به گزارش خبرآنلاین، جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران در حالی وارد شانزدهمین روز خود شده است که آغازش با آغاز خاموشی اینترنت در ایران همراه بود. آنطور که پیوست، امروز یکشنبه ۲۴ اسفند نوشته است: «اینترنت ایران پس از گذشت یک ماه از دومین دوره قطع کامل، شنبه نهم اسفند ساعت ۱۰:۳۰ صبح دوباره خاموش شد. برخلاف سالهای گذشته قطع اینترنت از سطح اپراتورها و تامینکنندگان خارج شده و اکنون به صورت متمرکز در سراسر کشور اعمال میشود.» انسدادی که قطع اینترنت، در مسیر راههای خبری پیش آورده یکی از دشواریهای این روزها در کنار دیگر دلنگرانیهای روزهای جنگ است. در این شرایط طبیعتا شبکههای تلویزیونی و رادیویی صداوسیما و منابع موجود در بستر اینترانت؛ خبرگزاریها و روزنامههای داخلی، تنها منابع خبری در دسترساند. منبع خبری دیگر، تلویزیونهای ماهوارهای فارسیزباناند، هرچند بخش عمده برنامههایشان با پارازیت مواجه است.
حمید ضیاییپرور، روزنامهنگار و دانشآموخته ارتباطات و روزنامهنگاری، در گفتوگو با خبرآنلاین، با اشاره به دلایل و استدلالهای اولیه شکلگیری آنچه هماکنون با عنوان شبکه ملی اطلاعات با نام اولیه اینترنت ملی میشناسیم، توضیح داد: «دو دهه پیش، هنگامی که نخستین زمزمههای شکلگیری شبکه ملی اطلاعات با نام اولیه اینترنت ملی مطرح شد استدلال این بود که اگر روزی روزگاری، در بحرانی، آمریکا قصد قطع اینترنت بینالمللی را به روی ما کرد بستری داشته باشیم و شبکه ملی اطلاعاتمان برقرار بماند. امروز، همان روز است اما تهدیدی که شبکه ملی اطلاعات به خاطرش ایجاد شد، به عنوان اهرمی داخلی به کار رفت. اگرچه تبعات آن، بسیار و ازجمله انسداد خبری و رسانهای است، تا جایی که میتوان از این انسداد به عنوان یکی از عوامل ایجاد نارضایتی نام برد. این در حالی است که برای قطع اینترنت، در شرایط کنونی، کمتر میتوان توجیه عقلایی یافت. درواقع تهدیداتی که وقوعشان به برقراری اینترنت بینالمللی نسبت داده میشود، کمابیش در حال وقوعاند.»

روایت ما، اینطور روایت غالب نمیشود، مردم رسانهشان را عوض میکنند
ضیاییپرور با اشاره به پررنگترین دلیلی که به ذهنش میرسد، ادامه داد: «در نتیجه، علت به نظر قطع جریان ارتباطات و اطلاعرسانی رسانهای است یا استدلالی هرگز بر زبان نیامده که براساس آن؛ روایتی از رویداد باید به افکار عمومی ارائه شود که روایت مد نظر حاکمیت باشد. هرچند در عمل دیده میشود که قطع اینترنت، موجب غالب شدن روایت حاکمیت نمیشود. موجب میشود مردم رسانهشان را عوض کنند.»
او با بیان این که «من رادیو و تلویزیون دولتی ایران را به عمد نه «صداوسیما» و نه فراتر از آن «رسانه ملی» نمینامم»، افزود: «چراکه بهواقع نه صدا و نه سیمای مردمی که از آنها حرف زده میشود در آن دیده نمیشود. چون صدا و سیمای این مردم، با ایدئولوژی حاکم بر این رسانه، سازگار نیست. در نتیجه در مواقعی چون موقعیت امروز هم نمیتواند گزینه مردم برای کسب اخبار و اطلاعات باشد. در مثالی ساده، یکی از مهمترین ارزشهای خبری، ارزش خبری مجاورت است. به این معنا که شما با شنیدن صدای انفجار، آنچه میخواهید بدانید اطلاعاتی ازجمله موقعیت مکانی آن است. اما این، اخباری نیست که از شبکههای رادیو و تلویزیون میشنوید. درواقع آنچه شمای نوعی در لحظه به عنوان خبر میخواهید، چیزی که میشنوید و میبینید، نیست.»
محرومیت از اندوخته رسانهای کشور
در وضعیتی که دیگر جریانهای ارتباطی و اطلاعرسانی، جز خبرگزاریها و روزنامههای داخلی، به واسطه قطع اینترنت در دسترس نیستند، آنچه باقی میماند تلویزیونهای ماهوارهای فارسیزبان است که این روزها در انحصار شبکههای خبری قرار دارد که به جد مشغول جهتدهی افکار عمومیاند.
حمید ضیاییپرور، روزنامهنگار و دانشآموخته ارتباطات و روزنامهنگاری، در پایان با اشاره به این نکته، گفت: «این در حالی است که برقراری اینترنت، میتوانست در چنین وضعیتی ایجاد شکاف کند و با کمک جریان ارتباطات و اطلاعرسانی رسانهای، کمککننده و یاریرسان حاکمیت باشد. در چنین شرایطی متاسفم که باید اشاره کنم حاکمیت عملا خود را از اندوخته رسانهای کشور اعم از روزنامهنگاران و بسترهای رسانهای از مکتوب تا مجازی، محروم کرده است.»
۵۹۲۴۲




نظر شما