به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، پاسخ به سؤالِ یک پرسشگر از مرکز ملی پاسخگوئی به سوالات دینی ارائه شده است:
پرسش:
اخیراً نتانیاهو ایرانیان را عَمالیق نامید. سابقاً نیز مردم غزه را عمالیق نامیده بود. منظورش چیست؟
پاسخ:
زبان و ادبیات همواره یکی از قدرتمندترین ابزارها در عرصه سیاست بودهاند. سیاستمداران در طول تاریخ، برای انتقال پیامهای خود، ایجاد انسجام داخلی یا توجیه اقداماتشان، غالباً به سراغ مفاهیم باستانی، اسطورهای و مذهبی میروند. این مفاهیم به دلیل ریشه داشتن در ناخودآگاه جمعی و باورهای عمیق دینی، قدرت اقناعکنندگی بالایی دارند. اخیراً در ادبیات سیاسی خاورمیانه، شاهد استفاده نتانیاهو از واژهای باستانی و توراتی به نام «عمالیق» (1) در توصیف مردم غزه و پسازآن ایرانیان بودهایم. کاربرد این واژه در یک منازعه ژئوپلیتیک مدرن، صرفاً یک لفاظی ساده نیست، بلکه ارجاعی عمیق به یکی از پیچیدهترین و خشنترین الگوهای تقابل در متون مقدس یهودی است. هدف از این نوشتار، بررسی ریشههای تاریخی و الهیاتی این کلمه و واکاوی کارکرد آن در چارچوب ایده اصلی متن، بدون ورود به سوگیریهای سیاسی است.
نکته اول: ریشهشناسی و جایگاه عمالیق در متون مقدس
برای درک چرایی استفاده از این واژه، ابتدا باید به متون دینی یهود بازگشت. بر اساس روایات کتاب مقدس، عمالیق نام قومی بادیهنشین در دوران باستان بود. نخستین رویارویی این قوم با بنیاسرائیل زمانی رخ داد که یهودیان به رهبری موسی از مصر خروج کرده و در بیابان آواره بودند. در آن شرایطِ ضعف و خستگی، عمالیقیها به شکلی غافلگیرانه به ضعیفترین بخشهای کاروان بنیاسرائیل حمله کردند. این حمله در الهیات یهودی بهعنوان نمادی از شرارت مطلق ثبت شد. در همین راستا، در سفر تثنیه آمده که حضرت موسی علیهالسلام در اواخر عمرش با یادآوری حمله عمالیق به یهودیان در چند دهه قبل، یهودیان را موظف میکند که همیشه باید نام عمالیق را از روی زمین محو و نابود کنند:
«هرگز نباید کاری را که مردم عمالیق هنگام بیرون آمدن از مصر با شما کردند فراموش کنید. به یاد داشته باشید که ایشان بدون ترس از خدا با شما جنگیده، کسانی را که در اثر ضعف و خستگی عقب مانده بودند به هلاکت رسانیدند؛ بنابراین وقتیکه خداوند، خدایتان در سرزمین موعود شمارا از شر تمامی دشمنانتان خلاصی بخشید، باید نام عمالیق را از روی زمین محو و نابود کنید. هرگز این را فراموش نکنید.» (2)
نکته دوم: فرمان نابودی مطلق؛ الگوی تقابل با شر محض
درگیری با عمالیق در طول تاریخ بنیاسرائیل ادامه یافت تا اینکه تقریباً سه قرن بعد، در دوران پادشاهی طالوت (شائول)، این تقابل به اوج خود رسید. در کتاب اول سموئیل فرمانی بسیار قاطع و بدون انعطاف برای تلافی و ریشهکنی این قوم صادر میشود. در این الگوی تقابل، هیچ تمایزی میان نظامیان و غیرنظامیان و حتی انسانها و حیوانات وجود ندارد:
«روزی سموئیل به شائول گفت: خداوند مرا فرستاد که تو را مسح کنم تا بر قوم او اسرائیل سلطنت کنی. پس الآن به پیغام خداوندِ قادر متعال توجه کن. او میفرماید: من مردم عمالیق را مجازات خواهم کرد؛ زیرا وقتی قوم اسرائیل را از مصر بیرون میآوردم، آنها نگذاشتند از میان سرزمینشان عبور کنند. حال برو و مردم عمالیق را قتلعام کن. بر آنها رحم نکن بلکه زن و مرد و طفل شیرخواره، گاو و گوسفند، شتر و الاغ، همه را نابود کن.» (3)
گرچه طالوت فرمانِ سموئیل برای نابودی عمالیق را تا حد زیادی عملی کرد، اما با زنده نگهداشتن پادشاهِ آنها، این مأموریتِ الهی را ناقص گذاشت. همین نافرمانی باعث شد تا ریشه این دشمنِ باستانی کاملاً قطع نشود و ماجرا همچنان ادامه یابد. به همین دلیل، در فرازهای دیگری از کتاب مقدس، شاهد نبردهای مستمرِ پادشاهانی چون داوود با بازماندگانِ عمالیق هستیم؛ تقابلهایی خونین که سرانجام در دوران حِزقیا (از پادشاهان برجسته حکومت یهودا) برای همیشه پایان یافت.
نکته سوم: دگردیسی عمالیق از یک قوم تاریخی به یک نماد فراتاریخی
با گذشت زمان و از بین رفتن تاریخی قوم عمالیق در دوران باستان، این واژه در ادبیات و فقه یهود دچار یک دگردیسی معنایی شد. عمالیق از یک مفهوم «نژادی و خونی» به یک مفهوم «نمادین و فراتاریخی» تبدیل گشت. در سنت تفسیری یهود، هر دشمنی که موجودیت یهودیان را بهصورت بنیادین تهدید کند و قصد نابودی کامل آنها را داشته باشد، صرفنظر از نژاد و جغرافیا، در دایره مفهومی «عمالیق» قرار میگیرد. این برچسب در طول تاریخ به امپراتوریهای مختلف و دشمنان متعددی زده شده است. این تغییر کارکرد، به این واژه قابلیتی انعطافپذیر میدهد تا در هر عصر، متناسب با بزرگترین تهدید موجود، بازتعریف شود.
یکی از بارزترین نمونههای پیوند نمادین با مفهوم عمالیق، در متون مربوط به تاریخ باستان ایران و ماجرای استر و مردخای دیده میشود. داستان با پیروزی یهودیان و کشته شدن هامان و حامیانش به پایان میرسد. بر اساس ترجمههای قدیم از کتاب استر در این واقعه یهودیان در سراسر امپراتوری دست به انتقام زده و حدود 77 هزار نفر از دشمنان خود را میکشند. (4) در کتاب «دانشنامه یهودیت» آمده که در جشن سالانه پوریم که یادآور این رویداد است، یهودیان بهصورت آیینی همان آیات کتاب تثنیه درباره لزوم محو نام عمالیق را قرائت میکنند. (5)
نکته چهارم: کارکرد سیاسی و روانشناختی واژه عمالیق در دوران مدرن
زمانی که یک مقام ارشد سیاسی یا نظامی در اسرائیل، از واژه «عمالیق» برای توصیف دشمنان فعلی (مانند حماس در غزه یا دولت و ملت ایران) استفاده میکند، در حال مرزبندی شدید با دشمن است. این نامگذاری، دعوای سیاسی و سرزمینی امروز را از یک نبرد ژئوپلیتیک و مدرن، به یک نبرد الهیاتی، تاریخی و موجودیتی ارتقا (تنزل) میدهد. کارکرد اصلی این واژهسازی، القای این پیام به افکار عمومی داخلی و یهودیان سراسر جهان است که دشمن فعلی، صرفاً یک رقیب سیاسی یا نظامی نیست، بلکه همان شر مطلق باستانی است که بر اساس الگوی کتاب مقدس، باید آنها را بدون قیدوبندهای اخلاقی مرسوم در جنگهای مدرن (مانند تناسب در دفاع یا تفکیک نظامی از غیرنظامی) نابود کرد و هیچگونه رحمی در این مسیر جایز نیست.
نتیجه:
بنابر آنچه گذشت، روشن میشود که استفاده از واژه «عمالیق» در قبال مردم غزه و ایرانیان توسط مقامات اسرائیلی، بازتابی از درهمتنیدگی عمیق دین، اسطوره و سیاست است. این واژه که ریشه در دستورات متون مقدس برای ریشهکنی قومی خاص در دوران باستان دارد، در طول قرون متمادی به نمادی برای رویارویی با دشمنان تبدیل شده است. پیوند این مفهوم با رویدادهای تاریخی مانند جشن پوریم، نشاندهنده تداوم این الگوی فکری در حافظه جمعی یهودیان است. احضار و استفاده از این کلیدواژه باستانی در تریبونهای سیاسی امروز، تلاشی آگاهانه برای مشروعیتبخشی به رویکردهای حداکثری و توجیه برخوردهای خشن و بدون اغماض با مخالفان است.
پینوشتها:
1. Amalek
2. ثنیه، 25: 17-19
3. اول سموئیل، 15: 1-3.
4. استر، 9: 5-32.
5. Neusner, Jacob, Alan J. Avery-Peck, and William Scott Green, eds. The Encyclopedia of Judaism. New York: Museum of Jewish Heritage, 1999, p.49.




نظر شما