به گزارش خبرآنلاین، «محمد بزی»، تحلیلگر ارشد مسائل خاورمیانه و مدیر مرکز مطالعات خاورنزدیک دانشگاه نیویورک، در یادداشتی تحلیلی در روزنامه گاردین با ارزیابی روند اقدامات و ادعاهای «دونالد ترامپ»، رئیس جمهور جنگافروز ایالات متحده در رابطه با ایران تصریح کرده که واشنگتن نهتنها به هدف خود از این جنگافروزی یعنی تغییر نظام جمهوری اسلامی نرسید، بلکه عملا به ایران «امتیاز استراتژیک» تازهای داده است.
به گزارش ایسنا، محمد بزی در ابتدای این مقاله خاطر نشان میکند: « هفتههاست دونالد ترامپ تلاش میکند راهی برای پایان دادن به جنگی پیدا کند که خودش با ایران آغاز کرد؛ توافقی که به او اجازه دهد پیروزی اعلام کند و از این منازعه عبور کند، پیش از آنکه به اقتصاد جهانی و شانس جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای آمریکا آسیب شدیدتری بزند. اما این استاد خودخوانده معاملهگری به نظر میرسد نمیتواند دست از خراب کردن مذاکرات خودش بردارد یا بپذیرد که ایران اکنون در موقعیتی بهتر از قبل از جنگ برای طلب امتیاز قرار دارد.»
ناتوانی ترامپ در اعلام «پیروزی» در کمپ دیوید
محمد بزی که از خبرنگاران باسابقه پوشش جنگ در افغانستان، عراق و لبنان است و سابقه همکاری با شورای روابط خارجی آمریکا را دارد، در ادامه مطلب مذکور تصریح داشته است: در تعطیلات آخر هفته «روز یادبود»، ترامپ مراسم عروسی پسر بزرگش در باهاما را از دست داد و برنامههای خود برای گذراندن تعطیلات آخر هفته در باشگاه گلفش در نیوجرسی را لغو کرد. این تغییرات لحظه آخری باعث افزایش گمانهزنی شد مبنی بر اینکه ترامپ آماده است توافقی را برای پایان جنگ اعلام کند. ترامپ سپس اعلام کرد که روز چهارشنبه نشست کابینه را در کمپ دیوید، اقامتگاه ریاستجمهوری در مریلند که محل برگزاری نشستها و اعلامیههای مهم دیپلماتیک تاریخی بوده، برگزار خواهد کرد. اما این نشست وقتی مشخص شد ترامپ نتوانسته توافقی را نهایی کرده تا با هیاهوی بسیار در کمپ دیوید اعلام کند، به کاخ سفید منتقل شد.»
بنا به تحلیل محمد بزی، ترامپ که خود در کتاب پرفروش «هنر معامله» مینویسد «بدترین کار در حین برقراری یک معامله، ناامید نشان دادن خود است»، اینروزها در موضع ضعف کامل به سر میبرد. برخلاف ادعای واشنگتن، تهران اهرمهای فشار خود را افزایش داده و بستن تنگه هرمز (که روزانه بیش از یکپنجم نفت جهان از آن عبور میکرد) و حملات تلافیجویانه دقیق به زیرساختهای انرژی در کشورهای عربی، اقتصاد جهانی را مختل کرده است.
تحلیلگر گاردین مینویسد: «ترامپ در پی راه انداختن جنگی که هدف آن تغییر نظام در ایران بود، حالا خود را در مخمصهای قرار داده که عمدتا گزینههای بد پیش رویش است. او حتی بر اساس اصولی که در کتاب معروفش یعنی "هنر معامله" آورده، در مذاکراتش با تهران در وضعیت نامساعدی قرار دارد. ترامپ در این کتاب نوشته است: "بدترین کاری که در یک معامله میتوانید بکنید این است که برای انجام آن ناامید به نظر برسید. این کار باعث میشود طرف مقابل بوی خون حس کند، و بعد شما تمام شدهاید. بهترین کاری که میتوانید بکنید این است که از موضع قدرت معامله کنید، و اهرم (فشار) بزرگترین قدرتی است که میتوانید داشته باشید. اهرم یعنی چیزی را داشته باشید که طرف مقابل میخواهد."
مشکل اصلی ترامپ اکنون این است که ایران اهرم (فشار) بیشتری نسبت به او دارد – و رهبران ایران به خوبی از این برتری آگاه هستند. در ۲۸ فوریه ترامپ جنگ مشترک آمریکایی-اسرائیلی را علیه ایران آغاز کرد که در ساعات اولیه، با ترور رهبر معظم ایران، آیتالله علی خامنهای، و دیگر مقامات عالیرتبه نظامی و سیاسی همراه بود. در ابتدای این جنگ ترامپ در حالی که خاطره یورش نیروهای ویژه آمریکا به ونزوئلا برای ربایش نیکولاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا و منتقل کردن او برای محاکمه به نیویورک را در ذهن داشت فریب چشم انداز یک پیروزی نظامی سریع را خورد.»
