این روزها که تنش نظامی میان ایران از یکسو و آمریکا و اسرائیل از سوی دیگر به نقطهای خطرناک رسیده، بیش از هر چیز به گفتوگوهایی فکر میکنم که بیرون از استودیوهای تلویزیونی و فراتر از تحلیلهای رسمی جریان دارد؛ گفتوگوهای سادهی مردم با یکدیگر. جملاتی که گاه شنیدنشان در نگاه اول تکاندهنده است:
«میترسم ایران پیروز شود!»
این جمله را کسانی نمیگویند که کشورشان را دوست ندارند! اتفاقاً بسیاری از آنها دقیقاً به همین دلیل نگرانند. آنها میترسند که پیروزی در میدان بیرونی، به معنای سختتر شدن زندگی در داخل باشد. میترسند که فضای سیاسی و اجتماعی بستهتر شود و بار فشارهای اقتصادی و اجتماعی باز هم بر دوش همان مردمی بیفتد که سالهاست هزینهها را میپردازند.
این یک واقعیت اجتماعی است؛ واقعیتی که نمیتوان با شعار نادیدهاش گرفت. اما درست در همین نقطه، شاید مهمترین فرصت نیز شکل میگیرد.
در تاریخ ملتها، جنگها فقط صحنهی نمایش قدرت نظامی نیستند؛ لحظههایی هستند که رابطهی میان حاکمیت و مردم دوباره تعریف میشود. اگر قرار است ایران در برابر فشار خارجی سربلند بایستد، این سربلندی صرفاً در میدان نبرد معنا پیدا نمیکند. ستون اصلی آن، اعتماد مردم است؛ اعتمادی که با سخنرانی ساخته نمیشود، بلکه از دلِ تجربهی واقعی زندگی مردم بیرون میآید.
اگر مردم در همین روزها نشانههای ملموسی از تغییر ببینند - اگر احساس کنند صدایشان شنیده میشود و زندگیشان رو به بهبود است - آنوقت دفاع از ایران فقط یک واکنش لحظهای نخواهد بود؛ به یک باور عمیق ملی تبدیل میشود.
ایران سرزمین اختلافنظرهاست؛ سرزمین نقدها، گلایهها و روایتهای متفاوت. اما در میان همین تفاوتها، یک نقطه مشترک همیشه وجود داشته است: این سرزمین خانه ماست!
شاید امروز یکی از همان لحظههای کمیاب تاریخ باشد؛ لحظهای که میتواند شکافها را عمیقتر کند، یا برعکس، پلی تازه میان تمام مردم و حاکمیت بسازد. پیروزی واقعی ایران نه فقط در آسمان این جنگ، بلکه روی زمین زندگی مردم رقم خواهد خورد.
آن روزی که مردم احساس کنند ایران برای همه آنهاست - نه برای یک گروه، نه برای یک نگاه خاص - آن روز، هیچ قدرتی در جهان نمیتواند این کشور را شکست دهد.
چرا که بزرگترین قدرت ایران نه در سلاحهایش، بلکه در دل مردمی است که باور دارند این سرزمین خانه مشترک آنهاست.
*رییس انجمن مستندسازان سینمای ایران
5959




نظر شما