به گزارش ایران، مرد 35 سالهای به نام «امیر» به دادسرای ناحیه 2 تهران ـ سعادت آباد ـ مراجعه و از همسرش به اتهام فریب در ازدواج شکایت کرد. وی در شکایتش به بازپرس شعبه هشتم گفت: «تکنسین پروتزهای دندان هستم که چند ماه قبل با دختر جوانی که در یک کلینیک دندانپزشکی در غرب تهران مشغول به کار بود آشنا شدم.حدود پنج ماه از آشناییمان گذشته بود که تصمیم به ازدواج با «منیژه» گرفتم چرا که امیدوار بودم پس از ازدواج هر دو شرایط شغلی و مالی بهتری پیدا خواهیم کرد.
بنابراین وقتی به درخواستم جواب مثبت داد خیلی زود او را با مهریه 600 سکه طلا به عقد خود درآوردم. در تدارک جشن عروسی بودیم که ناگهان با درخواست عجیبی از سوی همسرم روبه رو شدم. «منیژه» یک فقره چک صدمیلیون تومانی به عنوان تضمین مهریه خواست. از آن جا که آبرویم در خطر بود چارهای جز پذیرفتن تقاضایش نداشتم. چرا که میدانستم مخالفت با این خواسته به جداییمان میانجامد و نمیخواستم خودم و خانوادهام در برابر فامیل و آشنایان سرشکسته شویم.
بنابراین چک صدمیلیون تومانی بدون تاریخ را امضا و تحویل عروس خانم دادم. در سند ازدواج هم شغل همسرم دندانپزشک قید شد و من نیز تعهد کردم با ادامه تحصیل او مخالفتی نداشته باشم. اما یک هفته پیش از برگزاری مراسم عروسی متوجه حقایق تلخی شدم. چرا که در جریان تحقیقات نامحسوس پی بردم «منیژه» 3ماه قبل از عروسی از دانشگاه اخراج شده است.او سال پیش نیز با یک پزشک ازدواج کرده و مدتی بعد هم جدا شده بود. حالا هم از او به اتهام فریب در ازدواج شکایت دارم.»
بازپرس پرونده نیز با دریافت این شکایت دستور احضار زن جوان را صادر کرد.وی پس از حضور در دادگاه در دفاع از خود گفت: «چند سال قبل در رشته دندانپزشکی پذیرفته و مشغول تحصیل شدم تا اینکه «امیر» در پی علاقه شدید به من پیشنهاد ازدواج داد. در حالی که مقدمات ازدواجمان فراهم شده بود، او به بهانه خرید کلینیک از من 100 میلیون تومان پول گرفت و چک داد. اما مدتی بعد بنای ناسازگاری و بهانهجویی گذاشت و با مراجعه به بانک دریافتم حساب بانکیاش هیچ موجودی ندارد. بعد هم با تحقیق در مورد گذشته زندگیاش دریافتم او و برادرش با این شیوه از دختران جوان کلاهبرداری میکنند. در حالی که به خاطر مشکلات روحی و درگیری فکری دچار افت تحصیلی شده بودم موفق به ادامه تحصیل نشدم.
حالا هم او با داستانسرایی و طراحی اتهامهای بیاساس قصد دارد مهریهام را پایمال و زندگیام را خراب کند.»وی ادامه داد: من برای ازدواج کسی را فریب ندادهام چون موقعیت مالی و شغلی «امیر» آنقدر ویژه نبود که بخواهم به دروغ متوسل شوم، بلکه او بود که به طمع ثروت پدرم فریبم داد. «امیر» ادعا میکرد ماهیانه 3 میلیون تومان درآمد دارد و در حال راهاندازی کلینیک دندانپزشکی است. او بارها از ویلایی در شمال، آپارتمان شمال شهر و داراییاش صحبت کرده بود اما افسوس که همگی دروغ بود.
بنابراین من هم برای انتقام تصمیم گرفتم مهریهام را در دادگاه خانواده به اجرا بگذارم.بازپرس پرونده با توجه به اظهارات متناقض زن و شوهر جوان به تحقیق در این باره پرداخت تا اینکه راز ازدواج رسمی زن جوان فاش شد.اظهارات مسئولان امور پزشکی نیز نشان میداد وی متهم به دخالت در امور دندانپزشکی و استفاده از عنوان «دکتر» است. منیژه با شکایت یک بیمار نیز روبه رو بود.بدین ترتیب بازپرس دادسرا برای «منیژه» قرار کفالت یکصدمیلیون ریالی صادر کرد و پرونده را با صدور قرار مجرمیت به دادگاه فرستاد. اما قاضی شعبه 1162 دلایل شاکی را برای فریب در ازدواج کافی ندانست و زن جوان را تبرئه کرد.
این حکم در دادگاه تجدیدنظر استان تهران نیز تأیید شد.با این وجود به دنبال اعتراض شاکی به رأی دادگاه، پرونده با دستور رئیس قوه قضائیه برای رسیدگی دوباره به شعبه نهم دادگاه تجدیدنظر استان تهران ارسال شد.قاضی سیدمحمد دهنوی ـ رئیس ـ و سیدابوالحسن موسوی ـ مستشار ـ دادگاه در بررسی نهایی با توجه به گزارشهای متعدد سازمان نظام پزشکی و معاونت دارو و درمان دانشگاه علوم پزشکی در مورد دخالت غیرمجاز دانشجوی اخراجی در امر پزشکی وی را به اتهام فریب به تحمل سه ماه و یک روز حبس و یک میلیون ریال جزای نقدی به نفع صندوق دولت محکوم کردند.
نظر شما