مهدی توتونچی؛ در فوتبال موفقیت در هر بازی و در تورنمنتها، پیش از هر چیز از سازمان دفاعی آغاز میشود. شما اول باید گل نخورید تا بعد بفکر گلزنی و برد باشید. تیم ملی ایران طی دو دهه اخیر همواره با داشتن قدرت تهاجمی برتر در قاره، برابر هر حریفی موفق به گلزنی شده اما چون اغلب ساختار دفاعی منظم، فشردگی خطوط و نظم دفاعی تیمی نداشته، حتی در دوران کی روش هم نتوانست تاج آقایی در آسیا را بر سر بگذارد.
امیر قلعه نویی هم در این ۴ سال نتوانست مشکل را حل کند، حتی با حفظ اسکلت تیم کی روش و می بینیم در آستانه جام جهانی، کماکان مهمترین پرسش درباره تیم ملی در کیفیت و پایداری خط دفاعی است. ما به لحاظ فردی و تاکتیکی، توانایی گشودن دروازه هر حریفی را در جام جهانی داریم اما برای برد و صعود، باید بتوانیم از این اندوخته با دفاع تیمی، حفاظت کنیم.
فوتبال مدرن -مخصوصاً در سطح جام جهانی- بر «سرعت تصمیمگیری» و «سرعت جابهجایی» استوار است. این یعنی دیگر مسئله اصلی دفاع -برای هر تیم- صرفاً تجربه یا کیفیت فردی نیست؛ توانایی اجرای دفاع در فضای بزرگ و مقابله با ترنزیشنهای سریع حریفان است.
در مسابقات اخیر، تیم ملی در زمان از دست دادن توپ بارها دچار مشکل شده است؛ بهخصوص زمانی که فولبکها در فاز حمله جلو میروند و فاصله میان مدافعان مرکزی افزایش پیدا میکند. در چنین شرایطی، ایران هنگام بازگشت به آرایش دفاعی، خصوصاً مقابل تیمهایی که وینگرهای سرعتی دارند، آسیبپذیر نشان داده است.
مشکل اصلی زمانی است که خط دفاع مجبور به جمع توپ ها در «فضای پشت مدافعان» میشود. مدافعان پا به سن گذاشته تیم ملی در دفاع نزدیک به دروازه و بخصوص برابر مهاجمان سرعتی در استاندارد جهانی و زمانی که خط دفاع باید بالاتر بازی کند، با ضعف در استارت و شتاب و کندی در چرخش بدن -که جبر زمانه و گذشت روزگار است- بارها جا مانده و در جام جهانی این موضوع میتواند تبدیل به پاشنه آشیل ما شود.
یکی دیگر از نکات مهم در آنالیز دفاعی تیم ملی، فاصله میان هافبک دفاعی و زوج مدافعان مرکزی است. ایران در برخی بازیها هنگام لو رفتن توپ در نیمه زمین حریف، دچار گسست ساختاری شده است. وقتی هافبک شماره ۶ دیر به عقب برمیگردد یا فولبکها هنوز در فاز حمله هستند، مدافعان میانی مجبور میشوند از منطقه خود خارج شوند و این دقیقاً همان نقطهای است که مهاجمان سطح بالا از آن استفاده میکنند.
علاوه بر ضد حمله، گاه در خود حمله و در جریان بازی -نه مواقع ضربات ایستگاهی- بسیاری مواقع تیمها با استفاده از «Half Space» و پاسهای عمقی از طرف فولبک برای مدافع میانی، دفاع حریف را میشکنند. ایران در هر دو حالت -چه دفاع و چه حمله، با تمایل فراوان مدافعان میانی برای شرکت در حمله و گلزنی- در بسیاری مسابقات اخیر در پوشش این فضاها دچار مشکل بوده است؛ خصوصاً زمانی که توپ را دراختیار نداشته و در پرس خط اول، تیم ناکام میماند.
تیم ملی سالها در دفاع بلوک متوسط و پایین، موفق بوده است. اما در جام جهانی، صرف عقبنشینی نمیتواند تضمینی برای موفقیت باشد. تیمهایی با گردش توپ سریع مدافعان را مجبور به جابهجاییهای مداوم عرضی میکنند همواره به ما ضربه زده اند، چرا که حل این مسئله نیازمند هماهنگی کامل بین فولبک، مدافع میانی و هافبک پوششی آن هم در شرایط بازی و نه تمرین، است.
یکی دیگر از نگرانیهای مهم، واکنش دفاع ایران در برابر تغییر سمت سریع بازی است. وقتی توپ با دو یا سه پاس به سمت مخالف منتقل میشود، تأخیر در شیفت دفاعی فضا را برای ارسال یا نفوذ حریف باز میکند. همه این ها یعنی کادر فنی تیم ملی ناچار است میان «تجربه» و «انرژی» در جام جهانی یکی را انتخاب کند؛ استفاده از مدافعان باتجربه ریسک افت بدنی تحت فشار بازی را بالا میبرد و اعتماد کامل به بازیکنان جوان نیز ممکن است باعث اشتباهات ناشی از کمتجربگی شود.
برای افزایش امنیت دفاعی در کوتاه مدت و فاصله اندک تا جام جهانی، کادر فنی یا باید برای کاهش فاصله عمودی خطوط، از فولبک های محتاطتر برای تقویت ضدپرس بلافاصله پس از از دست دادن توپ استفاده و همزمان دستور نزدیکتر شدن هافبک دفاعی به مدافعان مرکزی را صادر کند یا با استفاده مقطعی از دفاع سهنفره برای پوشش عمق، هماهنگی در پوشش فضای بین فولبک و مدافع میانی را تقویت کند.
در جام جهانی سرنوشت بازیها با کوچکترین اشتباهات تعیین میشود. تیم ملی هم از این قاعده مستثنی نیست، آیا خط دفاع ایران میتواند خود را با ریتم فوتبال مدرن تطبیق دهد یا تجربه این اسکلت، زیر فشار سرعت بازی به کار نمی آید؟
۲۵۸ ۲۵۸




نظر شما