به گزارش خبرآنلاین، عکسهایی از محل اصابت در لحظه، ازجمله عکسهایی است که احتمالا این روزها زیاد دیدهاید؛ عکسهایی از آدمهایی عادی که با چشمهای وحشتزده و دهانهای نیمهباز، شاهد از هم پاشیدن خانهای هستند که برای چیدن تکهتکهاش کنار هم، سخت کار کردهاند. گزارشهایی تصویری که عکاسانشان تلاش میکنند «هدف قرارگرفتن غیرنظامیان و زیرساختهای خدمات شهری در تجاوز آمریکا و اسرائیل» را ثبت کنند و به دیگران نشان دهند. اتفاقی که در جنگ ۱۲ روزه، به واسطه تاخیر رخ داده در صدور مجوزها و موکولشدن آن به روزهای پایانی جنگ، رخ نداد و عملا موجب شد خروجی قابلتوجهی در دسترس قرار نگیرد. عرفان کوچاری، عکاس خبرگزاری تسنیم از سال ۱۳۹۲ تاکنون که این روزها عکسهایش بیشتر در فرهیختگان منتشر میشود، یکی از عکاسان جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران است. او هم از صدور نظاممندترِ مجوزهای عکاسی در این جنگ بهنسبتِ جنگ ۱۲ روزه گفت و هم از اینکه میتوان برای نظاممندترشدن کار عکاسان در بحران، اقداماتی کرد.
کوچاری همینطور از تردیدی که چند روز گذشته در فضای توئیتر فارسی و اینستاگرام نسبت به اصالت عکسهای جنگ ایجاد شده بود، گفت. در حالی که کاربران داخلی بهواسطه قطع اینترنت برای سیوپنجمین روز، همزمان با تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران، تنها به میزان یک درصد، بهنسبتِ سطح معمول، به اینترنت دسترسی دارند، کاربران فارسیزبان از بیرون ایران، شروع به طرح سوالِ «آیا این عکسها صحنهسازیشده است؟» کردند. عدم حضور کاربرانی از داخل ایران که شاهدان واقعیت هستند و میتوانند راویان آن باشند، موجب شد بحث به درازا بکشد تا سرانجام منتقدان، قانع شوند که عکسهای این روزهای عکاسان ایرانی از ویرانیهایی که مردم عادی بهتزده بر آنها ایستادهاند، عکسهایی صحنهسازیشده نیست. کوچاری همچنین در مورد احتمال ناممکن شدن رعایت پروتکلهای اخلاقی در عکاسی جنگ و همینطور در خصوص احساس شخصیاش نسبت به این روزها، با خبرآنلاین صحبت کرد. همه عکسها از صفحه اینستاگرام عرفان کوچاری برداشته شده است. عکس اصلی از آلبوم: آثار حمله هوایی آمریکایی- اسرائیلی به منطقه طالقانی تهران ۱۴۰۴/۱۲/۲۶
مجوزهایی که زودتر آمد/ میتوان برای عکاسهای بحران یک کارت بهعنوان حرف آخر طراحی کرد
این عکاس، در پاسخ به این که تفاوت زمان صدور مجوز برای عکاسی از جنگ ۱۲ روزه با جنگ اخیر را چهقدر در ساختن یک خروجی تصویری، موثر میداند؟ به خبرآنلاین گفت: «در جنگ ۱۲ روزه، باوجود پیگیریهای صورتگرفته، از ۳۱ خرداد؛ نهمین روز جنگ، برای برخی رسانهها مجوز عکاسی صادر شد. مجوزی که اجازه عکاسی از محل اصابت در لحظه را هم نمیداد و به عکاسی از مکانهایی که پیشتر مورد اصابت قرار گرفته بود در هماهنگی با کلانتری محل، محدود بود. طوری که در نهایت، از جنگ ۱۲ روزه، عملا خروجی خاصی چه در سرویس عکس رسانههای داخلی و چه در حساب شخصی عکاسها دیده نشد. در جنگ اخیر اما، با توجه به پیگیریهایی که پیش از این انجام شده بود، از روز دوم (۱۰ اسفند) مجوزها کمکم به دست رسانههایی که برای دریافت مجوز اقدام کرده بودند، رسید.»
او با اشاره به تعدد مراکز صدور مجوز عکاسی که «کار را هم برای نیروهای امنیتی و هم برای عکاس دشوار میکند» با ذکر مثالی از تجربهاش در شرکت در تشییع سیدحسن نصرالله، دبیرکل شهید حزبالله در بیروت (۵ اسفند ۱۴۰۳) برای عکاسی، گفت: «با توجه به این که هماکنون از چندین مرکز مجوز عکاسی صادر میشود، پراکندگی ایجادشده موجب شده است هم فرآیند اطمینان حاصل کردن نیروهای امنیتی از مجوز عکاس، هم برای آنها و هم برای عکاسان دشواری ایجاد کند. این در حالی است که به عنوان مثال، خاطرم هست برای عکاسی از تشییع دبیرکل شهید حزبالله در لبنان، کارتی به ما داده شده بود که چون میدانستند داشتنش به معنای داشتن تایید حزب است، همه درها برایمان باز میشد و هیچ مشکلی وجود نداشت. تمهیداتی که ما هم باید برای عکاسان بحران و ازجمله عکاسان جنگ بیندیشیم.»

