مذاكرات اسلام آباد

چشم‌انداز مبهم و خطرناک جنگ خاورمیانه / سلطانی: جنگ به سادگی می‌تواند از کنترل خارج شود / پایان جنگ از طریق دیپلماسی شانس بسیار پائینی دارد

یک کارشناس ارشد مسائل بین الملل به خبرآنلاین گفت: «به طور مشخص بسته بودن تنگه هرمز در کنار ناکامی های آمریکا و اسرائیل از جنگ اخیر در شکست مقاومت ایران، در بروز این شرایط تاثیر گذار است. تنگه هرمز در حال حاضر مهمترین و سریعترین هدف آمریکا از ادامه جنگ است. برای آمریکایی ها بازشدن تنگه جدای از اینکه اقتصاد به گروگان گرفته شدن جهانی از سوی ایران را حل می کند ، مساله ای حیثیتی و اعتباری است.»

خبرآنلاین- زهره نوروزپور: با گذشت چند هفته از آغاز جنگ میان آمریکا، اسرائیل و ایران، ابعاد این درگیری از یک تقابل نظامی محدود فراتر رفته و به بحرانی چندلایه در سطح منطقه‌ای و حتی جهانی تبدیل شده است.

طولانی شدن جنگ، نه‌تنها محاسبات اولیه طراحان آن را با چالش مواجه کرده، بلکه نقش عوامل انسانی، اجتماعی و ژئوپلیتیکی را بیش از پیش برجسته ساخته است. از یک سو، مقاومت داخلی و انسجام نسبی در ایران و از سوی دیگر، پیچیدگی‌های محیط منطقه‌ای و واکنش بازیگران بین‌المللی، مسیر جنگ را از یک سناریوی قابل پیش‌بینی خارج کرده است.

در این میان، موضوعاتی چون بسته شدن تنگه هرمز، افزایش فشارهای اقتصادی جهانی، شکاف در ائتلاف‌های غربی و نقش منفعل اما محاسبه‌گر قدرت‌هایی مانند روسیه و چین، بر ابهام آینده این جنگ افزوده‌اند. این شرایط، چشم‌انداز صلح را نیز با تردیدهای جدی مواجه کرده است.

با دکتر علیرضا سلطانی کارشناس مسائل ژئوپلوتیک و ژاکونومیک و استاد روابط بین الملل در همین باره گفتگویی داشته‌ایم که در ادامه مشروح آن را می‌خوانیم: 

برخی رویدادهای غیرقابل پیش بینی وجود دارد که می تواند جنگ را بیش از این از کنترل خارج سازد

*** جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران وارد پنجمین هفته خود شده است آیا به نظر شما پیش بینی می شد جنگ تا این زمان طولانی گردد؟ 

اگرچه در برنامه ریزی‌ها و سناریوهای نظامی آمریکا و هر کشوری، بازه‌های زمانی مختلفی در نظر گرفته می شود چرا که عملیات های نظامی و به خصوص جنگ های تمام عیار از نوع جنگ کنونی، چندان قابل کنترل و مدیریت نیستند و نمی توان کاملا برنامه ریزی شده و خطی پیش برود. یک عنصر مهم در فرایند جنگ ها، هیجانات، روحیات و رفتارهای انسانی است که تحت تاثیر عوامل مختلفی مانند روحیه ملی گرایی و روحیات معنوی و دینی و همچنین جریحه  دار شدن عواطف انسانی و ملی ناشی از تلفات انسانی جنگ، روند جنگ ها را تغییر می دهد و چه بسا از کنترل خارجی می سازد و سرنوشت دیگری را برای جنگ و بانیان آن رقم می زند.

جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران هم از این قاعده مستثنی نیست و چه بسا پیجیده تر و سخت تر نیز هست.

جدای از عوامل انسانی و ملی گرایانه شکل گرفته علیه جنگ در ایران و ایجاد یک همصدای نسبی در محکومیت جنگ و شدت گرفتن نگرانی ها نسبت به نتایج جنگ و گسترش آن بر ایران و آینده ایرانیان، تحرکات منطقه ای در قالب جبهه مقاومت در همراهی با ایران تا این زمان، احتمال فعال شدن عناصر انسانی واجتماعی منطقه ای در صورت گسترش جنگ به زیرساخت های منطقه ای در کشورهای عربی و بروز برخی رویدادهای غیرقابل پیش بینی هم وجود دارد که می تواند جنگ را بیش از این از کنترل خارج سازد.

چشم‌انداز مبهم و خطرناک جنگ خاورمیانه / سلطانی: جنگ به سادگی می‌تواند از کنترل خارج شود / پایان جنگ از طریق دیپلماسی شانس بسیار پائینی دارد

این شرایط علاوه بر طولانی شدن جنگ و تغییر پی در پی راهبردهای نظامی ترامپ، بالارفتن سطح و میزان تلفات نظامی آمریکا در منطقه از جمله تلفات لجستیکی، موجب  بروز اختلافات جدی میان واشنگتن و متحدان سنتی آن در اروپا و ناتو و مهمتر از آن بروز اختلافات جدی در کادر رهبری نظامی آمریکا و پنتاگون و برکناری شمار زیادی از فرماندهان ارشد نظامی آمریکا از سوی وزیر جنگ آمریکا به دلیل عدم همراهی و اجماع با برنامه های متغیر نظامی آمریکا شد. 

بسته شدن طولانی تنگه هرمز برای آمریکا قابل پیش بینی نبود

*** به برنامه آمریکایی ها در مورد جنگ اشاره کردید. فکر می کنید روند جنگ بر خلاف برنامه اولیه ترامپ و پنتاگون پیش می رود؟ 

بله من فکر می کنم که روند جنگ تا حد زیادی از سناریوی اصلی و مورد نظر کاخ سفید و پنتاگون فاصله گرفته و آمریکایی ها را در شرایط سختی قرار داده است. به عبارت دیگر سناریوی اصلی آمریکا و اسرائیل با خطاهای محاسباتی زیادی مواجه شده است.

یکی از مهمترین خطاهای محاسباتی ترامپ و تیمش، امکان مقاومت ایران در برابر حملات و واکنش ایران به حملات بود. به نظر می رسد محاسبه اولیه جنگ جویان آمریکایی، شکست مقاومت ایران در هفته اول و دوم جنگ و قرار گرفتن در پای میز مذاکره بود اما مقاومت ایران و عملی ساختن تهدید منطقه ای کردن جنگ و مهمتر از آن بسته شدن طولانی تنگه هرمز برای آمریکا قابل پیش بینی نبود.

از سوی دیگر همراهی مردمی در داخل ایران با نیروهای مسلح و نظام سیاسی مستقر و همچنین پایداری نظام راهبری و تصمیم گیری در ایران و ثبات نسبی بازارهای داخلی ایران هم باز برای آمریکایی ها کمتر قابل پیش بینی بود.

 واکنش اروپا و متحدان سنتی آمریکا هم یک عنصر غیرقابل پیش بینی دیگر برای ترامپ و تیم نظامی آن بود

عدم همراهی متحدان سنتی آمریکا از جمله ناتو و کشورهای اروپایی هم عنصر غیرقابل پیش بینی دیگر برای ترامپ و تیم نظامی آن بود. این شرایط علاوه بر طولانی شدن جنگ و تغییر پی در پی راهبردهای نظامی ترامپ، بالارفتن سطح و میزان تلفات نظامی آمریکا در منطقه از جمله تلفات لجستیکی، موجب  بروز اختلافات جدی میان واشنگتن و متحدان سنتی آن در اروپا و ناتو و مهمتر از آن بروز اختلافات جدی در کادر رهبری نظامی آمریکا و پنتاگون و برکناری شمار زیادی از فرماندهان ارشد نظامی آمریکا از سوی وزیر جنگ آمریکا به دلیل عدم همراهی و اجماع با برنامه های متغیر نظامی آمریکا شد. 

