شهیندخت را از روزگار دور می شناسیم

به گزارش شبکه ایران زنان جمعی از فارغ التحصیلان دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی دلنوشتی را منتشر کردند به نام بیانیه که در آن از شهیندخت مولاوردی گفته اند. این جمع ضمن گفته هایی از او و زندگی اش در بیانیه ای که منتشر کرده برای شهیندخت مولاوردی آرزوی موفقیت کرده و همراهی همراهان را خواسته. در بخشی از این بیانیه آمده است "انتظار می رود کلیه کسانی که دل در گرو تحقق جامعه مدنی و عاری از خشونت دارند و در حوزه های احقاق حقوق بویژه حقوق زنان فعالیت می نمایند قدرش را بدانند و یاریش رسانند."

به گزارش شبکه ایران زنان متن کامل این بیانیه به قرار زیر است:

بیانیه جمعی از فارغ التحصیلان دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی

«ان الله یأمرکم ان تودو الامانات الی اهلها»
با طلیعه انقلاب اسلامی و مردمی ۵۷، تصورمان این بود که این آیه شریفه مصداق می یابد و از اصلی ترین اصولی است که مورد توجه قرار خواهد گرفت. از ویژگی های جوامع توسعه یافته انتصاب شایستگان بر مصدر امور بوده که اتفاقا این مهم از احکام الهی و سیره انبیاء نیز می باشد و مسلماً به عنوان یکی از شاخص های بارز در ارزیابی عملکرد دولت ها مورد توجه خواهد بود و چنانچه از این زاویه به عملکرد دولت های گذشته نگریسته شود، نمره خوبی از ناحیه ملت عاید شان نخواهد شد و متأسفانه سالیان درازی است که ویروسی به نام روابط در تار و پود این مرز و بوم رخنه کرده و کمتر شاهد بوده ایم که افراد بدون پشتوانه های مالی، گروهی، فامیلی و یا وابستگی به باندهای قدرت بتوانند فرصت ظهور و بروز پیدا نمایند و اگر بگوئیم که از جمله عوامل اقبال جوانان نخبه و مستعد به سمت و سوی دیار غربت این انحراف می باشد، سخنی به گزاف نگفته ایم.

و اما امروز، امروز که با همه این کاستی ها و به بیراهه رفتن ها، باز هم یک ملت دل در گرو وعده های دولتی با شعار تدبیر و امید نهاده و حضور آگاهانه و مدبرانه خویش را پشتوانه رئیس جمهور منتخبش در برآوردن مطالبات خود قرار داده است، بدون شک از میان مطالبات بیشماری که مغفول و مکتوم مانده اند می توان به همین «ان تودو الامانات الی اهلها» اشاره کرد.

اکنون بارقه های امیدی که دکتر روحانی نویدش را داده بود سوسو می زند و به نظر می آید که نهال نو پایش جوانه زده و انتصاب سرکارخانم «شهیندخت مولاودری» به مسند معاونت رئیس جمهور در امور زنان و خانواده یکی از همین بارقه هاست که به راستی یکی از مصادیق «ان تودو الامانات الی اهلها» می باشد.

« شهیندخت» را از روزگار دور می شناسیم، او در خانواده ای متوسط و در دیار آذری های عزیز رشد و نمو نموده است و همچون بسیاری از نوجوانان زمانه خود، نیل به آرزوهای خود را در آرمان های انقلاب ۵۷ می یابد و همراه با این رود خروشان در عرصه انقلاب به پیش می رود. با ورود به دانشگاه «دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی» او را جوانی آرمان گرا، پرشور، عدالت طلب، معتقد ، عامل به شعائر دینی و فعال در عرصه های فرهنگی و اجتماعی و در عین حال جویای علم و کمال و معرفت دیدیم.

