گروه اندیشه: در یادداشتی که فاطمه زهرا جامی، دانشجوی روابط عمومی دانشگاه علامه طباطبایی در روزنامه اعتماد نوشته، به برداشت های اشتباهی که در نظام روشنفکری و دیگر حوزه های فکری و اجتماعی در ایران در باره نسل زد دارد اشاره می کند. این یادداشت را می خوانید:
****
این روزها ما تبدیل شدهایم به سوژه اول رسانهها، تیتر برنامهها، مقالههای آکادمیک و نشستهای مدیریتی! کافی است جملهای را با «نسل Z و...» آغاز کنید تا ظاهرا همه چیز جذاب و روشنفکرانه به نظر برسد. حتی اگر دوست داشته باشید ما را مرموز، متفاوت یا «نسل عجیب و غریب» صدا بزنید، اما واقعیت این است که ما نسل زدیها از مریخ نیامدهایم! ما نه موجودات ناشناختهایم و نه محصول آزمایشگاههای دیجیتال، ما فرزند همین خاکیم، همین خیابانها، همین مدرسهها و ساکن همین خانههایی هستیم که نسلهای قبل ساختهاند.
با این مقدمه بیایید درباره برچسبهایی که روی پیشانیمان چسباندهاید، حرف بزنیم. به ما میگویید مسوولیتگریزیم، عجولیم، راحتطلب، کمطاقت، بیتفاوت، تنبل و البته همهچیزدان هستیم. اینها بخشی از صفتهایی است که خیلی راحت و بدون توضیح تکرار میشوند؛ گویی ما محصول کارخانهای با خط تولید انبوه بودهایم. اما بیایید زاویه نگاه را تغییر دهیم، ما نتیجهگرا هستیم، نه بیحوصله. نوگرا هستیم، نه بیریشه. از تکرار مسیرهای شکست خورده پرهیز میکنیم، نه اینکه از سختی بگریزیم. ما نگران آیندهایم که قرار است در آن زندگی کنیم، پس نسبت به تصمیمهایی که قرار است سرنوشت ما را تعیین کند، حساسیم.
ما بیگانهای در سرزمین عجایب نیستیم. ما هم مثل پدران و مادرانمان دغدغه شغل، امنیت، امید، آرامش، هویت، عشق و وطن داریم. فقط فرقمان این است که دنیایی از ابتدا در آن زندگی کردهایم، دنیایی است که در آن اطلاعات انحصاری نیست، حقیقت یک کانال تلویزیونی ندارد و حقیقت پشت پرده نمیماند. ما جهان را بیواسطه دیدهایم؛ با چشم خودمان، نه از پشت فیلترها. پس عجیب نیست که سوال داریم و خب، سوال پرسیدن که جرم نیست.
ما نسل پرسش و مطالبهایم؛ نسلی که دوست دارد قانع شود، نه مجبور. وقتی میبینیم تصمیمی بزرگ گرفته میشود بدون اینکه به ما توضیحی داده شود، سوال میپرسیم: چرا؟ وقتی مشکلی سالهاست در جای خود باقی است و همگان نسبت به آن آگاهند، میپرسیم: چه کسی مسوول است؟ وقتی درباره آینده میپرسیم و پاسخمان فقط مرثیهای از گذشته است، وقتی میپرسیم: مسیر پیشرو کجاست؟ به دنبال بحث و جدل نیستیم؛ دنبال گفتوگویی واقعی و دوطرفه هستیم.
البته واقعیت مهمی هم وجود دارد؛ امروز نسل من خودش رسانه است. اگر پاسخی روشن نگیریم، اگر تصمیمی غیرقابل فهم باشد، اگر اتفاقی به نام ما اما بدون ما رخ دهد، روایتش را خودمان مینویسیم. یک توییت، یک استوری، یک پست، میتواند جرقه گفتوگو یا اعتراض باشد. نه برای اینکه عاشق هیجانیم؛ برای اینکه سکوت دیگر راهحل نیست.
نسل من از بیعملی میترسد. ما با تلاطمهای اقتصادی، نااطمینانی شغلی و بیثباتی اجتماعی بزرگ شده و اکنون سابقه دیدن یک جنگ نیز در آرشیو ذهنی داریم و با چشم خودمان دیدهایم که حرف بدون عمل، اعتماد را نابود میکند. پس نه تشویقمان با شعار ممکن است، نه آرام کردنمان با نصیحت. به ما نگویید نسل امید باشید، کمک کنید برای امید داشتن دلیل پیدا کنیم. نگویید در فضای مجازی نمانید، دنیای واقعی را قابلزیست کنید. نگویید عجله نکنید، نشان دهید که صبر نتیجه دارد. ما از گفتوگو فرار نمیکنیم، ما از بحثهای فرسایشی، یکطرفه، تکراری و بیاثر، خستهایم.
نسل زد قرار نیست نجاتدهنده باشد، قرار نیست قربانی باشد، قرار نیست نسخهای متفاوت از انسان باشد. ما ادامه همان داستانی هستیم که نسلهای قبل شروعش کردند. اگر قرار است آیندهای بهتر بسازیم، نه تحقیر به کار میآید نه اسطورهسازی. تنها چیزی که لازم داریم، درک متقابل، احترام، شفافیت و حضور واقعی در تصمیمهایی است که قرار است زندگی ما را شکل دهد. بله، ما از مریخ نیامدهایم؛ فقط آمدهایم سوال بپرسیم، بفهمیم، مشارکت کنیم و آیندهمان را پس بگیریم، مثل هر نسلی که پیش از ما آمده است.
۲۱۶۲۱۶





نظر شما