مذاكرات اسلام آباد

۱۹ نفر
۲۸ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۸:۵۹
نه آقای لاریجانی! نبودنت ثلمه به ایران است

خبرنگاران پارلمانی «علی لاریجانی» را با دو ترجیع بند منحصر به فردش به یاد می آورند. یکی اینکه «مختصر عقلی برای ما قائل باشید» که جواب دندان شکنی بود در مواجهه با کسانی دو روز از ورودشان به عرصه سیاست نگذشته فریاد «انا من رجل»شان گوش فلک را کر می کرد. دیگری «ثلمه ای به جهان اسلام نمی خورد» بود که مثل عصای موسی خیلی وقت ها به کارش می آمد.

در مواجهه با زیاده گویی و هجو بافی مخاطب؛ عبارت اول را عمدتا از سر خشم می گفت و عبارت دوم را با زبان کنایه و مطایبه.
 
از زمان شهادتش تا کنون؛ رسانه های مختلف بویژه برون مرزی به این موضوع پرداخته اند که «حذف لاریجانی از دامنه مدیران نظام؛ ضربه مهلکی بوده یا نه؟» سوالی که پیش از دیگران عباس عراقچی به آن پاسخ داد و به الجزیره گفت: «حضور یا عدم حضور یک فرد تأثیری بر ساختار سیاسی قدرتمند و متکی بر نهادهای تثبیت‌شده ما ندارد».
با مختصر شناختی که از مرحوم لاریجانی دارم می توانم تصور کنم که اگر زنده بود؛ با آن تن صدای خاصش و با نیش خند می گفت: «با بود و نبود بنده؛ ثلمه ای به جهان اسلام نمی خورد؛ نگران نباشید!»
 
کمتر سیاست مداری حائز تمام ویژگی های ذاتی او بود. مردی از خانواده فقاهت با ذکاوتی موروثی که همچون برادر بزرگتر «محمدجواد» ابتدا مهندسی خواند و شاید پس از وصلت با خاندان مطهری، به فلسفه روی آورد و از قضا فیلسوف هم شد. اظهارنظرهای دوپهلوی نغز و پرمغز؛ او را سیاستمدار نکته دان و نکته بینی کرده بود. یکی از آخرین سخنانش درباره تنگه هرمز از مصادیق آن است.
در حالیکه کسانی همچون حسین شریعتمداری در هر بزنگاهی بستن تنگه هرمز را برای عبور از هر تهدیدی تجویز می کردند؛ لاریجانی وقتی نهایتا جمهوری اسلامی ناگزیر از آن شد هم صراحتا آن را به زبان نیاورد و در پاسخ به خبرنگار گفت: «ما تنگه را نبستیم؛ تنگه ناامن شده و کشتی ها نمی آیند!». او به عنوان یک دیپلمات می دانست که پذیرفتن انسداد این تنگه برای ایران عواقبی در جامعه بین الملل خواهد داشت؛ پس «صراحت در گفتار» و «صداقت در رفتار» را چنان در هم آمیخت که گزک دست کسی ندهد.
 
هرچه «محمدجواد» نهادگرا و موسس است؛ «علی» کادرساز و مدیر بود. اگرچه قدرت و نفوذ ذاتی هاشمی رفسنجانی را نداشت که با حضورش در راس هر قوه ای آن را تبدیل به قدرتمندترین و اثربخش ترین نهاد کشور کند؛ اما کادرسازی و پرورش مدیران  را از همان صداوسیما کلید زد و برای «رئیس شدن» محدود به انتصاب نشد. چه آنکه با مهندسی آرای نمایندگان پارلمان به محض ورود به خانه ملت بر کرسی ریاست نشست و حدادعادل را تبدیل به رییس یک دوره ای قوه مقننه کرد.
تغییر ترکیب مجلس و پیشی گرفتن تندروها بر میانه روها هم او را از این کرسی بی نصیب نکرد. تندروهایی که روزگاری او را با برچسب «ساکت فتنه» در حوزه انتخابیه اش منکوب کرده و با پرتاب «مهر» سخنرانی اش را نیمه کاره گذاشتند؛ میخکوب مدیریت او در اداره مجلس و تصویب «برجام» در 20 دقیقه شدند! و خط بطلانی بر لفاظی های آنها کشید که از سالها پیش بر آتش تقابل ایران و آمریکا هیزم می ریختند.
 
علی لاریجانی تنها مدیری بود که مرعوب «بگم بگم» های محمود احمدی نژاد نشد و در مواجهه با عقده گشایی هایی که می پنداشت «یکشنبه سیاه» را با برچیدن پرونده خاندان لاریجانی رقم خواهد زد؛ با لطایف الحیلی ورق را برگرداند و به نقل از داوود احمدی نژاد از ارتباط اطرافیان محمود با منافقین سخن گفت و دیگر به او تریبون نداد و با یک «به سلامت گفتن» نشانش داد که «رییس» کیست و عصر «بگم بگم» دیگر به پایان رسیده.
 
شاید آن روز اولین باری بود که «علی» هزینه عضویت در خانواده لاریجانی را داد اما آخرین بار نبود. چه آنکه در انتخابات ریاست جمهوری، ناباورانه فقط به دلیل تحصیل و اقامت دخترش در خارج از کشور رد صلاحیت شد! در حالیکه، دیگر نامزد این انتخابات علی زاکانی هم شرایط مشابه داشت؛ اما حکایت این دو «علی» حکایت یک بام و دو هوا شد.
 
اگرچه انتقاداتی به سبک و سیاق لاریجانی وارد است (از جمله آنکه تنها وقتی کوشید افسار لباس شخصی های آتش به اختیار را بکشد که صابون آنها به تن خودش خورد) اما نه ایام سوگش فرصت مناسبی برای طرح این موضوعات است و نه مرامش در عذرخواهی از برخی تصمیمات غلط گذشته (همچون ساخت برخی برنامه ها در صداوسیمای تحت مدیریتش) این مجال را می دهد. چه بسا اگر او موشکافانه در صدد بررسی و شناسایی حمله لباس شخصی ها به مجتمع سبحان و کوی دانشگاه و منزل نمایندگان بر نمی آمد؛ خودش قربانی همین جریان در عرصه سیاست نمی شد.
اگرچه جریانی عامدانه این روزها او را مقصر برخوردهای دی ماه جلوه می دهد و این قلم در پی تطهیر او از شاکله امنیتی اش بویژه در مواجهه با اعتراضات بهمن ماه دانشجویان نیست؛ اما هیچ کس نمی تواند غلبه عقلانیت، تدبیر و میانه روی در روش و منش لار
یجانی را انکار کند.
اتفاقا اگر «ثلمه ای» هم به ایران به جهت فقدانش متصور است؛ از همین منظر است که مبادا در غیاب خردورزان معتدلی چون او، زمام امور به دست تندروهایی بیفتد که افقی دورتر از نوک بینی ندارند.
1717
کد مطلب 2196082

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 7 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین