مذاكرات اسلام آباد

آمریکا و اسرائیل ایران را بیش از پیش به سمت شرق متمایل کردند / چرخش استراتژیک تهران به شرق پس از جنگ ۱۲ روزه: نقش چین در دور زدن تحریم‌ها

قابل پیشبینی است که چرخش استراتژیک ایران به سمت چین با اجرای تسریع‌شده توافق ۲۵ ساله جامع همکاری، به محور اصلی سیاست خارجی تهران تبدیل شده است. با آغاز جنگ امریکا و اسرائیل با ایران، پکن با خرید ۸۵ تا ۹۵ درصد نفت صادراتی ایران (حدود ۱.۶ میلیون بشکه در روز) و عبور مستقیم کشتی‌های نفتی و کانتینری چینی از تنگه هرمز، نقش کلیدی در دور زدن تحریم‌ها ایفا کرده است.

خبرآنلاین - رسول سلیمی: قابل پیشبینی است که چرخش استراتژیک ایران به سمت چین با اجرای تسریع‌شده توافق ۲۵ ساله جامع همکاری، به محور اصلی سیاست خارجی تهران تبدیل شود. در روند تشدید تنش‌ها تا روزهای کنونی، پکن با خرید ۸۵ تا ۹۵ درصد نفت صادراتی ایران (حدود ۱.۶ میلیون بشکه در روز) و عبور مستقیم کشتی‌های نفتی و کانتینری چینی از تنگه هرمز، نقش کلیدی در دور زدن تحریم‌ها ایفا کرده است.

در طول یک سال گذشته (فاصله دو جنگ)، یعنی جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵ و حمله پیش‌دستانه آمریکا-اسرائیل در فوریه ۲۰۲۶، نقطه عطفی در روابط بین‌المللی تهران ایجاد شد. حملات به تأسیسات هسته‌ای و نظامی ایران، انزوای اقتصادی تهران را تشدید کرد و ایران را به سمت «چرخش شرقی» کامل سوق داد. توافق ۲۵ ساله جامع همکاری با چین (امضا شده در مارس ۲۰۲۱) که پیش‌تر به کندی پیش می‌رفت، پس از جنگ تابستان با سرعت بیشتری اجرا شد. روسای جمهور دو کشور در سپتامبر ۲۰۲۵ و مجدداً در مارس ۲۰۲۶ بر «اجرای کامل» آن تأکید کردند. از این رو در روزهای کنونی (مارس ۲۰۲۶)، پکن با عبور مستقیم سه کشتی کانتینری و نفتی خود از تنگه هرمز (۳۰-۳۱ مارس)، حتی در اوج تنش‌ها، نقش اصلی در دور زدن تحریم‌های شورای امنیت و آمریکا ایفا کرده است.

اما چگونه چرخش استراتژیک ایران به سمت چین پس از جنگ ۱۲ روزه و حمله فوریه ۲۰۲۶، بر اجرای کامل توافق ۲۵ ساله و نقش پکن در دور زدن تحریم‌ها اثرگذار است؟  

پیش از جنگ، صادرات نفت ایران به چین حدود ۱.۵ میلیون بشکه در روز بود، اما پس از ژوئن ۲۰۲۵ و به‌ویژه پس از حمله فوریه ۲۰۲۶، با عبور مستقیم کشتی‌های چینی از تنگه هرمز و مبادلات کالایی (خودروهای چینی در برابر فلزات ایرانی)، به ۱.۶ میلیون بشکه رسید. گزارش رویترز، از عبور سه کشتی چینی (اولین کانتینرهای غیرایرانی پس از آغاز جنگ) خبر داد که با هماهنگی تهران انجام شد.

همچنین چین، نفت تخفیفی را جذب کرد و تحریم‌ها را با گزارش جعلی مبدأ دور زد و عضویت ایران در شانگهای و بریکس تقویت شد و مقامات چینی آن را «شریک استراتژیک» خواندند. این چرخش اما تعادل قدرت در خلیج فارس را تغییر داد؛ گزارش مؤسسه واشنگتن (مارس ۲۰۲۶) هشدار داد که چین ممکن است با کمک فنی-نظامی، بازسازی ارتش ایران را تسریع کند و همکاری‌های امنیتی را پس از جنگ گسترش دهد.

در همین راستا وزیر خارجه چین وانگ یی، بر «اجرای بیشتر برنامه همکاری جامع» تأکید کرد. رئیس‌جمهور کشورمان نیز مجدداً پس از حمله امریکا و اسرائیل، «اجرای کامل توافق» را خواستار شد و آن را «ستون بقای استراتژیک» نامید. در مقابل، مقامات آمریکایی مانند وزیر خزانه‌داری بر تحریم پالایشگاه‌های چینی تمرکز کردند و مقامات اسرائیلی آن را «تهدیدی بلندمدت» خواندند و در مجموع، جنگ ۱۲ روزه و حمله فوریه ۲۰۲۶ اجرای توافق را از مرحله آزمایشی به عملیاتی برد و پکن را به ستون فقرات دور زدن تحریم‌ها و بازسازی نظامی تبدیل کرد.

 در چنین شرایطی بود که پس از جنگ ۱۲ روزه و حمله فوریه ۲۰۲۶، محور اقتصادی چرخش ایران به چین با اجرای عملی توافق ۲۵ ساله شتاب گرفت. چین با خرید ۸۵ درصد نفت صادراتی ایران (۱.۶ میلیون بشکه روزانه در ۲۰۲۶)، درآمد تهران را حفظ کرد. گزارش بلومبرگ نشان می‌دهد پالایشگاه‌های «تپوت» شاندونگ با ناوگان سایه و عبور مستقیم کشتی‌های چینی از تنگه هرمز، نفت را با تخفیف ۸-۱۰ دلاری جذب کردند. سیستم پرداخت مخفی از طریق شرکت چوکسین و ساینوسور، ۸.۴ میلیارد دلار پروژه زیرساختی (بندرعباس، راه‌آهن) را در ازای نفت تأمین کرد.

 تجارت دوجانبه از ۱۵.۸ میلیارد دلار در ۲۰۲۲ به سطوح بالاتر در ۲۰۲۶ رسید و مبادلات پایاپای (خودروهای چری و جی‌ای‌سی در برابر مس و روی ایرانی) ۷۰۰ میلیون دلار گردش ایجاد کرد. گزارش اندیشکده دفاع از دموکراسی‌ها تأکید کرد که عبور کشتی‌های چینی از هرمز تحریم‌ها را خنثی کرده و ایران را از بحران ارزی نجات داد و  ایران با کاهش وابستگی به دلار و استفاده از یوان، انعطاف‌پذیری مالی کسب کرد، هرچند بدهی به چین بیش از ۱۲ میلیارد دلار افزایش یافت.

اما پیش از جنگ، صادرات محدودتر بود، اما پس از ژوئن ۲۰۲۵ و به‌ویژه پس از حمله فوریه ۲۰۲۶، چین به «نجات‌دهنده» تبدیل شد. با این حال، سرمایه‌گذاری مستقیم ۴۰۰ میلیارد دلاری وعده‌شده اکنون با تمرکز بر پروژه‌های پساجنگ تسریع شده است. این محور نشان می‌دهد چرخش اقتصادی نه تنها تحریم‌ها را دور زد، بلکه ایران را به بخشی از زنجیره تأمین انرژی چین تبدیل کرد و پکن را به عبور مستقیم کشتی‌ها از هرمز واداشت تا منافع خود را حفظ کند.

هر دو جنگ علیه ایران در سال۱۴۰۴، انزوای دیپلماتیک ایران را عمیق کرد و چرخش به چین را اجتناب‌ناپذیر ساخت. اجرای توافق ۲۵ ساله با دیدارهای سطح بالا (سپتامبر ۲۰۲۵ و مارس ۲۰۲۶) و تأکید بر «شریک استراتژیک» در شانگهای، روابط را به بالاترین سطح رساند. مقامات ایرانی آن را «درخت کهن دوستی» خواندند، در حالی که چین با محکومیت حملات اسرائیل و عبور کشتی‌های خود از هرمز، موضع ضدغربی خود را تقویت کرد.

چه آنکه گزارش بروکینگز این را «فرصت‌گرایی استراتژیک» چین ارزیابی می کند و اندیشکده‌های اسرائیلی آن را تهدیدی برای تعادل منطقه‌ای ارزیابی کردند. در یک سال، از عضویت در بریکس تا پس از حمله فوریه، ایران پیشنهادهای غربی را رد کرد و به محور شرقی گرایش یافت. این امر انزوای سیاسی را جبران کرد اما اعتماد به غرب را نابود ساخت.

چرخش پس از جنگ ۱۲ روزه و حمله فوریه ۲۰۲۶، ایران را به بخشی از استراتژی مهار چین در خلیج فارس تبدیل کرد. توافق ۲۵ ساله با تمرکز بر کریدورهای حمل‌ونقل (راه‌آهن مستقیم چین-ایران) دسترسی پکن به انرژی را تضمین کرد و گزارش مؤسسه واشنگتن (مارس ۲۰۲۶) هشدار داد که چین با عبور کشتی‌های خود از هرمز و کمک فنی-نظامی، بازسازی ارتش ایران را تسریع می‌کند و همکاری‌های امنیتی را پس از جنگ گسترش خواهد داد.

از این رو ایران با فروش نفت به چین، درآمد نظامی خود را حفظ کرد و پکن با احتیاط، تعادل با عربستان را نگه داشت و  تعادل قدرت را به نفع محور شرقی تغییر داد. به همین دلیل پیشبینی می شود که ایران پس از جنگ، بیش از هر زمان بر توافق ۲۵ ساله استناد خواهد کرد و انتظار افزایش همکاری نظامی (تمرینات مشترک، انتقال فناوری دفاع هوایی و تبادل اطلاعات) را دارد تا بازسازی پساجنگ را تسریع کند.

اما چرخش به چین از طریق نهادهای چندجانبه مانند شانگهای و بریکس تقویت شد. توافق ۲۵ ساله در چارچوب قطعنامه‌های شورای امنیت عمل کرد اما با مکانیسم‌های موازی (ناوگان سایه و عبور کشتی‌های چینی از هرمز) تحریم‌ها را خنثی نمود. در مجموع رفتار چین (عبور کشتی‌های نفتی از هرمز علی‌رغم جنگ) و رفتار ایران (افزایش صادرات و استناد به توافق ۲۵ ساله) نشان‌دهنده تعامل متقابل است. مقامات چینی با عبور کشتی‌ها رفتار حمایت‌گرا نشان دادند، در حالی که تهران با بارتر و درخواست کمک نظامی پاسخ داد. گزارش بلومبرگ رفتار «تپوت»ها و عبور مستقیم را محرک اصلی دانست.

 چین با محاسبه سود انرژی و عبور ایمن کشتی‌ها از هرمز، ریسک تحریم را پذیرفت. ایران نیز با محاسبه بقای اقتصادی و نظامی پس از جنگ، بیش از هر زمان به پکن گرایش یافت. گزارش وال استریت ژورنال محاسبات بارتر و همکاری امنیتی را تأیید کرد. ساختار سیستم بین‌المللی (تحریم‌ها و حمله فوریه) کارکرد مهار را ایفا کرد اما چرخش، ساختار جدیدی از تجارت موازی و همکاری امنیتی ایجاد نمود که کارکرد دور زدن و بازسازی پساجنگ را تقویت کرده است.

اگرچه چرخش استراتژیک ایران به چین پس از جنگ ۱۲ روزه، اجرای توافق ۲۵ ساله را تسریع کرد و نقش پکن در دور زدن تحریم‌ها را محوری ساخت اما عبور کشتی‌های چینی از تنگه هرمز و افزایش همکاری نظامی-امنیتی (فناوری دفاع هوایی و تبادل اطلاعات)، وابستگی اقتصادی و استراتژیک را افزایش داده است.اهمیت موضوع در تغییر تعادل منطقه‌ای است که می‌تواند به درگیری‌های جدید منجر شود و تجارت جهانی را مختل کند.

۲۱۳

کد مطلب 2197906

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 0 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین