اعتماد نوشت:

علی سرابی از سال‌های دوری وارد حرفه بازیگر شده و برای رسیدن به توانایی‌ها و جایگاه امروزش مسیری دشوار و پرافت و خیز را طی کرده است. او از معدود بازیگران عرصه تئاتر در ایران است که طی 10 سال اخیر همیشه در اوج و محبوب کارگردان‌ها و مخاطبان تئاتر بوده؛ بازیگری که به رغم بازی‌های پراکنده‌اش در تلویزیون، سینما، هرگز از تئاتر فاصله نگرفته و هر سال با عناوین مختلفی و بیش از همه (بازیگر) در صحنه تئاتر درخشیده است. تئاتر همیشه انتخاب و اولویت او برای کار هنری بوده و هست. گرچه وقتی در رشته‌های دیگری از جمله بازیگردانی ظاهر می‌شود نیز سربلند بیرون می‌آید و اغلب هر بازیگری را هدایت کرده منجر به درخشش یا موفقیت زودهنگام او شده است. بی‌شک تجربه‌های گرانقدر علی سرابی در همکاری با شماری از مهم‌ترین و بهترین کارگردان‌های تئاتر ایران از او هنرمندی همه‌فن‌حریف و مسلط بر امور هنرهای نمایشی ساخته است. بازیگردانی چشمگیر و ملموس او در دو فیلم سینمایی «دهلیز و ملبورن» از آن جمله است. او این روزها با نقش فانتزی به صحنه تئاتر آمده که سال‌های پیش تجربه‌هایی در این گونه نقش‌ها داشته است. همایون غنی‌زاده در کارگردانی (در انتظار گودو) که در سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر در حال اجراست نقش پوتزو را به او سپرده تا شاهد یکی از بهترین (پوتزو)های نمایشنامه ساموئل بکت، دست‌کم در تئاتر ایران باشیم. به بهانه این اجرا و بازی‌ علی سرابی با او گفت‌وگویی انجام دادیم.

با اینکه در تئاتر بازیگر پرکاری هستید ولی انتخاب‌های محدودی دارید و با آدم‌های محدودی کار می‌کنید. این موضوع ربطی به شرایط فعلی تئاتر ما دارد یا طبق سلیقه شخصی این‌طور عمل می‌کنید؟

از نظر شما این موضوع حسن است یا نه؟

به نظر من اگر دایره بازیگری وسیع‌تر باشد و با اشخاص متفاوت کار کنید، بهتر است. درست است که گروه در تئاتر اهمیت زیادی دارد و اغلب افراد در تئاتر با گروه رشد می‌کنند ولی فکر می‌کنم اگر هر شخصی خود را به یک عده آدم مشخص محدودکند، به لحاظ بازیگری در مکان ثابتی قرارمی‌گیرد.

عموما در دنیا بازیگرهای بزرگ هم‌گروهی‌های مخصوص خود را دارند و مدت زمان طولانی از عمرشان را با یک گروه کار می‌کنند. حتی بازیگران بسیار سرشناسی را در تئاتر می‌بینیم که چندین سال است فقط یک تئاتر کار می‌کنند. علاوه بر این در سینمای جهان هم مثلا بازیگران به شیوه فانتزی بازی می‌کنند و این سبک را مرتب ادامه می‌دهند. به نظرم این روش، یک حسن است؛ اینکه یک ژانر انتخاب کنم.

اینکه یک ژانر انتخاب کنید یا اینکه با یک گروه ثابت کار کنید؟

تفاوتی ندارد. به‌هرحال وقتی شما یک ژانر را برای بازی انتخاب می‌کنید، به این نگاه می‌کنید که کدام اشخاص این مکتب یا ژانر را رعایت می‌کنند؛ بهترین آنها را انتخاب می‌کنید و با آنها با‌ طور ثابت کار می‌کنید. اما من آدمی هستم که اعتقاد دارم هر کاری و هر جمعی را به شرط اینکه به جسمم و به کسی ضرر نزنم، باید تجربه‌کرد. احساس می‌کنم در هر هنری باید کمی سررشته داشته‌باشم. در بازیگری هم تلاش می‌کنم شیوه‌های مختلف بازیگری را تجربه‌کنم. یکی از کارهایی که اخیرا قبول کرده‌ام کار همایون غنی‌زاده است و نخستین دلیل من برای پذیرفتن آن، جنس بازی‌ای است که نزدیک به فانتزی است و می‌خواستم دوباره آن را با شکلی نو تجربه‌ کنم. احساس می‌کنم در این سبک موفق بوده‌ام و دوباره قابلیت‌ها و توانایی‌های خودم را در آن سنجیده‌ام.

