مذاكرات اسلام آباد

برجام یک کلاس آمریکاشناسی بود/ در جنگ، حتی برخی اظهارات مسئولان باید بایکوت شود

در نشست «از مقاومت تا مذاکره»، تاکید شد که جنگ امروز فقط میدان نظامی نیست، بلکه تا میدان روایت و ادراک ادامه می‌یابد؛ جایی که رسانه هم‌زمان باید میان نقد داخلی، مدیریت افکار عمومی و دفاع از انسجام ملی حرکت کند، در حالی‌که به‌گفته سخنرانان، ضعف در سیاست رسانه‌ای و تأخیر در روایت اول، این میدان را پیچیده‌تر و پرریسک‌تر کرده است.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایسنا، نشست «از مقاومت تا مذاکره» و بررسی وظیفه روزنامه‌نگاران در جنگ و روایت صبح امروز (۱۴ اردیبهشت) با حضور علی ربیعی مدیرمسئول پیشین روزنامه‌ کاروکارگر و رئیس انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات، ماشاالله شمس‌الواعظین روزنامه‌نگار و عضو شورای اطلاع رسانی دولت و عبدالله گنجی مدیر مسئول سابق روزنامه همشهری و مشاور شهردار تهران در مرکز توسعه آموزش رسانه برگزار شد.

در ابتدای این نشست ماشاءالله شمس‌الواعظین - روزنامه‌نگار و عضو شورای اطلاع رسانی دولت، با تمرکز بر جایگاه روزنامه‌نگاری در شرایط جنگی، به تشریح چارچوب‌های حرفه‌ای و چالش‌های این حوزه پرداخت و تأکید کرد: روزنامه‌نگاری بحران، به‌ویژه در جنگ، قواعد و الزامات متفاوتی نسبت به شرایط عادی دارد.

او با اشاره به شکل‌گیری استانداردهای بین‌المللی در این حوزه گفت: بحث روزنامه‌نگاری جنگ از جمله مباحث مهمی است که در جهان مطالعات گسترده‌ای درباره آن انجام شده و حتی به صورت پروتکل‌هایی ذیل عناوین اخلاق حرفه‌ای بین‌المللی روزنامه‌نگاری دسته‌بندی شده است؛ پروتکل‌هایی که به تصویب اتحادیه‌های روزنامه‌نگاری در کشورهای مختلفی نیز رسیده‌اند. روزنامه‌نگاری بحران، به‌عنوان یکی از شاخه‌های روزنامه‌نگاری مسئول و متعهد، نمی‌تواند بی‌طرف باشد و ناگزیر تکالیف متفاوتی را بر عهده می‌گیرد.

شمس‌الواعظین با تفکیک انواع بحران‌ها تصریح کرد: در ادبیات حرفه‌ای، روزنامه‌نگاری بحران به دو دسته کلی تقسیم می‌شود؛ نخست بحران‌های دست‌ساز بشری مانند جنگ، تروریسم و تسلیحات کشتار جمعی، و دوم بحران‌های طبیعی که بدون دخالت مستقیم انسان رخ می‌دهند؛ از سیل و زلزله گرفته تا برخی سوانح گسترده. آنچه امروز با آن مواجهیم، روزنامه‌نگاری بحران در بستر بحران‌های دست‌ساز بشری، به‌ویژه جنگ است.

او با تأکید بر اینکه در این نوع از روزنامه‌نگاری، تمرکز بر چرایی آغاز جنگ نیست، ادامه داد: در روزنامه‌نگاری جنگ، معمولا به این پرسش پرداخته نمی‌شود که چه کسی آغازگر جنگ بوده است، بلکه واقعیت وقوع جنگ میان دو کشور مبنا قرار می‌گیرد؛ جنگی که می‌تواند ناشی از تجاوز، توسعه‌طلبی یا حتی ادعاهای دفع تهدید باشد.

این عضو شورای اطلاع‌رسانی دولت با اشاره به الگوهای رفتاری برخی بازیگران منطقه‌ای گفت: در چنین شرایطی، مفاهیمی مانند «اقدام پیش‌دستانه» نیز مطرح می‌شود؛ به‌ویژه در مواردی که یک طرف، تهدیدها را در سه سطح فوری، در حال برنامه‌ریزی یا حتی در سطح نیت و قصد تعریف کرده و بر همین اساس، خود را محق به اقدام نظامی می‌داند.

ضعف ساختاری روزنامه‌نگاری جنگ و فقدان آلترناتیو

او به ضعف ساختاری روزنامه‌نگاری جنگ در ایران اشاره کرد و گفت: ما در دوره‌های پیش از بازسازی و در خودِ دوران جنگ، از نظر روزنامه‌نگاری تخصصی ضعیف هستیم. این ضعف صرفا ناشی از کم‌تجربگی نیست؛ چرا که ایران در دهه‌های اخیر بارها با بحران‌های مختلف مواجه بوده، اما روزنامه‌نگاری متناسب با شرایط فوق‌العاده شکل نگرفته است. این ضعف تا آنجاست که حتی رسانه ملی نیز در برخی مقاطع با تأخیر به درک شرایط جنگی رسیده است. در نمونه‌ای مشخص، در جریان جنگ ۱۲ روزه، چند روز زمان برد تا صداوسیما به‌طور جدی به ابعاد ماجرا توجه کند؛ در حالی که از همان روز نخست، نشانه‌های روشنی از شدت درگیری‌ها وجود داشت.

این روزنامه‌نگار با انتقاد از فقدان ساختارهای حرفه‌ای در مدیریت خبر جنگ تأکید کرد: در کشور ما، آلترناتیوهای تحریریه‌ای، ستادهای تخصصی تبلیغات جنگ و حتی سازوکارهای کنترل و مدیریت اخبار مربوط به تلفات و خسارات، عملا وجود ندارد و روند اطلاع‌رسانی اغلب به‌صورت واکنشی و بدون برنامه پیش می‌رود.

شمس‌الواعظین در ادامه، به پیامدهای این خلأ اشاره کرد و گفت: در چنین شرایطی، ممکن است یک خبرنگار ناخواسته با اعلام دقیق محل اصابت حملات، اطلاعاتی در اختیار طرف مقابل قرار دهد؛ موضوعی که در ادبیات نظامی به‌عنوان دادن گرا شناخته می‌شود و می‌تواند تبعات امنیتی جدی داشته باشد.

او در مقایسه‌ای با برخی ساختارهای رسانه‌ای دیگر کشورها، افزود: در برخی مناطق از جمله در رژیم صهیونیستی، کمیته‌های مشخصی برای نظارت بر اخبار جنگ تشکیل می‌شود که تحت نظر نهادهای نظامی فعالیت کرده و انتشار هرگونه خبر، منوط به عبور از این فیلترهاست. در چنین سازوکارهایی، محدودیت‌های سخت‌گیرانه‌ای اعمال می‌شود؛ به‌گونه‌ای که حتی انتشار تصاویر محل اصابت موشک‌ها می‌تواند بدون طی مراحل قضایی متعارف، با مجازات‌هایی مانند حبس مواجه شود؛ چرا که در شرایط جنگی، حفظ انسجام جبهه داخلی در اولویت قرار می‌گیرد.

