نوری مالکی چندی پیش در موضعی شتابزده سعی کرد با کلامی که نشان از تعقل و واقع گرایی او داشته باشد، اعضای حزب بعث را که سال ها پیش از این از دایره حکومت بیرون رانده شده بودند، تشویق به حضور در امور دولتی کشور کند. این اقدام نوری مالکی که البته حرکتی خارج از تعاملات دیپلماتیک به شمار می رود با واکنش صریح و حیرت بسیار مردم عراق همراه شد. چرا که به رغم گذشت 6 سال از سقوط رژیم صدام حسین چه فراوانند افرادی که نمی توانند لحظه ای سیاهی دوران "جمهوری ترس " را فراموش کنند. البته در این میان بعثی ها که چندان دل خوشی از حکومت عراق ندارند نیز نشان دادند که مایل به انجام گفت وگو و مصالحه با سران کنونی بغداد نیستند.
آنها در همان ساعات ابتدایی، نوری مالکی نخست وزیر عراق را با بیانیه ای که در پایگاه خبری خود قرار دادند به نوعی سنگ روی یخ کردند:" حزب بعث و مردان آن با همدستان آمریکا و جاسوس ها و خائن ها گفت و گو و آشتی نخواهد کرد." این بیانیه کوتاه و پرمفهوم، در باطن مالکی را مسوول اعدام رهبر حزب بعث معرفی می کرد، مساله ای که نفرت و کینه فراوانی از مالکی پدید آورده است.
حزب ممنوع بعث در عراق اینک از سوی عزت ابراهیم الدوری رهبری می شود. او در گذشته معاون صدام بود و تنها مقام رسمی حزب بعث است که تا کنون بر سر قدرت نمادین خود باقی مانده با دنیایی از فکر و خیال برای آینده!
اما نوری مالکی واقعا برای چه قصد آشتی با سران بعثی را داشت؟ مالکی که سعی دارد خود را رهبری واقع گرا و به دور از تعصبات حزبی و قبیله ای نشان دهد تلاشی بی ثمر را در پیش گرفته است چرا که در نگاه بسیاری از مخالفانش او به دیکتاتوری دیگر بیشتر شباهت دارد تا رهبری کارآمد و متعهد. او که 15 سال طولانی را در سوریه در تبعید به سر برده در آن سال ها به عنوان از سوی رژیم بعث سوریه به عنوان پناهنده ای مقبول افتاد که در فرار از عراق راه سخت ایران و سپس دمشق را در پیش گرفت. تمامی اعضای خانواده مالکی را ناسیونالیست های عرب تشکیل می دهد که البته یکی از آشنایان نزدیک او در زمان حکومت صدام فرماندار تکریت بود.
به رغم تعلق خاطر مشهود مالکی به حزب دعوه و پیشینه ناسیونالیستی خانواده اومردم عراق به تازگی طی برگزاری انتخابات شوراهای عراق نشان دادند که مخالف تقسیم بندی های قومی و قبیله ای هستند.
در موصل مالکی از این که مردم نام او را یکصدا فریاد می کردند و به او خوشامد می گفتند بسیار تعجب کرد. در کرکوک هم همین اتفاق افتاد. استقبال از مالکی در مناطق شیعه و سنی نشین عراق بازگوی این حقیقت است که مالکی به رغم همه مخالف خوانی ها همچنان دارای محبوبیتی خاص میان مردمانش است. این جا بود که او به همه سران ارتش و مقامات عراقی دستور داد که در میان کلامشان نباید ذره ای از فاکتورهای قومی و مذهبی استفاده کنند. نکته جالب توجه این است که تمامی این مقامات عالی رتبه ارتش عراق روزی همگی در خدمت ارتش صدام بودند!
تقریبا سه سالی طول کشید تا مالکی واقعا به این مساله پی ببرد که قدرت او ورای مقام یک نخست وزیر و یا رییس حزب است. او از قدرتی بالاتر از مرزهایی که برایش تعیین شده بود برخوردار است. ولی فقط طی یک سال اخیر بود که او روشی اصلاحاتی در قبال وظایف و تعهدات خود در مقام رهبر ملتی هزار قبیله در پیش گرفت. مساله آشتی با سران بعث هم رویکری بود که به گمان او می توانست موثر باشد که البته با نتیجه ای عکس روبه رو شد.
دلیل دیگری که مالکی را به مصالحه با بعثی ها کشاند مساله خروج نیروهای آمریکایی از عراق طی توافق نامه امنیتی مشترکی بود که میان کاخ سفید و سران بغداد به امضا رسید.
یکی از جنبه های شگفت انگیز انتخابات اخیر عراق پیروزی یوسف مجید الحبوبی مقام پیشین حزب بعث در کربلا مهم ترین استان شیعه نشین بود. مالکی با موفقیت یک بعثی در کربلا بر این باور بود که می توان ارتباطی موثر میان مردم و حزب بعث فراهم آورد.
اما این بعثی هایی که مالکی به آشتی فرا خوانده فقط از گروه الدوری نیستند، بسیاری از آنها را کسانی تشکیل می دهند که در دوران حکومت صدام از عراق گریخته و به سوریه، اردن و دیگر کشورها پناه برده بودند. اینها کسانی هستند که او طی 15 سال تبعید خود با آنها در ارتباط بود و به خوبی از تمایل آنها برای تشکیل کشوری واحد و بدون اختلاف های قومی و قبیله ای خبر داشت.
نوری زمانی حزب بعث را به مصالحه و حضور دوباره در کشور فراخواند که عراق شرایط امنیتی مناسبی را پیش رو ندارد. همین هفته بود که انفجار یک بمب جاسازی شده در اتومبیل باعث کشته شدن بیش از 33 تن از غیرنظامیان شد.
عراق این روزها شاهد حملات انتخاری خرد و کلان در جای جای شهرهای خود است که در هر کدام از آنها می توان ردپایی از شورشیان بعثی و یا تروریست های القاعده را مشاهده کرد. شمار فروان مردمان قربانی کوچه و بازار عراق این روزها به دفعات یادآور تصویری مبهم از بازگشت بعثی ها به کاخ های بغداد است، کابوسی که دیگر هیچ گاه به حقیقت نخواهد یافت!
الحیات 17 مارس 2009 / ترجمه: لیدا هادی






نظر شما