مذاكرات اسلام آباد

غلبه ادراکات حاصل از پنجره خانه بر ادراکات قاب تلویزیون اینترنشنال

امروز ۲1 اسفند ۱۴۰۴، سیزدهمین روز از جنگ‌تحمیلی صهیونیستی-آمریکایی علیه کشورمان هست‌. قاطعانه میتوان سال ۱۴۰۴ را پر حادثه ترین ترین سال ، لااقل سه دهه اخیر دانست.


از جنگ ۱۲ روزه در خرداد ماه و شهادت جمع کثیری از مردم تا فعال سازی مکانیسم به اصطلاح ماشه و اتفاقات دی ماه و سرانجام آغاز جنگ و شهادت رهبر معظم انقلاب‌ در اسفند ماه. هر یک از این‌حوادث به تنهایی می تواند موجب فرسایش روانی یک جامعه بشود چه رسد به آن که تمامی آنها در بازه ای حدود ده ماهه اتفاقات بیافتد.
ناگفته پیداست در تمامی این حوادث تلخ و غمبار ، روایت و روایت ساز و راوی اصلی متاسفانه تا حدی به خارج از مرزها انتقال یافته است. شاید اگر اینگونه نبود تفاله ی پهلوی نمیتوانست با پشتیبانی مالی،تبلیغاتی،عملیاتی اسرائیل در حوادث دی ماه اینگونه ظاهر شود.
سلسله اتفاقاتی که بعد از خروج حوادث دی ۹۶ و سپس خروج امریکا از برجام در بهار ۱۳۹۷ اتفاق افتاد ،باعث شد تلاش بسیار جدی از طرف اسرائیل در جهت به دست گرفتن افسار اپوزوسیون جمهوری اسلامی و سعی در رادیکالیزه کردن هر چه بیشتر ان داشته باشد. ماحصل این رادیکالیزه شدن و انتقال مرجعیت خبری (لااقل بخشی از مردم)به خارج از مرزها را در حوادث خونین ۱۴۰۱ همگان به چشم دیدیم. تلاش به جهت کنترل و مسخ اپوزوسیون ایران تا بدانجا پیش رفت که یک ورشکسته سیاسی مسلوب الاراده کند ذهن را توانستند به عنوان گزینه ی بدیل جمهوری اسلامی ایران به خورد اندکی از مردم عاصی از تحریم ها و ناامید از اصلاح داخلی بدهند.
شوربختانه ایده ی ابلهانه ساقط شده و متحجر سلطنت با شهد دروغ و پروپاگاندا( در غالب شبکه ی تروریستی اینترنشنال) و چاشنی وطن[تن]فروشی رضاپهلوی به هر حال عده ای را فریفت و آن ها را به خیابان ها کشید، جایی که قرار بود تیم‌های اجیر شده اسراییلی ان‌ها را به کشتن بدهند. برسازی روایت کشتار ده ها هزار نفری توسط حکومت در دی ماه که توسط اسراییل و بعدتر امریکا تقویت و ترویج می شد، به روشنی مشخص می ساخت که بهانه ای خواهد بود برای جنگ و درگیری با ایران. همانگونه که پیشتر هم ادعاهای مضحک بخشی از دیاسپورای عراقی مبنی بر ارتباط صدام با القاعده راه را برای مداخله نظامی آمریکا در عراق در سال ۲۰۰۳ باز کرد.
برای فهم این سلسله اتفاقات نیاز به خواندن تاریخ نیست صرفا اگر اخبار خوانده باشیم کافیست!
سلسله ی این تلاش های اسراییل و سیاست خارجی بسیار ضد نظم ترامپ و صد البته فرصت هایی که از دست دادیم ( یکی از اصلی ترین فرصت هایی که از دست دادیم فرصت احیای برجام در زمان دولت سیزدهم بود )، بدانجا رسید که نفر اول ایران بعد از بیش از هزار سال توسط دشمن خارجی به شهادت برسد. حادثه ای بسیار تلخ و گران !
 