شمس‌الواعظین تأکید کرد: در وضعیت جنگ، جبهه داخلی باید با جبهه نظامی هم‌راستا عمل کند و هرگونه خلل در این هماهنگی می‌تواند پیامدهای جدی به همراه داشته باشد؛ از همین رو، تخطی از الزامات اطلاع‌رسانی در این شرایط، در بسیاری از کشورها با برخوردهای فوری و قاطع مواجه می‌شود.

او با اشاره به نمونه‌های عینی از مدیریت خبر در شرایط جنگی، به خلأهای موجود در ساختار اطلاع‌رسانی کشور پرداخت و گفت: در حال حاضر، در اسرائیل شهروندانی به‌دلیل انتشار اطلاعات حساس جنگی در شبکه‌های اجتماعی، با مجازات‌های سنگین مواجه می‌شوند؛ به‌عنوان مثال، افرادی صرفا به‌ دلیل انتشار تصاویر محل اصابت موشک‌ها، تا ۶ ماه در بازداشت به سر می‌برند.

از تجربه ستادهای جنگ تحمیلی اول استفاده نکردیم

او افزود: در ایران نه‌تنها چنین سازوکارهایی وجود ندارد، بلکه حتی ستادهایی که در دوران جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، به‌ویژه در دهه‌های ۵۰ و ۶۰، برای ساماندهی اطلاع‌رسانی شکل گرفته بود نیز امروز به‌صورت منسجم فعال نیست. در آن دوره، با حضور چهره‌های ارشد، تلاش‌هایی برای نظم‌بخشی به وضعیت رسانه‌ای انجام شد و تجربه‌هایی شکل گرفت که می‌توانست مبنای توسعه روزنامه‌نگاری بحران باشد.

این روزنامه‌نگار با اشاره به تجربه شخصی خود در روزنامه کیهان ادامه داد: با آغاز موشک‌باران دزفول، این ارزیابی وجود داشت که دامنه حملات به سایر نقاط کشور نیز گسترش خواهد یافت. بر همین اساس، در همان زمان، تلاش شد تا تحریریه به‌سرعت به سمت روزنامه‌نگاری بحران حرکت کند؛ حتی به‌گونه‌ای که فعالیت‌ها در برخی موارد به فضاهای زیرزمینی منتقل شد تا استمرار انتشار روزنامه حفظ شود. در آن دوره، محدود بودن تعداد رسانه‌ها باعث می‌شد که آسیب دیدن هر رسانه، به‌مثابه یک بحران ملی تلقی شود. از این رو، انتقال سریع به فاز روزنامه‌نگاری بحران، با اتکا به پروتکل‌های حرفه‌ای، اهمیتی راهبردی پیدا می‌کرد.

او با ذکر نمونه‌ای عینی گفت: در جریان حملات موشکی، هدف‌گیری‌هایی در نزدیکی مؤسسه کیهان انجام شد و حتی اصابت‌هایی در فاصله‌ای بسیار کم رخ داد که نشان‌دهنده تهدید مستقیم رسانه‌ها بود. این موضوع، هشداری جدی برای درک اهمیت حفاظت از زیرساخت‌های رسانه‌ای در شرایط جنگی به شمار می‌رفت.

این عضو شورای اطلاع‌رسانی دولت همچنین با اشاره به تجربه پوشش بلایای طبیعی افزود: حتی در رخدادهایی مانند سیل تجریش در دهه ۷۰ نیز، نوعی از روزنامه‌نگاری بحران شکل گرفت و رسانه‌ها تلاش کردند با اطلاع‌رسانی سریع، افکار عمومی را نسبت به ابعاد حادثه آگاه کنند؛ موضوعی که نشان می‌دهد این نوع روزنامه‌نگاری، محدود به جنگ نیست اما در جنگ، ابعاد پیچیده‌تری پیدا می‌کند.

او در ادامه، به وظایف روزنامه‌نگاران در جنگ‌های میهنی اشاره کرد و گفت: در این شرایط، روزنامه‌نگار با مجموعه‌ای از مسئولیت‌های سنگین مواجه است که یکی از مهم‌ترین آن‌ها، نوع ادبیات به‌کاررفته در تولید محتواست. ادبیات جنگ، ادبیاتی حماسی و جهت‌دار است و نمی‌تواند خنثی یا بی‌طرف باشد.

برجام یک کلاس آمریکاشناسی بود/ در دفاع از «تمامیت ذهنی ایرانیان» موفق عمل نکرده‌ایم

بی‌طرفی در جنگ در تعارض با منافع ملی است

او تصریح کرد: در جنگ‌های میهنی، همراهی با دولت و منافع ملی یک اصل است و بی‌طرفی در این شرایط، دست‌کم به‌صورت نسبی، می‌تواند در تعارض با منافع ملی تلقی شود. تاریخ قضاوت خواهد کرد که رسانه‌ها در چنین بزنگاه‌هایی چه موضعی اتخاذ کرده‌اند. ادبیات حماسی، روایت‌های انسانی از میدان و بازتاب ایثار و مقاومت، از جمله مؤلفه‌هایی است که باید در تولید محتوا مورد توجه قرار گیرد. حتی در جنگ‌هایی که فاقد درگیری زمینی گسترده هستند، روایت‌هایی از شرایط دشوار نیروها، محدودیت‌های لجستیکی و نحوه مواجهه با تهدیدات، اهمیت زیادی دارد.

شمس‌الواعظین با اشاره به برخی نمونه‌های میدانی گفت: گزارش‌هایی از شرایط نیروهایی وجود داشت که در موقعیت‌های عملیاتی، با حداقل امکانات و در شرایط سخت، به فعالیت ادامه می‌دادند. این روایت‌ها بخشی از واقعیت جنگ است که باید به‌درستی و با زبان حرفه‌ای به مخاطب منتقل شود.

او در ادامه با اشاره به عملکرد رسانه‌های طرف مقابل افزود: در بسیاری از موارد، طرف‌های درگیر در جنگ، از ظرفیت‌های روزنامه‌نگاری بحران به‌صورت فعال استفاده می‌کنند و حتی خبرنگاران را در قالب روایت‌های میدانی و حماسی وارد صحنه می‌کنند تا روایت مورد نظر خود را تثبیت کنند.

این عضو شورای اطلاع‌رسانی دولت همچنین به نسبت میان روزنامه‌نگاری جنگ و روزنامه‌نگاری صلح اشاره کرد و گفت: تا پیش از ورود به مرحله روزنامه‌نگاری صلح، ادبیات حماسی و کاهش‌دهنده تهدید، بخشی از کارکرد رسانه در جنگ است و نمی‌توان این دو را از هم تفکیک کامل کرد.

او همچنین به نحوه مدیریت انتشار اخبار در شرایط جنگی پرداخت و گفت: در برخی موارد، انتشار فوری برخی اخبار می‌تواند تبعات جبران‌ناپذیری داشته باشد. به‌عنوان مثال، در آغاز برخی درگیری‌ها، اگر اخبار به‌صورت ناگهانی و شوک‌آور منتشر شود، ممکن است به فروپاشی روانی جامعه منجر شود. در چنین شرایطی، انتشار تدریجی و مدیریت‌شده اخبار، که گاهی به‌صورت قطره‌چکانی تهیه می‌شود، نه‌تنها سانسور محسوب نمی‌شود، بلکه بخشی از پروتکل‌های حرفه‌ای روزنامه‌نگاری جنگ برای حفظ تعادل روانی جامعه است.

