به گزارش خبرآنلاین، خانواده لیونل ژوسپن، نخستوزیر اسبق فرانسه و عضو حزب سوسیالیست که بدعتگذار هفته کاری ۳۵ ساعته و پیوندهای مدنی برای زوجهای همجنس بود، روز دوشنبه اعلام کردند که او در سن ۸۸ سالگی درگذشته است. به گفته آنها، ژوسپن که از سال ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۲ ریاست دولت را بر عهده داشت و پیش از شکست در انتخابات ریاستجمهوری در برابر راست افراطی، سکاندار اجرایی کشور بود، روز یکشنبه درگذشت. او پیشتر گفته بود که تحت یک «عمل جراحی سخت» قرار گرفته و در ماه ژانویه برای استراحت به خانه بازگشته است، اما جزئیات بیشتری ارائه نداده بود.
به نوشته فرانس ۲۴ برای حامیانش، ژوسپن فردی صادق و منضبط بود؛ اما برای منتقدانش، او یک فنسالار (تکنوکرات) بیروح به نظر میرسید. او بهای سنگینی را برای فقدان جذابیت و شور انتخاباتیاش در رقابتهای ریاستجمهوری سال ۲۰۰۲ پرداخت. ژوسپن که استاد سابق اقتصاد بود، خود را به عنوان چهرهای پاکدست در مقایسه با رقیب محافظهکارش، ژاک شیراک — که درگیر پروندههای فساد اما بسیار صمیمی و کاریزماتیک بود — معرفی میکرد. اما در نهایت، ژان-ماری لوپن، رهبر وقت راست افراطی، او را در دور اول شکست داد و باعث شد هواداران ژوسپن در دور دوم به ناچار پشت سر شیراک متحد شوند. شکست ژوسپن از لوپن باعث شد او کنارهگیری خود از دنیای سیاست را اعلام کند.
مارین لوپن، دختر ژان-ماری و رهبر فعلی راست افراطی، در واکنش به مرگ او، وی را «مردی با تقوا» خواند و در شبکه اجتماعی X نوشت: «لیونل ژوسپن یک رقیب سیاسی بود که ما با سیاستهای زمان نخستوزیریاش مخالف بودیم، با این حال، او مردی درستکار در جناح چپ بود؛ تنها کسی که شجاعت داشت پس از انتخابات ۲۰۰۲، دروغ بیشرمانه "تهدید فاشیسم" را که توسط هر دو جناح راست و چپ بین دو دور انتخابات به راه افتاده بود، محکوم کند.»
اگرچه این روشنفکر عینکی با موهای سپید مجعد به عنوان نخستوزیری کارآمد شناخته میشد، اما فقدان توانایی در برقراری ارتباط نزدیک با تودهها، او را همیشه به گزینهای نامحتمل برای جایگاه «پدر ملت» تبدیل میکرد. ژوسپن که متولد ۱۲ ژوئیه ۱۹۳۷ در حومه پاریس و در یک خانواده پروتستان طبقه متوسط بود، در نوجوانی عضو پیشآهنگی و یک بسکتبالیست حرفهای بود. او در سالهای بعد گفته بود: «من از پیشینهای ساده میآیم و مطلقاً هیچ تمایلی به تعلق داشتن به طبقه اشرافی ندارم.»
او در دوران دانشجویی با جنگ فرانسه در الجزایر مخالفت کرد و مدتی به تروتسکیسم گرایش داشت، اما مانند نسلهای پیشین و پسینِ رهبران سیاسی و اقتصادی، در مدرسه عالی مدیریت (ENA) تحصیل کرد. او فعالیت حرفهای خود را در وزارت امور خارجه آغاز کرد و پیش از پیوستن به فرانسوا میتران برای اصلاح حزب سوسیالیست، به عنوان استاد دانشگاه فعالیت میکرد. پس از پیروزی تاریخی میتران در سال ۱۹۸۱، ژوسپنِ معتمد، رهبری حزب را بر عهده گرفت.
در سال ۱۹۸۸، او در دولت میشل روکار وزیر آموزش شد و طی چهار سال، هفت دانشگاه جدید تأسیس کرد. با این حال، با افزایش اتهامات فساد علیه میتران، روابط او با رئیسجمهور به سردی گرایید. او در سال ۱۹۹۵ برای جانشینی مربی سابق خود تلاش کرد و با ادعای «حق بازنگری» در میراث میتران، بسیاری از سوسیالیستهای وفادار را شوکه کرد. در آن سال، او رقابت را با اختلافی اندک به شیراک واگذار کرد.
اما دو سال بعد، ژوسپن انتقام خود را گرفت؛ زمانی که شیراک با اطمینان از پیروزی، انتخابات پارلمانی زودهنگام برگزار کرد، سوسیالیستها پیروز شدند و دوران پنجساله «همزیستی» دشوار میان شیراک (رئیسجمهور) و ژوسپن (نخستوزیر) آغاز شد. امانوئل مکرون، رئیسجمهور فعلی، در شبکه X از ژوسپن به خاطر «دقت، شجاعت و آرمانهای پیشرو» تمجید کرد.
او در دوران نخستوزیری، مسیری اقتصادی و واقعگرایانه را در پیش گرفت و با انتصاب وزیرانی پاکدست، به دنبال ریشهکن کردن فساد بود. او نرخ بیکاری را کاهش داد و رشد اقتصادی را احیا کرد، اما اصلاحات اجتماعی او بود که دورانش را در تاریخ ثبت کرد. علاوه بر کاهش ساعات کاری، او پیوندهای مدنی را معرفی کرد که زمینهساز قانون ازدواج همجنسان در دهههای بعد شد.
اما ژوسپن در رویارویی مجدد با شیراک در سال ۲۰۰۲ دچار لغزش شد و با اشتباهاتی از جمله طعنه زدن به سن رقیب، وجهه خود را تخریب کرد. در نهایت او در یکی از بزرگترین شگفتیهای سیاسی پس از جنگ در فرانسه، در رتبه سوم و پشت سر شیراک و لوپن قرار گرفت. ژوسپن در حالی که رنگ بر چهره نداشت، اعلام کرد: «مسئولیت کامل این شکست را میپذیرم» و در میان فریادهای یأس حامیانش، از سیاست خداحافظی کرد. او بعدها دلیل سقوط خود را عدم حمایت سایر جناحهای چپ و پراکندگی آرا دانست.
۴۲/۴۲




نظر شما