گفت و گو باسخنگوی جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی که مسئولیت مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی را نیز بر عهده دارد از این جهت حائز اهمیت میباشد که او معتقد است سخنانش بر پایه نتایج پژوهش است و او کلی سخن نمیگوید. گفت و گوی مشروح با لطفا... فروزنده را میتوانید در خبرآنلاین مطالعه کنید.او در این گفت و گو که یک روز قبل از انصراف سیدمحمد خاتمی انجام شد به تبیین نظرات حزب و بخشی از جناح متبوعش در قبال اصلاح طلبان و احمدی نژاد پرداخته است.
*مهمترین موضوعات مطروحه در این روزها محوریت انتخاباتی دارد، جمعیت ایثارگران اعلام کرد که دوم خرداد خط قرمز آنها است این به چه معنی است؟
- جریان دوم خرداد را باید اساساً تحلیل کرد. اگر از چند منظر به آن بپردازیم مشخص میشود که چرا ما آن را خط قرمز خودمان میدانیم.از نظر مبانی؛ جریان دوم خرداد، چه زمانی که حاکم بود و چه در زمانی که حاکم نبود، در محورهای مهمی در حوزه مبانی،به طور مثال در زمینه گفتمان انقلاب اسلامی و اینکه نظام ولایت میتواند نظام کارآمدی باشد،مسایل را به شدت به چالش کشانده و آنها را مورد نقد قرار داده است.
*این مسائلی که میگویید هستند، در حال حاضر به صورت مستند و پژوهشی در دست شماست و یا به صورت کلی در مورد آن صحبت میکنید؟
- کلیگویی نمیکنم.آمار کاملاً در اختیار ما است. طبق پژوهشی که ما انجام دادیم محورهای این مسأله هم کاملاً مشخص است.بحث انقلاب اسلامی، روحانیت و نقش آنها، بحث ولایت فقیه و رهبری، بحث قانون اساسی، نهادهایی مثل شورای نگهبان و سپاه که حافظ اصل نظام هستند،که به چالش کشیده شده اند.
*همچنین دوم خرداد در حوزه فرهنگی - اجتماعی روحیه ابتذال و بیبند و باری را ترویج داده و آن را محوری کردند. ارزشها و اعتقادات، حتی عاشورا و اعتقاد به پیامبر را زیر سئوال بردند، مباحث ضروری دین حتی حجاب بانوان را مورد خطاب و عتاب قرار دادند. قلمرو دین را محدود دیدند و محدود کردند. نگاههای سکولاریستی، فمینستی، سکولاریستی و پلورالیستی را تبلیغ کردند. دوم خردادیها مسائل اعتقادی مردم و حکومت دینی، مباحث نظارتی به خصوص نظارتهای استصوابی، مشروعیت و ارزشها را را به شدت زیر سئوال بردند.
در سالهای 77 تا 84، 1350 شبهه در زمینههای مختلف در روزنامهها، بحثها و گفتگوهای آنها مطرح کرد.تمام این جریانها مربوط به جریان افراطی دوم خرداد است که البته مربوط به تند روهای آنها بوده است و نباید تمامی این جریانها را افراطی دانست. چهرههای افراطی دوم خرداد که متأسفانه سیستم حکومت را نیز در آن دوره در اختیار داشتند، این شبههافکنی را انجام داده و روزنامههایشان نیز محل و پایگاه این کار بود.
مشخص است افرادی که اصلیت نظام را قبول ندارند و ارزشها را زیر سئوال میبرند و به جای اینکه به فکر شرایط مردم و مشکلات اقتصادی آنها باشند دنبال مسائل دگراندیشی میگردند، حتماً خطری برای جامعه محسوب میشوند.
*آنچه فرمودید بیشتر کلی بود،اما در حال حاضر 4 سال از آن روزها میگذرد و بسیاری از آن چهرههایی که میگویید به حاشیه رفتهاند، این طور نیست؟
ما از سال 84 تا 88 مروری بر مبانی نظری آنها میکردهایم که باز هم میبینیم شبهاتی را در حوزههای مختلف مطرح کردهاند.
