به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایبنا؛ موسیقی با زندگی انسان رابطهای تنگاتنگ دارد. ما حتی اگر موسیقیدان و نوازنده نباشیم، آواها و نغمههای آهنگین طبیعت و پرندگان را بارها شنیدهایم، با نوای موزون لالایی مادرمان به خواب رفتهایم و حتی در ناخودآگاهمان ریتمی را دنبال کردهایم.
موسیقی در ذات و وجود آدمی ریشه دارد و انسان همیشه به اصوات خوشِ پیرامونش علاقه نشان داده است. انسانها علاقه دارند صدا و گفتار خودشان را به شکل آواز درآورند و حالتی ریتمدار به آن دهند.
کشف آلات موسیقی
باید این علاقه را ذاتی دانست که همواره در زندگی آدمها حضور داشته است. اما به شکل دقیق نمیتوان گفت موسیقی از چه زمانی به عنوان هنر وارد زندگی انسانها شد. بررسی تاریخی هنری مثل موسیقی از چندین جهت کاری سخت است. به خاطر ثبت نشدن نتهای موسیقی و از بین رفتن ادوات موسیقی، نمیتوان به طور دقیق تاریخ موسیقی را پیشبینی کرد و برای بررسی آن باید به دورههایی که تاریخ ضبط و ثبت شده، رجوع کرد.
آلات موسیقی در بین مکشوفات محوطههای باستانشناسی در دل معابد و مقابر سلطنتی و نهانخانهها یافت شدهاند. همچنین تصویرگریهایی اولیه تجسمی افرادی را نشان میدهند که برای شاهان و خدایان ساز میزنند.
امروز ما نمیدانیم بهترین نوازنده نی در روزگار قدیم چه کسی بوده ولی با کشف سازهای نی متعلق به ۶۰ هزار سال و ۴۰ هزار سال پیش، میدانیم آدمها از آن روزگار به ساختن آلات موسیقی و نواختن آن علاقه نشان دادهاند.
در تصاویر مربوط به مصر عصر فراعنه نوازندگانی را در حال نواختن عود و چنگ و انواع مختلف نی و سازهای کوبهای میبینیم. مقبرهای سلطنتی از عصر کلاسیک مایاها در مکزیک و آمریکای مرکزی نیز گنجینهای آلات موسیقی مثل شیپورهای بودهاند.
نقش موسیقی در دنیای باستان
موسیقی در بخش اعظم دنیای باستان آشکارا جزء مهمی از حیات دربارهای سلطنتی بوده است. موسیقی در عین برقراری نظم و ترتیب، تحکیم مقام و منزلت و تکریم خدایان و نیاکان و اسباب تفنن را فراهم میآورد.
موسیقی در طول تاریخ ارج و قرب زیادی داشته و در دوره یونان باستان، به شکلی جدی و علمی با آن برخورد شده و مطالبی از آن به جای مانده است. فیثاغورث معتقد بود موسیقی کلید درک کائنات است و افلاطون نیز در کتاب جمهوری ادعا میکند قدرت موسیقی در این است که عقل را دور میزند و یکراست روح یا ضمیر فرد را نشان میرود.
افلاطون و ارسطو در آن دوران با موسیقیِ صرفاً سازی مخالفت میکردند، چنانکه جوامع دینی چنین بودند و بیشتر آوازخوانی در نظرشان جدیتر بود. گفته میشود مولانا، شاعر بزرگ قرن سیزدهم میلادی، نوعی کمانچه تار مینواخت و صدای این ساز را شاهراه اشراق میدانست.
موسیقی و کلام در طول تاریخ ارتباط نزدیکی با هم داشتهاند. این رابطه همزیستی نقش مهمی در همه ادیان بزرگ جهان ایفا کرده است. کلام در صورتی بهتر در اذهان مینشیند که به سرود خوانده شود.
شروع نتنویسی
پس از گذر از دوران باستان و عبور از تاریخ و فرهنگ شفاهی، نت نویسی مدرن در اروپای قرن یازدهم پدید آمد. در آن دوران، بسیاری از فرهنگهای موسیقی یکی از اسلوبهایش سرایش را به کار میبردند و سنخی که بیش از همه برای موسیقیدانان غربی آشنا بود، سلفژ نام داشت که احتمالاً ابداع راهبی ایتالیایی به نام گوئیدوی آرتزوبی در قرن یازدهم باشد. هر چند این سبک نت نویسی به مرور زمان دچار تغییراتی شد.
نت نویسی در موسیقی غربی به آهنگسازان اجازه داد بر تمام جزئیات هارمونی و ضرباهنگ تسلط پیدا کنند. این مهم به ساختارهای هارمونیک بلندپروازانهتری در سمفونیهای بتهوون و بروکنر و مالر و سایر آهنگسازان متاخر قرن بیستم انجامید.
