به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، ایسنا نوشت: تقریبا از برگزاری آخرین موج گسترده کنسرتهای پاپ نزدیک به چهارماه میگذرد. آخرین کنسرتهای پاپ، که این مدت برگزار شده است، به جشنواره موسیقی فجر برمیگردد که رمق چندانی نداشتند.
حالا پس از برگزاری چند روزه کنسرت «کینگرام» در اوایل اردیبهشتماه ۱۴۰۵، قرار است کنسرت «مجید خراطها» در شهر یزد، پنجشنبه ۱۷ اردیبهشت در دو سانس ۱۹ و ۲۲ برگزار شود.
هرچند مشخص نیست باتوجه به شرایط حاضر، برگزاری کنسرتها تا چه زمان ادامهدار باشد و فعالان این حوزه بتوانند به شرایط موجود برای معیشت خود، دل خوش کنند.
با این حال اظهارات تهیهکنندگان موسیقی حکایت از این دارد که برگزاری کنسرت، به ویژه در شرایط کنونی چندان هم خوشایند نیست؛ چراکه گویا باتوجه به تورم اقتصادی، هزینه اجاره سالنها و سایر هزینههای برگزاری کنسرت، رشد چند درصدی داشته است. این درحالی است که به برگزارکنندگان کنسرت اجازه افزایش قیمت بلیت داده نشده است.
در همین راستا گفتوگویی با مدیرکل دفتر موسیقی داشتیم تا صحت و سقم این روایتها را جویا شویم.

بابک رضایی درباره ازسرگیری کنسرتهای پاپ میگوید: در تلاشیم با برگزاری دوباره کنسرتهای پاپ، شرایط را بهبود ببخشیم. در همین راستا جلسات متعددی با تهیهکنندگان و هنرمندان برگزار میکنیم تا مشکلات را بررسی کنیم. همچنین اقداماتی را که بهعنوان مقدمه برای اصلاح این مسیر و از سرگیری برگزاری کنسرتها لازم است، دنبال میکنیم تا بتوانیم دوباره به مسیر برگزاری کنسرتها بازگردیم.
افزایش بلیتی که برای خرید مردم مانع ایجاد کند پذیرفته نیست!
مدیرکل دفتر موسیقی در پاسخ به این پرسش که آیا درست است کنسرتگذاران در شرایط کنونی، به دلیل رشد چند درصدی اجاره سالنها و ممنوعیت افزایش قیمت بلیت چندان مایل به برگزاری کنسرت نیستند؟ توضیح میدهد: در جلساتی که با شرکتها و مؤسسات موسیقی برگزار کردیم، برداشت برخی اینگونه بوده است که با توجه به تورم اقتصادی در کشور، احتمالا سالنها هم امسال هزینه اجاره را بالا ببرند. با این حال در حال رایزنی هستیم و هنوز به یک عدد و نتیجه روشن نرسیدهایم که بتوان قاطعانه گفت هزینه اجاره سالن بالاتر از سال گذشته است یا خیر.
بابک رضایی، مدیرکل دفتر موسیقی: اگر افزایش قیمت برای مخاطب موسیقی به گونهای باشد که توان پرداخت نداشته باشد، قطعاً از طرف دفتر موسیقی پذیرفته نیست
رضایی ادامه میدهد: این فرضیات بیشتر برداشتهای شخصی افراد است، اینکه با توجه به افزایش قیمت در کالاها و خدمات، احتمالاً هزینه سالن هم باید مثلاً ۴۰ درصد افزایش داشته باشد. حال زمانی که هزینهها را باتوجه به درآمد بلیت محاسبه میکنند، به این نتیجه میرسند که قیمت بلیت باید افزایش پیدا کند، درصورتی که احتمالا مردم شرایط خرید را نداشته باشند. در همین راستا، اگر افزایش قیمت برای مخاطب موسیقی به گونهای باشد که توان پرداخت نداشته باشد، قطعاً از طرف دفتر موسیقی پذیرفته نیست.
موسیقی یارانه دولتی دریافت نمیکند!
او در عین حال میگوید: باید توجه داشت که قیمت تمامشده این فعالیتها، با توجه به شرایط موجود، افزایش پیدا کرده است. متأسفانه حوزه موسیقی برخلاف تئاتر، سینما و تا حدی هنرهای تجسمی از هرگونه یارانهای خالی است؛ یعنی ما هیچ یارانه رسمی و دولتی برای فعالیتهای موسیقی نداریم.
رضایی ادامه میدهد: در شرایط فعلی با توجه به قطعی اینترنت و محدود شدن دسترسی عموم به فضای مجازی تلاش میکنیم زمینههایی را در حوزه اطلاعرسانی و تبلیغات ایجاد کنیم تا شرایط بهتری برای معرفی و اطلاعرسانی برنامهها فراهم کنیم. همچنین با سالنها در حال مذاکره هستیم و از تهیهکنندگان هم درخواست کردهایم که پیشداوری نکنند.
مدیرکل دفتر موسیقی اظهار میکند: طبیعتاً مسئولان و مدیران سالنها هم تمایل دارند که فضای فرهنگی کشور دوباره زنده شود و فعالیتها از سر گرفته شود. همانطور که در هفتههای گذشته در حوزه تئاتر، سینما و گالریهای تجسمی شاهد شکلگیری تدریجی فعالیتها بودهایم، این روند هم برای روحیه مردم و هم برای تقویت تابآوری اجتماعی اهمیت زیادی دارد.
او اضافه میکند: قطعاً در حوزه موسیقی این اراده وجود دارد که کمک شود تا فعالیتها از سر گرفته شود. از فعالان موسیقی خواستهایم وارد عمل شوند و کار را آغاز کنند. حال اگر در مسیر با مشکلی مواجه شدند، ما در دفتر موسیقی میتوانیم بهصورت مصداقی ورود کنیم، مذاکره کنیم و راهحل پیدا کنیم. هدف این است که هم افزایش قیمت بلیت به حدی نباشد که برای مردم غیرقابل پرداخت و شوکآور شود، و هم فعالیتها متوقف نشود و بتواند ادامه پیدا کند.
دولت تلاشش را میکند!
در ادامه این گفتوگو، این مسئله با رضایی مطرح شد که شرایط کنونی، وضعیتی بدتر از پاندمی کرونا برای هنرمندان موسیقی ایجاد کرده است؛ چراکه در آن زمان حداقل هنرمندان امکان برگزاری کلاس آنلاین را داشتند با این حال بسیاری از آنها حتی مجبور به فروش ساز خود شدند. حال در این شرایط چه کمکی قرار است به هنرمندان موسیقی صورت بگیرد؟ که او پاسخ میدهد: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در همه ابعاد در حال تلاش است تا حداکثر آنچه در دولت امکان حمایت دارد، محقق شود. به هر حال، آنچه در واحدهای ما وجود دارد، صرفاً منتظر درخواست نمیماند، بلکه ما به عنوان یک حوزه کارشناسی و تخصصی، بهصورت مستمر گزارشهایی را تهیه میکنیم. این روند تقریباً به شکل روزمره در فعالیت ما وجود دارد؛ یعنی روزانه به اشکال مختلف گزارشهایی تهیه میکنیم، سنجشهایی انجام میدهیم و آنها را منعکس میکنیم.
رضایی ادامه میدهد: در این مسیر، هم وزارت ارشاد و هم آقای دکتر صالحی، وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی، و به تبع آن معاونان ایشان، بهویژه شخص دکتر شفیعی، با تمام توان در حال تلاش هستند. من میدانم که هر روز تلاش میکنند تا آنچه واقعاً در توان دولت و مقدورات آن است، برای کمک به هنرمندان محقق شود. این موضوع، محدود و کوچک نیست، بلکه مسئلهای بسیار گسترده در حوزه فرهنگ است و فقط به موسیقی برنمیگردد.
