از جنگ ۱۲ روزه در خرداد ماه و شهادت جمع کثیری از مردم تا فعال سازی مکانیسم به اصطلاح ماشه و اتفاقات دی ماه و سرانجام آغاز جنگ و شهادت رهبر معظم انقلاب در اسفند ماه. هر یک از اینحوادث به تنهایی می تواند موجب فرسایش روانی یک جامعه بشود چه رسد به آن که تمامی آنها در بازه ای حدود ده ماهه اتفاقات بیافتد.
ناگفته پیداست در تمامی این حوادث تلخ و غمبار ، روایت و روایت ساز و راوی اصلی متاسفانه تا حدی به خارج از مرزها انتقال یافته است. شاید اگر اینگونه نبود تفاله ی پهلوی نمیتوانست با پشتیبانی مالی،تبلیغاتی،عملیاتی اسرائیل در حوادث دی ماه اینگونه ظاهر شود.
سلسله اتفاقاتی که بعد از خروج حوادث دی ۹۶ و سپس خروج امریکا از برجام در بهار ۱۳۹۷ اتفاق افتاد ،باعث شد تلاش بسیار جدی از طرف اسرائیل در جهت به دست گرفتن افسار اپوزوسیون جمهوری اسلامی و سعی در رادیکالیزه کردن هر چه بیشتر ان داشته باشد. ماحصل این رادیکالیزه شدن و انتقال مرجعیت خبری (لااقل بخشی از مردم)به خارج از مرزها را در حوادث خونین ۱۴۰۱ همگان به چشم دیدیم. تلاش به جهت کنترل و مسخ اپوزوسیون ایران تا بدانجا پیش رفت که یک ورشکسته سیاسی مسلوب الاراده کند ذهن را توانستند به عنوان گزینه ی بدیل جمهوری اسلامی ایران به خورد اندکی از مردم عاصی از تحریم ها و ناامید از اصلاح داخلی بدهند.
شوربختانه ایده ی ابلهانه ساقط شده و متحجر سلطنت با شهد دروغ و پروپاگاندا( در غالب شبکه ی تروریستی اینترنشنال) و چاشنی وطن[تن]فروشی رضاپهلوی به هر حال عده ای را فریفت و آن ها را به خیابان ها کشید، جایی که قرار بود تیمهای اجیر شده اسراییلی انها را به کشتن بدهند. برسازی روایت کشتار ده ها هزار نفری توسط حکومت در دی ماه که توسط اسراییل و بعدتر امریکا تقویت و ترویج می شد، به روشنی مشخص می ساخت که بهانه ای خواهد بود برای جنگ و درگیری با ایران. همانگونه که پیشتر هم ادعاهای مضحک بخشی از دیاسپورای عراقی مبنی بر ارتباط صدام با القاعده راه را برای مداخله نظامی آمریکا در عراق در سال ۲۰۰۳ باز کرد.
برای فهم این سلسله اتفاقات نیاز به خواندن تاریخ نیست صرفا اگر اخبار خوانده باشیم کافیست!
سلسله ی این تلاش های اسراییل و سیاست خارجی بسیار ضد نظم ترامپ و صد البته فرصت هایی که از دست دادیم ( یکی از اصلی ترین فرصت هایی که از دست دادیم فرصت احیای برجام در زمان دولت سیزدهم بود )، بدانجا رسید که نفر اول ایران بعد از بیش از هزار سال توسط دشمن خارجی به شهادت برسد. حادثه ای بسیار تلخ و گران !
تا اینجا مردم ایران( به شمول دولت و سایر قوای سه گانه و نیروهای نظامی و انتظامی) مقاومتی کم نظیر از خود بروز داده اند. و تا اینجای کار به نظر می رسد ترامپ متوجه شده باشد ایران ونزوئلا و کوبا نیست. در اینجا مقصود نگارنده تحلیل جنگ میهنی کنونی از نگاه روابط بین الملل نیست، بلکه از زاویه ی نهیب به ان دسته از افرادی است که تا ده روز پیش نامه ی فدایت شوم برای ترامپ و نتانیاهو می نوشتند و به امثال رضا پهلوی که بوی متعفن وطن فروشی می دهد، دخیل بسته بودند بلکه آن ها زودتر حمله کنند و آنها بتوانند به خوشی زندگی کنند!
زبانه های اتش و صدای غرش ده ها جنگنده در تهران را بعید است دیگر کسی نشنیده باشد. شاید پیش از جنگ ۱۲ روزه و حتی جنگ کنونی ( رمضان) ادراکات اینترنشنالی و فانتزی مبنی بر گوگولی بودن دخالت نظامی خارجی هنوز برای عده ای جذابیت داشت. اما ادراکات بر آمده از زیست روزمره و از پنجره بعینه دیدن وقایع ، بر آن ادراکات پوچ حاصل از قاب تلویزیون اینترنشنال غلبه پیدا خواهد کرد.
زمانی که هنوز دو سه چهار روز از جنگ نگذشته بود که خیلی روشن حمایت ترامپ از تجزیه ایران را دیدند و صد مثال دیگر. هر چند که برای عاقل[ ؟ ] یک اشاره هم باید کافی باشد.همانطور که حوادث تلخ دی ماه ۹۶، باعث تشجیع و ترغیب ترامپ به خروج از برجام در اردیبهشت ۱۳۹۷ شد.
حوادث تلخ دی ماه ، موجب تشجیع رژیم صهیونیستی و آمریکا و دیوسازی از ایران در نزد دنیا و در نهایت حمله به ایران شد. در اینجا قصد ساده سازی و خطی سازی از مسایل پیچیده ی بین الملل را ندارم طرفه آنکه همواره خود منتقد جدی روایت های خطی و ساده سازی های افراطی بوده ام اما به هر روی نمیتوان فراموش کرد که حوادث دی ماه ۱۴۰۴ چه نقش بی بدیلی در آغاز این جنگ خسارت بار برای کشورمان داشت.




نظر شما