نت نویسی بر خطوط حامل تا قرن بیستم به هنجارهای بینالمللی بدل شده بود؛ نه به این معنا که جانشین دستاننگاره شود، زیرا این دو غالباً همزیستی و سازگاری داشتند. این موضوع به ویژه در انتشار پارتیتورِ ترانههای محبوب اهمیت داشت که به هر دو شکل منتشر میشدند: یکی برای همراهی ساده پیانو در زمینه، و دیگری دستاننگاره برای گیتار و یوکللی.
این گونه پارتیتورها راهی سریع به منظور یادگیری یک ترانه برای آوازخوانی دور پیانو در خانه و یا در میخانه بودند؛ جایی که در ایام قبل از ظهور جوکباکس، آواز دورهمی بخشی از سرگرمی رایجش بود.

حتی پس از پیدایش ضبط صوت هم نفوذ پارتیتورهای چاپی در موسیقی عامهپسند بر جا ماند. انتشار پارتیتورها پس از جنگ جهانی دوم دوشادوش صنعتِ رو به رشد ضبط ادامه یافت، اما کار به نحو متفاوتی انجام میشد.
عزیمت از نتِ آهنگها به ضبط صدا در موسیقی عامهپسند – از متن نوشتاری به متن شنیداری – شیوه ساخت موسیقی، شیوه ارجشناسی از آن و شیوه خرید و فروشش را متحول کرد.
با محبوبیت روزافزون موسیقی تالارهای کنسرت همسو با محبوبیت فزاینده اپرا در سراسر اروپا تکثیر شدند. موسیقی کنسرتها هم درست مثل اپرا ستارگان خاص خودش را داشت.
تا قرن بیستم ظاهراً سرمشقی برای موسیقی هنری غربی تثبیت شده بود که عمدهاش را مردان اروپایی به ویژه اتریشیها و آلمانیها طی دو قرن نوشته بودند؛ آثار جدیدتر برای راهیابی به تالار کنسرت باید مسیر خود را در مبارزه با آن غولها هموار میکردند.
اختراعی مهم به نام ضبطصوت
با پیدایش ضبطصوت و رادیو، مخاطبان متعلق به طبقه متوسط گسترش چشمگیری یافتند و دسترسی به موسیقی کلاسیک در خانه دیگر در گروی تملک پیانو نبود. در نگاهی به گذشته پیداست دهههای ۱۹۳۰، ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ احتمالاً دوران اوج موسیقی کلاسیک بود. هیچ گاه به اندازه دهه ۳۰ میلادی، یعنی همان دهه وقوع رکود بزرگ، ارکسترهای سمفونیک پا نگرفتند.
صنعت فیلم به ویژخ در سالهای ماقبل تلویزیون در سرتاسر جهان و به رهبری استودیوهای برجسته آن شکوفا شد و نقش مهمی در پسند موسیقی نزد عامه مردم ایفا کرد. با ظهور تلویزیون، شماری از آهنگسازان هالیوود به کار در این رسانه جدید روی آوردند؛
ظهور ضبط صوت که در ترویج موسیقی کلاسیک بین عامه مردم نقش داشت در عین حال عامل اضمحلال تدریجیاش شد. ضبط تجاری همه چیز را متحول کرد و انواع مختلف موسیقی را به طرق مختلف متحول کرد. موسیقی پاپ و جَز محصول ضبط صوت بودند، آن هم با وجود اینکه رابطه مطلقاً متضادی با این رسانه داشتند.
ضبط صدا از موسیقی پاپ در شکلهای متعدد آن پدیدهای جهانی ساخت، پدیدهای که قادر است علاوه بر تغییر موسیقایی به تحولات اجتماعی دامن بزند. آثار ضبط شده برخی از مجریان موسیقی را به قهرمانان ملی تبدیل کردند. امکلثومِ مصری نمونه بارز خوانندهای است که دائماً هویتش را بازآفرینی کرد و در عین حال در وطنش و نیز سراسر جهان عرب الهامبخش جانفشانیهای بیشتر بود.
«تاریخ فشرده موسیقی» به قلم اندرو فورد که خودش آهنگساز و برنامهساز رسانهای است، گشتوگذاری پرهیجان در پیشینه چندین هزار ساله موسیقی را پیش روی مخاطبان قرار میدهد. این کتاب با ترجمه خوبِ سهند سلطاندوست به تازگی توسط نشر مرکز منتشر شده و در اختیار خوانندگان قرار گرفته است.
59243





نظر شما