۰ نفر
۲۸ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۸:۳۶

.

سیدمحمد عصاریان: «من در جلفای اصفهان و در محله‌ای ارمنی‌نشین به دنیا آمدم؛ جایی با سابقه طولانی در زمینه موسیقی، نقاشی، منبت‌کاری، قالی‌بافی، قلم‌کاری، قلم‌زنی، و در میان مردمی که اکثراً با ترانه‌های محلی و اجتماعی و اشعار سعدی و حافظ مأنوس بودند. شب‌های طولانی زمستان را می‌نشستند و شاهنامه می‌خواندند. در قهوه‌خانه‌ها همیشه بحث نقالی داغ بود. تئاترهایی هم به زبان ارمنی اجرا می‌شد که از همان زمان مرا به وادی هنر سوق داد... و عجیب سوق داد!»

هنوز نمونه‌هایی از این آثار هنری را بر روی صندوقچه‌های قدیمی و طبقات کتابخانه و در گوشه‌های منزل ساکت و روشن استاد محمدعلی کشاورز می‌توان مشاهده کرد؛ نمونه‌هایی که هر کدام یادگار دورانی و اشخاصی است که هنوز رنگ و بوی آنان بر روی آثار به‌جای‌مانده‌شان خودنمایی می‌کند. سراغ محمدعلی کشاورز رفتیم، بازیگر نقش‌هایی به‌یادماندنی در شاهکارهایی چون «دلشدگان»، «ناصرالدین شاه آکتور سینما»، «مادر»، «جعفرخان از فرنگ برگشته»، «کفش‌های میرزا نوروز»، «مردی که موش شد»، «سربداران»، «کمال‌الملک»، «آقای هالو» و «شب قوزی» که همگی از آثار درخشان تاریخ سینمای ایران هستند.

کشاورز یکی از مهم‌ترین مشکلات سینمای ایران را ضعف فهم و درک تهیه‌ کننده می‌داند: «تهیه کننده ما سینمای ایران را نمی‌شناسد، بنابراین سعی می‌کند با ارائه فیلمفارسی گیشه را بچسبد و تنها به برگشت پولِ هزینه‌کردِ خود فکر کند. تهیه‌کننده‌ای که با ادبیات، فرهنگ‌ و مسائل چالشی جامعه خودش غریبه است چگونه می‌تواند یک فیلم تأثیرگذار خلق کند؟ مشکل بعدی ضعف سناریو است. سناریوها نوشته می‌شوند تا فقط اجازه اکران پیدا کنند و سینمای تجاری را پوشش دهند؛ چرا که نویسنده ما هم با مسائلی چون روان‌شناسی و جامعه‌شناسی مخاطب غریبه است و دنبال پول است. اگر از مردم هم پرسیده شود که بعد از دیدن یک فیلم به چه نکته‌ای رسیدید تنها از زیبایی بازیگران و خنداندن آنان به خاطر مسائلی که خودشان هم نمی‌دانند تعریف خواهند کرد، و این نوعی گول‌زدن مخاطب است.»

 

واگویه‌های کشاورز از جنسی دیگر است. او - به نقل از مولانا - زندگی را در این سه واژه خلاصه می‌کند: خامی، پختگی و سوختن. پدرسالار از افول اصالت‌های هنری و بازیگری در میان نسل جوان گله‌مند است. او در سن 80 سالگی هنوز هم روزی 12 ساعت مطالعه می‌کند و عاشق گوش‌سپردن به موسیقی ایرانی است.

از سال 43 که اولین کار او یعنی  شب قوزی  اکران شد بیش از چهل سال می‌گذرد؛ یعنی یک زندگی. از او می‌پرسیم از آن زمان تاکنون روند سینمای ایران سیری صعودی داشته یا نزولی؟ «به نظرم یک سیر کاملاً یکنواخت بوده است. نمی‌توان برای آن پستی و بلندی به معنای خاصی تعریف کرد. قبل از انقلاب که ما بیشتر تئاتر کار می‌کردیم و به نوعی با بازی در فیلم‌های سینمایی که همان فیلمفارسی بودند مشکل داشتیم اما بودند کسانی که کارهای ارزنده‌ سینمایی ساختند و دوره‌ای زیبا در عرصه سینما را رقم زدند؛ کسانی چون فرخ غفاری که از بنیانگذاران سینمای فرهنگی و مدرن در ایران بود و با فیلم  جنوب شهر  انقلابی در سینمای ایران به وجود آورد. علی حاتمی، بهرام بیضایی و ناصر تقوایی از جمله این کارگردانان ارزشمند بودند. همین‌طور ابراهیم گلستان که سینمای مستند مدیون اوست.»

