به گزارش خبرآنلاین، محمد سلامتی وزیر کشاورزی در دولتهای رجایی و موسوی و نیز دبیرکل اسبق سازمان مجاهدین انقلاب در گفت وگو با روزنامه آرمان ملی به این پرسش پاسخ داده است.
بخشهایی از این مصاحبه را می خوانید:
- ارزیابی شما از دلایل و پیامد اعتراضات اخیر در کشور چیست؟
دلیل اصلی اعتراضات اخیر مشکلات اقتصادی و معیشتی بود. از قبل هم با بروز مشکلات اقتصادی، اعتراضات قابل پیشبینی بود. حتی مسئولین و دولتمردان نیز همین پیشبینی را داشتند. اما عجیب این بود که در شرایط بحران اقتصادی که با آن روبهرو بودهایم، معمولا در چنین شرایطی، کمتر اتفاق میافتد که کشوری به اصطلاح دست به جراحی اقتصادی بزند، اما مسئولین و دست اندرکاران ما اقدام به یکسانسازی یا تکنرخی کردن ارز کردند. آنها با این کار بنزین برآتش بحران اقتصادی ریختند. آن هم درحالی که قبلا چنین تجربهای شده بود. یکسانسازی نرخ ارز در شرایط مناسب امری ضروری است، اما در شرایط بحرانی سم است. اعمال این سیاست غلط تا همینجا آنقدر خسارت به بار آورده که اگر از همین فردا آثار مثبتی به ارمغان آورد، آثار و تبعات منفی آن تا سالها قابل جبران نیست. باید درک کرد که طرز تفکر لیبرالیستی درعرصه اقتصاد، در همه اوضاع و احوال کارساز نیست.
در عین حال عدهای با انگیزه و اهداف دیگری به اعتراضات پیوستند. عدهای با حمایت صریح خارجیها از فرصت استفاده کرده و به منظور رسیدن به اهداف خود به معترضان پیوستند. این عده از غفلت نهادها و ارگانهای مسئول در جهت سازماندهی، مجهز و مسلح کردن خود استفاده کرده و اهداف دشمنان را پی گرفتند. این اعتراضات طبق آمار رسمی، تعداد بیسابقهای کشته و زخمی به جا گذاشت و باید آن را یک فاجعه ملی تلقی کرد.
بیتردید اکثر معترضین پیگیر مسالمتآمیز مطالبات خود بودند، اما کشور با این فاجعه مواجه شد. اگر لطمههای وارد شده به سرعت جبران نشود، این اتفاق موجب سوءاستفاده دشمنان ایران و مهمتر از آن احتمال بیاعتمادی مردم به پیگیری مسالمتآمیز حقوق خود را به دنبال خواهد داشت. این سؤال مطرح میشود که مردم چگونه میتوانند با اطمینان و آرامش مطالبات بحق خود را پیگیری کنند؟ نادیده گرفتن خواست مردم و انباشت مطالبات طبیعتا موجب افزایش نارضایتی خواهد شد. همه مسئولان باید به این مهم واقف باشد.
*نوع کنشگری نسبت به اعتراضات چگونه بود؟
اینکه اعتراضات تعداد زیادی کشته و زخمی به جا گذاشته نشانه اشکال در شیوه مواجهه با آن است. اگر سعی میشد با سیاست درست بهانهای برای اعتراض به وجود نیاید، اگر ارگانهای ذیربط بر شناسایی عناصر سازمان یافته وابسته به خارج تمرکز میکردند و اگر برای اعتراضات مسالمتآمیز محلهای مشخصی با تأمین امنیت در نظرگرفته میشد، بعید بود که با چنین فاجعهای روبهرو شویم.
*آیا پزشکیان در چنین شرایطی رویکرد اصلاحطلبی خود را به خوبی ایفا میکند؟
به نظر من آقای پزشکیان بهرغم همه محدودیتها و توان اجرایی، برخورد مناسبی با این وقایع داشته است. تردید نیست که یک رئیسجمهور همهجانبهنگر و مدیر با تجربه و قوی در چنین شرایطی، چه پیش از شکلگیری بحران و چه در جریان بحران، میتواند تأثیرگذار باشد.
*تهدید ترامپ را برای حمله به ایران چقدر جدی میدانید؟
ترامپ، آدم قابل پیشبینی نیست. او به اصول محکمی متکی نیست که رفتارش را با آن اصول ارزیابی کرد؛ لذا بیشتر تحت تأثیر مشاوران عمل میکند. مشاوران او از دو طیف قدرتمند هستند که یک طیف مواضع جنگطلبانه داشته و دیگری مخالف جنگ است. ترامپ بین این دو طیف قرار دارد و از هر دو سو مشورت میگیرد. نفوذ این دو طیف تقریبا هماندازه است. ضمن اینکه ترامپ فقط تحت تأثیر این دو طیف نیست و لابی قدرتمند صهیونیستها و نخستوزیر اسرائیل تأثیر زیادی بر او دارند. در نهایت میتوان گفت سنگینی کفه جنگطلبی بیشتر است. ضمنا به دلیل وجود ویژگیهای شخصی، تلاش برای تحتالشعاع قراردادن تبلیغات افشاگرانه علیه او در آمریکا و انگیزه جبران تحقیر او توسط ایران، موجب تقویت این دیدگاه میشود. به نظر من فقط ترس از عدم تأمین نتایج دلخواه او را از جنگ باز میدارد.
*ترامپ با حمله به ایران دنبال چیست؟
اگر در جنگ ۱۲روزه هدف حمله به ایران توسط آمریکا از بین بردن تأسیسات هستهای عنوان شده بود،در مورد حمله احتمالی آینده هدف مشخصی اعلام نشده است. گرچه موضوعاتی از قبیل غنیسازی صفر، حل مساله موشکهای دوربرد، حمایت از مقاومت و... به عنوان بهانههایی برای حمله مطرح شدهاند، اما همه میدانند که چنین موضوعاتی میتواند محور مذاکره باشد تا بهانهای برای جنگ. آن چه که از قراین پیداست، هدف جنگ توسط ترامپ، تعقیب هدف نتانیاهو است؛ اغتشاش و تجزیه ایران. از دید نتانیاهو، هرقدر ترامپ به این هدف نزدیک شود، موفقیت محسوب میشود.
*تغییر در ایران به وسیله عامل خارجی چه پیامدهایی خواهد داشت؟
خارجیها اگر به فرض محال توان تغییر داشته و دست نشانده خود را به قدرت برسانند، به معنای شروع جنگهای داخلی خواهد بود؛ جنگ با دست نشانده و تجزیهطلبانی که فرصت را برای پیگیری اهداف خود غنیمت دانسته و از تغییر استقبال کردهاند.
* با توجه به شرایط موجود چه چشماندازی برای کشور متصور هستید؟
در کشور چنان ظرفیتی وجود دارد که بتوان شرایط موجود را طوری تغییر داد که چشمانداز آن روشن و امیدبخش باشد. این کار با تجدید نظر در برخی سیاستها که معلوم شده به نتیجه نمیرسد، امکانپذیر است. ممکن است یک سیاست در مقطعی خاص اثربخشی قابل قبولی داشته باشد، اما اصرار بر تداوم آن، زمانی که شرایط تغییر کرده، احتمال شکست را افزایش میدهد.
23302





نظر شما