محمد رضا محسنی ثانی

 آمار و اخبار حاکی از آن است که بسیاری از زوج‌ها به ویژه زوج‌های جوان در روز‌های پس از انتخابات ریاست جمهوری اقدام به طلاق می‌کنند و از ادامه زندگی با یکدیگر سر باز می‌زنند. این اتفاق گاه در حالی به وقوع می‌پیوندد که بسیاری از این زوج‌ها در حالی که که به یکدیگر علاقمند هستند از هم جدا می‌شوند و ترجیح می‌دهند از مسئولیت زندگی فرار کنند.

بیراه نیست اگر بگوییم که طی چند ماه گذشته در این مهم عوامل بسیاری می‌توانست تأثیر‌گذار باشد. عواملی که می‌تواند احساس امینت و اطمینان را از افراد به ویژه از جوانان بگیرد. به نظر می‌رسد که عدم وجود امنیت و آرامش در چند ماه اخیر در این ماجرا بی‌تأثیر نبوده است. طبیعتاً در این چند ماه آحاد جامعه آن امنیتی را که پیش از این داشتند در این درگیری‌های اخیر نداشتند و دوز اطمینان و آرامش پایین آمده است.

اما نکات بسیاری در این رابطه وجود دارد که اهم آن را عدم توانایی جوانان به اداره زندگی می‌توان عنوان کرد. در حال حاضر بسیاری از جوانان نمی‌توانند که با داشتن شغل مناسب و مسکن مناسب به زندگی ادامه دهند. برای جوانان رفاه اجتماعی وجود ندارد که بتوان آن را برای زندگی آنها متصور شد. بسیاری از جوانان برای داشتن یک زندگی مناسب تردید دارند و می‌ترسند از اینکه به زندگی ادامه دهندو یا آن را تشکیل دهند. آینده برای جوانان این مرزو بوم شفاف نیست و بعید به نظر می‌رسد که بتوان به این زودی‌ها به این وضعیت رنگ و جلوه دیگری بخشید چرا که تحولات اقتصادی هم در این ایام اثری سوء براین ماجرا گذاشته است. طرح هدفمند کردن یارانه‌هایی که خیلی هم هدفمند نبوده است بسیاری از افراد جامعه رابه بن‌بست هدایت خواهد کرد. گرچه این طرح را می‌توان از جمله طرح‌هایی دانست که در راستای بهبود وضعیت اقتصادی پایه‌ریزی شده است اما همه ما می‌دانیم که بسیاری از افراد در این راه آسیب می‌بینند و اگر بخواهیم این موضوع را شفاف‌تر بیان کنیم با این اتفاق بدنه جامعه از بین می‌رود و بیمار می‌شود. در بسیاری از خانواده‌ها تنگنایی به وجود می‌آید که شاید به زعم جامعه‌شناسان این تنگنا خود به جدایی منجر شود. طرحی که سیاست‌گذاران و طراحان و البته موافقان آن با توجه به همه این اطلاعات آن را پایه‌ریزی کردند. با علم آنکه آمار طلاق بیشتر می‌شود، بیکاری آحاد جوانان جامعه را دربرمی‌گیرد و نمی‌توان بسیاری از این معضلات را به راحتی حل کرد اما ناچار این مسیر را باید طی شود.

امید به آینده‌ای بهتر را فعلاً نمی‌توان از جوانانی که نه شغل مناسبی دارند و نه از امکانات رفاهی مناسب برخوردار هستند، انتظار داشت. نمی‌توان تصور کرد که در چنین شرایطی کانون خانواده آن‌طور که باید در کنار هم می‌تواند دوام بیاورد. امید وتردید دو قطب اصلی و محور این ماجرا هستند که البته کفه تردید برای ادامه زندگی نسبت به امید سنگین‌تر است. به نظر می‌رسد که این مسئله اگر در جامعه ادامه پیدا کند به موضوعی ناخوشایند و حل‌نشدنی تبدیل می‌شود که می‌تواند جامعه را بیش از پیش مورد خطر قرار دهد ضمن آنکه مسئولان نیز نباید مسئله جوانان را به راحتی فراموش کنند و باید در سرلوحه فعالیت‌های خود کمک به خانواده‌ها و امید بخشیدن به جوانان را در سرلوحه اقدامات خود قرار دهند. ایران بیشترین آمار جوانان را دارد که به نظر می‌رسد در نظر داشتن و نداشتن این موضوع می‌تواند تبعات مثبت و منفی را در جامعه بگذارد.

 نایب رئیس کمیسیون اجتماعی

کد خبر 25209

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 11 =