خبرآنلاین- زهره نوروزپور: در حالی که بریتانیا سرگرم انتخابات محلی است، ترامپ همچنان به دولت کییر استارمر برای ورود جنگ با ایران و کمک نظامی برای بازگشایی تنگه هرمز با زبان تحقیر و تهدید به خروج از ناتو فشار میآورد.
در این میان از ۹ اسفند ۱۴۰۴ یعنی آغاز جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، انگلیس با سیاست کج دار مریز در این جنگ نقش داشته است گاهی به نعل زده و گاهی به میخ. استارمر در عین اینکه اظهارات و ادعاهای ناقص خود را علیه ایران تکرار میکرد به طرف امریکایی می گفت این جنگ ما نیست و ما به آن ورود نخواهیم کرد و از طرفی دیگر پایگاههای خود را برای پرواز بی ۵۲ در اختیار آمریکا قرار میداد.
اظهارات متناقض دولت بریتانیا درباره ایران تا حدی مربوط می شود به مسائل و مصائب سیاست داخلی این کشور. او حالا برای زنده نگه داشتن حزب کارگر در حال دست و پنجه نرم کردن با سیاستمداران و منتقدان داخلی و افکار عمومی این کشور که از وضعیت اقتصاد و بهداشت به ستوه آمدهاند سرگرم است.
در همین باره مجید تفرشی، تحلیلگر مسائل اروپا به خبرآنلاین گفت که وضعیت سیاسی و اقتصادی بریتانیا بسیار وخیم تر از آن چیزی است که رسانه ها به آن پرداخته اند حتی ممکن است در این انتخابات حزب مهم کارگر در یک شکست تاریخی به رده سوم سقوط کند و این یعنی مرگ این حزب که یک اتفاق تاریخی و نادر است که بخشی از ان به رسوایی های پیتر مندلسون، سفیر پیشین بریتانیا در آمریکا و سیاستمدار بانفوذ حزب کارگر مربوط میشود.
تفرشی به خبرآنلاین گفت: اگر این وضعیت در بریتانیا جریان نداشت و این کشور در حالت نرمال سیاسی و اقتصادی متعادل بود، دولت بریتانیا تمام قد در جنگ علیه ایران از ترامپ حمایت میکرد اما الان نه میخواهد نه میتواند که اقدامی علیه ایران انجام دهد. اقدامات دولت بریتانیا تا به امروز پنهانی بوده و به قول آمریکاییها از در عقب وارد شده اند.
>>> بخش اول مصاحبه خبرآنلاین با دکتر مجید تفرشی تاریخ نگار و پژوهشگر و کارشناس اروپا و سیاست خارجی روز دوشنبه ۱۴ اردیبهشت ماه منتشر شد که در لینک ذیل قابل رویت است:
فرصت صلح عزتمندانه / تفرشی: باید قبل از آغاز مجدد جنگ وارد مذاکره شویم / علی لاریجانی برگ بسیار مهمی برای دیپلماسی ایران بود
>>> بخش دوم این گفتگوی تفصیلی را در ادامه میخوانیم:
***********************************************************************************************
حزب کارگر ممکن است در اتتخابات سوم شود
*** در بریتانیا چه خبر است؟ اظهارات نخست وزیر انگلیس و وزرای او درباره جنگ علیه ایران بسیار متناقض است. از سویی با کنایه به ترامپ میگویند این جنگ ما نیست (کنایه به صحبت ترامپ درباره جنگ اوکراین که گفت این جنگ ما نیست) از طرف دیگر اخباری منتشر میشود که بی ۵۲ های آمریکا در جنگ علیه ایران از پایگاه های انگلیس پرواز میکند. تحلیل شما از این اظهارات متناقض چیست؟
با توجه به انتخابات محلی امروز نشان می دهد که افکار عمومی نه تنها در میان رقبای دست راستی کارگر بلکه در درون حزب کارگر بسیار شکننده و متزلزل است. پیشبینیها نشان میدهد که حتی در این انتخابات دورهای، حزب حاکم کارگر حزب سوم شودبرای پاسخ به این سوال باید در پشت پرده سیاست داخلی انگلیس را جستجو کرد. حکومت بریتانیا و رهبری کنونی این کشور را باید در نظر بگیریم.