آن روزها در هر جایی که نشان از معرفت و عشق داشت حضورش مشهود بود. اعتقادش به تعالیم مترقی اسلام، پای او را به انجمن اسلامی باز نمود و روحیه علمی و پژوهشگرش به جهاد دانشگاهی، وطن پرستی و وطن دوستیش او را وا می داشت که در پشت جبهه جنگ با حضور در مساجد همراه با مادران و خوهران رزمندگان مشق همیاری بیاموزد و اگر نمی تواند در میدان نبرد دفاع از خاک و کیان خود، حضوری فیزیکی داشته باشد در پشت جبهه توش و توان فراهم نماید و یادمان نرفته که چه شب هایی را تا به صبح در خوابگاه دانشجویی به امر جمع آوری کمک به جبهه ها تا سپیدی صبح می پرداخت و دوستان هم خوابگاهیش را تشویق به این امر می کرد. از یاد نبرده ایم شب زنده داری های شب های قدر در مسجد دانشگاه را که چگونه تا دل صبح به تلاوت دعای جوشن کبیر می پرداخت و زمانی که کم طاقتانی همچون ما که از میانه می بریدیم و غبار خواب بر چشم هایمان می نشست او عاشقانه ارتزاق معنویت می کرد.

«شهیندخت» در راستای همین روحیه ای که خاص آن دوران بود و با تأسی از زندگی علی (ع) و فاطمه زهرا (س) دست به انتخاب شریک زندگی خود می زند، با همان معیارهای انسانی، علمی، فرهنگی و تنها چیزی که در این انتخاب نقش ندارد مال و منال است و نام و نشان. او اینگونه زندگی عاشقانه و محقرانه خود را آغاز می نماید و این زوج علیرغم تلاش خستگی ناپذیر و شبانه روزی در عرصه های علمی و پژوهشی و اجتماعی و کسب مدارج عالی علمی، سهم کمتری از اوقات عمر شریفشان را به جمع آوری مال و منال اختصاص داده و همواره با مناعت طبع و با قناعت امرار معاش نموده اند.

ثمره زندگیشان دخترانی است که همچون والدینشان جز کسب علم و هنر و معرفت مقصدی نداشته و حق جویی و عدالت طلبی در وجودشان سیلان دارد. دخترانی نجیب و با کمال و بی قیل و قال که کسب این مقام از سوی مادر موجب شادمانیشان نمی شود و تنها چیزی که مانع مخالفت جدی آنها در پذیرفتن این مسئولیت از سوی مادر است (مادری که نظر خانواده برایش مهم است و نقشی تعیین کننده در تصمیمش دارد) این است که شاید مادر بتواند در گوشه و کنار این سرزمین، غبار از چهره مظلومی برباید، حقی را احیاء کند، معنویت و اخلاقی را بگستراند و یا نقشی مؤثر در توسعه جامعه مدنی داشته باشد.

نهایت آنکه «شهیندخت مولاوردی» از معدود افراد و نمونه بارزی از زنان فرهیخته این مرز و بوم می باشد که همواره بدون هیچ گونه ادعایی در عرصه های مختلف فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و بخصوص در عرصه احقاق حقوق زنان که حوزه تخصصی وی نیز می باشد، فعالیت گسترده داشته و بی شک بر اساس شایستگی ها و لیاقت های فردی خویش سکاندار این کشتی شده است؛ لذا انتظار می رود کلیه کسانی که دل در گرو تحقق جامعه مدنی و عاری از خشونت دارند و در حوزه های احقاق حقوق بویژه حقوق زنان فعالیت می نمایند قدرش را بدانند و یاریش رسانند.

دعای هم کلاسیهای دانشگاهیت بدرقه راهت باد.

دست در دست هم دهیم به مهر/ میهن خویش را کنیم آباد

جمعی از فارغ التحصیلان دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی

راه تماس: info@iranzanan.com

مطالب مرتبط را در شبکه ایران زنان بخوانید

کد خبر 317976

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 5 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 4
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بانوی ایرانی A1 ۱۱:۳۶ - ۱۳۹۲/۰۷/۲۵
    11 5
    امیدواریم در برداشتن باری از روی دوش زنان موفق باشند
  • جمال GB ۱۲:۰۷ - ۱۳۹۲/۰۷/۲۵
    8 5
    خدا می داند بانوان ازاده ای مثل ایشون کی به مجلس راه پیدا خواهند کرد.این خانمها ی حاضر در مجلس خیلی کار کردند دیگه بسه شونه
  • أمير A1 ۱۹:۲۸ - ۱۳۹۲/۰۷/۲۵
    6 3
    باعث تاسف
  • بی نام IR ۱۱:۵۵ - ۱۳۹۲/۰۷/۲۶
    1 4
    ایشان اگر کارسردفتری را ه به درستی انجام میدادند به طورحتم موفق تر می بودند