به گزارش خبرآنلاین، حسامالدین آشنا، مشاور رئیس جمهور پیشین جمهوری اسلامی ایران در در خصوص مقاله اخیر محمد جواد ظریف در فارنافرز نوشت: مقاله یک پیام مهم دارد:
هدف نباید فقط متوقف کردن شلیکها باشد، بلکه باید چرخه تکرار جنگ شکسته شود, این از منظر منافع ملی ایران، نکتهای جدی و راهبردی است.
ولی متن همزمان دو ویژگی مهم دیگر هم دارد:
الف) برآوردی از موقعیت ایران
مقاله بارها از موضعی سخن میگوید که گویی ایران «بهروشنی در حال بردن جنگ» است. این صورتبندی از نظر منافع ملی، میتواند مخاطرهآمیز باشد، چون اگر واقعیت میدانی پیچیدهتر باشد، این لحن میتواند تصمیمگیری را بر پایه اعتماد به نفس بیش از اندازه سوق دهد. واقعیت این است که در دیپلماسی، اعلام پیروزی پیش از تثبیت دستاوردها، گاه باعث میشود طرف مقابل بیشتر بهسمت تشدید یا انکار رانده شود.
چنین زبانی میتواند فضای لازم برای انعطاف هوشمندانه را محدود کند؛ زیرا هر عقبنشینی تاکتیکی بعدی، بهعنوان تناقض با ادعای پیروزی دیدهمیشود.
ب) معماری تضمین
پیشنهادها متقابل و مشخص هستند: محدودیت غنیسازی (زیر ۳.۶۷٪) در برابر رفع کامل تحریمها، پیمان عدم تعارض دوجانبه در برابر حذف اتهامات تروریستی، کنسرسیوم غنیسازی با مشارکت چین / روسیه / آمریکا (نه تعهد اتمی کور)، ولی «همکاری اقتصادی با شرکتهای آمریکایی» بدون تضمین اجرایی (تجربه برجام) تا اندازهای مبهم باقی میماند. همچنین بازسازی خسارات جنگی توسط آمریکا، هرچند از نظر اخلاقی موجه است، در عمل بعید به نظر میرسد؛ مگر با تضمینهای جهانی قوی.
ویژگی مقاله ظریف این نیست که مسئله تضمین را نادیده گرفته، بلکه این است که آن را در سطح سیاسی و توصیفی نگهداشته و به سطح طراحی عملیاتی، ابزار حقوقی، و هزینه نقض وارد نکردهاست. در نتیجه، پیشنهادهای او اگرچه از نظر جهتگیری قابل دفاعاند، ولی از نظر قابلیت اجرا، هنوز به چارچوبی تبدیل نشدهاند که بتواند ریسک بیاعتمادی ساختاری را مدیریت کند.
برای ایران، مسئله فقط «چه توافقی» نیست، بلکه مسئله این است که توافق احتمالی چگونه تضمینشود که مرحلهای، قابل راستیآزمایی، و مقاوم در برابر تغییر دولت در آمریکا باشد.
>>> مشروح این تحلیل را در لینک مرتبط بخوانید:
ملاحظاتی پیرامون اعتبار و اثربخشی ظریف/ مقاله ظریف به روشنی اولویت را بر«پایان دادن به جنگ» بهجای «ادامه پیروزی نمادین» مینهد
315




نظر شما