به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، همه میگویند این متفاوتترین دیدار رهبری است که هرسال برگزار میشود؛ و حقیقتاً همین است. رهبر یک کشور با مسئولیتهای بزرگ و روزهای شلوغ، ساعتها وقت میگذارد تا کنار شاعران بنشینید، گوش کند، نکته بدهد، و حتی سکوتش معنا داشته باشد. همین تفاوت است که این دیدار را از همه مراسمها متمایز میکند.
بنابر روایت فارس، امشب قرار بود طور دیگری رقم بخورد؛ آقاجان، طبق روال هر سال، امشب قرار بود دور شما جمع شوند و شعر بخوانند. قرار بود شما در حسینیه بنشینید، امامت نماز مغرب را به عهده بگیرید، افطار را در کنار جمع ساده و بیتظاهر تجربه کنید، و بعد دوباره به شعر گوش دهید. قرار بود همان دقت همیشگیتان را داشته باشید، همان نگاه کوتاه و لبخند کوچک که شاعرها را سبک میکرد و دلها را آرام.

اما امسال… امسال شما نیستید.
امشب برای شاعران، بیشک، سختترین شب است. جای خالی شما بدجور اذیتشان میکند. انگار امشب دیگر باید باور کنند که شما دیگر نیستید…آقا جان، قرار بود امشب دوباره همان شور همیشگی را ببینیم؛ قرار بود دفترها باز شوند، بیتها خوانده شوند، و شما با آن دقت و نگاه خاصتان، هر شعر را سبک کنید، هر لحظه را معنا دهید. قرار بود همان لبخند کوتاه، همان اشارهی کوچک، همان سکوت پر معنا، دلها را آرام کند.

ما به حضور شما عادت کرده بودیم. به این که در خوشی و ناخوشی، در نوروز، در ماه رمضان، در شبهای شعر و کتاب، حتی در روزهای سخت و پرالتهاب، منتظر نگاه، پیام یا نکتهای از شما باشیم. هر صندلی که سالها روی آن مینشستید، جای یک جهان بود؛ جای نگاه دقیق، نکته کوتاه و امیدی که شما میدادید.

حالا شما و شهادتتان بهانهی سرودن شاعران شدهاید.
آقا جان، امسال در این روز هر بیت، هر کلمه، هر شعری که خوانده میشود، پر از یاد شماست. شاعران بیت به بیت دنبال گم کرده خود میگردند که شما باشید.. دنبال همان نگاه کوتاه و دقیق که هر شعر را معنا میکرد. حالا همهی شور و هیجانشان با غم پیوند خورده است، با نبود شما و جای خالی شما.




نظر شما