تا اینجا مردم ایران( به شمول دولت و سایر قوای سه گانه و نیروهای نظامی و انتظامی) مقاومتی کم نظیر از خود بروز داده اند. و تا اینجای کار به نظر می رسد ترامپ متوجه شده باشد ایران ونزوئلا و کوبا نیست. در اینجا مقصود نگارنده تحلیل جنگ میهنی کنونی از نگاه روابط بین الملل نیست، بلکه از زاویه ی نهیب به ان دسته از افرادی است که تا ده روز پیش نامه ی فدایت شوم برای ترامپ‌ و نتانیاهو می نوشتند و به امثال رضا پهلوی که بوی متعفن وطن فروشی می دهد، دخیل بسته بودند بلکه آن ها زودتر حمله کنند و آن‌ها بتوانند به خوشی زندگی کنند!
زبانه های اتش و صدای غرش ده ها جنگنده در تهران را بعید است دیگر کسی نشنیده باشد. شاید پیش از جنگ ۱۲ روزه و حتی جنگ کنونی ( رمضان) ادراکات اینترنشنالی و فانتزی مبنی بر گوگولی بودن دخالت نظامی خارجی هنوز برای عده ای جذابیت داشت. اما ادراکات بر آمده از زیست روزمره و از پنجره بعینه دیدن وقایع ، بر آن ادراکات پوچ حاصل از قاب تلویزیون اینترنشنال غلبه پیدا خواهد کرد.
زمانی که هنوز دو سه چهار روز از جنگ نگذشته بود که خیلی روشن حمایت ترامپ از تجزیه ایران را دیدند و صد مثال دیگر. هر چند که برای عاقل[ ؟ ] یک اشاره هم باید کافی باشد.همانطور که حوادث تلخ دی ماه ۹۶، باعث تشجیع و ترغیب ترامپ به خروج از برجام در اردیبهشت ۱۳۹۷ شد.
حوادث تلخ دی ماه ، موجب تشجیع رژیم صهیونیستی و آمریکا و دیوسازی از ایران در نزد دنیا و در نهایت حمله به ایران شد. در اینجا قصد ساده سازی و خطی سازی از مسایل پیچیده ی بین الملل را ندارم طرفه آنکه همواره خود منتقد جدی روایت های خطی و ساده سازی های افراطی بوده ام اما به هر روی نمیتوان فراموش کرد که حوادث دی ماه ۱۴۰۴ چه نقش بی بدیلی در آغاز این جنگ خسارت بار برای کشورمان داشت.
امید که جنگ کنونی زودتر خاتمه یافته و به یک آتش پایدار بیانجامد. جنگی که  تا همینجا ده ها میلیارد دلار به کشورمان خسارت زده است ( منهای خسارت های جانی که قیمتی برای آن متصور نیست). اما زمانی که غبار این جنگ فرونشست، نباید انگاره سازی ها و ادراک سازی ها به نحوی باشد که نقش تک تک عوامل دی ۱۴۰۴ به فراموشی سپرده شود و طوری تصویر سازی شود که گویی با جمعیتی معصوم و بی تقصیر طرفیم.
حساب تفاله پهلوی که مشخص است. ان تعداد از دیاسپورای ایرانی هم که هیچ دسترسی به آنها وجود ندارد ، مجالی دیگر میخواهد برای پرداختن. مقصود سایر عوامل و ذی مدخلان در این امر است. کشور زمانی که در جنگ مستقیم بود ، عده ای قلیل به پیام ترامپ‌مبتی بر حمله به اماکن دولتی و لبیک گفتند و خواسته یا ناخواسته در عملیات آژاکس ۲۰۲۶ شرکت کردند. این عده در بهترین حالت به دنبال ویرانی گزینشی بودند. ویرانی که دامان حکومت را بگیرد و دامان آن ها را نگیرد ( که تا اینجا حتما فهمیده اند بمب ها اصلا اهل گزینش نیستند) عده ای بسیار اندک ولی بسیار پر سر و صدا، در داخل و خارج کشورمان با بزک جنگ، آن را رهایی بخش خواندند و با حمایت رسانه ای غرب هرکنشگر ایران دوست دلسوز را وادار به سکوت کردند. توجیه آتش و جنگ را کردند و امروز ثمره ی تلاش های شان را میتوانند به چشم‌ببیند.
کار بدانجا رسید که امضا برای حمله به ایران عزیزمان‌جمع می کردند و ان بخش دیاسپورا امروز در پی کاسه لیسی از سفارتخانه های رژیم صهیونیستی در غرب است‌.
امروز که جنگ آغاز شده است و هر روز مردم بی پناه کشورمان توسط دشمن به شهادت می رسند ، پاسخ آنها چیست؟ این ها را نمی شود ندید. سرنوشت کشورها و ملل مختلف به دست خود رقم‌خورده است. اینکه همواره از سوی بلندگوها و حلقوم های عوام گرایانه که حد کنش گری شان صرفا جلب آرا و لایک بیشتر هست، هیچ‌گاه ،‌هیچ بخشی از جامعه را مقصر ندانیم‌، از طریق صواب مسئولیت پذیری به دور است و در آینده ای نه چندان در حوزه ای دیگر مجددا گریبان مان را می گیرد.
لذا به باور نگارنده این مساله بایستی به طور عمیق مورد واکاوی قرار بگیرد که چگونه یک عده ، تمام مرزهای شرافت و اخلاق و ... زیر پا گذاشتند و در دوگانه وطن و دشمن، این‌گونه رذیلانه طرف دشمن و بمباران کشور ایستادند. صفحات عجیبی از تاریخ این روزها رقم میخورد،از طرفی تفاله پهلوی مرگ سه سرباز آمریکایی را تاسف برانگیز میخواند و در مرگ صدها ایرانی خفه خون گرفته است‌ و ان طرف فلان زندانی به اصطلاح سیاسی علی رغم رنج‌های فراوان متحمل شده، در کنار کشورش می ایستد و واژه شرافت را آبرویی مضاعف می بخشد.

هنوزم ز خردی به خاطر در است
که در لانه‌ی ماکیان، برده دست
به منقارم آن‌سان به سختی گزید
که اشکم چو خون از رگ آن‌دم، جهید
پدر، خنده بر گریه‌ام زد که هان!
وطن‌داری آموز از ماکیان / محمد دهخدا
1717
کد مطلب 2193346

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 2 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین