ولی به عنوان فردی که مطلعتر است اصرار کردند که تحلیلش را بگوید. حدود ۱۰-۱۵ دقیقه توضیح میدهد که متوجه میشود برخی از مخاطبان نمیپسندند زیرا خلاصه تحلیل این بود که تغییر حکومت و رفتن و آمدن منتفی است. شاید هسته آن دچار تحولاتی شود ولی پوسته آن میماند و باید تغییراتی را بپذیرند. چون پاسخی نداشتند قدری منفعل شدند لذا یکی از آنان بلند شده و میگوید که ماهواره خونم کم شده برم آن را ببینم بلکه حالم جا بیاید.
در نقطه مقابل دوست دیگری گفت که فرزندش که ۲۵ سال دارد با شنیدن اخبار بد از جنگ بشدت مضطرب و پریشان و زندگی او دچار اختلال شده است. مادرش دستور داده که فقط حق داری اخبار شبکه ۶ صدا و سیما را ببینی. حالا روحیهاش خوب شده و همهاش فکر میکند که ترامپ و اسرائیل تا چند روز دیگه تسلیم میشوند و جنگ پایان مییابد لذا خیلی خوشحال است. همچنان که مخاطبان ماهواره هم گمان میکنند که امروز و فردا کار حکومت تمام است و تهران و اصفهان و... تبدیل به مخروبه شدهاند.
هر دو رسانه با ایفای نقش بر مبنای سیاست روایتمحوری بجای حقیقتمحوری، مخاطب خود را از واقعیت دور و او را دچار نوعی از توهم میکنند که در لحظات سرنوشت، مخاطبان خود را با احساس فریبخوردگی، در روی زمین و هوا معلق مینمایند. معتادان هنگامی که به مواد دسترسی پیدا نکنند دچار درد جانکاه و بحران روحی میشوند. سیاست روایتمحوری از سوی هر رسانهای که باشد مخاطب را شرطی و وابسته به روایت خود میکند. روایتی که معمولا در واقعیت محقق نمیشود. این کار از طرف فعالان و گروههای سیاسی هم انجام میشود و دود آن به چشم خودشان میرود که در نوشتههای بعدی به آن خواهم پرداخت.
4747




نظر شما