اقای استارمر رهبر حزب کارگر و درواقع رهبر حزب دارای اکثریت پارلمانی و نخست وزیر بریتانیا که این صفات پشت هم ظاهر می شود. او الآن در یک موقعیت حساس و خاص قرار دارد. استارمربا پیروزی چشمگیر حزب کارگر در انتخابات پارلمانی به نخست وزیری بریتانیا رسید و این برای هر دولتی نقطه اتکا بسیار مهم و دست نیافتنی است.
در عین حال شرایطی که بریتانیا در آن قرار دارد، با توجه به انتخابات محلی امروز نشان می دهد که افکار عمومی نه تنها در میان رقبای دست راستی کارگر بلکه در درون حزب کارگر بسیار شکننده و متزلزل است. پیشبینیها نشان میدهد که حتی در این انتخابات دورهای، حزب حاکم کارگر حزب سوم شود. یعنی او در یک شرایط متناقض نما قرار گرفتهاست. به این معنا که حزب کارگر الان اکثریتت پارلمانی را دارا است و ممکن است این اکثریت از دست برود.
استارمر دستنشانده مندلسون بدنام است کسی که مغز متفکر و عقل منفصل حزب کارگر بود
مساله سیاسی دیگر که در بریتانیا زلزله به پا کرد، مربوط به آقای پیتر مندلسون است. مساله بسیار مهمی که در رسانههای ایران کمتر به آن توجه شد. آقای مندلسون یک سیاستمدار بسیار، بسیار بدنام در بریتانیا شد. او شخص بسیار با نفوذی در حزب کارگر بریتانیا است.
مندلسون در روی کار آمدن حزب کارگر در سال ۱۹۹۷ بسیار نقش مهمی داشت. پشت پرده انتخاب تونی بلر و گوردن بروان بود. درواقع یکی از کسانی که مغز متفکر و عقل منفصل حزب کارگر بود. چندین مقام وزارتی داشت و دوبار هم با رسوایی کنار گذاشته شد ولی همچنان و بسیار با نفوذ باقی ماند. مهمترین اقدام او که به امروز برمیگردد، توطئه هروزه علیه جرمی کوربین رهبر غیرمننتظره کارگر که هم ضد امریکا و اسرائیل و هم طرفدار حقوق بشر و آزادی بیان بود. کوربین مخالف شدید تونی بلر بود.
به گفته خود آقای مندلسون او هروز برای سرنگونی این شخصیت سیاسی، به طور مستقل تلاش کرد و اخر هم موفق شد بر جرمی کوربین غلبه کند و سیاستمدار دست نشانده خودش یعنی آقای کییر استارمر را در جایگاه نخست وزیری و رهبری حزب بنشاند.
مژدگانی استارمر به مندلسون سبب شد صلاحیت و اعتبار او برای حزب کارگر زیرسوال برود
خب تا اینجا پشت پرده وضعیت سیاسی بریتانیا نشان میدهد که شخصی وزیر شده، دوبار به دلایل اخلاقی، سیاسی و اقتصادی برکنار شده، ولی از اینجا به بعد ماجرا دراماتیک می شود؛ اقای مندلسون که مشهور به همجنسگرایی است به کرات نام او صدها بار در پرونده جفری اپستین (مجرم جنسی در آمریکا) آمده است.
بریتانیا الان در میان کشورهای توسعه یافته قدرتهای بزرگ اقتصادی بدترین وضعیت را داردتصاویری از او و سفرهایش، درباره ارتباطات مالی، پول گرفتن از باند اپستین، رسواییهای جنسی و .... خب انتشار این اسناد علیه او چه مشکلی ایجاد می کند؟
مشکل این است که نخست وزیر بریتانیا بر خلاف توصیه های امنیتی که به او شد برای جبران مافات و مژدگانی به کسی که او را به قدرت رسانده است، اقای مندلسون را سفیر بریتانیا در امریکا معرفی میکند. که حالا میبینیم در پس مدت کوتاهی با رسوایی سنگین مجبور به برکناری شد. این مساله سبب شده است که صلاحیت و اعتبار استارمر زیر سوال برود.

بریتانیا حتما اگر در شرایط مطمئن و متعادل سیاسی و اقتصادی بهتری بود، تمام قد با ترامپ همکاری می کرد
این وجه سیاسی مساله بود و وجه اقتصادی آن این است که بریتانیا الان در میان کشورهای توسعه یافته قدرتهای بزرگ اقتصادی بدترین وضعیت را دارد.