در سال‌های قبل دایره انتخاب‌هایتان وسیع‌تر بود ولی در این‌ دو، سه سال اخیر محدودتر و سختگیرانه شده‌است. دلیل این اتفاق چیست؟

در سال‌های گذشته با آدم‌های مختلفی کارکرده‌ام و پس از سال‌ها به یک یا دو آدمی رسیده‌ام که به‌نظر من بین تمام آنها سرآمد بوده‌اند. برای خودم جایگاهی در تئاتر پیدا کرده‌ام که ترجیح می‌دهم با آن دو یا سه نفر کار کنم.

آنها چه ویژگی‌هایی دارند که ترجیح می‌دهید با آنها کارکنید؟

محمد یعقوبی و محمد رحمانیان اشخاصی هستند که برای من همیشه مورد احترام بوده‌اند و از آنها یاد می‌گیرم و هر زمانی که به من پیشنهاد داده‌اند بدون اینکه متن را بخوانم و حتی بدانم چه نقشی به من پیشنهادشده آن را پذیرفته‌ام. این دو شخص در عین اینکه مولف و نویسنده هستند به اجتماع و تاریخ ایران هم به‌شدت اشراف دارند. من اعتقاد دارم هر اثر هنری در ابتدا باید سرگرم‌کننده باشد و دوم اینکه هر اثر نمایشی که روی صحنه می‌رود، باید دغدغه اجتماعی داشته ‌باشد. دغدغه‌یی که مردم جامعه ما با آن درگیر باشند. دو شخصی که نام‌بردم افرادی هستند که در متون‌شان این دو نکته را لحاظ می‌کنند. نکته دیگر اینکه آنها هدایت بازیگری را به بهترین شیوه اجرا می‌کنند و می‌دانم وقتی برای آنها بازی می‌کنم، بازی من بسیار عالی خواهدشد. چون علاوه بر دانش خودم، دو چشم از بیرون هوای من را دارد و حشو و زواید بازی من را می‌گیرد. برای اینکه کارم خوب باشد و بتوانم خودم را تثبیت کنم، باید با این افراد کارکنم. با اینکه معتقدم بازیگر باید جسارت داشته‌باشد، ولی باز هم می‌ترسم با هرکسی کارکنم.

فکر می‌کنم در اغلب کارهایی که با محمد یعقوبی انجام‌‌دادید، کارگردان شما را محدود نمی‌کند و این فرصت را در اختیارتان می‌گذارد که خودتان را نشان دهید. شاید به‌نوعی با هم عجین شده‌اید و یک اعتماد دو طرفه بین شما به وجود آمده‌است.

انتخاب محمد یعقوبی بیشتر به‌خاطر دو دلیلی است که قبلا بیان ‌کردم. درواقع انتخاب از طرف ایشان است و اعتقاد دارم که در کارهای آنها خوب بوده‌ام، خوب پیشنهاد داده‌ام و خوب درخشیده‌ام. وقتی افرادی که من را انتخاب می‌کنند از بهترین کارگردان‌های ایران هستند، قطعا این توانایی را در بازی من دیده‌اند که من را برگزیده‌اند. معمولا اگر کارگردان به من فضای کار ندهد، قطعا با او کار نخواهم ‌کرد. زیرا من هم برای خودم سبک و سیاقی دارم و معتقدم تعامل دو طرفه باید بین من و کارگردان وجود ‌داشته ‌باشد.

در لابه‌لای کارهایتان با یکسری از کارگردان‌های کمتر شناخته‌شده هم کار کرده‌اید که نمایش‌های خوبی هم نبوده‌اند. با توجه به روحیه و سلیقه‌یی که دارید، دلیل این انتخاب‌ها چه بوده‌است؟

در عین اینکه آدمی هستم که احتیاط می‌کنم، آدمی هستم که در کارهایم ریسک هم می‌کنم. من اسم خودم را هنرمند می‌گذارم و امیدوارم هیچگاه خلاف آن رفتار نکنم. ترجیح من این است که کارهای ضعیف تئاتری انجام بدهم تا اینکه یک کار ضعیف تصویری را به‌خاطر مسائل مالی قبول نکنم. تئاتر هر چقدر هم روی صحنه بد باشد، باز محترم است.

