به گزارش خبرآنلاین روزنامه ایران نوشت: واقعیت این است که با وجود تعدد آثار در حال پخش، تعداد سریالهایی که به تجربهای ماندگار تبدیل شوند، انگشتشمار است. سریالهایی که نه فقط دیده شوند، بلکه دربارهشان صحبت شود، دنبال شوند و مخاطب با شخصیتهایشان زندگی کند.
در مقابل، بسیاری از آثار پس از چند قسمت، یا از حافظه جمعی حذف میشوند یا تنها بهانهای برای تولید حاشیه، گفتوگو و واکنش در فضای مجازی باقی میمانند.
نکته قابل تأمل اینجاست که در مواردی گفتوگوها، تحلیلها و ویدیوهای یوتیوبی بازدید و اثرگذاری بیشتری از سریالهای نمایشی دارند. وضعیتی که این سؤال را پررنگ میکند: آیا مشکل فقط افت کیفیت است یا شبکه نمایش خانگی از کارکرد اصلی سریالسازی فاصله گرفته؟
برخی منتقدان معتقدند مسأله به نبود تعریف روشن از «کیفیت» بازمیگردد. به گفته آنها، سریالسازی زمانی معنا پیدا میکند که فیلمنامه، شخصیتپردازی و مسیر روایی فرصت رشد داشته باشند؛ فرصتی که در مدل تولید شتابزده امروز کمتر فراهم میشود.
در سوی دیگر، سریالسازان هم از فشارهای پنهان این چرخه میگویند؛ از زمانهای فشرده، تصمیمهای لحظهای و تغییر اولویتهایی که اجازه نمیدهد یک پروژه با نگاه بلندمدت شکل بگیرد. بخشی از سریالسازان بر این باورند که ساخت سریالی که بتواند چند فصل ادامه پیدا کند، بیش از آنکه به خلاقیت وابسته باشد، به ثبات تصمیمگیری و اعتماد پلتفرمها نیاز دارد.
پلتفرمها اما با منطق رقابت از زاویه دیگری به ماجرا نگاه میکنند. آنها افزایش تولید را پاسخی به نیاز بازار و رفتار مخاطب میدانند و باورشان این است که تنوع محتوا، بخشی از استراتژی بقا در بازار شلوغ امروز است. با این حال، حتی در این نگاه اقتصادی نیز این پرسش باقی میماند که آیا افزایش کمّی تولید، به افزایش وفاداری مخاطب و ارزش واقعی اشتراک منجر شده است؟
شبکه نمایش خانگی حالا در نقطهای ایستاده که باید دوباره به یک سؤال اساسی پاسخ دهد: هدف از این حجم تولید چیست؟ اگر سریالها نتوانند تجربهای ماندگار بسازند و مخاطب را برای ادامه همراه کنند، شاید وقت آن رسیده باشد که به جای پرسیدن «چقدر تولید کنیم»، دوباره پرسیده شود «چرا و چگونه تولید میکنیم».
17302





نظر شما