عسکری و به هردوی ایشان لقب امامین عسکریین می‌دهند.

زندگی به سبک پیشوای دهم شیعیان

یکی از ویژگی‌های اخلاقی که به امام دهم شیعیان نسبت می‌دهند. تلاش و سخت کوشی مادام این حضرت بود. تا جایی که در بخشی از روایات درباره این خصلت امام هادی(ع) این طور آمده است. «امام علی النقی(ع) پیشوای بزرگ شیعیان و بزرگ خاندان هاشم بود. درآمدهای اسلامی همه به دست او می‌رسید و می‌توانست از آن بهره‌مند شود؛ چرا که حق او بود، ولی همچون پدران خود دوست داشت از حاصل دسترنج خود بهره گیرد و نیازهای زندگی‌اش را با زحمت خود فراهم آورد. “علی بن حمزه” می‌گوید ابوالحسن(ع) را دیدم که به سختی مشغول کشاورزی است؛ به گونه ای که عرق از سر و رویش جاری است. از ایشان پرسیدم: فدایت شوم! کارگران شما کجایند [که شما این گونه خود را به زحمت انداخته اید]؟ در پاسخ فرمود: ای علی بن حمزه! آن کس که از من و پدرم برتر بود، با بیل زدن در زمین خود روزگار می‌گذراند. دوباره عرض کردم: منظورتان کیست؟ فرمود: رسول خدا، امیر مؤمنان و همه پدران و خاندانم خودشان کار می‌کردند. کشاورزی ازجمله کارهای پیامبران، فرستادگان، جانشینان آن‌ها و شایستگان درگاه الهی است.» تا جایی که در کنار همین خصلت او می‌شد به ساده زیستی زندگی امام هادی(ع) هم اشاره کرد.« از دنیا چیزی در بساط زندگی نداشت. بنده‌ای وارسته از دنیا بود. در آن شبی که به خانه‌اش هجوم آوردند، او را تنها یافتند با پشمینه‌ای که همیشه بر تن داشت و خانه‌ای که در آن هیچ اسباب و اثاثیه چشم‌گیری دیده نمی‌شد. کف خانه‌اش خاک پوش بود و بر سجاده حصیری خود نشسته، کلاهی پشمین بر سر گذاشته و با پروردگارش مشغول نیایش بود»

تلاشهای گسترده امام هادی(ع)در زمینه های فرهنگی

پیدایش این همه آرا و نظرات گوناگون، سبب آشفتگی در اوضاع فرهنگی و اجتماعی گردید و حاصل این آشفتگی، در پیدایش گروه های گوناگونی چون: غلات، واقفیه، صوفیه و مجسّمه نمود یافت. حاکمیت نیز از این آشفتگی فرهنگی برای دستیابی به اهداف خود بهره می جست. در این میان، تیزبینی امام (ع) در شناخت خط توطئه و استحاله فرهنگی نقشه های دین‌ستیزانه آنان را آشکار ساخت. اگر چه مراقبت شدید از ایشان، اندکی آنان را در رسیدن به هدف ننگینشان یاری می داد و عدم دسترسی به امام (ع)، مشکلات جامعه اسلامی را افزون تر می کرد، اما آن حضرت با نهایت درایت، در خنثی کردن این توطئه ها کوشیدند.

یکی از پردامنه ترین تلاشهای امام هادی(ع) در دوران زندگی شان، فعالیت در زمینه های فرهنگی بود که مبارزه با گروههای منحرف عقیدتی همچون صوفیه، واقفیه و… بود. یکی از اندیشه های منحرفی که با رخنه در جامعه اسلامی، سبب بدنامی شیعه و تشویش افکار عمومی جامعه مسلمانان شد، “تصوف” بود.

صوفیه؛ یهودیان و نصرانیان امت اسلام/ لعن امام هادی(ع) بر صوفیه

صوفیان با نمایاندن چهره ای زاهد، عارف، خداپرست، بی میل به دنیا و پاک و منزه از پستیها و آلایشهای دنیایی در اماکن مقدسی چون مسجد پیامبر(ص) گرد هم می آمدند و به تلقین اذکار و اوراد با حالتی خاص می پرداختند؛ به گونه ای که مردم با دیدن حالت آنها می پنداشتند با پرهیزکارترین افراد روبه رو هستند و تحت تأثیر رفتارهای عوام فریبانه آنان قرار می گرفتند. امام هادی(ع) با واکنشهای به هنگام، این توطئه عقیدتی را خنثی ساخت.

در تاریخ نقل شده است؛ روزی امام هادی(ع) با گروهی از یاران خود در مسجد مقدس پیامبر(ص) نشسته بودند. گروهی از صوفیه وارد مسجد النبی(ص) شدند و گوشه ای از مسجد را برگزیده، دور هم حلقه زدند و با حالتی ویژه، مشغول تهلیل گردیدند. امام (ع) با دیدن اعمال فریب کارانه آنها، به یاران خود فرمودند: “به این جماعت حیله گر و دو رو توجهی نکنید. اینان همنشینان شیاطین و ویران کنندگان پایه های استوار دین اند. برای رسیدن به اهداف تن پرورانه و رفاه طلبانه خود، چهره ای زاهدانه از خود نشان می دهند و برای به دام انداختن مردم ساده دل، شب زنده داری می کنند.