به‌هرحال شما در تئاتر اعتباری کسب کرده‌اید و این کار به اعتبار شما خدشه وارد می‌کند.

12 سال است که من به‌صورت حرفه‌یی تئاتر کارمی‌کنم. اینکه بعد از 12 سال همچنان بخواهم خودم را در صدر نگه‌دارم و کارگردان‌های درجه یک به من پیشنهاد کار بدهند، کار مشکلی است، اما طی 12 سال قطعا اشتباهاتی از انسان سر می‌زند، ولی سعی کرده‌ام به سرعت اشتباهاتم را با یک کار درجه یک جبران کنم.

بسیاری از بازیگران تئاتر در دوره‌یی، در اوج بودند و می‌درخشیدند، ولی این دوره تمام شده و به کارهای ضعیف روی آورده‌اند. فکر می‌کنید بازیگرانی که زمانی می‌درخشیدند به چه دلیل بعد از مدتی فراموش یا ضعیف ظاهر می‌شوند؟

در ابتدا تعریف هرکسی از هنری که انجام می‌دهد، مهم است. اینکه یک بازیگر، بازیگری را چگونه برای خود تعریف می‌کند؛ آیا بازیگری هنر اوست؟ و اگر هنر اوست فرقی نمی‌کند که 90 سال داشته ‌باشد یا 20سال. یک بازیگر موظف است برای تماشاگر، کار درست انجام ‌دهد و مادامی که به هنر این‌گونه نگاه‌کند، در آغاز هر کاری استرس‌های روز اول بازیگری را خواهد داشت. دلیل دوم، جنبه مالی است. برخی بازیگران تئاتر به خاطر شرایط بد مالی، حاضر به انجام کارهای کم‌ارزش تصویری شدند که اولا اعتبار آنها در دیدگاه مردم پایین آورده‌شد و دوما توانایی‌ بازیگری هم از آنها گرفته‌شد. عامل سوم هوش هنری است که خیلی‌‌ها آن را ندارند.

به نظرتان به‌غیر از مسائل مالی، افت بازیگری چقدر به شرایط فعلی تئاتر ما مربوط است؟

سرمنشا همه این اتفاقات به کسی یا ارگانی که از تئاتر حمایت می‌کند، برمی‌گردد. در اغلب نقاط دنیا دولت‌ها از تئاتر حمایت می‌کنند. چون معتقدند تئاتر برای مردم مثل خوراک روح است و جامعه‌یی که تئاتر خوب در آن اجرا شود، جامعه‌یی روبه‌رشد خواهد بود. در جامعه ما این اتفاق درحال وقوع است و دیدن تئاتر به یک پرستیژ تبدیل‌شده‌است. تئاتر کمک می‌کند تا مردم به سمت روشنفکری بروند. در جامعه ما تئاتر حمایت نمی‌شود، همیشه به این موضوع فکر می‌کنم که به جای تاسیس این‌همه کلاس بازیگری، کلاس نویسندگی تاسیس شود. ما درام‌نویس خوب نداریم و وقتی نویسنده در این جامعه پرورش پیدانکند، دورنمای هنر بازیگری ما لطمه خواهددید. مورد دیگر سانسور است که باز هم به دولت برمی‌گردد. انگار که دولت این رویه را در پیش‌گرفته که طبق برنامه‌ریزی‌های مدیران، عدم حمایت از تئاتر، پیشرفت‌کند. یکی از بهترین نقش‌های من برای نمایش نوشتن در تاریکی بود که بابت آن سه ماه بی‌وقفه زحمت کشیدم به امید اینکه هنر بازیگری‌ام را جلوی چشم تماشاگر به رخ بکشم. پس از شش بار بازبینی نهایتا گفتند که این بازیگر باید حذف شود. من آدمی هستم که عقیده ‌دارم تئاتر زندگی من است و به‌راحتی میدان را خالی نمی‌کنم. ولی اگر بازیگر دیگری به‌جای من بود، بعد از این‌همه زحمت و تلاش بی‌نتیجه دیگر پا به عرصه بازیگری نمی‌گذاشت.

درحال حاضر به جایی رسیده‌ایم که در عرصه بازیگری رشدی دیده‌نمی‌شود. زمانی در جشنواره شاهد کارهای درخشانی بودیم اما حالا به‌ندرت کارهای خوبی ارائه می‌شود. به‌نظرم این دوره جشنواره یکی از بدترین دوره جشنواره تئاتر فجر بود.

