نورالله حیدری

وزارت آموزش و پرورش همواره در دوره‌های متفاوت و در دولت‌های گوناگون با مشکلات و معضلات بسیاری مواجه بوده است و کمتر پیش آمده که حضور وزیری در این وزارتخانه این معضلات را کمرنگ کند. وزیری که بتوان به دانش و بینش او اعتماد کرد و امید داشت که با حضورش این وزارتخانه با تحول روبه‌رو خواهد شد. این مهم را علیرضا علی احمدی وزیر سابق آموزش و پرورش با الفاظی دیگربیان می‌کند؛ اینکه که وزارت آموزش و پرورش مدیران را در مشکلاتش غرق می‌کند. گویی از این مشکلات عظیم نمی‌توان با درایت و توانایی‌های خاص یک وزیر فائق آمد. وزارت آموزش و پرورش در این 30 سال وزیرانی داشته که توانسته‌اند تغییراتی اساسی را در این وزارتخانه ایجاد کنند تا آنجایی که امروز هم نام آنها برای بسیاری از اهالی آموزش وپرورش یادآوراندیشه‌های نو و بدیع است؛ رجایی، باهنر و. . .

تعبیر علی احمدی از این وزارتخانه را نمی‌توان یک نظریه بر مبنای تجارب یک وزیر دانست. این تعبیر بیشتر نشانگر عدم توانایی است. در حال حاضر هم عزم ملی وهم اهداف دولت بر پایه آن است که این وزارتخانه با تغییراتی شگرف در راستای پرورش استعدادها گام بردارد و اگر هنوز هم بر سر انتخاب وزیر آن نه مجلس و نه رئیس‌جمهور به نتیجه نرسیده‌اند به خاطر همین اهمیت است.

وزارت آموزش و پرورش را می‌توان تافته جدا بافته‌ای خواند که در میان دیگر وزارتخانه‌ها هم مشکلات بیشتری دارد وهم ازاهمیت بیشتری برخوردار است. در حال حاضر هم بهتر است که فردی از درون همین وزارتخانه و آشنا با مشکلات برآن مدیریت کند. فردی که هم در خارج از ایران و هم در خارج ایران به لحاظ علمی شناخته شده باشد و نظریات پرورشی و آموزشی‌اش را اهالی علم قبول داشته باشند. نظریاتش بر دیگر صاحبنظران غالب باشد و بتوان او را به عنوان فردی که می‌تواند تحول ایجاد کند پذیرفت. خلاصه آنکه به نظر می‌رسد مشکل این وزارتخانه نبود وزیری است که دیگران بر علمش کرنش نمی‌کنند و در میان علما تراز فکری‌اش برتری ندارد. شاید در این میان بیراه نباشد اگر بخواهیم امام (ره) را به عنوان اسطوره مثال بیاوریم و تنها بودنش را مطرح کنیم. اینکه ایشان تنها بودند، اما قدرت فوق‌العاده‌ای بود که دیگران را هدایت می‌کردند و آرمان‌ها به راحتی دست یافتنی می‌شد.

حال آموزش و پرورش وزیری می‌خواهد که بتواند ساز و کارهای خود را به سمت اهداف عالی جامعه سوق دهد. این وزارتخانه علی رغم تمام روزهای ناکامی‌اش به خود وزیرانی دیده است که هنوز الگوی فرهنگیان به شمار می‌آیند. از طرفی دیگر باید این موضوع را یادآور شد که این وزارتخانه وزیری می‌خواهد از درون خودش؛ کسی که همکاران آموزش و پرورش او را همراهی کنند و دغدغه‌های وزیر از جمله دغدغه‌های مدیران این وزارتخانه باشد. از طرفی دیگر همواره وزیرانی در این وزارتخانه ناموفق عمل کرده‌ و مسئله تعلیم و تربیت را با کارهای حزبی و سیاسی دخیل کرده‌اند.

نگاه مصرفی به وزارتخانه آموزش و پرورش نیز یکی دیگر از معضلات این وزارتخانه است که با توجه به بودجه نسبتا قابل قبول یا کلانی که مجلس به این وزارتخانه اختصاص داده است، باز هم تصور می‌شود که این وزارتخانه بازده‌ای ندارد. متأسفانه پرورش انسان‌ها در این وزارتخانه ازجمله بهترین و با‌ارزش‌ترین کارهاست که با نگاه غلط به اهداف این وزارتخانه این هدف متعالی هم گم شده است. می‌پندارند که آموزش و پرورش دستگاهی هزینه‌بر است وبه لحاظ مالی کمترین بازده را دارد. شاید در این رابطه باید تغییری در نگاه مدیران به وجود بیاید تا در ادامه با معضلات کمتری در این وزارتخانه روبه رو باشیم. ضمن آنکه باید سیستم قوی‌تری برای ارزش‌یابی معلمان و مدیران را انتخاب کرده و آنها را به کار گیریم. با این روش پالایش نیروهای انسانی می‌توان سطح حقوق را بالا برد و ثروت بیشتری را بین معلمان تقسیم کرد چرا که این وزارتخانه مستقیماً ثروت تولید نمی‌کند.

عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات، عضو شورای عالی آموزش و پرورش

کد خبر 20603

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 1 =