814 شبهه در نشریات و سخنرانی چهرههای شاخصشان طبق پژوهشهای ما مطرح شدهکه در زمینه دین و حکومت دینی، فقه و احکام فقهی و رابطه کارآمدی دین و ارزشهای نظام است. در زمینه مسایل اجتماعی نیز، اکثر هنجارهای اجتماعی را زیر سئوال بردند.بنابراین چنین جریانی که دل به انقلاب اسلامی ندارد و قبله و جهتگیریاش به سمت نظام غربی است حتماً برای نظام اسلامی خطر است و نمیتواند ارکان قدرت را در اختیار داشته باشد.
* همان به قول شما بیخطرها برای مبانی اسلامی در جریان مذکور، در حال حاضر میگویند همان جریان افراطی در حال حمایت و یا وادار کردن خاتمی برای حرکت به جلو هستند، این در حالی است که در سخنرانیهای اخیر خاتمی در میان مردم رد پایی از این مسأله دیده نمیشود؟
جریان افراطی آقای خاتمی را میآورد. شاید آقای خاتمی قبول نداشته باشد که مسلماً هم قبول ندارد ولی به هر حال این فرد را باید با تیمش ارزیابی کرد. همه آن مسایل در حالی اتفاق افتاد که آقای خاتمی رئیسجمهوری این کشور بودند و در پوشش ایشان این کارها انجام شد که البته ایشان با برخی از آنها مخالفت کرد ولی به هر حال آقای خاتمی شخص نیست و جریان است که حاکم میشود و با این حاکم شدن مسایل فوقالذکر بیشتر تشدید خواهد شد.
*شما مسئولیت مرکز پژوهشهای مجلس را بر عهده دارید و علاوه بر این سخنگوی جمعیت ایثارگران به عنوان یکی از حامیان رئیس جمهور هستید با توجه به جایگاه پژوهشیتان به نظر شماآقای احمدینژاد در تمام این چارچوبها بوده است؟!
در مقام مقایسه حتماً آقای احمدینژاد در اصول گفته شده موفقتر بوده است و من واقعاً رویکردهای وی را افتخارآمیز میدانم که در مقابله با نظام سلطه، حمایت از بحثهای هستهای، به کارگیری چهرههای معتقد به نظام، شجاعت و تدبیر در مقابل نظام سلطه و در روحیه کار و تلاش و ارتباط با مردم و ساده زیستی بسیار موفق عمل کرده است.
*پس با این حساب آقای احمدینژاد یک شخصیت 100درصدی و کامل است؟
نه این به معنی صددرصد بودن ایشان نیست. حتماً ایشان هم مشکلاتی و ایراداتی در عملکردشان وارد است که باید اصلاح شود.
*پس همین کمبودها توجیه طرح عبور از احمدینژاد است؟
این مسأله یک طرح انحرافی از سوی جریان دوم خرداد بود که میخواست در جریان اصولگرا ایجاد انحراف کند. جریان دوم خرداد در حال حاضر در یک چالش جدی قرار گرفته است هم از نظر مبانی و هم عملکردی و هم به لحاظ مصداقی در حال حاضر به شدت دچار اختلاف هستند.
افراطیون برای فرافکنی دنبال چالش بودند و گفتند در جبهه اصولگرایان اختلاف وجود دارد و برخیها وجود دارند که طرح عبور از احمدینژاد را مطرح میکنند اما به هیچوجه اینطور نیست. نیروهای اصولگرا دارای وحدت هستند ولی هنوز مصداقشان را روشن نکردهاند و معتقدند تا آن زمان که مصداق روشن نشود، حمایت از احمدینژاد و جلوگیری از ریزش سبد رأی ایشان باید صورت بگیرد.
*پس ممکن است مصداق جدیدی معرفی شود...
بعید میدانم؛ باید ببینیم شرایط انتخابات چه میشود. الان نمیشود نظر داد.
اما ما با چهرههای اصولگرا که صحبت میکنیم این احتمال را کاملاً نزدیک به واقعیت میدانند که چهره جدیدی معرفی شود.