شمس‌الواعظین تاکید کرد: حفظ انسجام اجتماعی و جلوگیری از شوک‌های ناگهانی، از جمله وظایف مهم رسانه‌ها در دوران جنگ است و این رویکرد، در چارچوب اخلاق حرفه‌ای بین‌المللی روزنامه‌نگاری نیز قابل دفاع است.

در جنگ بی‌طرفی معنا ندارد

سپس عبدالله گنجی - مدیرمسئول سابق روزنامه همشهری و مشاور شهردار تهران، در ادامه نشست «از مقاومت تا مذاکره» با تأکید بر پیچیدگی‌های کار رسانه در شرایط جنگی گفت: در شرایط جنگی، اصل بی‌طرفی عملا معنا ندارد و حتی فراتر از آن، ورود به سویه‌های مقابل نیز با پیچیدگی‌های خاصی همراه است؛ به‌ویژه زمانی که این وضعیت با برخی قرائت‌های روشنفکری در جامعه درهم می‌آمیزد و گره‌های مفهومی ایجاد می‌کند.

او با طرح یک مبنای نظری در علوم انسانی افزود: در جامعه‌شناسی معرفت که از مباحث مهم روش‌شناختی است، تأکید می‌شود که هر جامعه دارای تعین‌های محیطی خاص خود است و اگر رفتارها، از جمله در حوزه رسانه، با این تعین‌ها هم‌راستا نباشد، به ناسازگاری اجتماعی منجر خواهد شد. این تعین‌ها الزاما حقوقی یا حکومتی نیستند، بلکه ریشه در فرهنگ و عرف جامعه دارند. برای مثال، در جامعه ما در ایام محرم و صفر، با وجود آنکه منع قانونی یا حتی حکم شرعی صریحی برای برخی رفتارها مانند برگزاری مراسم شادی و عقد و عروسی وجود ندارد، اما هنجارهای فرهنگی به‌گونه‌ای عمل می‌کنند که تخطی از آن‌ها با واکنش اجتماعی مواجه می‌شود. این نشان می‌دهد که عناصر محیطی و فرهنگی، نقش تعیین‌کننده‌ای در تنظیم رفتارها دارند.

گنجی با اشاره به اهمیت بهره‌گیری از این مؤلفه‌ها در کار رسانه‌ای تصریح کرد: اگر این عناصر گفتمانی و فرهنگی قدرتمند در تولید محتوا مورد توجه قرار نگیرند، بسیاری از مسائل و تنش‌ها در فضای رسانه‌ای شکل می‌گیرد. در فرهنگ ایرانی ـ شیعی، مفاهیمی مانند عاشورا و روایت‌های تاریخی آن، از جمله عناصر اثرگذار بر ذهنیت جمعی هستند که در بزنگاه‌های مختلف، معنا پیدا می‌کنند. در این چارچوب، مفاهیمی مانند «شکست» نیز در فرهنگ ما معنا و تفسیر متفاوتی دارد. در این روایت فرهنگی، شکست صرفا به معنای از دست دادن منافع مادی نیست، بلکه می‌تواند در قالب مفاهیمی مانند پیروزی معنوی بازتعریف شود؛ موضوعی که در ادبیات دینی و سیاسی نیز بازتاب داشته است.

او با تأکید بر تأثیر این نگاه در جهت‌گیری رسانه‌ها گفت: توجه به این زمینه‌های فرهنگی، رسانه را از بی‌طرفی صرف خارج می‌کند و امکان پیوند دادن مفاهیمی چون میهن و ملیت را با جهت‌گیری رسانه‌ای فراهم می‌کند.

تلاش برای ایجاد دوگانگی میان «ایران» و «حاکمیت»

مشاور شهردار تهران در ادامه به تلاش برخی جریان‌ها برای ایجاد دوگانه میان «ایران» و «حاکمیت» اشاره کرد و گفت: در برخی روایت‌سازی‌ها، تلاش شده جنگ به‌گونه‌ای تصویر شود که گویی میان یک نظام سیاسی و طرف مقابل است، نه میان یک کشور و متجاوز. این در حالی است که در میدان واقعیت، چنین تفکیکی در بسیاری از موارد امکان‌پذیر نیست؛ چرا که زیرساخت‌ها، مراکز خدماتی و زیست روزمره مردم هدف قرار می‌گیرد. همین مسئله باعث شد بخش قابل توجهی از مخالفان سیاسی نیز، علی‌رغم نقدهای خود، در برابر تهدید خارجی موضعی همسو با دفاع از کشور اتخاذ کنند؛ چرا که در نهایت، آنچه در تاریخ ثبت می‌شود، مواجهه با تعرض به یک سرزمین است.

گنجی با اشاره به تصویرسازی‌های رسانه‌ای درباره ایران گفت: با وجود آنکه ایران در قرون اخیر آغازگر جنگی نبوده، اما گاه در برخی روایت‌های رسانه‌ای، چهره‌اش به‌گونه‌ای ترسیم می‌شود که گویی همواره در حال منازعه با دیگران است. این تصویر، با واقعیت تاریخی فاصله دارد و نیازمند بازنگری در روایت‌سازی رسانه‌ای است.

او همچنین به نسبت میان رسانه و سیاست خارجی اشاره کرد و افزود: در برخی موارد، اختلاف‌نظرهای داخلی نباید به عرصه مواجهه با تهدید خارجی تسری یابد. در چنین شرایطی، پیوند میان میهن و حاکمیت، به‌عنوان یک واقعیت عینی، خود را نشان می‌دهد. برخی کشورها، به‌دلیل تفاوت‌های تاریخی و فرهنگی، با منطق‌های متفاوتی به مسائل می‌نگرند و همین موضوع، در نوع مواجهه رسانه‌ای آن‌ها با جنگ و بحران نیز تأثیرگذار است.

مذاکره با آمریکا و تأثیر آن بر انسجام داخلی

گنجی در ادامه با اشاره به موضوع مذاکره و تأثیر آن بر انسجام داخلی اظهار کرد: پیش از این جنگ، بارها تأکید شده بود که مذاکره با آمریکا نه شرافتمندانه است، نه عاقلانه و نه گره‌گشا، بلکه حتی می‌تواند گره‌ها را پیچیده‌تر کند. این درواقع کلام رهبری شهید بود که بنده هم آن را به واقع قبول داشتم. با این حال، اگر فرض کنیم که اساسا اجازه ورود به همان سطح اولیه مذاکره نیز داده نمی‌شد و کشور مستقیما وارد جنگ می‌شد، ممکن بود انسجام داخلی ضعیف‌ شود. یکی از دلایل مهم انسجام در جنگ ۱۲ روزه، همین منطق جمهوری اسلامی بود که نشان می‌داد مسیر مذاکره طی شده و در عین حال، پایبندی به قواعد بین‌المللی نیز وجود داشته است. در چنین شرایطی، وقتی حمله صورت گرفت، این گزاره در افکار عمومی و رسانه‌ها تقویت شد که کشور در موقعیت دفاع قرار دارد.

گنجی افزود: همین مسئله باعث شد رسانه‌ها نیز به نوعی همسویی و همگرایی برسند، چرا که امکان طرح برخی نقدها، مانند اینکه می‌شد با تصمیمات دیگر از وقوع جنگ جلوگیری کرد، تضعیف شده بود. به بیان دیگر، طی شدن مسیر مذاکره، بخشی از زمینه‌های اختلاف روایت را کاهش داد.

برجام یک کلاس آمریکاشناسی بود/ در دفاع از «تمامیت ذهنی ایرانیان» موفق عمل نکرده‌ایم

برجام یک کلاس آمریکاشناسی بود

این تحلیل‌گر رسانه با اشاره به تجربه‌های پیشین در حوزه سیاست خارجی گفت: در مواردی، حتی اقداماتی که در ظاهر نتیجه ملموس اقتصادی نداشته‌اند، از منظر شناختی و رسانه‌ای آثار مهمی بر جای گذاشته‌اند. برای نمونه، پس از خروج ترامپ از برجام، این تجربه برای بخشی از جامعه به‌مثابه یک آزمون عملی تلقی شد که به بازتعریف نگاه‌ها نسبت به طرف مقابل انجامید و به نوعی حتی یک کلاس آمریکاشناسی به ویژه برای نسل متاخر انقلاب اسلامی شد که شناخت دقیقی از آمریکا نداشتند و چند سال قبل در یک سرمقاله به آن پرداختم.

گنجی ادامه داد: این روند باعث شد بخشی از جامعه که پیش‌تر نگاه متفاوتی داشت، در ارزیابی‌های خود تجدیدنظر کند. به‌عبارت دیگر، تجربه مذاکره، ولو بدون دستاورد اقتصادی، توانست درک تازه‌ای از ماهیت اختلافات و موضوعاتی فراتر از پرونده هسته‌ای در فضای رسانه‌ای و افکار عمومی ایجاد کند.

او همچنین با اشاره به برخی مناظرات و دیدگاه‌های متفاوت در فضای دانشگاهی گفت: در مقاطعی این تصور وجود داشت که عدم ورود به مذاکره، ناشی از واهمه یا محدودیت است، اما تجربه عملی مذاکره و توافق، به‌ویژه در شرایطی که طرف مقابل از تعهدات خود خارج شد، به روشن‌تر شدن ابعاد این موضوع کمک کرد. در مجموع، این تجربه‌ها نشان داد که حتی اقداماتی که در کوتاه‌مدت به نتیجه ملموس نمی‌رسند، می‌توانند در سطح کلان، به انسجام داخلی و شکل‌گیری روایت مشترک در فضای رسانه‌ای کمک کنند؛ موضوعی که در شرایط بحران و جنگ، اهمیت دوچندان پیدا می‌کند.

گرفتاری جدی این روزهای رسانه

او همچنین به یکی از چالش‌های اصلی رسانه در ایران در شرایط بحران پرداخت و گفت: امروز رسانه در ایران با یک گرفتاری جدی مواجه است؛ از یک‌سو می‌خواهد برای جامعه خود پیشنهاد ارائه دهد یا نقد کند، اما از سوی دیگر با طرفی مواجه است که نه به حقوق بین‌الملل پایبند است و نه به ملاحظات اخلاقی و همین مسئله کارکرد توصیه‌گری رسانه را با ابهام مواجه می‌کند. در چنین شرایطی، ارجاع به سازوکارهای متعارف بین‌المللی یا توصیه به استفاده از ظرفیت نهادهای جهانی، کارایی خود را از دست می‌دهد و رسانه در وضعیتی قرار می‌گیرد که با نوعی «قانون جنگل» مواجه است؛ وضعیتی که در آن، قدرت تعیین‌کننده اصلی است.

گنجی با اشاره به یک چالش دیگر در حوزه رسانه گفت: یکی از مشکلات جدی ما، عقب‌ماندگی در «روایت اول» است. در حالی که خبر به‌سرعت در جهان منتشر می‌شود، آنچه اهمیت دارد روایت‌سازی است؛ اما در بسیاری از موارد، رسانه‌های داخلی تا زمانی که روایت رسمی منتشر نشود، وارد میدان نمی‌شوند. گاهی حتی در مواجهه با اخبار فوری، رسانه‌ها منتظر تأیید رسمی می‌مانند و این تأخیر باعث می‌شود روایت اولیه توسط دیگران شکل بگیرد. در حالی که مخاطب امروز، منتظر روایت روز بعد در روزنامه نمی‌ماند و همان لحظه، روایت خود را از منابع دیگر دریافت می‌کند.

این تحلیل‌گر رسانه ادامه داد: در برخی کشورها، برای مدیریت این وضعیت، محدودیت‌های سخت‌گیرانه‌ای اعمال می‌شود؛ از جمله برخورد با انتشار تصاویر یا اطلاعات حساس از محل حوادث. این اقدامات، به‌منظور جلوگیری از سوءاستفاده طرف مقابل و کنترل روایت انجام می‌شود. البته در ایران نیز در مواردی چنین ملاحظاتی وجود دارد و انتشار برخی اطلاعات حساس، به‌درستی محدود می‌شود؛ چرا که این موضوع ارتباطی با آزادی رسانه ندارد، بلکه به ملاحظات امنیتی در شرایط بحران بازمی‌گردد.

گنجی در ادامه با ذکر یک تجربه میدانی، به اهمیت مدیریت روایت در فضای اجتماعی اشاره کرد و گفت: در برخی موارد، یک خبر یا ادعا در فضای غیررسمی منتشر می‌شود و در صورت نبود واکنش به‌موقع، می‌تواند به شکل‌گیری ادراکات عمومی نادرست و حتی بحران‌های اجتماعی منجر شود. فاصله میان شکل‌گیری یک روایت در افکار عمومی و ارائه روایت رسمی، اگر طولانی شود، می‌تواند تبعات جدی داشته باشد؛ چرا که در این فاصله، روایت‌های غیررسمی تثبیت می‌شوند.

مشاور شهردار تهران ادامه داد: یکی از مشکلات ساختاری ما این است که روایت رسمی معمولا با تأخیر، ملاحظات متعدد و پس از طی فرآیندهای پیچیده منتشر می‌شود؛ در حالی که در دنیای امروز، سرعت در روایت‌سازی یک عامل تعیین‌کننده است.

چالش‌های تأخیر در اطلاع‌رسانی

او با اشاره به برخی تجربه‌های پیشین گفت: در مواردی، این تأخیر در اطلاع‌رسانی باعث شکل‌گیری برداشت‌هایی در افکار عمومی شده که با واقعیت منطبق نبوده و حتی به تضعیف اعتماد عمومی منجر شده است. مسئله اصلی، نه صرفا صحت یا عدم صحت یک خبر، بلکه نحوه و زمان‌بندی روایت آن برای افکار عمومی است. اگر این مدیریت به‌درستی انجام نشود، حتی یک موضوع قابل کنترل نیز می‌تواند به بحران تبدیل شود. تقویت توان روایت‌سازی در لحظه و کاهش فاصله میان دسترسی به اطلاعات و ارائه روایت رسمی، از ضرورت‌های جدی رسانه در شرایط بحران است؛ چرا که بخش مهمی از مدیریت افکار عمومی، در همین «روایت اول» شکل می‌گیرد.