مدیرکل دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اظهار میکند: تمام دستاندرکاران هنر، چه در حوزه موسیقی، چه هنرهای تجسمی، نمایش، سینما و حتی ادبیات و شعر به نوعی تحت تأثیر شرایط و مشکلاتی قرار گرفتهاند که متأسفانه در پی اتفاقات اخیر برای کشور، مردم و نظام ایجاد شده است. در نتیجه، جامعه هنری نیز از این شرایط متأثر شده و همه در حال تلاش هستن تا مشکلات کمتر شود. امیدوارم در سطح کلان، گشایشی برای دولت ایجاد شود تا بتواند از جامعه هنری حمایت کند و پشتیبانی لازم را به عمل آورد، تا بتوانیم از این پیچ تاریخی عبور کنیم.
باید از سوددهی در این شرایط گذر کرد
او با بیان اینکه مهمترین مسئله در این شرایط، تلاش و فعالیت هنرمندان و فعالان موسیقی است، میگوید: در این شرایط، شرکتها باید تا حدی انتظارات خود را در زمینه سود کاهش دهند، حتی لازم است سود به حداقل ممکن برسانند. همچنین سایر دستاندرکاران از جمله سالنداران و مجموعههایی که خدمات فنی مانند صدا، نور و نمایشگرهای تصویری ارائه میدهند نیز باید همکاری بیشتری داشته باشند تا بهتدریج شرایطی فراهم شود که مردم، با وجود فشارهای اقتصادی، بتوانند از برنامههای هنری استفاده کنند. ما در شرایطی قرار داریم که بیش از هر زمان دیگری نیازمند همکاری و همبستگی هستیم. همانطور که مردم در عرصههای مختلف حضور دارند و همراهی خود را نشان میدهند، ما نیز باید در کنار یکدیگر باشیم، به هم کمک کنیم و دست یکدیگر را بگیریم.
مدیرکل دفتر موسیقی با بیان اینکه هنرمندان ما همه پای کار هستند، اظهار میکند: در همین ایام ۴۰ روزه جنگ و حتی پس از آن هم، تولیدات موسیقی شکل گرفته و ادامه داشته است. شاید بهدلیل قطعی اینترنت، نشر و انتشار این آثار آن فراگیری گذشته را نداشته، اما نکته مهم این است که روند تولید متوقف نشده است.
رضایی ادامه میدهد: انتشار آثار موسیقی، فقط محدود به آثاری نبوده که برای مناسبتهای مشخصی مانند جنگ تحمیلی یا ماه رمضان تولید شدهاند، بلکه در حوزه تولیدات روتین موسیقی هم آثار زیادی در این ایام منتشر شده است. از این جهت که این آثار همگی با مجوز دفتر موسیقی منتشر شدهاند. این امر نشان میدهد این ظرفیت و زمینه برای حضور هنرمندان در صحنه همچنان وجود دارد.
در ادامه این اظهارات مدیرکل دفتر موسیقی، با یکی از تهیه کنندگان موسیقی هم گفتوگو کردیم تا نظرات این گروه را درباره برگزاری کنسرت در شرایط کنونی جویا شود.

محمدحسین توتونچیان، تهیهکننده موسیقی و مدیرعامل موسسه فرهنگی هنری ققنوس در گفتوگو با ایسنا درباره برگزاری کنسرت در شرایط کنونی میگوید: در حال حاضر تمام اقشار جامعه پیگیر کسبوکار اقتصادی خود هستند، بهگونهایکه هیچ مغازهای بسته نیست و هیچ فروشگاهی عملاً تعطیل نشده است. اما از نظر وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم، شاهد تعدیل نیرو در مقیاسی قابل توجه در بخشهای مختلف اقتصادی و کسبوکارها هستیم.
یک پیشبینی درباره کنسرتها
او ادامه میدهد: این تعدیل نیرو، بهویژه پس از افزایش ۴۵ درصدی حقوق که از سوی وزارت کار برای دستمزدها تعیین شد، شدت بیشتری گرفته است. با توجه به شرایط اقتصادی فعلی که مردم با آن درگیر هستند، این وضعیت باعث شده است سبد خانوارها بیشتر به سمت کالاهای اساسی و نیازهای روزمره سوق پیدا کند و نه فعالیتهای غیرضروری مانند برخی برنامههای فرهنگی. بر همین اساس، پیشبینی ما درباره برگزاری کنسرتها این است که به دلیل شرایط اقتصادی مردم، با استقبال کمتری مواجه شوند. در غیر این صورت، هیچکس تمایلی ندارد که کسبوکار خود را تعطیل کند یا از درآمد و ارتزاق محروم بماند.
این تهیهکننده موسیقی با تاکید بر اینکه فعالان حوزه موسیقی کار دیگری بلد نیستند، شغل آنها همین است و با آن فعالیت اقتصادی میکنند، اظهار میکند: مسیر کسبوکار ما در همین حوزه تعریف شده است. بنابراین طبیعی است که از برگزاری موفق کنسرتها استقبال کنیم و حتی مشتاق آن باشیم. اما با توجه به هزینههای سنگین و بعضاً سرسامآور برگزاری کنسرت، باید گفت که حتی پیش از این شرایط هم وضعیت بهطور کامل مطلوب و روبهراه نبود. در گذشته نیز فقط برخی از خوانندهها در برخی کنسرتها با استقبال و اتفاقات خوب مواجه میشدند و این موضوع شامل همه نمیشد.
انتظار فروش بلیتهای کنسرت را نداریم!
او با اشاره به اینکه با توجه به شرایط اقتصادی موجود، استقبالها از کنسرتها خوب نخواهد بود، بیان میکند: ما تهیهکنندگان موسیقی بهطور دقیق از میزان هزینههای برگزاری کنسرت آگاه هستیم و میدانیم چه میزان هزینه ثابت برای برگزاری هر برنامه خواهیم داشت، اما در مقابل، اطمینانی نسبت به میزان فروش و استقبال وجود ندارد. با در نظر گرفتن همه این عوامل و با توجه به اینکه ما در جریان کلیت فعالیتهای اقتصادی کشور و وضعیت روزمره مردم هستیم، همچنین میدانیم کسبوکارها تا چه اندازه ضعیف شدهاند، فروشها کاهش پیدا کرده، کارخانهها تعدیل نیرو داشتهاند و حتی برخی کمپانیها فعالیت خود را متوقف کردهاند، میتوان گفت که اولویت زندگی مردم به ضروریترین نیازها محدود شده است. برآیند این شرایط اقتصادی بهگونهای است که بهطور قطع نمیتوان انتظار فروش و استقبال مطلوب از کنسرتها داشت. بنابراین مجبوریم تا بهتر شدن اوضاع اقتصادی صبوری کنیم.
سالنها هم از سود خود گذر کنند!
در ادامۀ این گفتوگو با توتونچیان مطرح شد که در وزارت ارشاد از هنرمندان و تهیهکنندگان موسیقی خواسته میشود که انتظار سود بالا در جریان برگزاری کنسرت نداشته باشند، که او در واکنش میگوید: اینکه چنین صحبتی مطرح شود، منطقی و قابل درک است. طبیعتاً من هم انتظار ندارم درآمدی که در گذشته داشتهایم، در حال حاضر تکرار شود، حتی اگر عددی کمتر از قبل باشد، باز هم از هیچ بهتر است. اما اگر صرفاً به درآمد و سود فکر کنیم، اساساً برگزاری کنسرت زیر سؤال میرود. در واقع، اگر قرار باشد فقط از زاویه سوددهی نگاه کنیم، ممکن است اصل این فعالیت شکل نگیرد. حال اگر وزارت ارشاد بتواند کنترلهایی بر هزینه اجاره سالنها اعمال کند، بهتر است. هرچند بعید میدانم وزارت ارشاد چنین قدرتی داشته باشد که بتواند بر سالنهای دولتی تهران نفوذ کند و از آنها بخواهد فقط هزینههای جاری خود را دریافت کنند.
برگزاری کنسرت به چه قیمتی؟
او با طرح این پرسش که «همانطور که از ما انتظار میرود سود نکنیم یا درآمد کمتری داشته باشیم، آیا از سالنها هم چنین انتظاری وجود دارد که صرفاً به تأمین هزینههای جاریشان بسنده کنند و به سودآوری فکر نکنند؟» ادامه میدهد: در شرایطی که یک سالن برای یک روز اجرای برنامه ارقامی در حدود ۷۰۰ میلیون، ۹۰۰ میلیون یا حتی یک میلیارد و صد میلیون تومان دریافت میکند، تنها در شرایطی میتواند به ایجاد تعادل کمک کند که از بخشی از هزینههای خود گذر کند. من شخصاً به عنوان تهیهکننده موسیقی مشکلی ندارم اگر درآمد به یکدهم کاهش پیدا کند، حداقل میتوانم هزینههای جاری کمپانی را تأمین کنم و هنرمند هم خوشحال خواهد بود که درآمدی حتی اندک کسب میکند.
این تهیهکننده موسیقی اظهار میکند: برگزاری کنسرت در این شرایط به چه قیمتی؟ اینکه ما کار کنیم، تلاش کنیم و زحمت بکشیم، اما بخش عمده درآمد به سالن برسد و سهم ما ناچیز باشد، منطقی نیست. اگر سالنها واقعاً همکاری کنند، میتوان به شکلگیری یک رابطه اقتصادی متعادل امیدوار بود. اما واقعیت این است که نه وزارت ارشاد و نه مدیرکل دفتر موسیقی، ابزار و قدرت لازم برای اعمال چنین تغییراتی را ندارند و این مسائل بیشتر در حد شعار باقی میماند.
توتونچیان با اشاره به تجربیات پاندمی کرونا در برگزاری کنسرت اضافه میکند: از طرف دیگر، تجربه قبلی نشان داده که اگر هم تغییری ایجاد شود، معمولاً در حد کاهش حدود ۲۰ درصدی از بخشی از هزینههاست؛ اقدامی که در عمل بیشتر جنبه تبلیغاتی دارد تا اینکه تأثیر واقعی و صرفه اقتصادی قابل توجهی برای ما ایجاد کند.
او در همین راستا به یک تجربه قدیمی اشاره کرده و توضیح میدهد: چند سال پیش با روزنامه همشهری، مصاحبهای درباره اجارههای بالای سالنها و نبود حمایت از کنسرتهای سنتی داشتم. به خاطر دارم که فردای آن مصاحبه، مدیر روابط عمومی همان مجموعه با من تماس گرفت و گفتند که «ما برای کنسرتهای سنتی ۲۰ درصد تخفیف در نظر گرفتهایم». بعد هم این موضوع رسانهای شد و تقریباً همه روزنامهها نوشتند که چنین اتفاقی افتاده است. اما در عمل چه شد؟ بعدا گفتند تنها بابت یک آیتم مشخص میتوانند ۲۰ درصد تخفیف دهند. در مقابل، هزینهای را که پیشتر رایگان بود، مشمول دریافت هزینه کردند. در نهایت نهتنها تخفیف واقعیای اتفاق نیفتاد، بلکه عدد نهایی بهگونهای شد که حتی من بدهکار هم شدم؛ یعنی اگر اصلاً چیزی نمیگفتم، مبلغی که به آن سالن پرداخت میکردم کمتر از این حالتی بود که بهاصطلاح تخفیف داده بودند.
طرح یک تناقض
در ادامه این پرسش با توتونچیان مطرح شد که این فرض که هزینههای برگزاری کنسرت ۴۰ درصد افزایش داشته، درست است؟ که او با اشاره به دستور وزارت کار برای افزایش ۴۵ درصدی حقوق، به ایسنا میگوید: این امر به این معناست که من به عنوان برگزارکننده کنسرت، باید ۴۵ درصد دستمزد نیروهایم را نسبت به سال گذشته افزایش دهم. این دیگر نظر شخصی نیست، یک الزام قانونی است. حالا سؤال اینجاست؛ آیا منطقی است که هزینههای من حداقل ۴۵ درصد و در مواردی حتی تا ۱۰۰ درصد افزایش پیدا کند، اما درآمدم ثابت بماند و با این شرایط اقتصادی، میزان فروش هم تغییری نکند؟
او ادامه میدهد: این همان تناقضی است که در برخی نگاههای مدیریتی فرهنگی دیده میشود؛ منطقی که اگر خودشان هم صادقانه به آن فکر کنند، شاید به آن بخندند. گاهی به نظر میرسد برخی از این اظهارنظرها بیشتر برای پر کردن فضای رسانهای و پاسخ به مطالبات رسانهها مطرح میشود، در حالی که خود گویندگان هم میدانند در عمل شدنی نیست. وقتی حتی در بخش دولتی، برای پرداخت دستمزد ارکستر سمفونیک که بودجه دولتی دارد، با چالش مواجه هستند، طبیعی است که در بخش خصوصی، آن هم با اتکا به فروش بلیت، تأمین این هزینهها بهمراتب دشوارتر و پیچیدهتر باشد.
پیشنهاد برگزاری کنسرت با این اجاره سالن کنسرت و بیلبورد، خندهدار است
این تهیهکننده موسیقی درباره افزایش هزینه اجاره سالنها نیز میگوید: در حداقل حالت، میتوان تصور کرد که سالنها هزینههای جاری خود را متناسب با همان درصدی که وزارت کار برای افزایش دستمزد کارگران و کارمندان اعلام کرده؛ یعنی ۴۵ درصد افزایش دهند. به این معنا که سالنی که پیشتر برای یک شب حدود یک میلیارد تومان اجاره دریافت میکرد، حالا به حدود یک میلیارد و ۴۵۰ میلیون تومان برسد. از طرف دیگر، هزینه تبلیغات هم مسئله مهمی است. ما برای برگزاری کنسرت، معمولاً یک ماه بیلبورد اجاره نمیکنیم، چون از نظر اقتصادی اصلاً بهصرفه نیست، بلکه معمولاً یک بازه حدوداً یکهفتهای را در نظر میگیریم. اگر هزینه یک ماه بیلبورد را به ۳۰ روز تقسیم کنیم و در ۷ روز ضرب کنیم، عدد قابل توجهی به دست میآید. حالا در نظر بگیرید که ما یک بیلبورد هم نمیگیریم، بلکه حداقل پنج بیلبورد برای یک هفته رزرو میکنیم. با در نظر گرفتن همین اعداد و هزینههای امسال، پیشنهاد برگزاری کنسرت در چنین شرایطی خندهدار است.
او همچنین درباره اجاره سالنها در سال گذشته توضیح میدهد: تا جایی که به خاطر دارم، سال گذشته هزینه اجاره سالن نمایشگاه بینالمللی بیش از ۵۰۰ میلیون تومان، برج میلاد حدود ۷۰۰ میلیون تومان و اسپیناس هم حدود ۹۳۰ میلیون تومان بود. اما موضوع فقط به اجاره سالن و بیلبورد ختم نمیشود. ما هزینههای متعددی داریم، از خواننده و نوازنده گرفته تا پذیرایی، خدمات انتظامی، سکیوریتی، تبلیغات در فضای مجازی، پیامک، و پرسنلی که برای اجرای این فعالیتها به کار گرفته میشوند. علاوه بر اینها، پرداختهایی هم به خوانندهها انجام شده است.
با دلار ۵۰ هزار تومانی قرارداد بستیم با دلار ۱۸۰ هزار تومانی باید هزینهها را بدهیم!
توتونچیان ادامه میدهد: واقعیت این است که شرکتها با زیانهای چند میلیاردی مواجه شدهاند؛ یعنی حتی اگر امروز کنسرت برگزار کنیم و بلیتها کاملاً فروش برود، باز هم ممکن است حتی نیمی از اصل سرمایه ما برنگردد؛ چراکه قراردادها با دلار ۵۰ هزار تومانی بسته شده، اما اکنون با دلار حدود ۱۸۰ هزار تومانی باید هزینهها را جبران کنیم.
۲۴۲۲۴۳




نظر شما