گفت‌وگوی خبر آنلاین با شجاعی صائین، مدیرعامل خانه کتاب

 

کدام خصوصیت مرحوم آلاحمد منطبق با نگاه مدیران فرهنگی و سیاستهای کلان فرهنگی کشور است که باعث میشود جایزهای در سطح ملی با نام او در عرصهی کتاب شکل بگیرد؟
مرحوم جلال آلاحمد فردی ذوالوجوه بود که نسبت به فرهنگ خودی و حفظ هویت ملی در برابر هجوم فرهنگ شرق و غرب تعصب خاصی داشت. او با حفظ سابقه روشنفکری در دل مردم زندگی کرد و از همه جناحهای سیاسی روشنفکرمآب و احزاب مدعی طرافداری از مردم برید. تجربه کرد و برید و به دریای مردم متصل شد. او کسی بود که به مردم به فرهنگ ملی و به سبقه روشنفکری وفاداری ماند و این خصیصهاست که ما امروز به آن نیاز داریم. ما نمیخواهیم به دههسی و چهل برگردیم اما توجه به اندیشه جلال برای حفظ اصالت بومی، اصالت فرهنگی و اصالت روشنفکری و دوری از تحجر، روشنفکری افراطی و بریدن از فرهنگ ملی لازم است. به همین دلیل این جایزه به نام مرحوم آلاحمد ثبت شد.

چرا اولین دورهجایزهادبی آلاحمد برگزیدهای نداشت؟
به هر حال این مطلوب خیلیها بود که در دورهاول، ما برگزیدگانی را معرفی کنیم و آثار برتر داشته باشیم، اما هیأت داوران بر نظر خود پافشاری کرد و بر اساس معیارهای مندرج در آییننامه فقط آثاری را شایسته تقدیر دانست. در واقع برای ما به عنوان برگزارکننده مطلوبتر بود که این جشن برگزیده داشته باشد اما هیأت علمی از آرای هیأت داوران تمکین کرد و همان را به عنوان نظر نهایی به عموم دوستداران کتاب اعلام کرد.

در طی این سالهایی که نهادهای غیردولتی جشنوارههای ادبی برگزار میکنند و هر سال به منتخبانشان جایزه میدهند، نکتهجالبی دیده میشود؛ هیچ نقطهاشتراکی میان جشنوارههای دولتی و خصوصی وجود ندارد، چه از نظر ترکیب هیأت داوران، چه از نظر برگزیدگان، چه از نظر متد و معیارهای انتخاب. این قضیه تا حدی معقول است اما در عین حال نشاندهنده شکاف عمیقی میان جریان ادبی مورد تأیید دولت و جریان ادبی وابسته به نهادهای روشنفکری است؟ آیا جایزه ادبی جلال آلاحمد هم به شیوه همیشگی جشنوارههای دولتی برگزار میشود؟ به همان جهتگیریها و کلیشههای همیشگی؟
هر جایزهای اعم از اینکه بخش خصوصی آن را برگزار کند یا دولتی بازتاب نگاه و تفکر برگزارکنندگان آن جایزه است و منطق حکم میکند که به آن پایبند باشند. اگر ما جایزه آلاحمد را برای ترویج و ارتقای زبان فارسی و فرهنگ ملی تدارک دیدهایم طبیعتاً داوران ما هم باید بر اساس این دیدگاه انتخاب شوند. من فکر میکنم ما ضمن وفاداری به آییننامه مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی دست داوران را برای انتخاب آثار باز گذاشتیم. نوع آثار انتخاب شده مشخصاً در حوزه داستان نشان میدهد که ما با یک نگاه جزماندیش همراه با نتایج از پیش تعیین شده به این جایزه نمیاندیشیدیم. ناشرانی که آثار شایسته تقدیر را منتشر کردهاند ناشران متنوعی هستند و ما تلاش کردیم همه آثار را ببینیم و مورد قضاوت قرار دهیم. به هر حال هر جشنی آییننامه و اهدافی دارد که بر مبنای آن به قضاوت درباره آثار میپردازد.

سؤال من بیشتر ناظر به این مسأله است که وقتی جشن و جایزهایعنوان ملی را یدک میکشد باید تا حد معقولی بتواند انواع سلیقهها و دیدگاهها را پوشش بدهد و به همه جریانهای ادبی (اعم از اینکه مورد تأیید متولیان فرهنگی باشند یا نه) به شکلی عادلانه و به دور از غرضها و سلایق شخصی بپردازد. میخواهم بگویم کلمه ملی در معنای واقعی خودش به کار رود. این افق دید وسیع غالب اهل نظر و اصحاب قلم و فرهنگ را سر ذوق میآورد که در چنین جشنوارهای شرکت کنند و تنور آن را گرم نگه دارند چرا که سرِ پا بودن آن مایهرونق کارشان میشود.
ما هیچ نقطهنظر از پیش تعیین شدهای به جز آییننامه مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی نداشتیم و قطعاً هیچ اثری از نگاه داوران دور نمانده و هیچ اثری به خاطر گرایش نویسنده و ناشر کنار گذاشته نشده. در مرحله اول تنها ملاک داوری رعایت اصول حرفهای کار بوده و ترکیب هیأت داوران و آثار منتخب نشان‌‌دهندهاین موضوع است. دبیرخانهجایزه با وجود فراخوان عمومی با ناشران تماس گرفت و حتی تعدادی اثر از بازار خریداری شد تا در نهایت همه آثار دیده شود و قضاوت درستی صورت بگیرد. ضمن اینکه من به صراحت عرض میکنم در اهدای جوایز در بخش خصوصی ما این جانبداریها را بیشتر میبینیم.

مسأله این نیست که جانبداری در داوری بخشهای خصوصی دیده نمیشود (که دیده میشود) بلکه نکته مهم آنجاست که دولت به عنوان متولی فرهنگ عموم جامعه و نه بخشی خاص، باید نگاهی فراتر از بخشهای خصوصی به فرهنگ و ادبیات داشته باشد و رواجدهنده نگاهی سالم، حرفهای و فارغ از گرایشهای خاص سیاسی به مقوله فرهنگ باشد.
ما به سهم خودمان، در چهارچوب معیارهای مصوب آییننامه تلاش کردیم همه کارها را ببینیم و آثار منتخب در بخشهای مختلف نشان از نگاه باز برگزارکنندگان جایزه است.

آیا بنیاد مرحوم آلاحمد نقشی در برگزاری و اهدای این جایزه داشت؟
این موضوع و مسائلی از این دست در هیأت علمی به بحث و بررسی گذاشته شد و در نهایت دوستان تصمیم گرفتند برای اولین دوره فقط هیأت علمی عهدهدار طراحی و اجرای برنامه باشد. شاید در دورههای بعد باب همکاری با نهادهای دیگر را باز کنیم.

جای خالی خانم سیمین دانشور در این جشن دیده میشود. آیا با ایشان مشورتی صورت گرفت و نقطهنظراتشان برای برگزاری چنین جشنی مورد استفاده قرار گرفت؟ 
بر اساس همان دیدگاه هیأت علمی که گفتم مشورتی با ایشان انجام نشد. اما به رغم اطلاع از وضعیت جسمی خانم دانشور که اجازه حضور در چنین مراسمی را به ایشان نمیدهد، برایشان دعوتنامه فرستادیم و چند بار با منزلشان تماس گرفتیم اما متأسفانه پاسخی دریافت نکردیم.

 

 

کد خبر 424

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 6 =