جشنواره تئاتر فجر سال‌هاست که خنثی شده است.

درست است که تئاتر را فراموش نکرده‌اید و همواره کار می‌کنید، اما این اواخر حضورتان در سینما و تلویزیون پررنگ‌تر شده‌است. سینما و تلویزیون را به‌خاطر شهرتی که برای بازیگر می‌آورد انتخاب کرده‌اید یا به‌خاطر شرایط بد تئاتر به این سمت روی آوردید؟

شرایط و مشکلات تئاتر، اصلا در انتخاب این راه دخیل نبوده ‌است. معتقدم که بازیگر باید هر مدیومی را تجربه ‌کند. من به سینما علاقه زیادی دارم و بیش از آنکه دوست داشته ‌باشم، بازی ‌کنم دوست‌دارم فیلم بسازم و آن راتجربه خواهم‌ کرد. قطعا دلایل مالی هم در انتخاب این راه تاثیرگذار است اما نه به این قیمت که در کارهای ضعیف بازی‌کنم.

محدودیت‌هایی که در تئاتر برای انتخاب نقش و کارگردان قایل می‌شوید، در سینما هم برایتان اهمیت ‌ دارد؟

بله و قطعا بیشتر از تئاتر. چون سینما و تلویزیون رسانه‌های گسترده‌تری هستند و وسواس بیشتری می‌طلبند.

در دو فیلم سینمایی دهلیز و ملبورن به عنوان بازیگردان حضور داشتید جالب است که کارگردان‌های سینما به یک بازیگر تئاتر اعتماد می‌کنند و چنین منصبی را به او می‌سپارند. چرا در این فیلم‌ها به عنوان بازیگر حضور نداشتید؟

من در تئاتر محبوبیت و معروفیت خودم را به عنوان بازیگر دارم و در سینما هم عجله‌یی برای معروفیت ندارم. روزی در سینما بازی خواهم‌ کرد که یک کارگردان به من اعتماد ‌کند و نقش اول را به من بسپارد. یک بار در سینما نقش کوتاه بازی‌کردم و آن‌ هم صرفا به‌خاطر شخص آقای فرمان‌آرا بوده. اکثر بازیگرانی که بازی در سینما را با نقش مکمل آغاز می‌کنند، همیشه در آن نقش خواهند ‌ماند. سعی می‌کنم توانایی‌هایم را در نقش‌های کوچک خرج نکنم. دلیل اولم برای پذیرفتن بازیگردانی، یادگرفتن سینما بود. دلیل دیگر این بود که من بازیگری و تئاتر را به‌صورت تخصصی یاد گرفتم و ادامه‌دادم و بازی خوب و بد را می‌توانم تشخیص بدهم که البته این را مدیون دو نفر هستم، مرحوم استاد سمندریان و آقای محمد یعقوبی. بعدها مطالعاتی راجع‌به بازیگری ناتورالیسم داشتم و اعتقاد دارم سینمای ما به‌شدت به این نوع بازی نیاز دارد.

زمانی بین سینما و تئاتر فاصله زیادی بود و تا همین اواخر هم بحث و جدل‌های فراوانی راجع به حضور بازیگران سینما در تئاتر وجودداشت. جالب است که اخیرا کارگردان‌های سینما به این نتیجه رسیده‌اند که تفاوتی بین بازیگری سینما و تئاتر نیست.

استفاده از اصطلاح بازی سینمایی یا بازی تئاتری، نشان از بی‌سوادی دارد، چون چنین اصطلاحی در هیچ‌جای دنیا رایج نیست. در یک دوره، مردم کمتر به دیدن تئاتر می‌رفتند و تلویزیون شروع به پخش برخی تله‌تئاترها کرد که آنها تئاترهای فرمالیستی و اگزجره‌یی بودند و به خاطر آن اتفاق، به بازی‌های اگزجره، بازی‌های تئاتری گفته‌می‌شد. از یک دوره‌یی کم‌کم مردم، تهیه‌کننده‌ها و کارگردان‌های سینما به تماشای تئاتر رفتند و متوجه اتفاقاتی در تئاتر شدند. بعد به حافظه تاریخی رجوع کردند و متوجه‌شدند همواره در تاریخ سینمای ایران از ابتدا تا حال، بازیگران بهترین فیلم‌ها از بازیگران مطرح تئاتر بوده‌اند. در نتیجه متوجه‌شدند بازیگرانی که از تئاتر وارد سینما می‌شوند، بازی را بهتر می‌شناسند. یکی از دلایلی که سینمایی‌ها به دیدن تئاتر ترغیب شدند این بود که تصمیم گرفتند تئاتر کارکنند تا خودشان را به جامعه روشنفکری بیشتر وصل و یادآوری کنند که بازیگر و هنرمندی فرهیخته هستند. این اتفاق مبارکی در عرصه تئاتر بود و باعث شد اشخاص زیادی به‌خاطر چهره‌ها جذب تماشای تئاتر شوند.

این یک اتفاق مثبت هم برای سینما و هم برای تئاتر است. ولی صرفا چهره‌بودن یک بازیگر نمی‌تواند به موفقیت یک تئاتر کمک‌کند. کمااینکه نمایشی هم داشتیم که بهترین چهره سینمایی در آن بازی کرده اما فروش بالایی نداشته و با شکست مواجه شده‌ است. اما در این کاری که شما مشغول به بازی در آن هستید، پیمان معادی بازیگر سینما هم حضور دارد و گلیم خود را از آب بیرون‌کشیده و استقبال زیادی هم از این کار شده‌است.

بازیگرهایی بودند که به‌خاطرنشان دادن ارجحیت بازیگری و بالابردن جایگاه خود در سینما به بازی در تئاتر روی آورند. ولی نه تنها در تئاتر موفق نبودند بلکه جایگاه‌شان در سینما هم افت پیداکرد. یکی از بازیگرانی که به‌نظرم در کار خود بسیار موفق است، پیمان معادی است. برای بازیگری که فیلم او در اسکار برنده جایزه شده، ریسک بزرگی است که پس از بازی ناتورالیسم، در یک نمایش به‌شدت فانتزی مشغول به‌‌کار شود. اینجاست که ارزش یک بازیگر مشخص می‌شود. تئاتر بازی می‌کند تا جایگاه خود را در بازیگری بالا ببرد و پیشنهادهای مطرح سینمایی را به‌خاطر آن رد می‌کند.

در نمایش در انتظار گودو آخرین بازیگری بودید که به گروه اضافه شدید و فقط یک ماه فرصت تمرین داشتید. چطور شد که به این گروه پیوستید؟

همایون غنی‌زاده برای بازی در نمایش ملکه زیبایی لی‌نین از من درخواست‌کرد اما چون تصمیم داشتم یک کار تصویری انجام‌بدهم، درخواست او را نپذیرفتم. بعد از یک ماه بنا به دلایلی آن کار را به‌ هم زدم و همان روز همایون غنی‌زاده دوباره با من تماس گرفت و پس از اینکه متوجه‌شد قراردادم را به ‌هم زدم، برای بازی در این کار از من درخواست‌کرد. چون برای صابر ابر مشکلی پیش‌ آمده ‌بود و نمی‌توانست همکاری با گروه را ادامه‌دهد من جایگزین او شدم. نخستین دلیل پذیرفتنم کمک به گروه بود و دلیل دومم نمایشنامه در انتظار گودو بود که معتقدم در تاریخ بازیگری به هر کسی برای این نمایشنامه پیشنهاد بازی شود، قطعا باید بپذیرد، چون معروف‌ترین نمایشنامه قرن است. دلیل سومم خود همایون غنی‌زاده بود که کارگردان باسلیقه‌یی است و جسارت دارد.

این شکل اجرا چقدر مطابق با سلیقه شماست؟

اگر من کارگردان این نمایش بودم، قطعا به شیوه‌یی کاملا متفاوت با این روش کار می‌کردم. ولی این شیوه‌یی است که کارگردان دوست‌دارد و من هم قبول‌کرده‌ام. تحلیلی که کارگردان می‌کند کاملا درست است و در شیوه او جواب می‌دهد؛ به آن ایمان دارم و بازی می‌کنم.

این شیوه به فانتزی نزدیک‌تر است و شما کمتر این شیوه را در بازی تجربه کرده‌اید.

از هر سه بازیگری که روی صحنه هستند، من این شیوه را بیشتر تجربه کرده‌ام؛ البته در سال‌های قبل از همکاری با آقای یعقوبی. چند نمایشی که بابت آن جایزه گرفته‌ام، کاملا به‌صورت فانتزی اجرا شده‌اند. اما سال‌ها بود که از این شیوه دور بودم.

پس از سال‌ها، بازگشت به این شیوه بازیگری برایتان مشکل نبود؟ چون می‌دانم که آقای غنی‌زاده در کار سختگیر هستند و خیلی از بازیگرها از کار با او فرار می‌کنند.