چشم‌انداز مبهم و خطرناک جنگ خاورمیانه / سلطانی: جنگ به سادگی می‌تواند از کنترل خارج شود / پایان جنگ از طریق دیپلماسی شانس بسیار پائینی دارد
*پتروشیمی ماهشهر

روند سیال و غیرقابل پیشبینی جنگ  بر اتحاد سیاسی و نظامی آمریکا و اسرائیل به عنوان دو متحد اصلی تاثیر خواهد گذاشت


*** این شرایط آیا بر همکاری و اتحاد سیاسی و نظامی آمریکا و اسرائیل و حتی کشورهای منطقه خاورمیانه و خلیج فارس هم تاثیر گذاشته یا خواهد گذاشت؟ 

بدون تردید روند سیال و غیرقابل پیشبینی جنگ می‌تواند بر اتحاد سیاسی و نظامی آمریکا و اسرائیل به عنوان دو متحد اصلی جنگ اخیر تاثیرگذارد. واقعیت این است که علی رغم اهمیت و حساسیت جنگ ونتایج آن برای ترامپ و ارتش آمریکا، عدم اجماع در کاخ سفید و بدنه رهبری نظامی آمریکا، هر امکانی مانند توقف ناگهانی و یکجانبه جنگ از سوی آمریکا را می تواند ایجاد کند که این برای نتانیاهو می تواند قابل پذیرش نباشد و موجب بروز اختلاف سیاسی و نظامی گردد.

از طرف دیگر تداوم و گسترش جنگ به زیرساختها و حوزه های غیرنظامی کشورهای منطقه و عدم جلوگیری نظامی و سیاسی آمریکا از این گسترش و تحمیل تلفات اقتصادی وانسانی به کشورهای منطقه، می تواند بر مناسبات سیاسی و نظامی آمریکا و کشورهای عرب منطقه که امیدوار به حمایت و دفاع آمریکا بوده و هستند، تاثیر منفی گذارد و موجب اختلاف گردد.

در حال حاضر و در روزها وهفته های آینده بیش از آنکه با هدف مهار و توقف جنگ میان آمریکا و اسرائیل با ایران متمرکز باشد بیشتر با هدف جلوگیری از منطقه ای شدن واقعی جنگ و درگیری کشورهای منطقه در جنگ  خواهد بود.

طولانی شدن جنگ ممکن است کشورها عربی را هم وارد درگیری با ایران کند

*** گسترش جنگ به بخش های اقتصادی و مدنی کشورهای منطقه تا چه حدی قابل تصور است و این مساله چه پیامدهایی خواهد داشت؟ 

طولانی شدن جنگ و حمله به زیرساختهای ایران، خطر گسترش جنگ به کشورهای منطقه و بخش های اقتصادی، زیرساختی و مدنی آنها را افزایش می دهد و این می تواند منجر به منطقه ای شدن واقعی جنگ و درگیر شدن مسقیم کشورهای جنوب خلیج فارس در جنگ و بروز برخی حوادث ناگوار در رویارویی کشورهای عرب منطقه با ایران گردد که عواقب آن محدود به منطقه و کشورهای منطقه نخواهد بود و می تواندکل اقتصاد و تجارت جهان و نظام سیاسی بین المللی را تحث تاثیر قرار دهد.

از این منظر به نظر می رسد تلاشهای دیپلماتیک در حال حاضر و در روزها وهفته های آینده بیش از آنکه با هدف مهار و توقف جنگ میان آمریکا و اسرائیل با ایران متمرکز باشد بیشتر با هدف جلوگیری از منطقه ای شدن واقعی جنگ و درگیری کشورهای منطقه در جنگ  خواهد بود.

 تنگه هرمز برای آمریکا مساله ای حیثیتی و اعتباری است

*** آیا بسته بودن تنگه هرمز زمینه ساز بروز چنین شرایطی است و یا برعکس این مساله یک بازدارندگی برای گسترش جنگ است؟

به طور مشخص بسته بودن تنگه هرمز در کنار ناکامی های آمریکا و اسرائیل از جنگ اخیر در شکست مقاومت ایران، در بروز این شرایط تاثیر گذار است. تنگه هرمز در حال حاضر مهمترین و سریعترین هدف آمریکا از ادامه جنگ است.

