پایگاه بین المللی همکاری‌های خبری شیعه نوشت:

 

آیت‌الله جوادی آملی در درس تفسیر قرآن خود بیان کرد: خداوند با اینکه چه تابع و چه متبوع برای قبول یا رد چیزی باید از برهان استفاده کند محدوده مهندسی فرهنگی را برای کافران ایجاد کرد که تا با آنها در این محدوده از معرفت شناسی تجریدی؛ توحید، نبوت و معاد سخن بگوید.

 آیت‌الله جوادی آملی در ادامه سلسله جلسات درس تفسیر خود در تفسیر آیات 1 تا 11 سوره مبارکه «ص» بیان کرد: اصول اعتقادی یعنی توحید، وحی و معاد امر حسی نیست غیب است یعنی خدا و اسماء خدا حسی نیست که کسی بخواهد با حس و تجربه حسی آن را درک کند این مسائل غیبی هستند و عقلانی‌اند بنابراین درک این مسائل بدون معرفت‌شناسی عقلی ممکن نیست. لذا قرآن کریم یک مهندسی رسم کرد و در فضای این فرهنگ مهندسی شده مردم را به این اصول دعوت کرد. فرمود بالاخره شما اگر مقلد هستید باید محققانه و عاقلانه مقلد باشید اگر مرجع و متبوع‌ هستید باز هم باید عاقلانه باشید. تابع و متبوع باید عاقل باشند که این دو مرز را در آیات مبارکه سوره حج بیان کرد.

وی افزود: وقتی که قرار شد چه تابع،‌ چه متبوع عاقل باشند پس عقل در این است که باید چه قبول و چه رد آنها با برهان و دلیل باشد. این دو مرز را به همراه با دو مرز دیگر این چهار محدوده را به عنوان مهندسی فرهنگی اصلی تبیین کرد و خداوند در این فضا سخنان خودش را پیاده کرد. در سوره مبارکه اسراء فرمود «لاَ تَقْفُ مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ» در جای دیگر قرآن فرمود: «بَلْ کَذَّبُواْ بِمَا لَمْ یُحِیطُواْ بِعِلْمِهِ» بیان نورانی امام صادق (ع) این است که حضرت فرمود: «ان اللَّه خص عباده بآیتین من کتابه: ان لا یقولوا علی الله الا الحق و ان لا یکذبوا الا بالحق» خدای سبحان دو طرف مرز دیواره زندگی بشر را محکم بست کسی که در طرف اثبات حق عبور ندارد سرش به دیوار بلند می‌خورد مگر اینکه محقق باشد در طرف نفی هم اگر بخواهد عبور کند، سلب کند، نفی کند سرش به دیوار می‌خورد. این دو مرز بندی را خدا کرد اگر انسان بخواهد نسبت به چیزی فتوا دهد، رای مثبت دهد باید محققانه باشد و همچنین است اگر بخواهد نفی کند باید محققانه باشد.

این مرجع تقلید اظهار کرد: در سوره مبارک حج از آیه سه به بعد می‌فرماید: «وَمِنَ النَّاسِ مَنْ یُجَادِلُ فِی اللَّهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَیَتَّبِعُ کُلَّ شَیْطَانٍ مَرِیدٍ؛ و از مردم کسانى اند که بدون هیچ دانشى، درباره خدا و صفات و افعال او به جدال مى‌پردازند و از هر شیطان پلیدى پیروى مى‌کنند» وقتی محققانه نبود تابع به دنبال هر حرفی عمل می‌کند. در همین سوره مبارک حج آیه 8 و 9 فرمود: «وَمِنَ النَّاسِ مَنْ یُجَادِلُ فِی اللَّهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَلَا هُدًى وَلَا کِتَابٍ مُنِیرٍ ثَانِیَ عِطْفِهِ لِیُضِلَّ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ؛ امّا از میان مردم کسى است که درباره خدا و صفات او مجادله مى‌کند بى آن که به دانشى برخاسته از دلیل عقلى متّکى باشد یا با هدایت و الهامى از جانب خدا دلش به نور معرفت روشن شده باشد و یا به کتابى آسمانى که روشنگر است تمسّک نموده باشد. این در حالى است که او از سر تکبّر پهلوى خود را مى‌گرداند و روى بر مى‌تابد تا مردم را از راه خدا به گمراهى بیفکند» در آیه سه فرمود کسی که محقق نبود ضال است در آیه 8 و9 فرمود کسی که محقق نبود مضل است آن مال تابع و مقلد است و این مال متبوع و مقلد است. این مهندسی دین است در این فضای فرهنگی خداوند آمد حرف‌های خودش را پیاده کرد که خدا هست، نبوت هست، وحی هست، معاد هست، بهشت هست، جهنم،‌ ابدیت هست که همه اینها را با برهان باید فهمید هم معرفت‌شناسی را از حس و تجربه ترقی داد و هم محدوده و مرز زندگی را با این مهندسی فرهنگی بست که انسان هر حرفی نزند، هر جایی نرود و پیرو هر کسی نباشد. در این فضا فرمود مشرکان چون در این فضا زندگی نکردند و از این آب و هوای علمی و فرهنگی مدد نجستند هم در مساله توحید، وحی و نبوت و معاد تعجب می‌کنند.

وی افزود: در همین سوره مبارک «ص» سه جا سخن از تعجب آنهاست هم در مورد توحید، هم درباره وحی و نبوت و هم درباره معاد؛ آیه چهارم تعجب از نبوت است «عَجِبُوا أَنْ جَاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ»، آیه پنجم تعجب از توحید است «أَجَعَلَ الْآلِهَةَ إِلَهًا وَاحِدًا إِنَّ هَذَا لَشَیْءٌ عُجَابٌ» همه این اعجاب‌ها به این علت است که آنها بالاتر از حس و تجربه را درک نمی‌کنند، مساله بطلان کثرت آلهه و وحدت اله الله عالم را امری تعجبی می‌دانند و چون مساله وحی و نبوت را درک نمی‌کنند اگر کسی به نبوت برسد تعجب می‌کنند و چون مساله معاد که غیب است را درک نمی‌کنند و نمی‌فهمند با حس تجربی، از‌ آن تعجب می‌کنند. اینها خیال می‌کنند معاد به این معناست که از قبرستان در بیایند و در همین دنیا زنده بشود در حالی که انبیاء گفتند که انسان مهاجر است و از این جا و این دنیا هجرت می‌کند به یک دنیای دیگر. آنها برهانی ندارند یا تعجب می‌کنند یا استبعاد می‌کنند. اینها باید بفهمند که استبعاد غیر از استحاله است. استحاله یعنی محال است و وقتی یک امری نسبت به امر حسی شد مستبعد می‌شود.

این مفسر قرآن کریم بیان کرد: مشکل اساسی کسانی که از این سه امر توحید، نبوت و معاد تعجب می‌کنند همچنان که در قران کریم آیات اولیه سوره «ص» بیان شده است «بَلِ الَّذِینَ کَفَرُوا فِی عِزَّةٍ وَشِقَاقٍ» دو چیز است اول عزت بی‌جاست، دوم داعیه اختلاف داشتن است که این دو سبب از اسباب فساد نمی‌گذارد اینها اتحاد پیدا کنند و نظم دینی را بپذیرند. بعد خداوند می‌فرماید به اینها هشدار بده که «کَمْ أَهْلَکْنَا مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ قَرْنٍ فَنَادَوْا وَلَاتَ حِینَ مَنَاصٍ؛ چه بسیار نسل‌ها را که پیش از اینان بودند و پیامبران‌شان را تکذیب کردند، هلاک ساختیم؛ پس خدا را به فریادرسى خواندند، ولى زمان، زمانِ تأخیر عذاب نبود» در سوره مبارک سبا هم همین مضامین گذشت. خداوند در جریان قارون هم می‌فرماید ما کسانی را قبل از قارون از بین بردیم که از او مالدار‌تر و متمکن‌تر بودند.

/6262

کد خبر 353529

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 12 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بی نام A1 ۱۰:۲۸ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۶
    2 2
    پس چرا خداوند به هر انسانی مغز و قدرت تفکر داده ۰۰۰۰فقط به تعدادی میداد و بقیه هم پیروی می کردند