۳ نفر
۲۲ خرداد ۱۴۰۳ - ۱۵:۲۳
انتخابات، بازی مافیا یا شطرنج؟

انتخابات یکی از عرصه های جدی برای تحلیلگران سیاسی است. در این عرصه شطرنج سیاست است که تحلیلگران به ارزیابی کنش رای دهندگان بر اساس رفتار احزاب و پیش بینی این کنش ها می پردازند و در همین بازه زمانی است که احزاب و جریان های سیاسی پوست اندازی می کنند تا از بیشترین اقبال درمیان مدت و بلند مدت برخوردار شوند.

رفتارهای سیاسی ناشی از صاحبان قدرت، به طور مداوم از سوی بازیگران بین المللی و اقتصادی هم رصد می شوند تا مناسبات بعدی خود را بر اساس آن تنظیم کنند. از آنجا که جریان های سیاسی در کشورهای مدرن به دو تا سه حزب سیاسی محدود می شود، پیش بینی پذیری نتایج سیاسی از سوی تحلیلگران و بر اساس داده های آماری استنتاج شده هم کار سختی نیست؛ مثلا از یک سال پیش از انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا، تقریبا همه با دو کاندیدای اصلی و نقطه نظرات آنها اشنا هستند و از طرفی هم نظرسنجی ها هم نشان می دهد که کدام نامزد از شانس بیشتری برخوردار است.

اما در ایران، صحنه سیاست، نه بازی شطرنج بلکه شبیه بازی معروف مافیا است. همه چیز در پشت صحنه طراحی می شود. نامزدها اصلا تا آخرین لحظه نمی دانند که اصلا تعیین صلاحیت می شوند یا خیر. یکی که دوره پیش، تایید شده این دوره رد می شود، آنکه رد شده و امیدی به تایید ندارد، ناگهان تایید می شود. از "ادامه راه رئیس جمهور شهید" می گویند اما همه نزدیکان به او که به مدت سه سال سکان کشور را به دست داشتند، رد صلاحیت می شوند. یکی دیگر که به گفته رهبر انقلاب در دور گذشته با ظلم رد صلاحیت شده بود، دوباره رد صلاحیت می شود. ۸۰ نفر از بالاترین مدیران سیاسی کشور نامزد می شوند که نمی دانند اصلا در دایره انتخاب باقی خواهند ماند یا نه و تحلیلگران در این شرایط مانند بازی مافیا، بازی حدس و گمان را در پیش می گیرند که نسبتی با تحلیل ندارد.

یک تحلیل، نیازمند دسترسی به حداقلی از اطلاعات درست است تا با تکیه به آنها و در نظر گرفتن متغیرهای حاضر و ناحاضر، بتوان شرایط آینده را پیش بینی کرد.اطلاعات و فکت های تایید شده موجود به مثابه ستون هایی است که تحلیلگر از فراز آن می تواند چشم انداز فضای سیاسی را ترسیم کند. در حالیکه در اینجا مانند بازی مافیا، اطلاعات درست و غلط به میزان برابر به فضای خبری تزریق می شود و چون اطلاعات درست نمی تواند از سوی منابع رسمی تایید شود، این اطلاعات با وزنی برابر با اطلاعات نادرست، مبنای تحلیل های تحلیلگران قرار می گیرد که طبعا در اکثر مواقع نادرست از آب در می آید. در واقع آن چیزی که در کشور تحلیل است چیزی شبیه فالگیری رمل و اسطرلاب است.

مصداق این شرایط، فقط زمان انتخابات هم نیست؛ به عنوان مثال در مسئله سیاست خارجی هم همین گونه است. امروز گروهی از درون نظام از دیوار سفارت عربستان بالا می روند، رسانه های همسو هر روز علیه این کشور رجز می خوانند، ناگهان بی هیچ تغییر مثبت استراتژیک در برنامه های دولت عربستان، روابط دو کشور، گرم می شود. در حالیکه مواضع این کشور در حوزه هایی که خط قرمز نظام است مانند برقراری روابط با اسرائیل تغییر منفی هم داشته و از این دست مثال ها بسیار است.

این آشفتگی سیاسی فقط ذهن تحلیلگران را آشفته نمی کند. بدیهی است که در این شرایط رقبا و دوستان و دشمنان خارجی هم قادر به داشتن برنامه بلند مدت و میان مدت برای روابط فی مابین نیستند و به تبع این وضعیت امکان سرمایه گذاری خارجی هم وجود نخواهد داشت. سرمایه نیازمند یک بازار آرام و با ثبات است. نمی شود با رفتن این رئیس جمهور و آمدن دیگری هم سرمایه در رفت و آمد باشد. چنین آشفتگی های بنیادینی، امکان بسط و تثبیت برنامه های کلان اقتصادی را به نظام سیاسی نمی دهد. لازم است تا نظام سیاسی بنیادهایی را تعریف کند که آمدن و رفتن افراد نتواند آنها را تغییر دهد. به عنوان مثال اگر نظر نظام سیاسی بر این است که مذاکره ای با آمریکا، در کار نباشد مذاکره یا عدم مذاکره دیگر در بالای برنامه نامزدان انتخاباتی قرار نمی گیرد. اینکه بین کاندیداهای انتخاباتی مواضعی کاملا متناقض در مسائل بنیادین وجود دارد، دال بر این امر است که در حوزه کلان این مواضع مشخص و معین نشده است و بعضا، مواضعی هم وجود دارد که از عقبه مردمی برخوردار نیست و کاندیداهایی امید دارند تا با کمک عقبه مردمی خود، آنها را به نفع اکثریت تغییر دهند.

لازمه حل مناقشات سیاسی در دنیای مدرن سیاست، واگذاری امر سیاست به احزاب است. احزاب ناچارند که شفاف عمل کنند و پاسخگو باشند. این احزاب در بازه انتخابات وزن کشی می کنند و بعد هر کدام بسته به وزن خود در فضای سیاسی، سیاست ورزی می کنند. در این شرایط، رصد دائمی فضای جامعه هم، نیازهای آن را پایش می کند و احزاب را قادر می سازد تا یا خود را با خواست عمومی منطبق کنند یا تلاش کنند تا جامعه را در تغییر ذائقه به نفع آرای خود، اقناع سازند.

در میان سیاست ورزان، بسیاری این پیش بینی ناپذیر بودن کشور را نقطه قوت آن می دانند. اینان می دانند که در چنین آشفته بازاری می توان به توزیع ناعادلانه و دریافت ناعادلانه تر امتیازات دست یافت چرا که لازمه چنین شرایطی عدم شفافیت در نظام کلان سیاسی و اقتصادی است. در سایه این آشفتگی هاست که می شود یک شبه ره صد ساله در دستیابی به منافع فردی را پیمود. اینجاست که می شود دوست را دشمن و دشمن را دوست جا زد و عرض خود برد.

برای دسترسی سریع به تازه‌ترین اخبار و تحلیل‌ رویدادهای ایران و جهان اپلیکیشن خبرآنلاین را نصب کنید.
کد خبر 1918440

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 8 =