ماجرای ترک محل سخنرانی یک نماینده در شهر مورموری چه بود

هنگام حضور یافتن نماینده حوزه جنوبی استان ایلام در روز عاشورا، مردم شهر مورموری محل سخنرانی را ترک کردند.

حمید احمدی نژاد:روز عاشورا حاشیه مراسم عزاداری مردم یک روستا در مهریز یزد مبنی بر جلوگیری از سخنرانی نماینده شان در مجلس توجه ام را به خود جلب کرد. این که مردم این روستا به خاطر عملکرد نماینده شان در مجلس، حتی میکروفن را از او گرفته اند، ذهنم را به خود درگیر کرد؟ برخی از اهالی این روستا دلیل این کار را این می دانستند که اصولا بر اساس رسم و سنت قديم، غير از روحاني محل، در مراسم نخل برداري روز عاشورا هيچ شخص ديگري سخنراني نمي كند، اما جداي از آن استقبال گرمي هم از این نماینده نشد و عده ای دلیل اصلی آن را عملکرد نماینده این مردم می دانستند. عده ای این کار مردم را تحسین کرده بودند و برخی دیگر نکوهش. 

و در نقطه دیگر، همین اتفاق البته کمی ملایم تر-ترک مجلس در زمان سخنرانی- برای نماینده حوزه جنوب ایلام در شهر مورموری در روز عاشورا اتفاق افتاد. ما ایرانی ها همیشه با ضرب المثل ها کوهی از حرف های نگفته را بیان می کنیم و حالا جواب سوال حرکت مردم روستای مهریز را با دیدن این اتفاق در شهر خودم گرفتم.«این که نباید درباره راه رفتن کسی قضاوت کنی مگر آن که کفش هایش را بپوشی».

حال شاید هر کسی دیگری هم کفش های مردم این دو منطقه را بپوشد به احتمال زیاد همانند آنها راه خواهد رفت. جدای از این که کار مردم مورموری را تایید یا رد کنیم، سخن اینجاست که به نظر می رسد سخنرانی نماینده این شهر، سخنرانی ایی در بدترین زمان، بدترین مکان و بدترین موقع بود. آقای نماینده، مردم این شهر به هوای شعارهای شما که حتی تا کنترل گرد و خاکِ همیشه مهمان این شهر هم کشیده شد تا چهره آن را عوض کنید حساب ها کرده بودند؟ آقای نماینده مردم مورموری پس از رکورد زنی زلزله در این شهر، در طول یک سال تجربه گرمای 50 درجه بالای صفر در زیر چادرها و سرمای سوزناک استخوان سوز منطقه، زمین فرششان و آسمان سقفشان بود، آقای نماینده مردم شهر من هنوز در زیر بار سنگینی وام های خشکسالی بده کارند و دیگر کمرشان طاقت سنگینی وام ساختن سرپناه را نداشت. آقای نماینده مردم شهر من حداقل انتظارشان این بود که صدایشان را در مجلس فریاد بزنید، راستی آقای نماینده، آیا می دانید چهره شهر من که در روزهای تبلیغات فریادِ تغییرش را می دادید اصلا عوض نشده؟ پس به نظر خیلی قبل از اینها باید در بین این مردم سخنرانی هایتان را حداقل نه از سر وظیفه بلکه از باب دلجویی انجام می دادید.

و در آخر، آقای نماینده مردم این شهر و به عبارت درست تر این روستا که نام شهر را با خود یدک می کشد دلشان پاک تر از کفِ دستان پینه بسته شان است، آنها نُه دوره گذشته دلشان به همه شعارهایی خوش بوده که هیچ وقت عملی نشده اند پس از سر صداقت، راه دیگری برای نشان دادن نارضایتی شان نداشتند چرا که طی چهار گذشته«دست شان کوتاه و خرما بر نخیل» بود، و قرعه این نارضایتی به نام شما افتاد. بعلاوه اقدام شما برای سخنرانی آن هم بعد از این همه بی مهری و آن هم در این بحبوحه تبلغات، هر انسان عاقلی را متعجب می کند. حال قضاوت با خودتان؛ آیا سخنرانی تان، سخنرانی ایی در بدترین زمان، بدترین مکان و بدترین موقعیت نبود؟

دانشجوی دکتری روابط بین الملل دانشگاه اصفهان

کد خبر 472129

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 1 =