در شرایط باید حرف زد اما در شرایط فعلی وضعیت احمدینژاد، وضعیت مناسبی است. وقتی کسی وضعیت مناسبی دارد که نباید وی را تخریب کرد. باید مراقب باشیم این تخریب برای احمدینژاد اتفاق نیفتد تا ببینیم سال آینده چه رخ خواهد داد.
*ممکن است چه شاخصهایی در جریان اصولگرا و یا حتی جمعیت ایثارگران مطرح شود که گزینهای غیر از احمدینژاد را مطرح نماید؟
ما روی گزینه اصلاًبحث نمیکنیم و ورود به بحث هم از این طرف خطاست. ما باید یکسری اصول را با هم قبول کنیم و به هر حال دوم خرداد فعلاً خط قرمز ماست، نه مسأله دیگر و این که ما باید روی یک نفر توافق کنیم و معیار ما نیز در مورد وی روشن است و آن معیار اصولگرایی و دارا بودن صلاحیتهای لازم برای سیستم و مقبولیت است که وقتی در مورد اینها به جمعبندی برسیم، گزینهها را آنجا مورد بررسی قرار میدهیم که به بخشی از آنها نیز رسیدیم و به بخشی نیز در حال حاضر رسیدهایم. به همین جهت هم اصرار داریم فعلاً از آقای احمدینژاد حمایت کنیم تا مانع ریزش رأی وی شویم و حتماًمدیریت کنیم تا مانع تکثر آرا در مورد ایشان شویم.
مسأله مهمی که وجود دارد این است که احمدینژاد ظاهراً علاقهای به حمایت احزاب اصولگرا ندارد چرا که وی عقیده دارد کاندیدایی مستقل و کاملاً مردمی بوده و در انتخابات سال 84 نیز بر این مسأله اصرار داشت.
بله! من اصلاً قبول ندارم که کسی کاندیدای مستقل باشد یا بوده است. همان زمان هم احمدینژاد کاندیدای جریان اصولگرا بود. البته یک طیف از اصولگرایان همین حالا هم ممکن است بخشی از اصولگرایان حامی وی در کشور ما 2 جریان به خوبی تعریف شده است، یکی اصولگرا و دیگری اصلاحطلب و به هر حال در ذهن ما که کاندیدای مستقلی نه در دوره قبل وجود داشته و نه الان. درست است که ما نظام حزبی نداریم اما طیف و نظام جریانی داریم مردم هم بر همین اساس قضاوت میکنند. من همچنین باوری را ندارم که در دوره قبلی آقای احمدینژاد کاندید طیفی نبوده و الان هم کاندیدای طیفی نخواهد بود.
هر کسی که به صحنه میآید کاندیدای یک طیفی است و باید ارباب رسانه این مسأله را شفاف کنند تا همان فرد و هم طیف در مقابل افکار عمومی جوابگو باشند و مردم بدانند فقط با فرد روبهرو نیستند، با طیف هم روبهرو هستند.
*آقای فروزنده!با انصراف خاتمی شانس میرحسین موسوی در میان دو طیف سیاسی کشور بالا رفته است؛ فکر میکنید میرحسین موسوی میتواند رأی مردم را کسب کند؟
فضای انتخابات باید رقابتی باشد یعنی فضایی که شور به مردم تزریق کند و باعث شود که مشارکت افزایش پیدا کند حال چه با آمدن خاتمی، چه کروبی و چه میرحسین موسوی، اگر این فضا ایجاد شود، مهم و مثبت است.
رقیب احمدینژاد ممکن است هر یک از این کاندیداها باشد و یا هر گزینه دیگری که میتواند بسترساز مشارکتها بوده و این باعث میشود که میرحسین هم گزینهای جدی محسوب شود.
*فضای اصلاحطلبان در این باره چگونه است؟
دو طیف در اصلاحطلبان هست. بخشی افراطی و بخشی سنتی و غیرافراطی که چالش جدی میان آنها وجود دارد و فکر میکنم این چالش تا انتخابات ادامه پیدا کند که به نظر میرسد با معرفی مصداقهای مختلف هم بروز نماید.
*






نظر شما