کم‌کم شروع کردم به پرورش بدن و بیان تا روی صحنه کم نیاورم ولی از لحاظ ذهنی و خلاقیت، مشکلی نداشتم. حتی ایده‌ها و پیشنهادهای زیادی هم داشتم اما برای ارائه آنها زمان نداشتیم و دیر شده‌بود.

آقای غنی‌زاده پیشنهادهای شما را می‌پذیرفتند؟

ایشان کارگردانی هستند که کاری به بازیگر ندارند و از پیشنهادهای بازیگران استقبال می‌کنند. به بازیگر خط می‌دهند اما در نهایت بازیگر است که تصمیم می‌گیرد دیالوگ را چگونه ادا کند یا نقش را چگونه بازی‌کند.

به ‌نظرم در اجرا بدن‌تان فانتزی‌تر از بیان‌تان بود. لحن و نحوه دیالوگ‌گویی‌تان من را یاد نقش‌تان در نمایش دو دلقک و نصفی می‌انداخت.

چند روز بود که سرماخوردگی داشتم و صدایم گرفته‌بود و نمی‌توانستم روی لحنم کارکنم. سعی کرده‌ام که کمی تغییر در صدایم ایجاد‌کنم تا با این نقش بیشتر هماهنگ شوم.

در پرده اول رابطه بین شخصیت‌ها نوکر و اربابی است و آن‌طور که شنیده‌ام می‌گویند، پوتزو، لاکی و پسربچه به‌نوعی نمایی از شخصیت گودو هستند. چقدر این موضوع را قبول دارید؟

این نوع تعبیرها را نمی‌توان در مورد متن «بکت» به‌کار برد. اساسا باید عاری از هرگونه تعبیر به این نمایش نگاه‌کرد. این شخصیت‌ها هیچ‌کدام به هم ربط ندارند. آدم‌هایی کاملا مجزا هستند که در دنیا سرگردانند. پوتزو را می‌بینید که چقدر دستور می‌دهد و با حرارت صحبت می‌کند و پس از اینکه آن آدم‌ها با هم خداحافظی می‌کنند در طول مسیر بیهوده رفت‌و‌آمد می‌کنند. وقتی پوتزو می‌آید حتی اسم گودو را هم به‌یاد نمی‌آورد، با اینکه خود را مالک تمام زمین‌ها می‌داند ولی گودو را اصلا نمی‌شناسد. حتی دیگران هم گودو را ندیده‌اند و وقتی پوتزو را می‌بینند، فکر می‌کنند او گودو است.

با اینکه این نمایشنامه قدیمی است ولی به‌نوعی با شرایط امروز ما منطبق است.

زیرا منطبق با نحوه زندگی انسان و نگاهی است که انسان‌ها به یکدیگر دارند.

آیا حین اجرای نقش پوتزو دچار این پوچی شدید؟

به‌هرحال نقش می‌خواهد که این‌طور باشیم. زمانی به این پوچی رسیدم که آقای غنی‌زاده تاکید می‌کرد به کاری که می‌کنم کاملا اعتقاد داشته‌باشم. دیالوگ‌هایی که در متن آمده بسیار تاثیرگذار هستند اما فقط یک آدم روانی می‌تواند آنها را بگوید، هیچ معنا و مفهومی ندارند اما وقتی با اعتقاد این دیالوگ‌ها را بیان کنیم، تماشاگر می‌فهمد که هیچ تعقلی نداریم.

در هفته اول اجرا، استقبال بسیار خوبی از این نمایش شده‌است.

با اینکه تبلیغات زیادی برای این کار نشده تمام بلیت‌های 10 روز اول فروخته شده‌اند.

از نقش خودتان در این نمایش راضی هستید؟

اگر فرصت بیشتری داشتم بهتر از این هم بازی می‌کردم ولی در کل خوب درآمده‌است. من تشخیص می‌دهم این نقش را با این روش بازی‌کنم.

به نظرتان امکان داشت تم فانتزی نقش بیشتر شود؟

خیلی بیشتر از اینجا داشت اما ترجیح دادم این کار را نکنم. چون این کار برای مخاطب ایرانی اجرا می‌شد رگه‌هایی در کار آوردم که برای مخاطب ایرانی آشنا باشد و به سهم خودم تماشاگر عام هم را درنظرگرفتم.

57244

کد خبر 339380

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 5 =