به راستی که اینان مدتی را به گرسنگی سرمی کنند تا برای زین کردن، استری بیابند. اینها لا اله الاّ اللّه نمی گویند، مگر اینکه مردم را گول بزنند و کم نمی خورند، مگر اینکه بتوانند کاسه های بزرگ خود را پر سازند و دلهای ابلهان را به سوی خود جذب کنند. با مردم از دیدگاه و سلیقه خود درباره دوستی خدا سخن می گویند و آنان را رفته رفته و نهانی در چاه گمراهی که خود کنده اند، می اندازند.

همه این وردهایشان، سماع و کف زدنشان و ذکرهایی که می خوانند، آوازه خوانی است و جز ابلهان و نابخردان، کسی از آنان پیروی نمی کند و به سوی آنان گرایش نمی یابد. هر کس به دیدار آنها برود، چه در زمان زندگانی آنان و چه پس از مرگ آنها، گویی به زیارت شیطان و همه بت پرستان رفته است و هر کس هم به آنان کمک کند، مانند این است که به پلیدانی چون یزید و معاویه و ابوسفیان یاری رسانده است.”

وقتی سخنان امام (ع) به اینجا رسید، یکی از حاضران با انگیزه ای که امام (ع) از آن آگاهی داشت، پرسشی مطرح کرد که سبب ناراحتی ایشان شد. او پرسید: “آیا این گفته ها در حالی است که آنان به حقوق شما اقرار داشته باشند؟”

امام (ع) با تندی به او نگریست و فرمود: “دست بردار از این پرسش! بدان که هر کس به حقوق ما اعتراف داشته باشد، هرگز این چنین مشمول نفرین و طعن و لعن ما نمی شود. آنان که این اعمال را انجام می دهند و به حقوق ما نیز اعتراف دارند، پست ترین طایفه صوفیان اند؛ چرا که تمامی صوفیان با ما مخالف اند و راهشان نیز از ما جداست. آنها یهودیان و نصرانیان امت اسلام اند. همین ها هستند که سعی در خاموش کردن نور الهی دارند؛ ولی خداوند نورش را بر همگان به طور کامل خواهد تاباند، هر چند که کافران ناخشنود باشند.”

«واقفیه» از دیگر فرقه های دوران امام هادی(ع) بودند که امامت علی بن موسی الرضا(ع) را نپذیرفته و پس از شهادت پدر گرامی ایشان، امام موسی بن جعفر(ع) متوقف در ولایت پذییی ائمه شده و در امامت و رهبری جامعه دچار ایستایی شدند. آنان با انکار امامان پس از امام کاظم (ع) و موضع گیری در مقابل امامان، حتی مردم را از پیروی ایشان منع می کردند. امام هادی(ع) نیز برای اثبات جایگاه امامت و پیشوایی خود به آنان، دست به رویارویی فرهنگی زد و آنها را نیز بسان غلات و صوفیان، مشمول لعن و نفرین خود کرد تا آنان را به مردم بشناساند.

یک شخصیت علمی بلامنازع در مناظرات

یکی از ویژگی‌هایی برجسته‌ای که به امام هادی(ع) نسبت می‌دهند علم و دانش این حضرت در زمینه‌های مختلف بود تا جایی که می‌گویند امام هادی(ع) به زبان ایرانیان، اسلاوها، هندوها و… مسلط بود. برای همین هم شخصیت علمی این شخصیت در بیشتر مواقع منجر به مناظره‌های جدی در زمینه های مختلف با این حضرت می‌شد. بحث‌هایی که همگی در راستای برطرف کردن شبهات دینی و اعتقادی اتفاق می‌افتاد. در نقل قول و روایت یکی از این مباحثات این طور آمده: «یحیی بن اکثم عالم دیگری بود که به وسیله متوکل دعوت شده بود تا امام هادی(ع) را امتحان کند. گفته می‌شود که وقتی ایشان به همه سؤالات یحیی پاسخ داد، یحیی به متوکل رو کرده اظهار داشت که بعد از سؤال‌های من دیگر هیچ سؤالی از این مرد نپرس که آشکار شدن دانش او باعث تقویت هر چه بیشتر رافضی‌ها (شیعیان) در بین مردم خواهد شد. یکی از سؤالات یحیی و پاسخ هادی به شرح زیر بود. یحیی پرسید: “چرا علی (امام اول شیعیان) در جنگ صفین همه افراد دشمن را، چه آن‌ها که فرار می‌کردند و چه کسانی که حمله می‌کردند، می‌کشت اما در جنگ جمل دستور داد هر که در خانه‌اش پناه بگیرد در امان خواهد بود. اگر تصمیم اول درست بود پس تصمیم دوم غلط خواهد بود” هادی(ع) پاسخ داد در جنگ جمل سران لشکر مقابل کشته شده بودند و افراد لشکرِ مقابل رهبری نداشتند تا به او مراجعه کنند، اما در جنگ صفین افراد مقابلِ علی به لشکر مجهزی تعلق داشتند با رهبری که آن‌ها را به انواع تجهیزات مجهز کرده، زخم‌هایشان را مداوا کرده با هدایا و دستمزد فراوان دوباره آن‌ها را به میدان جنگ می‌فرستاد.»

زیارت جامعه کبیره؛ یادگاری از امام هادی(ع)در زیارت ائمه اطهار

از امام علی النقی(ع) چند یادگاری همچون زیارت جامعه کبیره، زیارت غدیریه، دعای کوتاه در کنار قبر مبارک آن حضرت، نماز بالای سر در حرم حضرت رضا (ع) و تعقیبات نماز… به یادگار مانده است.

درباره زیارت جامعه کبیره که اقیانوسی مواج از معارف الهی و مضامین عالی مشتمل بر معرفی مقام ائمه علیهم السلام است؛ همین بس که به تعبیر علامه مجلسی(ره) زیارت جامعه کبیره از نظر سند و روایت از صحیح‌ترین و قوی‌ترین زیارات ائمه(ع) است که در حرم هر یک از ائمه معصومین(ع) آن زیارت را می‌خوانیم.

زیارت غدیریه نیز سندی بسیار معتبر دارد و روایتگران آن از بزرگان شیعه هستند، این زیارت مربوط به روز عید غدیری است که امام هادی (ع) در سفری که به اجبار متوکل از مدینه به سامرا داشتند، ایشان در نجف اشرف این زیارت را خطاب به قبر مطهر جدّ بزرگوارشان حضرت علی(ع) قرائت کردند.

این نکته قابل توجه است که « زیارت غدیریه» را به مانند «زیارت عاشورا» می‌توان هر روز خواند که محدث قمی این زیارت را به طور کامل در کتاب شریف «مفاتیح الجنان» آورده است.

همچنین امام هادی(ع) آنقدر برای زائران و دوستداران و شیعیان خیر می‌خواهند که فرمودند: از خدا خواسته‌ام که هر کس این دعا را در کنار قبر من بخواند ناامید برنگردد: « یا عُدَّتی عِنْدَ الْعَُدَدِ وَ یا رَجآئی وَالْمُعْتَمَدَ وَ یا کَهْفی وَالسَّنَدَ یا واحِدُ یا اَحَدُ وَ یا قُلْ هُوَ اللَّهُ اَحَدٌ اَسْئَلُکَ الّلهُمَّ بِحَقِّ مَنْ خَلَقْتَ مِنْ خَلْقِکَ وَلَمْ تَجْعَلْ فی خَلْقِکَ مِثْلَهُمْ اَحَداً صَلِّ عَلی جَماعَتِهِمْ وَافْعَلْ بی کَذا وَ کَذا ؛ ای ذخیره من در برابر ذخیره‌ها و ای امید من و تکیه‌گاهم و ای پناهگاه، و پشت و پناهم ای یگانه‌ یکتا و ای که درباره خود فرمودی: بگو خدا یکی است، از تو خواهم. خدایا به حق هر کس از آفریدگانت خلق کردی و هیچ کس را مانند آنها در میان آفریدگانت قرار ندادی درود فرست بر گروه آنها و درباره من چنین و چنان کن.(در اینجا حاجات خود را بگویید)»

امام علی النقی(ع) همچنین به پیروان اهل بیت(ع) که به زیارت حرم مطهر امام رضا(ع) مشرف می شوند نمازی را آموخته اند. ایشان فرمودند:« هر کس از خداوند حاجتی دارد پس قبر جدم حضرت رضا را در طوس زیارت کند و دو رکعت نماز نزد قبر او بگزارد و در قنوت نماز حاجتش را طلب کند. خداوند دعایش را اجابت می کند مگر اینکه در مورد گناه یا قطع رحم باشد.»

از «علی بن مهزیار» روایت شده که «محمدبن ابراهیم» به حضرت امام علی النقی (ع) نامه ای نوشت که اگر مصلحت می دانید به من دعایی تعلیم دهید که بعد از هر نماز بخوانم تا خداوند به سبب آن خیر دنیا و آخرت به من عنایت فرماید. امام هادی(ع) این دعا را آموزش دادند:«اَعُوذُ بِوَجْهِکَ الْکَریمِ وَ عِزَّتِکَ الَّتی لا تُرامُ وَ قُدْرَتِکَ الَّتی لا یَمْتَنِعُ مِنْها شَیْءٌ مِنْ شَرِّ الدُّنْیا وَالاْخِرَةِ وَ مِنْ شَرِّ الاَْوْجاعِ کُلِّها وَلا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظیمِ؛ پناه برم به ذات بزرگوارت و به عزتت که مورد دستبرد نیست و قدرتت که چیزی از آن خودداری نتواند، از شر دنیا و آخرت و از شر تمامی دردها و جنبش و نیروئی نیست جز به خدای والای بزرگ.

برای دسترسی سریع به تازه‌ترین اخبار و تحلیل‌ رویدادهای ایران و جهان اپلیکیشن خبرآنلاین را نصب کنید.
کد خبر 1860980

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 11 =