برای آمریکایی ها بازشدن تنگه جدای از اینکه اقتصاد به گروگان گرفته شدن جهانی از سوی ایران را حل می کند، مساله ای حیثیتی و اعتباری است. شاید به واقع برای اقتصاد آمریکا و بنا به گفته ترامپ تنگه هرمز تاثیری مستقیمی نداشته باشد (جدای از بالابودن قیمت نفت و فروارده‌های نفتی در آمریکا) اما بسته بودن آن و حتی عدم بازگشت آن به شرایط قبل از جنگ، مساله ای حیثیتی و اعتباری است که اگر محقق نشود اعتبار و هژمونی آمریکا را زیر سوال می برد.

مساله‌ای که برای آمریکا در صورت عدم حل می تواند به سایر تنگه‌ها از جمله تنگه باب المندب هم تسری پیدا کند . بنابراین تهدیدات اخیر ترامپ مبنی بر حمله به زیرساختهای ایران با هدف بازشدن تنگه هرمز است.

در قضیه بسته بودن تنگه هرمز، فشارهای سیاسی و روانی جهانی بیش از آنکه متوجه ایران باشد بیشتر متوجه آمریکا است

جدای از این به طور واقعی اقتصاد جهان در حال حاضر به شدت تحت تاثیر این تنگه است. نزدیک به ۳۰ درصد نفت جهان از این تنگه عبور می کند اما اثرات روانی بسته بودن این تنگه فقط محدود به این ۳۰ درصد نیست و باید اثرات روانی و واقعی آن بر اقتصاد و تجارت جهانی را بسیار بیشتر از این در نظر گرفت اگرچه با آزاد شدن بخشی از ذخایر استراتژیک نفت، افزایش قیمت نفت مهار شده است اما این موقت است و با از بین رفتن اثرات روانی این اقدام، می توان شاهد افزایش بیشتر قیمت نفت بود.

این شرایط فشارهای سیاسی و امنیتی کشورهای مختلف جهان به آمریکا را افزایش داده و علاوه بر بی اعتبار ساختن ابرقدرتی آمریکا، منجر به تغییر معادلات اقتصادی و تجاری کشورهای مختلف با آمریکا و حتی معادلات سیاسی و امنیتی آنها می گردد. در واقع فشارهای سیاسی و روانی جهانی بیش از آنکه در قضیه بسته بودن تنگه هرمز متوجه ایران باشد بیشتر متوجه آمریکا است.

دو کشور روسیه و چین را بیش از آنکه فعال در مهار و یا توقف جنگ نشان دهد، بیشتر در نقش ناظر بی تفاوت و در عین حال برنامه ریزی برای بهره گیری از ظرفیت های مثبت ان در آینده نشان می دهد. شرایطی که اصولا ایران نمی تواند روی ظرفیت این دو کشور حتی ظرفیت سیاسی آنها حساب باز کند. چشم‌انداز مبهم و خطرناک جنگ خاورمیانه / سلطانی: جنگ به سادگی می‌تواند از کنترل خارج شود / پایان جنگ از طریق دیپلماسی شانس بسیار پائینی دارد
*تصویری از حمله ایران به پالایشگاه حیفا در اسرائیل

روسیه از این جنگ بهره می‌برد و در عین حال هیچ تعهدی به ایران برای مقابله و درگیری در جنگ ندارد

*** این شرایط چه تاثیری بر روسیه و چین گذاشته و به طور کلی واکنش این دو کشور را به شرایط حاضر جنگ چگونه ارزیابی می کنید؟ 

روسیه وچین از جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران اگر سود نبرند زیان نمی بینند. روس‌ها به طور خاص هم به لحاظ سیاسی و امنیتی به دلیل کمرنگ کردن جنگ اوکراین و یافتن فرصت برای پیشبرد اهداف خود در جنگ اوکراین و هم به لحاظ اقتصادی به دلیل فروش بیشتر نفت و کم اثر شدن تحریم های نفتی آن از جنگ کنونی بهره برداری لازم را می‌برد. در عین حال هم که هیچ تعهدی به ایران برای مقابله و درگیری در جنگ ندارد ضمن اینکه عدم موفقیت آمریکا در جنگ نیز به لحاظ حیثیتی برای انها مهم است. در بخش نظامی  هم روس‌ها با اشتیاق در حال  ارزیابی توان نظامی آمریکا در حوزه های آفندی و پدافندی هستند که خیلی مهم است.

عملا چینی‌ها به اندازه واقعی افزایش قیمت نفت ازاین افزایش متاثر نشده‌اند

این مهم در مورد چنین ها هم مصداق دارد . چینی ها اگرچه با افزایش قیمت نفت دچار مخاطره اقتصادی شده‌اند اما دسترسی آنها به بخشی از منابع نفتی از جمله ایران با وجود افزایش قیمت، بیشتر شده و عملا چینی ها به اندازه واقعی افزایش قیمت نفت ازاین افزایش متاثر نشده‌اند. این مساله دو کشور روسیه و چین را بیش از آنکه فعال در مهار و یا توقف جنگ نشان دهد، بیشتر در نقش ناظر بی تفاوت و در عین حال برنامه ریزی برای بهره گیری از ظرفیت های مثبت ان در آینده نشان می دهد. شرایطی که اصولا ایران نمی تواند روی ظرفیت این دو کشور حتی ظرفیت سیاسی آنها حساب باز کند. 

دشمنی آمریکا – اسرائیل و ایران، یک دشمنی ماهیتی و موجودیتی است و این دشمنی با مذاکره و دیپلماسی قابل حل نیست . حتی اگر جنگ کنونی با همه مخاطرات و هزینه های سنگین آن به هر دلیلی متوقف شد اما این توقف به صلحی پایدار منجر میان جمهور اسلامی ایران و آمریکا و اسرائیل منجر نخواهد شد و دشمنی متقابل همچنان ادامه داشته و موجبات بروز جنگ های بعدی را فراهم می سازد.

دیپلماسی دیگر شانسی برای رفع اختلافات ندارد

*** در پایان چشم انداز جنگ را چگونه می بینید؟ آیا امکان توقف جنگ و رسیدن به توافق ایران و امریکا وجود دارد و اصولا شانس دیلماسی در این میان چقدر است؟

خطر گسترش جنگ و منطقه ای شدن آن و ورود به بخش های اقتصادی و مدنی به دلیل به حداقل رسیدن شانس دیپلماسی و مذاکره بسیار بالاست. فاصله خواست‌ها و اهداف آمریکا و ایران از یک سو و ایران و اسرائیل از سوی دیگر آنقدی زیاد است که اصولا  می توان گفت دیپلماسی دیگر شانسی برای رفع اختلافات ندارد که اگر داشت در هفته‌ها، ماه‌ها و سال‌های پیش این شانس به نتیجه می رسید.

دشمنی آمریکا – اسرائیل و ایران، یک دشمنی ماهیتی و موجودیتی است و این دشمنی با مذاکره و دیپلماسی قابل حل نیست . حتی اگر جنگ کنونی با همه مخاطرات و هزینه های سنگین آن به هر دلیلی متوقف شد اما این توقف به صلحی پایدار منجر میان جمهور اسلامی ایران و آمریکا و اسرائیل منجر نخواهد شد و دشمنی متقابل همچنان ادامه داشته و موجبات بروز جنگ های بعدی را فراهم می سازد.

جنگ های شدیدتر و پیچیده تر. مسائل هسته ای، موشکی، جریان منطقه ای مقاومت  و مساله جدید تنگه هرمز، مسائل ظاهری ایران و آمریکا و اسرائیل است.مساله ای اصلی، ماهیتی وموجودیتی است . مساله ای که طرفین و به خصوص طرف ایرانی، هزینه های سنگینی به خصوص در دوجنگ اخیر برای آن پرداخت کرده است.

لذا بر خلاف سیاست اعلامی دو طرف آمریکایی و ایرانی مبنی بر رسیدن به توافقی پایدار و تضمین عدم حمله مجدد، تحقق چنین خواسته و سیاستی نه قطعا بعید اما بسیار ضعیف است. سیاست اسرائیل نیز در این زمینه که کاملا متفاوت است چراکه دولت اسرائیل اصولا به توافق با ایران اعتقادی ندارد. 

۳۱۵/۴۲

کد مطلب 2202103

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 8 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین