به گزارش خبرآنلاین روزنامه اطلاعات نوشت: تحریکات خارجی از یکسو و مشکلات اقتصادی از سوی دیگر بر انباشتی از مطالبات و مشکلات قدیمی افزوده است و یکباره در زیر سایه جنگی محتمل که خاورمیانه و وطن گرامی را تهدید میکند، به نمایش در میآید.
دانشگاه، میباید مرکز بحث و گفتگو و تشکلهای سیاسی و فرهنگی باشد. تنوع و تکثر، از ویژگیهای اصلی دانشگاه است. علاوه بر این، دانشگاه میباید براساس یک سازوکار درونی و بدون هرگونه مداخله و فشار خارج از نظام آموزش عالی و فرهنگِ آکادمیک تداوم یابد و اگر چنین تشخص و شخصیتی نداشته باشد، عملا آلت دست گروهها و نهادهای سیاسی و امنیتی و جریانهای قدرت در مقاطع مختلف خواهد شد. اعمال نفوذ هر یک از این جریانها، میتواند چنان تغییرات و اثراتی بر ماهیت دانشگاه و هویت استادان و دانشجویان بگذارد که خروجی آن بر ضد منافع ملی و تخصصهای مورد نیاز مملکت باشد.
کمیتگرایی و نبودن چشماندازهای امیدبخش برای جوانانی که احساس میکنند شغل مناسبی نخواهند یافت و در حین تحصیل هم با قوانین دست و پاگیر و مشکلات معیشتی یا خانوادگی و روحی روبهرو هستند، مزایای تحصیل آموزش عالی را از آنها سلب میکند و راه نامناسب عصیانگری و اعتراض و نهایتاً اغتشاش و خشم بیمهار را پیش روی آنها قرار میدهد. اگر تعلیق شوند یا از تحصیل محروم شوند یا نیروهای برخوردکننده در دانشگاهها با آنها درگیر شوند، جملگی تبعات دیگری دارد که در وقت و جای دیگر در جامعه بروز خواهد یافت و هزینهآفرین خواهد شد.
بیتردید، در این شرایط حاد، باید چارهای اندیشید . دانشجو یان با هر شعار و رفتاری نباید از دانشگاه رانده و خارج شوند. آنها باید در همان محیط، در فضایی کنترل شده شعار دهند و افرادی ذیصلاح و معقول و معتبر با آنان وارد گفتگو و تعامل شوند تا شرایط بحرانی کشور را به آنها منتقل کرده و جمع تندرو و بیمنطق را از اکثریت ایران دوست و دانشجویان عاقلتر جدا سازند. این کار، دشوار و نیازمند شکیبایی و حوصلهای بیش از معمول است و با توجه به تهدیداتی که ایران را در بر گرفته، نوعی از خودگذشتگی و تدبیر عاجل هم محسوب میشود.
باید سیما و صدا و دهها شبکه ماهوارهای قانونی و آزاد در کشور فعال شود و صدای ننگین شبکههای مزدور اسرائیلی و امریکایی و دیگر بیگانگان را با لحن و منطق و هنر و دانشوران راستین ایرانی در هم کوبد. چرا صدها و هزارها هنرمند و اقتصاددان و جامعهشناس و ادیب و روانشناس و فلسفهدان و حتی گزارشگر محبوب ورزشی مردم نباید صدایی در رسانه حکومتی داشته باشند. این انحصار برای چیست؟ مردم چرا باید هزینه و حقوق رسانهای را بپردازند که صدای آنها و تصویر آنها نیست! دانشگاه، خود باید صداوسیمایی داشته باشد که استادان و بزرگان و هنرمندان برجسته در آن بدرخشند، نه آنکه خانهنشین باشند یا بکوچند.






نظر شما