برخی با دستاویز قراردادن توانایی های تخصصی افراد در صدد دفاع از رفتار و منش غیرقابل قبول هستند! گویی ادبیات غیرمتعارف و بی اخلاقی هایی از نوع بگم بگم های دولت قبلی و آن پرده دری های زشت چنان در ذهن و ضمیر برخی افراد به اصطلاح فرهنگی رسوخ کرده است که ناهنجاری های بسیط و روشن این روزگار را نمی توانند دفع کنند .

ایام نوروز سال جاری یعنی کمتر از یک سال پیش در منزل استاد شهرام ناظری موقعیتی پیش آمد تا با آقای علی رهبری مناظره ای داشته باشم در آن جلسه غیر از آقای ناظری دو نفر دیگر نیز ناظر بحث ما بودند؛ در آن زمان آقای رهبری تازه مسئول و در واقع ناخدای بلامنازع ارکستر سمفونیک شده بود ؛ تقریبا یکساعت بدون وقفه ایشان صحبت کرد و همه ساکت و سراپا گوش بودند .او در خلال صحبت های گزارش گونه خود طبق معمول از جایگاه بی بدیل اش در دنیا و منش حرفه ای اش سخن می گفت و از بی سوادی و ناواردی بقیه موسیقیدانان ایرانی بویژه آنها که دستی به رهبری ارکستردارند انتقاد می کرد.

در باره ارکستر موسیقی ملی و ضرورت انحلال آن و مسائلی از این قبیل گفت و گفت وگفت و ما هم به احترام سکوت اختیار کرده بودیم اما در جایی وقتی ایشان برای اثبات نظر خود در باره زائد بودن ارکستر موسیقی ملی با اعتماد به نفس مثال زدنی اش از جمع پرسید: وقتی ارسلان کامکار مایستر ارکستر سمفونیک است و همین آدم در ارکستر ملی هم حضور دارد آیا از نظر شما تفاوتی بین این دو ارکستر هست؟ دیگر طاقت سکوت از دست رفت.

 تبعا آن دو نفرکه همراه با آقای رهبری آمده بودند نمی توانستند مخالفتی نشان بدهند و آقای ناظری هم خب  میزبان ماخوذ به حیا !  اما من در آن لحظه احساس کردم اگر پاسخی ندهم به نوعی توهین به شعورم را پذیرفته ام، لذا پاسخ دادم بله تفاوت هست!وچنین ادامه دادم که حالا اجازه بدهید من از شما سوال کنم همین آقای ارسلان کامکار در ارکستر دیگری هم عود می نوازند؛ آیا می توان گفت آن ارکستر هم با ارکستر سمفونیک تفاوتی ندارد؟

بحث چالشی و در واقع مشاجره ما از همین نقطه آغاز شد و کار بسیاربالا گرفت به طوری که ایشان در حالت عصبانیت پرده از مکنونات قلبی اش برداشت ... با توجه به خصوصی بودن آن جمع ازنقل سخنان موهن و تفرقه برانگیزشان معذورم وفقط آن بخش از دیدگاه ایشان را که مربوط به ارکستر ملی -چون بارها و به عیان این نظرش را در حضوراصحاب رسانه اعلام کرده است- بود در اینجا نقل کردم.

در پایان آن جلسه، من ضمن اینکه برای ایشان آرزوی موفقیت کردم اظهار داشتم با این روش و دیدگاه بعید می دانم شما بین موسیقیدانان ایرانی جایی باز کنید و در ارکستر و مسئولیتی که پذیرفته اید دوام بیاورید چرا که فرهنگ کار هنری در ایران و فعالیت جمعی دراینجا نیازمند توانایی ها و مدیریتی عاطفی و متواضعانه  است ولی ایشان موکدا اظهار داشت که با حمایتی که از طرف شخص رئیس جمهور و وزیر ارشاد وبخصوص آقای مرادخانی وجود دارد به آینده ارکستر در ایران بسیار خوشبین و امیدوار است و این بار دیگر قصد ماندن دارد و هرگز استعفا نخواهد داد مگر آنکه وی را با نیروی قهریه بیرون کنند!

رفتار غیرحرفه ای از رهبرحرفه ای ارکستر

شگفتا که  به قاصله کمتر از یک سال همان علی رهبری حرفه ای استعفا داد؛استعفایی کاملا غیر حرفه ای !یعنی نه به بنیاد و یا به معاونت بلکه به وزیر ارشاد! آن هم یک استعفای پرحاشیه و جنجالی و البته صوری و ساختگی، چرا که براساس گفته معاون وزیر و مسئولان بنیاد رودکی قرارداد با اقای رهبری یکساله و موعد آن سر رسیده بود. براستی علل و عوامل این استعفای پر حاشیه و موهن چه بود؟

صحبت در باره مصاحبه های متعدد و بی مورد و همچنین سخنان بهت آور و تعریف های اغراق آمیزعلی رهبری از خودش وشرح تناقضات بی شمار در رفتار و کردار وی در مدت مسئولیت اش تکرار مکررات و مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد بود؛ نحوه برخورد و تعامل او با اعضای ارکستر و حتی کنار گذاشتن ارسلان کامکار و برخی دیگر از پیشکسوتان در همان اوایل کار (به تعبیر ایشان پیر و پاتال ها !!) و اخراج دهها نفر از اعضای ارکستر و...بسیار در رسانه ها آمده و نیاز به واکاوی آنها نیست.

حتی نظر علی رهبری در باره شورا نیز اگر چه در اوایل مخفی بود اما به سرعت آن ذهنیت نیز برملا شد .در همان جلسه مزبور ایشان صراحتا و با تمسخر اداره ارکستر توسط شورا، گفت: آن کدام شورا است که می خواهد راه را به من نشان دهد؟ مگر نباید اعضای شورا از من بالاتر و با سوادتر باشند خب مگر ما اصلا در ایران چنین موسیقیدانان و یا رهبران ارکستری داریم ؟ از نظر آقای رهبری هیچکس در ایران صلاحیت اظهار نظر در باره ارکستر سمفونیک را نداشته وندارد و اساسا کارکرد شورا در این زمینه بلا موضوع است !

اداره غیر حرفه ای ارکستر

در این ایام برخلاف همه جای دنیا که ارکستر به صورت حرفه ای اداره می شود در اینجا رهبری (این رهبر حرفه ای ) کلیه مسئولیت های ارکستر همچون مدیریت هنری، رهبری ارکستر ،مدیرداخلی،مدیر امور بین الملل و هماهنگی ها و حتی مسئولیت پشتیبانی و از جمله خرید صندلی، انتخاب کاغذ دیواری و موکت و نصب و تعمیرات،نظارت بر سرویس های پشت صحنه وهمه و همه را شخصا برعهده گرفته بود و بارها ضمن اقرار به این کارها دلیل آن را نبود افراد لایق و کاربلد در این زمینه ها عنوان کرده و از آقای جمالی به عنوان یک "جواهر" که با او در این مسیر کمال همکاری را داشته نام برده است!

امید و آرزویی که برای این ارکستر ایجاد شد و آن همه بودجه و امکاناتی که در اختیار بازسازی این ارکسترها قرارگرفت و آن همه شور و اشتیاقی که در دل جوانهای نوازنده فروزان شد همه و همه با سوء تدبیر و عدم مدیریت صحیح ضایع شد قطعا همه این مسائل باید به طور دقیق بررسی و آسیب شناسی شود که چرا کار به اینجا کشیده شده است؟آیا باید همه تقصیرها را متوجه علی رهبری بدانیم یا دیگران از جمله بنیاد رودکی نیز در این نقصان و آبروریزی فرهنگی مقصر هستند!نقش ریاست جمهوری ، وزارت ارشاد در این میان چیست؟خانه موسیقی به عنوان نماینده صنف و یکی از عوامل اصلی حضور علی رهبری در مسند رهبری ارکستردر ادامه این روند چه نقشی داشته است؟ قطعا در این ماجرا فقط علی رهبری مقصر نیست.

بنیاد رودکی مسئولیت بپذیرد

آنچه مسلم است بنیاد رودکی به عنوان متولی اصلی ارکستر وسازمانی که مستقیما با علی رهبری در تعامل و عقد قرارداد بوده بیش از دیگران مسئولیت این رخداد تلخ و سرخوردگی برای ارکستر و انعکاس نامناسب و بازتاب رسانه ای آن را باید بپذیرد.در وهله بعد معاونت هنری وزارت ارشاد و خانه موسیقی (بویژه استاد داود گنجه ای که شخصا همه موانع حضور علی رهبری در ایران را با شور و شوق زاید الوصفی برداشت) که به عنوان حامیان اصلی علی رهبری شناخته می شوند باید نسبت به این اتفاقات موضع خودشان را به طور شفاف اعلام نمایند!

در اینجا سوال اصلی این است که چرا دستگاه عریض و طویل وزارت ارشاد و سازمان تابعه آن بنیاد رودکی باید مرعوب یک شخص شده و همه مقدورات و داشته و نداشته هایش را پای یک نفر بریزد؟ به چه علت و با کدام کار کارشناسی وزارت ارشاد و بنیاد رودکی تصمیم گیری در باره ضرورت انحلال ارکستر ملی را که خواست و نظر شخصی آقای رهبری بوده است می پذیرد و بدون اعتنا به نظر دیگران از جمله استاد فرهاد فخرالدینی اجرای این تصمیم را به همگان تحمیل می کند؟ و بعد از پی بردن به این تصمیم غلط از راه رفته باز گشته و باز متاسفانه در به همان پاشنه خواست صفر تا صدی جناب رهبری می چرخد؟!مسئولیت خطاهای بعدی در خصوص ارکستر سمفونیک و بازی کردن با احساسات و زندگی دهها نوازنده ارکستر که اخراج شدند با کیست؟

نقش بنیاد رودکی در برنامه ریزی های آقای رهبری تحت عنوان مهر تا مهر و یا برنامه های یکساله که مدام پز این نوع برنامه ریزی ها داده می شد ولی کمترین بازدهی و توجیه اقتصادی نداشت چه بوده است؟مگر برنامه ریزی و اعلام برنامه ارکستر برای پایان هفته ها و نام بردن دهها رهبر و نوازنده خارجی بدون ارزیابی کمی و کیفی و برآورد مالی کار مشکلی است؟وقتی تعداد فروش بلیت های ارکستر نهایتا به دویست عدد می رسد این کنسرت چه توجیه مالی دارد؟ وقتی هزینه دستمزد رهبر و نوازندگان و یا میهمانان خارجی بیش از صدبرابر فروش بلیت است این چه مدیریت و درایت و افتخاری برای ارکستر است؟آیا بنیاد رودکی برای این سوالات پاسخ منطقی و قانع کننده ای دارد؟

دلایل دافعه شدید ارکستر سمفونیک

دلیل کناره گیری و پرهیز بزرگان و موسیقیدانانی چون لوریس چکناوریان،شهرداد روحانی،منوچهر صهبایی،ایرج صهبایی،هوشنگ کامکار، علیرضا مشایخی، نادرمشایخی و...از نزدیک شدن به ارکستر سمفونیک چه بوده است آیا هرگز بنیاد رودکی به دنبال چرایی  عدم تمایل همکاری این بزرگان با ارکستر سمفونیک بوده است ؟!

یادمان باشد این علی رهبری با این ادبیات تهاجمی و خود بزرگ بینی آزاردهنده اش همان علی رهبری است که در ارکسترهای آنتالیا و مالاگا و استامبول و... فقط مجاز به برداشتن چوب رهبری است واساسا اجازه هیچگونه دخالت دیگری در دعوت ها و دستمزدها و هماهنگی ها و سیاستگذاریها ...به او نداده و نمی دهند!علی رهبری یک رهبر خوب و توانا برای اجرای رپرتوار توسط ارکستر است و فقط همین.طبیعی است وقتی برخی مدیران و مسئولان نشستن کنار او برایشان افتخار بزرگی است و در گرفتن عکس یادگاری با ایشان از یکدیگر سبقت می گیرند این توهم برای او هم پدید بیاید که مقدرات همه نوازندگان و کارمندان و هنرمندان و موجودیت موسیقی در ایران به دست اوست و لذا با بی رحمی و عدم شناخت کافی آگاهانه یا از سرناآگاهی در صدد تخریب شخصیت ها و نهادهایی برآید که احساس می کند مانعی بر سر راه تمامیت خواهی او هستند!

حرفه ای در حرکات نمایشی

ماجرای حمله علی رهبری به خانه موسیقی و استعفای نمایشی او از این نهاد نیز یکی دیگر ازجلوه های رفتاری و بی صداقتی این رهبر حرفه ای! و بین المللی بود. بنا بر اظهار مسئولان جشنواره موسیقی فجر وقتی از دفتر جشنواره برای هماهنگی گرفتن عکس اختصاصی جهت استفاده در بیلبوردهای تبلیغاتی سطح شهر با آقای رهبری تماس می گیرند ایشان با تبختر فراوان مخالفت کرده و انجام این امر را مشروط بر نظارت بر حوزه گرافیکی می کند و در ادامه از دادن عکس هم امتناع کرده است (برخلاف امور حرفه ای در دیگر جشنواره های دنیا)و در نتیجه عکس ارکستر سمفونیک بدون استفاده از چهره آقای علی رهبری در بیلبوردها نصب می شود و همین موضوع بهانه ای می شود برای انتقام جویی از مدیر جشنواره (که در اینجا ایشان عضو هیئت مدیره و مدیرعامل خانه موسیقی هم بوده است!) و آن حرکت نمایشی و ربط دادن آن به موضوعات دیگر که بسیار تاسف آور بود رخ داد.

باید اذعان داشت که علی رهبری یک رهبر ارکستر شناخته شده و در سطح بین المللی است و شکی در این زمینه وجود ندارد اما در فرهنگ و سنن ما ایرانیان تنها تکنیک و دانش ملاک ارزیابی و تشخیص نیست. اساسا هنر یک وسیله است و نه یک هدف و هدف هم که مشخص است ... برای شناخت شخصیت و منش آقای رهبری نیازی به مطالعه صدها مصاحبه جنجالی و ادعاهای او نیست کافی است همین متن استعفای اخیر ایشان را یک بار به دقت بخوانیم! متنی متناقض وسراسر توهین وتجاوز به حریم و حقوق افراد؛ نیازی نیست به گفته ها و رفتار سراسر سوال برانگیز یک سال گذشته ایشان مداقه کنیم همین قضاوت کوتاه و گویای او در متن استعفانامه اش خطاب به همان "جواهر" همراهی کننده اش کفایت می کند.

اما از برخورد برخی افراد و رسانه ها باید تعجب کرد که با دستاویز قراردادن توانایی های تخصصی علی رهبری در صدد دفاع از رفتار و منش غیرقابل قبول وی برآمده اند ! گویی ادبیات غیرمتعارف و بی اخلاقی هایی از نوع بگم بگم های دولت قبلی و آن پرده دری های زشت چنان در ذهن و ضمیر برخی افراد به اصطلاح فرهنگی رسوخ کرده است که ناهنجاری های بسیط و روشن این روزگار را نمی توانند دفع کنند و گرنه خواندن متن استعفای جناب علی رهبری به تنهایی گویای همه زوایا و عمق ماجراهای تاسف انگیز ارکستر و رهبری و هدایت آن است و دیگر نیازی به هیچ شرح و اضافه ای نیست.

برای دسترسی سریع به تازه‌ترین اخبار و تحلیل‌ رویدادهای ایران و جهان اپلیکیشن خبرآنلاین را نصب کنید.
کد خبر 517895

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 7 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بی نام IR ۰۶:۱۵ - ۱۳۹۴/۱۲/۲۰
    1 0
    عجب...