به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، ماه مبارک رمضان، ماه نزول قرآن و ماهی که شب قدر در آن چون قلبی تپنده میدرخشد، فرصتی است تا از دریچهای تازه به عمق قرآن کریم بنگریم. سوره مبارکه یس که پیامبر(ص) آن را قلب قرآن نامیدهاند، نهتنها راهنمای ما در مسیر ایمان و هدایت است، بلکه هر آیهاش پنجرهای بهسوی رازهای توحید، معاد و رحمت الهی میگشاید.
بنابر روایت ایکنا در سلسلهگفتوگوهایی بهمناسبت این ماه با علیاکبر توحیدیان، پژوهشگر قرآنی و دکترای علوم قرآن و حدیث، در شماره بیستوچهارم به بررسی قرآن بهمثابه حقیقتی زنده و حکیم، شهادت قرآن و اعضای انسان بر اعمال در قیامت و تجلی حقیقت قرآن در حیات معنوی و تربیت انسان پرداخته است. این مجموعه ۳۰ قسمتی، ما را با پیوند عمیق مفاهیم هدایت، انذار، تقدیر و سبل السلام در قرآن و همچنین رازهای نهفته در آیات سورههای یس و قدر آشنا میکند.
با توجه به پیوند مفهومی میان قرآن حکیم در آیه دوم و موضوع شهادت اعضای بدن در آیه ۶۵ سوره یس، چگونه میتوان نقش قرآن را بهمثابه حقیقتی زنده و ناظر بر رفتار انسان در نظام تربیتی و اخلاقی اسلام تحلیل کرد؟
در تکمیل تفسیر سوره مبارکه یس، به دو آیه اشاره میکنیم که به نحوی با یکدیگر ارتباط موضوعی دارند؛ یکی آیه دوم و دیگری آیه شصتوپنجم این سوره مبارکه است. آیه دوم میفرماید: «وَالْقُرْآنِ الْحَکِیمِ»؛ یعنی قسم به قرآن حکیم. برای واژه حکیم چند معنا بیان شده است. نخست به معنای محکم؛ یعنی قرآن کتابی است که آنچه در آن آمده، استوار و بدون سستی، بیهودگی و بیپایگی است. معنای دوم آن است که قرآن حکمت دارد و حکمت به معنای معارف حقیقی و فروعاتی است که از آن معارف حقیقی منشعب میشود؛ مانند موعظهها، عبرتها، احکام و شرایط. مرحوم علامه طباطبایی(ره) در تفسیر المیزان این مجموعه را معنای حکمت میداند.
در تفسیر «مِنْهَجُ الصَّادِقِینَ»، مرحوم ملا فتحاللّه کاشانی(ره) نیز درباره حکیمبودن قرآن میفرماید که قرآن بدون عیب و نقص است و در میان انسانها به حق داوری میکند. این نیز معنایی دیگر از حکیم است که به داوری حق در میان آدمیان اشاره دارد.
اگر قرآن موجودی زنده و صاحب ادراک معرفی میشود، این نگاه چه تأثیری بر نوع رابطه انسان معاصر با قرآن میتواند داشته باشد و چه تفاوتی با نگاه صرفاً متنی و آیینی به قرآن ایجاد میکند؟
نکته قابل توجهی که در تفسیر نمونه و تفسیر المیزان مطرح شده، آن است که حکیم صفتی است که برای موجود زنده و دارای عقل بهکار میرود. بنابراین، از این تعبیر فهمیده میشود که قرآن موجودی زنده است و صرفاً مجموعهای از اوراق نیست. چون موجودی زنده و دارای عقل است، حکیم خوانده شده و میتواند درهای حکمت را بر انسانها بگشاید و با توجه به آیات بعدی سوره، انسان را به سوی صراط مستقیم هدایت کند.
از همین رو در روایات متعددی آمده است که قرآن در قیامت از جمله شهود خواهد بود و برای انسان شهادت میدهد و همچنین شفیع خواهد بود. قرآن شهادت میدهد که انسان چگونه با آن رفتار کرده است و اگر انسان رفتار شایستهای داشته باشد، قرآن شفیع او خواهد شد. یکی از چند شفیع در صحنه قیامت، قرآن است.
طرح موضوع شهادت اعضای بدن در قیامت چه پیامدهای معرفتی و روانشناختی برای مسئولیتپذیری انسان در عصر حاضر دارد؟
درباره شهادت اشیا بر اعمال انسان در آیه شصتوپنجم همین سوره آمده است: «الْیَوْمَ نَخْتِمُ عَلَیٰ أَفْوَاهِهِمْ وَتُکَلِّمُنَا أَیْدِیهِمْ وَتَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِمَا کَانُوا یَکْسِبُونَ؛ در آن روز بر دهانها مهر زده میشود و دستها حرف میزنند و پاها بر اعمال انسان گواهی میدهند که چه چیزی را در دنیا کسب کردند.»
در قیامت اعضای بدن حتی پوست و مو، به اذن خدا سخن میگویند و یکی از شهود نیز قرآن است. در روایتی از اصول کافی که مرحوم علامه تهرانی(ره) در جلد هفتم معادشناسی نقل کرده، از امام محمدباقر(ع) روایت شده است که فرمودند: «یَا سَعْدُ، تَعَلَّمُ الْقُرْآنَ، فَإِنَّ الْقُرْآنَ یَأْتِی یَوْمَ الْقِیَامَةِ فِی أَحْسَنِ صُورَةٍ، نَظَرَ إلیه الخَلق و النّاس، والنّاسُ صفوفٌ عِشرونَ و مِئَةُ ألْفِ صَفّ،ثمانونَ ألف صَفّ اُمّةُ محمّد(ص) و أرْبَعونَ ألْفَ صفّ مِنْ سائرِ الاُمَم؛ ای سعد، قرآن را فرابگیر، چون قرآن در روز قیامت در زیباترین صورت ظاهر میشود و تمام مخلوقات و مردم به آن مینگرند. مردم در آن روز در ۱۲٠ هزار صف قرار میگیرند که ۸٠ هزار صف از امت پیامبر اسلام(ص) و ۴٠ هزار صف از سایر امتها هستند.»
سپس حضرت میفرماید: «قرآن در صورت مردی زیبا در برابر صف مسلمانان ظاهر میشود و سلام میکند. مسلمانان با دیدن او میگویند: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ الْحَلِیمُ الْکَرِیمُ» و او را میشناسند، اما میگویند تلاش او در راه قرآن بیش از ما بوده، به همین دلیل این درجه از جمال نور را به دست آورده است. سپس قرآن از مقابل صف مسلمانان عبور میکند و در برابر صف شهدا قرار میگیرد. شهدا با دیدن او میگویند: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ الْرَبُّ الرَّحیم»، این مرد از شهداست و ما او را از صفات، روش و منهاجش میشناسیم؛ ولی به آن سبب که از شهدای دریاست، به این دلیل بهایی حائز شده که ما حائز نشدیم.» سپس قرآن در برابر صف شهدای دریا و... پس از آن در برابر پیامبران و مرسلان ظاهر میشود و همه با دیدن او شگفتزده میشوند. پیامبران از رسول خدا(ص) میپرسند که این شخص کیست و پیامبر(ص) میفرماید: «این حجت خدا و قرآن است.»
قرآن سپس به صف فرشتگان میرسد و فرشتگان نیز از مقام او شگفتزده میشوند. در ادامه قرآن به پیشگاه الهی میرسد و در برابر عرش الهی سجده میکند. خداوند میفرماید: «ای حجت من و ای کلام راستین من، سر بلند کن و شفاعت کن که شفاعتت پذیرفته است.» قرآن درباره بندگان شهادت میدهد که برخی حق قرآن را حفظ و برخی آن را ضایع کردند.
در ادامه روایت آمده است که قرآن در صورت مردی رنگپریده در برابر یکی از شیعیان که در دنیا قرآن را میشناخت و با اهل خلاف با آن به مجادله برمیخاست، ظاهر میشود و به او میگوید: من همان قرآنی هستم که شبها برای تلاوت من بیدار میماندی و در راه عمل به من سختیها را تحمل کردی، من پشتو پناه تو هستم. سپس قرآن او را نزد پروردگار میبرد و برای او شفاعت میکند و خداوند او را وارد بهشت و نعمتهای فراوانی به او عطا میکند؛ از جمله جوانی همیشگی، سلامت دائمی، بینیازی، شادی و زندگی جاودان.
سپس امام باقر(ع) این آیه را تلاوت فرمود: «لَا یَذُوقُونَ فِیهَا الْمَوْتَ إِلَّا الْمَوْتَةَ الْأُولَیٰ...؛ در آنجا مرگ را نمیچشند، مرگ آنان همان مرگی بود که در دنیا چشیدند.» (دخان/۵۶) در ادامه روایت، امام میفرماید نماز نیز سخن میگوید و صورتی دارد، سپس این آیه را تلاوت فرمود: «إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَیٰ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْکَرِ وَلَذِکْرُ اللَّهِ أَکْبَرُ؛ یقیناً نماز انسان را از کارهای زشت و کارهای ناپسند بازمیدارد و همانا ذکر خدا بزرگتر است.» (عنکبوت/ ۴۵)
مرحوم علامه تهرانی در ادامه بیان میکند که قرآن فقط نوشتهای بر صفحات نیست، بلکه حقیقتی معنوی است. در قرآن آمده: «بَلْ هُوَ آیَاتٌ بَیِّنَاتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ...؛ بلکه این قرآن، آیات روشنی است در سینه کسانی که به آنان معرفت و دانش عطا شده است.»
یعنی حقیقت قرآن در سینه صاحبان علم قرار دارد. اگر حقیقت قرآن در روح مؤمن تجلی کند، وجود او قرآنی میشود. در روایات آمده است: «الْمُؤْمِنُ أَعْظَمُ حُرْمَةً مِنَ الْقُرْآنِ وَالْکَعْبَةِ؛ احترام مؤمن از احترام قرآن و کعبه بیشتر است»؛ زیرا اگر حقیقت قرآن در جان مؤمن تجلی کند، او به حیات قرآنی دست مییابد و وجودش مطاف میشود.
بر همین اساس، وجود مقدس امیرالمؤمنین علی(ع) حقیقت قرآن است و خود فرمودند: «أَنَا کَلَامُ اللَّهِ النَّاطِقُ؛ من گفتار ناطق خدا هستم.» در قیامت این حقیقت قرآنی در قالب وجود کامل تجلی مییابد و همه به مقام والای آن اعتراف میکنند. همچنین، نماز حقیقی آن است که ظاهر و باطنش الهی باشد و نمازگزار در آن معراج میکند و چنین نمازی در کاملترین شکل خود در وجود امیرالمؤمنین(ع) متجلی است.
امیرالمؤمنین(ع) و همه ائمه اطهار(ع) حقیقت نماز، زکات، حج، روزه، جهاد و قرآن هستند و در مقابل، دشمنان آنان مصداق فحشا، منکر و ظلمت. فحشا نیز حقیقتی دارد و برخی افراد منشأ گسترش آن میشوند و قرآن آنان را هیزم آتش جهنم معرفی میکند.
در پایان، باز به نکته آغازین بازمیگردیم که خداوند در آیه دوم سوره یس به قرآن حکیم قسم یاد کرده؛ چون حکیم صفت موجود زنده و عاقل است، قرآن نیز زنده و دارای عقل است و از همین رو یکی از شهود قیامت خواهد بود و برای پیروان خود شفاعت خواهد کرد. امید است که ما نیز از کسانی باشیم که مشمول شفاعت قرآن قرار میگیرند.




نظر شما