این روزنامهنگارآمریکایی-لبنانی در ادامه مطلب مذکور تصریح داشته است:«اما همانطور که بسیاری از تحلیلگران هشدار داده بودند، ایران مانند ونزوئلا نبود و نظام ایران به رغم ترور آیتالله خامنهای و دیگر مقامات ارشد، برای بقای خود شدیدا مبارزه کرد. تهران تهاجم به خود را با حملات موشکی و پهپادی به پایگاههای نظامی آمریکا در سراسر خاورمیانه تلافی کرد و زیرساختهای انرژی همسایگان عرب خود در خلیج فارس را هدف قرار داد. ایران همچنین موثرترین سلاح اقتصادی خود را به کار گرفت: تنگه هرمز را بست؛ تنگهای که بیش از یک پنجم کل عرضه نفت جهان هر روز از آن عبور میکرد. این بسته شدن – همراه با حملات ایران به خطوط لوله و میادین گازی در کویت، عربستان سعودی، قطر و امارات متحده عربی – اقتصاد جهانی را مختل کرد و قیمت نفت را افزایش داد.»
محمد بزی در ادامه مطلب ارزیابی میکند در حالی که ترامپ و متحدش، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، نتوانستند نظام اسلامی را که پس از انقلاب ۱۹۷۹ ایران به قدرت رسید، سرنگون کنند در عوض، آنها در نهایت آن را تقویت کردند چون حالا تهران حالا با استفاده از کنترل جغرافیایی خود بر تنگه هرمز میتواند یک بحران جهانی انرژی و یک رکود جهانی را برانگیزد.
تحقیر واشنگتن با پذیرش شرایط ایران
به گزارش گاردین، هماکنون توافق در حال شکلگیری بر حل مشکلی متمرکز است که قبل از شروع این جنگ توسط ترامپ وجود نداشت: بازگشایی کامل تنگه هرمز به روی کشتیرانی تجاری تا قیمت نفت تثبیت شود. در پیشنویس توافقنامهای که میان متحدان آمریکا دست به دست میشود، واشنگتن متعهد شده است برای تثبیت قیمت نفت و بازگشایی کامل تنگه هرمز، محاصره بنادر ایران را لغو و دسترسی تهران به ۱۲ میلیارد دلار داراییهای بلوکهشده را فراهم کند.
به نوشته محمد بزی ترامپ سال گذشته نیز در زمان تلاشهایش برای برقراری آتشبس میان رژیم صهیونیستی و حماس در غزه برخی از مسائل دشوارتر (از جمله خلع سلاح حماس) را به مذاکرات بعدی حواله کرد که هرگز عملا آغاز نشد.
او تاکید میکند: «بار دیگر، به نظر میرسد ترامپ به دنبال توافقی محدود با ایران است که دشوارترین مسائل را به گفتوگوهای آینده موکول میکند، گفتوگوهایی که میتواند ماهها یا حتی سالها طول بکشد. مسائل حلنشده احتمالاً شامل برنامه و توانمندی هستهای ایران، توسعه موشکهای بالستیک، و حمایت آن از گروههای شبهنظامی منطقهای مانند حماس، حزبالله لبنان و حوثیها (انصارالله) در یمن خواهد بود. در ویدئویی که در ۲۸ فوریه در شبکههای اجتماعی منتشر شد، ترامپ این نگرانیها را به عنوان تهدیدهای قریبالوقوعی که ایران متوجه آمریکا میکند – و دلیل اصلی برای رفتن به جنگ – مطرح کرد. هیچ یک از این مسائل حل نشده است.»
محمد بزی، که خود تجربه تحلیل گروههای مقاومت در جنگ ۳۳ روزه لبنان (۲۰۰۶) را دارد، مینویسد برخلاف ونزوئلا که ترامپ پیشتر با ربودن رئیسجمهور آن تظاهر به پیروزی کرد، ایران بر خلاف پیشبینی تحلیلگران غربی نهتنها فرو نپاشید، بلکه با حفظ ۷۰ درصد از زرادخانه موشکی و ۷۵ درصد از پرتابگرهای متحرک خود، قدرت اول منطقه باقی ماند. یک گزارش محرمانه سیا که به تازگی به کاخ سفید رسیده، اذعان میکند «ایران بسیار مقاومتر از گزارشهای رسمی آمریکاست و میتواند ماهها محاصره دریایی را تاب بیاورد».
در پایان این یادداشت، محمد بزی که استاد روزنامهنگاری در دانشگاه نیویورک است نتیجه تلخ برای کاخ سفید را اینگونه جمعبندی میکند: «ترامپ میتوانست اصلاً جنگی را آغاز نکند که به شکست بینجامید. اما در عوض، ارباب معامله به ایران یک سلاح اقتصادی جدید و اهرم فشاری قدرتمندتر برای گرفتن یک توافق مطلوب هدیه داد.»
310310




نظر شما