تصور میکنم راه را برای هر تغییری در عقایدشان بستهاند
این روزها تنها معدودی از افراد؛ کاربرانی که با تونل اینترنت ملی به روشهایی برای عبور از محدودیتهای اینترنتی دست پیدا کردهاند، از رخدادهای توئیتر فارسی و اینستاگرام مطلعاند. این معدود افراد مطلع میدانند یکی از بحثهای توئیتر فارسی، در روزهای گذشته، متهمشدنِ عکاس مطبوعاتی شناختهشده نخست به سوءاستفاده از هوش مصنوعی و بعد به بهرهبرداری از شیوه عکاسی صحنهآراییشده (Staged Photography) بود. اتهامزنندگان با وجود آن که یکی از این عکاسان شناختهشده؛ مهدی قاسمی در صفحه توئیترش نوشت: «بیایید اصل عکسها را بدون ادیت نشانتان بدهم.» قانع نشدند. عرفان کوچاری، در مورد اتهام استفاده از هوش مصنوعی و شیوه عکاسی صحنهآراییشده، با اشاره به تجربهاش از صحبت با یکی از عکاسان ایرانی که هماکنون در خارج از کشور به سر میبرد، گفت: «صحبت من با عکاس یکی از رسانههای داخلی که هماکنون بیرون از ایران است، مرا به این نتیجه رساند که تلاش برای متوجهنشدن از سوی برخی، تلاشی عامدانه است و نمیتوان برای آن کاری کرد. صحبت من و او، در حالی شکل گرفت که او نشان میداد واقعا میخواهد متوجه شود و به دنبال صحتسنجی است. با این وجود، بعد از انجام تمام صحتسنجیها، در انتها، از دنبالکنندگان صفحهاش درخواست کرد که صفحه مرا ریپورت کنند. درواقع با این که میدانند حقیقت چیست، تا جایی که بتوانند فشار میآورند و اگر با این فشارها حذف نشوی، از ابزارهای دیگر استفاده می کنند.»
او همچنین اشاره کرد وقتی چنین اتهاماتی را از همکاران سابقشان میشنود، کسانی که هماکنون در خارج از کشورند و مطمئنا از شیوههای صحتسنجی عکس مطلعند و حتما عکسها را صحتسنجی کردهاند، چه انتظاری از کسانی میتواند داشت که اساسا از وجود چنین شیوههایی برای مطمئن شدن از جعلی نبودن عکس مطلع نیستند؟ کوچاری ادامه داد: «برای همین تصور میکنم اینها اساسا راه تغییر را بستهاند و کسی که خود را به خواب زده است، هیچطور نمیتوان بیدار کرد.»

در یک ارتباط چشمی، سوالت را بپرس و جوابت را هم بگیر/ دیدن درد آدمهای دیگر، هیچوقت عادی نمیشود
رعایت اصول اخلاقی عکاسی خبری، در جنگ، بهویژه در لحظههای پرتبوتاب عکاسی از محل اصابت در لحظه، اگر ناممکن باشد دستکم دشوار است. آن هم در شرایطی که عکاس ضمن قرارداشتن در معرض احتمال حمله دوباره، باید خیال نیروهای امنیتی را از مجوزدار بودن حضورش راحت کند و مانعی برای امدادگران هلالاحمر و آتشنشانی و.... نباشد. عرفان کوچاری در مورد رعایت این اصول، چنین گفت: «من به عنوان عکاس، طبیعتا ابتدا حق را به نیروهای امنیتی و ساکنان محل اصابت میدهم. به همین دلیل طبیعتا، به محض رسیدن به محل اصابت دوربینم را بیرون نمیآورم مگر آنکه قبلتر چند نفر مجوزم را دیده و تایید کرده باشند. از طرفی خودم را به جای مردم میگذارم و تلاش میکنم درک کنم این که خشتخشت خانه و وسایلی که برای فراهمکردنشان انرژی و زمان گذاشته بودید و با پول جمعکردنها برای خرید هر تکهشان خاطرهها داشتید، جلوی چشمتان بریزد، چه احساسی دارد؟ حالا تصور کنید در چنین لحظهای یک نفر وارد حریمتان شده است و میخواهد عکس بگیرد. اگر اجازه بگیرد و هماهنگ کند، قطعا حسوحالت را از دست میدهد و اگر هماهنگ نکند احتمالا مواخذه میشود.»
او ادامه داد: «برای خود من، یکی از اولین چیزهایی که همیشه به کار میآید، برقرارکردن ارتباط چشمی با سوژه است. یک ارتباط چشمی چند ثانیهای که در آن باید سوالت را بپرسی و جوابت را هم بگیری. ارتباطی که شاید گاهی احساس منتقلشده از طریق آن را اشتباه متوجه شوید اما معمولا کار میکند.» عرفان کوچاری در پاسخ به آخرین سوال که دیدن این میزان از خرابی و آسیب به غیرنظامیان با روحش چه کرده است، گفت:
«دیدن درد آدمهای دیگر، هیچوقت عادی نمیشود و هربار، همانقدر متاثرتان میکند که انگار اولین باری است چنین تصویری میبینید. قابل باور باشد یا نه، بعد از بیش از یک ماهی که از جنگ میگذرد، هنوز هم زانوهایم موقع زدن استارت میلرزد و نمیدانم روحم چهطور میکشد. عکاسی از جنگ، برای من نه الویت شخصی که وظیفهای است که احساس میکنم باید برای نشان دادن مظلومیت مردم، انجامش دهم.»
۲۴۲۲۴۲




نظر شما