گنجی در ادامه به پیامدهای اختلال در روایت‌سازی رسانه‌ای بر افکار عمومی اشاره کرد و گفت: وقتی روایت اولیه به‌درستی مدیریت نشود، زمینه سوءظن در جامعه شکل می‌گیرد؛ سوءظن به تیم مذاکره‌کننده، سوءظن به دولت و به‌طور کلی بی‌اعتمادی نسبت به روندهای رسمی. بخشی از این آسیب به نحوه طرح انتظارات در فضای رسانه‌ای بازمی‌گردد؛ گاهی مجموعه‌ای از مطالبات یا گزاره‌ها به‌گونه‌ای در جامعه مطرح می‌شود که گویی تحقق آن‌ها قطعی است، در حالی که ممکن است اساسا امکان تحقق نداشته باشند. این امر باعث می‌شود در صورت عدم تحقق، شکاف میان انتظار و واقعیت، به بی‌اعتمادی دامن بزند.

او ادامه داد: در برخی موارد، حتی مفاهیمی مانند «مذاکره» نیز در فضای عمومی دچار دوگانه‌سازی می‌شود و به‌گونه‌ای بازنمایی می‌شود که یا کاملا مثبت و راه‌گشا تلقی شود یا به‌طور کامل به‌عنوان امر منفی و حتی خیانت معرفی شود؛ در حالی که این تصویرسازی‌ها لزوما مبتنی بر روایت دقیق رسانه‌ای نیست.

گنجی با اشاره به نقش رسانه در تعدیل فضا گفت: در مواجهه با روایت‌های بیرونی، لازم است واکنش سریع و اصلاحی وجود داشته باشد. برای نمونه، اگر رسانه‌ای خارجی گزارشی منتشر می‌کند، باید بلافاصله امکان پاسخ‌گویی و تصحیح فراهم شود تا از تثبیت روایت‌های نادرست جلوگیری شود. یکی از کارکردهای مهم رسانه در شرایط بحران، کاهش التهاب و مدیریت سطح تنش در جامعه است. به‌عبارت دیگر، رسانه باید بتواند شعله را کنترل کند، نه اینکه ناخواسته به تشدید آن دامن بزند.

او در ادامه به یک نگرش رایج در فضای سیاسی کشور اشاره کرد و گفت: دیدگاهی وجود دارد که بحران را فرصت طرح مطالبات می‌داند و معتقد است در چنین شرایطی باید فشار برای تغییر افزایش یابد. این نگاه، در برخی مقاطع نیز در فضای سیاسی کشور مطرح شده است. با این حال، تجربه‌های جهانی نشان می‌دهد که در اغلب کشورها، در شرایط بحران‌های ملی، رویکرد غالب حرکت به‌سمت همگرایی و همکاری برای عبور از بحران است، نه تشدید مطالبات و اختلافات. در ایران نیز این دو رویکرد همزمان وجود دارد؛ از یک‌سو تأکید بر همبستگی ملی و از سوی دیگر، طرح مطالبات در بستر بحران. غلبه نگاه دوم می‌تواند در برخی موارد به افزایش آسیب‌پذیری در شرایط حساس منجر شود.

مدیرمسئول سابق روزنامه همشهری اظهار کرد: مدیریت رسانه‌ای در شرایط جنگ و بحران، نیازمند درک دقیق از پیامدهای اجتماعی روایت‌هاست و هرگونه بازنمایی نادرست یا ایجاد انتظارات غیرواقعی، می‌تواند به تضعیف انسجام اجتماعی و افزایش چالش‌ها در جامعه بینجامد.

اهمیت تداوم ژورنالیسم بحران

به گزارش ایسنا، سپس علی ربیعی - مدیرمسئول پیشین روزنامه کار و کارگر و رئیس انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات، در ادامه نشست «از مقاومت تا مذاکره» با تأکید بر ضرورت بازتعریف نسبت رسانه با بحران، گفت: لازم است بر اهمیت دو نکته اساسی به یک توافق ذهنی برسیم؛ نخست آنکه نباید بحران را پدیده‌ای مقطعی و گذرا تلقی کنیم، بلکه باید به زیستی عادت کنیم که همواره با گونه‌های مختلفی از بحران همراه است. بر همین اساس، سازگاری رسانه با شرایط بحران باید به‌صورت مستمر تمرین شود. حتی اگر از  پساجنگ سخن بگوییم، به‌نظر می‌رسد همچنان در وضعیتی قرار خواهیم داشت که نیازمند تداوم ژورنالیسم بحران هستیم؛ بنابراین باید دانش این حوزه را توسعه دهیم، ادبیات مرتبط با آن را تقویت کنیم و درباره سیاست‌گذاری‌های رسانه‌ای در مواجهه با بحران، گفت‌وگوهای بیشتری شکل دهیم.

او ادامه داد: شناخت نظام‌های بحران و درک سازوکارهای آن‌ها، پیش‌نیاز تقویت چشم‌انداز روزنامه‌نگاری در این حوزه است و بدون این شناخت، نمی‌توان به درک دقیق‌تری از کارکرد رسانه در شرایط بحرانی دست یافت.

ربیعی همچنین به جایگاه رسانه در جامعه اشاره کرد و گفت: هنوز اهمیت رسانه به‌طور کامل درک نشده است؛ نه در سطح جامعه و نه در میان مدیران و حتی برخی از فعالان این حوزه. در حالی که در یک قرن گذشته، رسانه در همه جوامع، متناسب با نوع حاکمیت و نسبت آن با جامعه، به یکی از مهم‌ترین نهادهای تأثیرگذار تبدیل شده و این اهمیت روزبه‌روز افزایش یافته است. کارکرد رسانه‌ها نیز بسته به نوع نظام‌های سیاسی متفاوت است؛ در برخی کشورها که رویکرد تهاجمی دارند، کارکرد خارجی رسانه‌ها بسیار پررنگ است و در برخی دیگر، رسانه در خدمت اهداف خاصی قرار می‌گیرد. در این میان، کشورهایی مانند ایران نیز با چالش‌هایی در هر دو حوزه مواجه هستند.

او با تأکید بر نقش افکار عمومی گفت: در همه جوامع، افکار عمومی تا حد زیادی از طریق نظام ارتباطات اجتماعی شکل می‌گیرد که بخش مهمی از آن متکی بر رسانه‌ها و به‌ویژه رسانه‌های نوین و شبکه‌های اجتماعی است؛ ابزارهایی که نه‌تنها از میان نرفته‌اند، بلکه در دوره کنونی نقشی تعیین‌کننده پیدا کرده‌اند.

ربیعی با اشاره به مفهوم «عملیات روانی» افزود: در شرایط جنگی، یکی از مؤلفه‌های اصلی، عملیات روانی است که در قالب‌های مختلفی بروز پیدا می‌کند و ارتباط مستقیمی با کارکرد رسانه‌ها دارد.

