در دوره نخست، فضای ارتباطی پیرامون رییس جمهور آمریکا-دستکم در نگاه بخشی از افکار عمومی کشورش-با نوعی نظم گفتاری و قابل پیشبینی بودن همراه بود. گرچه اختلافنظرهای سیاسی وجود داشت، اما لحن و چارچوب ارتباطی، کمتر به سوی واکنشهای تند و هیجانی می رفت. در نتیجه رسانهها بیشتر بر سیاستها و تصمیمها تمرکز میکردند تا بر واکنشهای شخصی.
اما این دوره آنچه بیش از پیش به چشم میآید،رفتاری بسیار متفاوت، غیرقابل پیشبینی، عصبی، فحاش، بی منطق،و بسیاری از خصوصیات غیر انسانی دیگر است.
این تغییر، خواه واقعی باشد یا حاصل بازنمایی رسانهای، بر نحوه شکلگیری روایتها در فضای عمومی تأثیر گذاشته است.
رسانهها اکنون بیش از گذشته به لحن، توییتها، یا واکنشهای لحظهای او توجه میکنند و همین امر گاه متن سیاست را تحتالشعاع حاشیههای ارتباطی قرار میدهد.
در چنین شرایطی مسئله اصلی، تأثیری است که این سبک ارتباطی بر اعتماد عمومی و کیفیت گفتوگوی سیاسی میگذارد. وقتی روایتها از حوزه سیاستگذاری به حوزه واکنشهای احساسی و توهم آمیز منتقل میشوند، افکار عمومی نیز ممکن است بیش از آنکه درگیر تحلیل سیاستها شود درگیر تفسیر رفتارها شود.
معلوم نیست چه بلایی سر ترامپ آمده؛ رفتار عصبی و دیوانه وارش نتیجه بیماری است؟ نتیجه شکست در سیاست گذاری است؟ یا واقعا مساله افشاگری اپستین در میان است؟




نظر شما