نزدیک به ۲۰ سال است که بریتانیا قرض میکند که قرضهایش را بدهد. شرایط اقتصادی و بهداشتی در مقیاس خودش البته در مقایسه با کشورهای توسعه یافته، در وضعیتی وخیم قرار دارد و بدتر از آن دورنمای بهبودی هم وجود ندارد.
وضعیت در حزب کارگر و رهبری استارمر، شکننده است. بریتانیا حتما اگر در شرایط مطمئن و متعادل سیاسی و اقتصادی بهتری بود، تمام قد با ترامپ همکاری می کرد. ولی با توجه به این شرایط، اساسا نه می خواهد نه می تواند در این جنگ با آمریکا همکاری کند.
به قول آمریکاییها استارمر مجبور است از «دَر عقبی» وارد شود
وجه دیگر این است که بریتانیا پایگاههایی در خاورمیانه دارد که ترامپ و اسرائیل به ان احتیاج داشته و دارند. ضمن اینکه بریتانیا مدعی است که بزرگترین متحد امریکا در جهان است. که این تناقض رفتاری که از یک سو در جنگ شرکت نمیکنم ولی همچنان می خواهم زیر دستتان باشم سبب شده است که یک خروجی متناقض از راهبرد بریتانیا درباره این مساله پیش بیاید.امیدوارم شرایطی پیش بیاید که بریتانیا هم استقلال خودش را از آمریکا اعلام کند و همین طور روزی برسد که آمریکا استقلال خودش را از اسرائیل اعلام کند.
یعنی از یک طرف بریتانیا از ترس مردم و افکار عمومی به دلیل مصائب سیاسی، اقتصادی نمیخواهد اعلام کند که وارد جنگ با ایران شود. از طرفی دیگر چارهای هم ندارد که کمک کند! بنابراین مجبور است به قول آمریکاییها از «دَر پشتی» (پنهانی) و زیرپوستی وارد شود و تا آنجا که رسانهای و علنی نمیشود به آمریکا در این جنگ کمک کند.
از طرفی دیگر بریتانیا این مشکل را فقط با آمریکا ندارد. انها تعهدی دراز مدت با عرب ها دارند. واقعیت این است که کشورهای عربی در بریتانیا به لحاظ اقتصادی نفوذ بسیاری دارند. نفوذ آنها تاثیر گذار و سرنوشت ساز است و برعکس در تمامی این کشورهای عربی تمامی سازمانهای امنیتی، نظامی و اقتصادی برتیانیا در بخش دولتی و خصوصی نفوذ دارند به خصوص در شش کشور عربی حاشیه خلیج فارس.
بنابراین از یک طرف بریتانیا نمیتواند مستقیم با امریکا کار کند از طرفی از طریق ائتلاف با کشورهای اروپایی به خصوص المان و فرانسه به عنوان حمایت از متحدان راهبردی خودشان برای بازگشایی تنگه هرمز وارد عمل شدهاند. خب این کمک به رفع انسداد هم کمک به کشورهای عربی خلیج فارس است و هم به متحدان اروپایی و هم مستقیما به اقتصاد، سرمایه گذاری و تجارت در خود بریتانیا است.
امیدوارم روزی بریتانیا هم استقلال خودش را از آمریکا اعلام کند
با همه این تفاسیر و معادلات پشت پرده در بریتانیا من امیدوارم همانطور که چارلز سوم پادشاه بریتانیا در سفر به آمریکا، دویست و پنجاهمین سال استقلال امریکا از بریتانیا را تبریک گفت، امیدوارم شرایطی پیش بیاید که بریتانیا هم استقلال خودش را از آمریکا اعلام کند و همین طور روزی برسد که آمریکا استقلال خودش را از اسرائیل اعلام کند.

سود و نفع سفر پادشاه انگلیس بیشتر به نفع امریکا بود تا بریتانیا
***اشاره کردید به سفر پادشاه چارلز سوم به آمریکا، من در شبکه ایکس در تحلیل برخی ناظران میدیدم که نوشته بودند این سفر مرتبط با جنگ آمریکا علیه ایران است. این تحلیل چقدر درست است؟
واقعیت این است که این سفر به دلیل اهمیت زمانیش که یکی دو ماه دیرتر هم انجام شد. چهارم جولای ۲۰۲۶ دویست و پنجاهمین سال استقلال آمریکا از بریتانیا است. هرکسی که غیر از چارلز هم پادشاه بود منظورم ملکه الیزابت است این سفر منطقا باید صورت می گرفت مگر اینکه روابط خصمانه شود.
به هرحال آنچه که مرسوم و معلوم است خاستگاه سلطنتی بریتانیا تشریفاتی است و در تصمیمات کلان سیاسی و سیاست خارجی اعمال نظری ندارد. بیشتر یک مقام سمبلیک است.
این سفر به طور اتفاقی در زمانی صورت گرفت که روابط بریتانیا و آمریکا در بهترین حالت نیست. ترامپ خودشیفته به طور مداوم طرف مقابل یعنی بریتانیا که متحد تاریخی آمریکا است را تحقیر کرده است. خصوصا در موضوع جزایر فاکلند و مناقشه بریتانیا بر سر مالکیت آن با آرژانتین که گفته است از مالکیت انگلیس بر این جزایر دفاع نمیکنیم. همینطور در موضوعات دیگر اروپا روابط متفاوت بوده است.
این شرایط نشان میدهد که این روابط مثل سابق حسنه نیست خصمانه هم نیست ولی مانند سابق هم نیست. به هرحال ترامپ اعتنایی به این روابط ویژه تاریخی که با بریتانیا سابقا داشته نمیکند.
بریتانیا وارد جنگ تمام عیار با ایران نخواهد شد. البته غیرممکن نیست ولی بسیار بعید استسفر چارلز هم بی تنش نبود، نطقی که او در کنگره آمریکا داشت، پر از نیش و کنایه، تعابیر و استعاره تاریخی بود. درباره سابقه تاریخی بریتانیا در امریکا،اینها همگی حواشی این سفر بود. اما خود چارلز سوم پادشاه بریتانیا بیش از هرکشی واقف است که این سفر کاملا تشریفاتی است. به نظرم سود و نفع سفر پادشاه انگلیس بیشتر به نفع امریکا بود تا بریتانیا. ولیکن تلاشی بود که اختلافات و این نقار، تفاوت و زاویه دید و عملکرد دو کشور را ترمیم کند، ولی من فکر نمیکنم که تاثیر شگرفی داشته باشد.
بریتانیا وارد جنگ تمام عیار با ایران نخواهد شد
***فرض براینکه مذاکره به سرانجام نرسد و در کنار این، همانطور که در بخش اول مصاحبه اشاره کردید، تنگه هرمز بسته بماند و شرایط حادتر شود و بحران بیش از این شود با توجه به شرایط اقتصادی این کشور که اشاره کردید و همین طور اروپا. بازهم بریتانیا مستقیم وارد نمیشود؟ یا به همین مدلی که الان همکاری میکند ادامه میدهد؟
بریتانیا وارد جنگ تمام عیار با ایران نخواهد شد. البته غیرممکن نیست ولی بسیار بعید است. ولی بهانه و انگیزه تنگه هرمز میتواند تلاشی باشد برای کشاندن بریتانیا و اروپا به جنگ به نفع عرب ها و اقتصاد خودشان که به نوعی به طور غیر مستقیم تامین خواسته آمریکا برای اجماع جهانی علیه ایران را هم فراهم میکند.
بنابراین همانطور که در مصاحبه قبل هم تاکید کردم باید مراقب باشیم که این دستاورد تاریخی ایران در تنگه هرمز، این پاشنه اشیل با نقطه ضعف ایران برعکس نشود و اجماع جهانی علیه ایران را تشکیل ندهد.
شما نمیتوانید با ۵۰ کشور جهان در یک نقطه بجنگید
***و راهبرد ایران؟
راهبرد ایران همان که پیش تر گفتم باید این باشد که بگوییم به اهدافمان درتنگه هرمز رسیدهایم و محاصره را هم شکستیم، حالا بشینیم مذاکره کنیم. شما نمیتوانید با ۵۰ تا کشور جهان در یک نقطه بجنگید. تا همین جا هم ایران خوب عمل کرده و این را در نظر بگیریم که ایران نمی تواند این راهبرد مالیات گرفتن در تنگه هرمز را الی الابد ادامه دهد. حتما باید بر سر آن به توافق برسید.
اینکه ما در آنجا فقط وایسیم و عوارض بگیریم و دنیا هم مجبور است تمکین بکند! به نظر من عملی نیست!
حتی اگر حضور نظامی اروپا در جنگ جدی نباشد ایران باید حتما جدی بگیرد
***موضع کشورهای دیگر را چه طور ارزیابی میکنید؟ فرانسه میگوید یک ناو دفاعی اعزام میکند و آلمان نیز کج دار مریز با انگلیس و فرانسه همراهی میکند. شما گفتید ممکن است پاشنه آشیل به نقطه ضعف ایران بدل شود. ایا یکی از نقاط ضعف این می تواند باشد که ناتو و یا فقط تروئیکای اروپا وارد جنگ با ایران شوند؟
واقعیت این است که ایران باید متوجه باشد که دیگران و عناصر تاثیرگذار دیگری وارد این جنگ نشوند. چون یک بازی دوسر باخت است و حتما ضرر ایران در این موضوع بیشتر است. ایران باید جلوی این مساله را بگیرد حتی اگر ادعای حضور نظامی ان ها جدی نباشد ایران باید آن را جدی بگیرد.

ایران فقط با امریکا طرف نیست/ شاید یه گشایشی در اواخر هفته داشته باشیم
***خب اگر جدی نباشد، این اختلاف نظر در تنگه هرمز و «نه» گفتن اروپا به ترامپ چقدر باعث شکاف میان دو قاره میشود؟
ایران پیشنهاد خودش را ارائه داده است و همین طور امریکا هم پاسخ داده من فکر میکنم امریکایی ها واکنششان مانند قبل نباشد تصورم این است که شاید یه گشایشی در اواخر هفته داشته باشیمتا همین الان هم بین اروپا و امریکا شکاف ایجاد شده است. ارجاع میدهم به واکنش آقای ترامپ درباره خروج امارات از اوپک. او چه در دوره اول ریاست جمهوری چه الان، مخالف همه ائتلافهایی بوده است که آمریکا در آن دست برتر و قدرت اول را در آن ندارد. چه اتحادیه اروپا، چه ناتو چه اوپک چه پیمانهای جهانی سازمان ملل. ترامپ همین الان هم از اروپاییها عصبانی است و به دنبال خروج از ناتو است.
توجه داشته باشید که ایران فقط با امریکا طرف نیست. مساله اسرائیل، عربها و اروپا است که باید در نظر گرفت. اینطور نیست که عناصر دیگر را نادیده بگیرید.
ایران پیشنهاد خودش را ارائه داده است و همین طور امریکا هم پاسخ داده من فکر میکنم امریکایی ها واکنششان مانند قبل نباشد تصورم این است که شاید یه گشایشی در اواخر هفته داشته باشیم. البته هر دو احتمال ممکن است هم جنگ هم مذاکره. نه خوشخیالم نه بدبین.
روحالله موسوی خمینی اسطوره شکستناپذیری خودش را تحت شعاع قرار داد برای اینکه ایران نجات پیدا کند
***حرف اخر؟
من فکر می کنم این مقاومت عزتمند و شرافتمندانه ایران در این دو ماه گذشته قابل تحسین است. یک مقاومت تاریخی و تاریخ ساز است که هیچکس نمیتواند عظمت و شرافت ایران را نادیده بگیرد. ولی باید حواس جمع باشیم که در بزنگاه و موقعیت مناسب باید به جنگ پایان داد. یادمان باشد که ما یک تجربهای در تیرماه ۱۳۶۷ داشتیم، یک شخصیت تاریخی به نام روحالله موسوی خمینی(ره) در شرایطی که شهرت داشت به سرسختی و شکست ناپذیری ، برای دفاع از منافع راهبردی و موجودیت ایران آن قعطنامه را پذیرفت و اسطوره شکستناپذیری خودش را تحت شعاع قرار داد برای اینکه ایران نجات پیدا کند.
امیدوار باشیم که ایران عزتمند از دام فتنههای جهانی نجات پیدا کند. یادمان باشد که ایران قویِ نظامی حتما برای دشمنانش خطر است. ولی ایرانِ قوی اقتصادی در کنار اقتدار نظامی میتواند ایران را در دنیا سربلند کند. صرف نظامی بودن فایدهای ندارد. حتما ایران باید وارد چرخه اقتصاد، تجارت، سرمایه گذاری در دنیا شود تا به طور متعارف و یک بازیگر عادی بتواند آن برتری و اقایی خودش را در دنیا به اثبات برساند این نه با اقتصاد محض و نه با نظامی گری محض به دست میآید بلکه هردو در کنار هم یک ایران قوی میسازد.
۳۱۵/۴۲




نظر شما