رسانه ابزار ایجاد تغییرات فرهنگی و اجتماعی

رئیس انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات در ادامه با اشاره به تحولات ماهیت جنگ‌ها گفت: در جنگ‌های اخیر، ما با نوعی تغییر پارادایم مواجه بوده‌ایم. اگر در گذشته جنگ‌ها عمدتا بر نیروی زمینی و سپس توان هوایی و دریایی استوار بودند، امروز جنگ‌ها بیش از هر چیز بر اطلاعات، هوش و عملیات روانی متکی شده‌اند. این به آن معنا نیست که الگوهای کلاسیک جنگ کنار گذاشته شده‌اند، بلکه به این معناست که وزن و اهمیت مؤلفه‌های اطلاعاتی و روانی به‌طور قابل‌توجهی افزایش یافته و جامعه نیز به یکی از میدان‌های اصلی این نوع جنگ تبدیل شده است. استفاده از رسانه برای پیشبرد اهداف، به‌ویژه در کشورهای در حال توسعه، سابقه‌ای طولانی دارد و رسانه همواره ابزاری برای ایجاد تغییرات فرهنگی و اجتماعی بوده است.

او افزود: در یک دهه اخیر، مسئله رسانه در ایران به‌شدت با مسئله وجودی کشور گره خورده است. هدف قرار گرفتن روح و روان جامعه ایرانی از سوی دشمنان، در کنار برخی کاستی‌های داخلی از جمله بی‌توجهی به نقش رسانه و ضعف در برنامه‌ریزی، باعث شده این پیوند بیش از پیش تقویت شود. در کنار این شرایط، نظام سیاسی در حوزه دفاع از تمامیت ارضی عملکرد قابل‌توجهی داشته است، اما در حوزه ادراک و بازنمایی این دستاوردها، به‌ویژه در داخل کشور، آن‌گونه که باید موفق عمل نکرده‌ایم. درک صحیح از نقش رسانه و تقویت آن در سطح سیاست‌گذاری و اجرا، از الزامات مواجهه با شرایط پیچیده کنونی است؛ چرا که بخش مهمی از تحولات امروز، در عرصه ذهن و ادراک عمومی رقم می‌خورد.

برجام یک کلاس آمریکاشناسی بود/ در دفاع از «تمامیت ذهنی ایرانیان» موفق عمل نکرده‌ایم

در دفاع از «تمامیت ذهنی ایرانیان» موفق بوده‌ایم؟ 

دستیار اجتماعی رئیس جمهور با اشاره به نحوه بازنمایی تحولات اخیر در رسانه‌های منطقه‌ای و بین‌المللی گفت: اگر به رسانه‌های کشورهای مختلف، از جمله ترکیه و برخی کشورهای عربی نگاه کنیم، می‌بینیم که چگونه با قدرت و برجستگی به تحلیل این تحولات پرداخته‌اند؛ حتی در میان جریان‌های روشنفکری در آمریکا و اروپا، به‌ویژه در کشورهایی با وابستگی کمتر، این موضوع با جدیت مورد توجه قرار گرفته است. با وجود این، باید صریح گفت که ما در دفاع از «تمامیت ذهنی ایرانیان» موفق عمل نکرده‌ایم؛ در حالی که در دفاع از تمامیت ارضی، عملکرد قابل توجه و حتی شگفت‌آوری داشته‌ایم، اما این موفقیت به همان میزان در حوزه ذهن و ادراک عمومی بازتاب نیافته است.

او ادامه داد: این فاصله به دلایل متعددی شکل گرفته است؛ از جمله آشفتگی در سیاست‌های رسانه‌ای و حتی در مواردی، فقدان سیاست رسانه‌ای به‌معنای واقعی. آنچه گاه به‌عنوان سیاست مطرح می‌شود، در عمل بیشتر به دستورالعمل و بخشنامه شباهت دارد تا یک چارچوب راهبردی. ما در حوزه رسانه، بیش از آنکه با سیاست رسانه‌ای مواجه باشیم، با آیین‌نامه‌ها، محدودیت‌ها و شیوه‌نامه‌ها روبه‌رو هستیم و این‌ها جایگزین سیاست‌گذاری واقعی نشده‌اند. در حالی که نیازمند تولید ادبیات و نظریه‌پردازی در حوزه‌هایی مانند روزنامه‌نگاری جنگ، روزنامه‌نگاری بحران و حتی مفهوم «تمامیت ذهنی ایرانیان» هستیم.

رئیس انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات افزود: یکی دیگر از چالش‌های ما، الگوی مصرف رسانه‌ای در کشور است. جریان اصلی رسانه در ایران، بیشتر بر کارکرد تحکیمی متمرکز بوده؛ یعنی تلاش برای حفظ و تقویت مخاطبانی که پیشاپیش همراه هستند. این رویکرد در جای خود ضروری است و در همه کشورها نیز وجود دارد، اما مسئله اینجاست که رسانه نباید در این سطح متوقف بماند. تمرکز صرف بر کارکرد تحکیمی، باعث نوعی درجا زدن در فضای رسانه‌ای می‌شود. در کنار کارکرد تحکیمی، نوع دیگری از کارکرد رسانه وجود دارد که ناظر بر جریان خاکستری جامعه است؛ بخشی از جامعه که نه کاملا همسو و نه کاملا مخالف است و نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌گیری افکار عمومی دارد. اگر این بخش از جامعه مورد توجه قرار نگیرد، عملا بخش مهمی از میدان اثرگذاری رسانه از دست خواهد رفت و در چنین شرایطی، بسیاری از اقدامات رسانه‌ای نیز کارآمدی لازم را نخواهد داشت.

رسانه دربرابر قشر خاکستری مسئولیت دارد

او با تأکید بر مسئولیت اجتماعی رسانه‌ها در قبال کل جامعه گفت: رسانه در برابر جامعه‌ای متشکل از ده‌ها میلیون نفر، به‌ویژه جریان خاکستری، مسئولیت دارد و نمی‌تواند ذهن این بخش از جامعه را در برابر هجوم روایت‌های بیرونی رها کند؛ در حالی که در حوزه کنش تهاجمی رسانه‌ای نیز عملکرد قابل توجهی شکل نگرفته است.

ربیعی افزود: به‌طور کلی، رسانه‌ها سه کارکرد اصلی دارند؛ کارکرد تحکیمی، توجیهی و تهاجمی، اما در کنار این‌ها، یکی از مسائل مهم، امنیتی شدن میدان فعالیت رسانه است. در این زمینه، لازم است ابتدا خود مفهوم امنیت بازتعریف شود؛ چرا که امنیت، مفهومی نسبی و وابسته به این پرسش است که امنیت برای چه کسی و در چه سطحی تعریف می‌شود و چه نسبتی با جامعه و لایه‌های مختلف آن دارد. در برخی نگاه‌ها، رسانه نه به‌عنوان یک عامل قدرت، بلکه به‌عنوان یک عامل مزاحم دیده می‌شود و همین رویکرد، مانع از شکل‌گیری سیاست‌گذاری جامع در حوزه رسانه و بهره‌گیری از ظرفیت آن در تقویت قدرت ملی و امنیت می‌شود.

او با طرح این پرسش که نقش روزنامه‌نگاری ایرانی در جنگ چیست، تصریح کرد: هنر روزنامه‌نگاری امروز در این است که بتواند میان دیدگاه‌ها و سیاست‌های حاکمیت، درک جامعه و الزامات جنگ، توازن برقرار کند. روزنامه‌نگار نمی‌تواند صرفا از یک زاویه به موضوع نگاه کند، بلکه باید همزمان تحولات اجتماعی، مطالبات مردم و تهدیدهای موجود را مدنظر داشته باشد. جامعه ایران، جامعه‌ای متکثر است که بخشی از آن خواهان تغییرات در چارچوب موجود و بخشی دیگر خواستار تغییرات بنیادین است. در چنین شرایطی، روزنامه‌نگاری باید بتواند میان این واقعیت اجتماعی و الزامات ناشی از جنگ و تهدید خارجی، پیوند برقرار کند.

ربیعی با اشاره به ماهیت جنگ‌های اخیر گفت: این جنگ‌ها تا حد زیادی متکی بر عملیات روانی بوده‌اند و در این میان، تلاش شده نوعی گسست ذهنی میان ایران، جامعه و نهادهای آن ایجاد شود؛ به‌گونه‌ای که تصویری از ایران ارائه شود که گویی از مردم و مؤلفه‌های واقعی خود جدا شده است. در مقابل این وضعیت، روزنامه‌نگاری باید بتواند این گسست ذهنی را ترمیم کند و تصویر واقع‌بینانه‌تری از جامعه و ظرفیت‌های آن ارائه دهد. همچنین، یکی از چالش‌های مهم، شکل‌گیری نوعی «پساحقیقت» در فضای رسانه‌ای است که در مقاطعی کم‌سابقه بوده است.

چالش فقدان سیاست رسانه‌ای منسجم

او تأکید کرد: یکی از مشکلات اساسی، فقدان سیاست رسانه‌ای منسجم است؛ در حالی که رسانه می‌تواند نقش امنیت‌ساز ایفا کند، گاهی خود به سوژه امنیتی تبدیل می‌شود و این امر، کارکردهای آن را محدود می‌کند. در سال‌های گذشته، مرجعیت خبر و روایت به‌تدریج از دست رسانه‌های داخلی خارج شده و بازیگران خارجی با بهره‌گیری از منابع مالی و حمایت‌های گسترده، توانسته‌اند در شکل‌دهی به ذهنیت عمومی نقش پررنگ‌تری ایفا کنند. در چنین شرایطی، مسئله اصلی روزنامه‌نگاری، تنها انجام وظایف حرفه‌ای مرسوم نیست، بلکه با مسئولیتی گسترده‌تر در قبال آینده ایران، یکپارچگی ملی و مواجهه با پدیده «پساحقیقت» روبه‌روست. 

او تصریح کرد: نظام رسانه‌ای باید بتواند به‌مثابه پدافند ذهنی جامعه عمل کند و از ذهنیت ایرانیان در برابر روایت‌های مخرب دفاع کند. این در حالی است که در کنار این وظیفه، نباید از نقد سیاست‌های داخلی نیز غفلت شود. 

رئیس انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات خاطرنشان کرد: چالش اصلی، یافتن توازنی میان این دو وظیفه است؛ به‌گونه‌ای که رسانه بتواند همزمان با حفظ نقش انتقادی خود، در تقویت انسجام ذهنی جامعه و دفاع از منافع ملی نیز ایفای نقش کند؛ مسیری که نیازمند بازنگری جدی در رویکردها و سیاست‌های رسانه‌ای است.

ربیعی با تأکید بر نقش رسانه در شکل‌دهی به افکار عمومی گفت: آنچه می‌تواند دفاع از ذهنیت ایرانیان را باورپذیر کند، این است که در عین دفاع از کلیت جامعه، امکان نقد درون‌زا نیز حفظ شود. به‌عبارت دیگر، مدیریت افکار عمومی به این بازمی‌گردد که رسانه چگونه بتواند از میان گفتارهای متکثر و در میان قدرت‌های شکل‌گرفته، مسیر تحلیلی خود را پیدا کند.

علت وجودی رخدادهای دی ماه را ببینیم

او در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به رخدادهای دی ماه سال گذشته، اظهار کرد: در تحلیل حوادث دی‌ماه، که درباره آن پژوهشی انجام داده‌ایم و اسامی حدود دوهزار نفر از جانباختگان را اعلام کردیم و با نزدیک به ۳۰۰ خانواده در قالب یک تیم پژوهشی گفت‌وگو کردیم، با واقعیتی پیچیده مواجه شدیم که در فضای رسانه‌ای و حتی در برخی محافل دانشگاهی به‌درستی دیده نمی‌شود. در برخی روایت‌ها، بخشی از ماجرا اساسا نادیده گرفته می‌شود و در برخی دیگر، تنها از یک نقطه خاص به بعد مورد توجه قرار می‌گیرد؛ به‌گونه‌ای که یا زمینه‌های وقوع حادثه دیده نمی‌شود یا صرفا بر پیامدهای آن تمرکز می‌شود. این دوگانه‌سازی، مانع فهم دقیق واقعیت اجتماعی است. در فضای روشنفکری و دانشگاهی نیز گاه با این مسئله مواجه هستیم که هر یک از این بخش‌ها به‌صورت گزینشی به موضوع نگاه می‌کنند؛ برخی تنها به زمینه‌های کلان و ژئوپلیتیکی توجه دارند و برخی دیگر صرفا به رخدادهای میدانی، بدون توجه به پیوست‌های دیگر آن می‌نگرند.

رئیس انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات افزود: در گفت‌وگوهایی که در این زمینه داشته‌ایم، تلاش کرده‌ایم نشان دهیم که نمی‌توان یک سوی ماجرا را دید و سوی دیگر را نادیده گرفت. درک واقعیت نیازمند دیدن همزمان زمینه‌ها، پیامدها و لایه‌های مختلف اجتماعی و سیاسی است.

او با اشاره به فضای برچسب‌زنی در تحلیل‌های رسانه‌ای گفت: یکی از آسیب‌های جدی این است که به‌جای گفت‌وگوی تحلیلی، سریعا برچسب‌گذاری صورت می‌گیرد؛ در حالی که واقعیت‌های اجتماعی پیچیده‌تر از آن هستند که در قالب‌های ساده و قطعی قابل تقلیل باشند. در برخی تحلیل‌ها، یا همه چیز به توطئه‌های بیرونی نسبت داده می‌شود یا صرفا به عوامل داخلی تقلیل می‌یابد؛ در حالی که واقعیت، ترکیبی از عوامل داخلی و خارجی است و رسانه وظیفه دارد این پیچیدگی را بازنمایی کند، نه اینکه آن را ساده‌سازی کند. رخدادهای دی‌ماه و مشابه آن، نشان داد که اگر رسانه نتواند همزمان به زمینه‌ها، علل و پیامدها توجه کند، امکان فهم درست از واقعیت اجتماعی کاهش می‌یابد. بنابراین، کار روزنامه‌نگاری در چنین شرایطی، دیدن همزمان همه این لایه‌ها و پرهیز از روایت‌های تک‌بعدی است.

بحران‌های اجتماعی و خیابانی را از نزدیک دیدم

ربیعی با تأکید بر تجربه زیسته خود از بحران‌های اجتماعی و خیابانی، گفت: من در سال ۹۶ و آغاز آن، رخدادها را از نزدیک دیده‌ام و در مقاطع مختلف نیز در شهرهایی مانند مشهد، اراک، شیراز، زنجان و قزوین با بحران‌های خیابانی درگیر بوده‌ام. بنابراین درباره این فضاها صرفا از دور صحبت نمی‌کنم. تجربه‌های تاریخی و سیاسی، از جمله خاطرات برخی چهره‌ها در گذشته‌های سیاسی کشور، نشان می‌دهد که دوگانه‌سازی‌های مخرب در بزنگاه‌های حساس می‌تواند به تضعیف قدرت ملی منجر شود. به همین دلیل، من با هر نوع دوگانه‌سازی که انسجام ملی و توان دفاعی کشور را تضعیف کند، اساسا مخالف هستم.

او ادامه داد: کار اصلی رسانه در چنین شرایطی، عبور از این دوگانه‌ها و تمرکز بر تقویت اعتماد عمومی از طریق اطلاع‌رسانی دقیق و مبتنی بر واقعیت است. رسانه باید بتواند هم افکار عمومی را نسبت به واقعیت‌ها آگاه کند و هم از شکل‌گیری شکاف‌ها جلوگیری کند.

او با اشاره به نقش رسانه در جنگ گفت: یکی از وظایف مهم امروز روزنامه‌نگاری، آگاهی‌بخشی درباره واقعیت جنگ است؛ جنگی که ماهیت آن پیچیده و چندلایه است و تنها با روایت‌های ساده قابل توضیح نیست. درک عمومی از این واقعیت هنوز کامل نشده و بخش قابل توجهی از جامعه، به‌ویژه جریان خاکستری، شناخت عمیقی از ابعاد آن ندارد. در روایت این جنگ‌ها باید به‌صورت شفاف گفته شود که موضوع صرفا در سطح یک کشور یا یک رخداد محدود نیست، بلکه در چارچوبی گسترده‌تر از رقابت‌ها و منازعات منطقه‌ای و بین‌المللی قابل تحلیل است. در عین حال، رسانه باید از کلی‌گویی و برچسب‌زنی پرهیز کند.

رسانه چگونه می‌تواند به درستی نقد کند؟

ربیعی تصریح کرد: یکی از وظایف دیگر رسانه، نقد سیاست‌ها و تصمیمات است؛ اما این نقد باید به‌گونه‌ای باشد که به افزایش عقلانیت در تصمیم‌گیری‌ها منجر شود، نه به تشدید تنش یا بی‌اعتمادی. به‌عنوان نمونه، در برخی سیاست‌ها مانند محدودیت‌های اینترنتی، باید آثار امنیتی و اجتماعی آن به‌صورت دقیق بررسی و تحلیل شود. رسانه در شرایط بحران باید بتواند هم‌زمان چند کارکرد را دنبال کند؛ از جمله تبیین واقعیت‌های جنگ، گسترش عقلانیت در مواجهه با بحران‌های خارجی و داخلی و در عین حال نقد سازنده تصمیمات.
رئیس انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات افزود: یکی از خلأهای مهم، کم‌توجهی به پوشش انسانی جنگ است. هنوز نتوانسته‌ایم به‌درستی رنج‌ها، خسارت‌ها و ابعاد انسانی جنگ و تجاوز را به تصویر بکشیم؛ در حالی که همین روایت انسانی می‌تواند نقش مهمی در شکل‌دهی به افکار عمومی داشته باشد.

او با اشاره به اهمیت ژورنالیسم انسانی گفت: باید میان ژورنالیسم مقاومت، ژورنالیسم صلح و ژورنالیسم مسئولانه تعادل برقرار شود. هیچ جنگی بدون نوعی از توافق یا پایان سیاسی به نتیجه نمی‌رسد و هنر سیاست و رسانه در فهم همین واقعیت است. در مواجهه با روایت‌های رسانه‌ای نباید به دو خطای رایج گرفتار شد؛ نخست نگاه ملامت‌گرانه که صرفا به دنبال مقصر است و دوم نگاهی که همه چیز را شکست یا پیروزی مطلق می‌بیند. روزنامه‌نگاری حرفه‌ای باید بتواند در میانه این دو نگاه حرکت کند. امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازتعریف رابطه خود با جهان هستیم؛ جهانی که پیچیده، گاه بی‌رحم و در مواردی غیرقابل پیش‌بینی است. در چنین شرایطی، روزنامه‌نگاری می‌تواند به کاهش شکاف در فهم واقعیت کمک کند و زمینه‌ساز نوعی عقلانیت نسبی در جامعه شود؛ عقلانیتی که هم در سیاست داخلی و هم در مواجهه با جهان اهمیت اساسی دارد.

وظیفه رسانه‌ها در برابر برخی اظهارات در زمان جنگ

در بخش پایانی این نشست شمس‌الواعظین در پاسخ به سوالی درباره وظیفه رسانه‌ها در برابر برخی اظهارات مانند اظهارات اخیر یک امام‌جمعه، با اشاره به شرایط جنگی و ضرورت مدیریت گفتار مسئولان گفت: در دوران جنگ، جامعه در وضعیت عادی قرار ندارد و نوعی وضعیت فوق‌العاده حاکم است؛ بنابراین لازم است مجموعه‌ای از قواعد و مقررات مشخص برای کنترل ادبیات و گفتار عمومی، به‌ویژه از سوی مسئولان، تعریف و اعمال شود.

او تأکید کرد: مهم‌ترین مسئله در چنین شرایطی، جلوگیری از شکل‌گیری ادبیات ناهنجار در سطح مسئولان است، چرا که سخنان غیرمسئولانه می‌تواند در فضای ملتهب جامعه اثر مستقیم بگذارد. در وضعیت جنگی حتی برخی اظهار نظرها باید ذیل یک چارچوب دقیق و کنترل‌شده انجام شود تا از تشدید تنش‌های اجتماعی جلوگیری شود. در شرایطی که کشور در وضعیت خاص قرار دارد، انتشار برخی شایعات یا اظهارات غیرمسئولانه، حتی اگر از سوی نهادهای رسمی یا چهره‌های شناخته‌شده مطرح شود، می‌تواند آثار مخرب داشته باشد. در چنین فضایی، ضرورت وجود یک نظام تنظیم‌گر برای گفتار عمومی بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود.

این روزنامه‌نگار با اشاره به نقش رسانه‌ها گفت: در برخی مواقع، حتی روزنامه‌نگار نیز باید نسبت به بازتاب دادن اظهارات غیرمسئولانه از سوی برخی مقامات احتیاط کند و از بازنشر بدون بدون ملاحظات حرفه‌ای پرهیز شود و حتی اظهارات غیرمسئولانه خیلی از مقامات را بایکوت کنند. در شرایط جنگی، مدیریت گفتار بخشی از مسئولیت جمعی نهادهای رسمی است.

او در خاتمه افزود: با توجه به شرایط جنگی کشور مجلس شورای اسلامی جلسه‌ای تشکیل نمی‌دهد اما اکثر حرف‌های عجیب و غریبی که بیان می‌شود و از ایران صادر می‌شود از این نهاد است.

برجام یک کلاس آمریکاشناسی بود/ در دفاع از «تمامیت ذهنی ایرانیان» موفق عمل نکرده‌ایم

59243

کد مطلب 2214383

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 0 =