کشاورز یک‌بار اشاره کرده بود که سینمای دهه 60 و 70 دارای شاخصه‌های برتری نسبت به دیگر دهه‌هاست، از او دلیل این اظهارنظر را جویا می‌شویم: «آنجا من مدیریت هنری این دهه‌ها را مطرح و شاخص دانسته بودم. یک سینمای هنری، مدیریت هنری و فرهنگی سالم را می‌طلبد. تا زمانی که جناب ضرغامی معاونت سینمایی وزارت ارشاد را به عهده داشتند سینمای ایران در اوج بود ولی بعد از آن‌دهه سیمنای ایران سیری یکنواخت و بعضاً نزولی پیدا کرد. کار هنری مدیریت هنری می‌خواهد. از طرفی، یک فیلم زمانی اثرگذار خواهد بود که محیط فرهنگی‌اش مهم تلقی شود. وقتی فضایی برای عرضه کارهای هنری نداریم و وقتی شرایط برای دیدن یک فیلم مناسب نباشد مخاطب هم نمی‌تواند ذهنش را روی اثر متمرکز کند، بنابراین پس از تماشای فیلم تنها به زیبایی بازیگران و خندیدن به تکیه‌کلام‌ها توجه می‌کند. از طرفی سینمای خوب یک مرجع خوب برای فعالیت‌های اقتصادی محسوب می‌شود اما سینمای ما اقتصادی نیست، بلکه تجاری است. اقتصاد سینما یک دوره تحول است که باید روی آن کار شود و شناخت حاصل گردد تا بتوانیم به یک سینمای اقتصادی دست پیدا کنیم. امروزه در دنیا، تهیه‌ کنندگان برای ساخت یک اثر ماندگار از مشاوران جامعه‌شناس، روان‌شناس و انسان‌شناس استفاده می‌کنند. کدام یک از این موارد در میان تهیه‌کنندگان ما جاری است؟» این پرسش برای کشاورز آنقدر جدی است که مبنای به کارگیری هنر را رسیدن به صلح و دوستی و عشق عنوان می‌کند؛ نه یک عشق کوچه‌بازاری، چرا که ما هنوز معنی عشق را هم نفهمیده‌ایم. سناریو نویس ما سناریویی می‌نویسد که فقط تصویب شود و نتیجه آن فیلم‌هایی از قبیل مادرزن سلام و... می‌شود. واقعاً اگر اینها سینما هستند پس هنر سینما چه معنایی دارد؟

اما پس از این بحث که پایانی هم برای آن قابل تصور نیست به سراغ تئاتر می‌رویم؛ جایی که کشاورز و بازیگران هم‌نسل او از آن برخاسته‌اند. بازیگرانی که به اصطلاح ابتدا خاک صحنه تئاتر را خورده‌اند و سپس به سینما و تلویزیون آمده‌اند. برای این نسل تئاتر هنوز هم نوستالژیک است و بازی در تئاتر از جنسی دیگر: «همیشه می‌گویند چون تئاتر در مقابل تماشاچی است باید غلو‌آمیزتر باشد ولی در سینما، دوربین جای چشم تماشاچی است. من معتقدم آدم هرچه راحت‌تر و صمیمانه‌تر بازی کند بهتر است. باید نقش را در خودت پرورش دهی، صحنه سینما همان صحنه زندگی است.»

کشاورز از تنگناهای موجود بر سر راه تئاتر هم دل پری دارد: «متأسفانه الآن دایره تئاتر بسته است و من شدیداً با این مسأله مخالفم، به عقیده من باید به همه اجازه کار داد، هرکسی برای خودش آرمان‌ها و نظراتی دارد، همه حق ارائه افکارشان را دارند. البته این افکار باید دردهای مشترک باشد نه دغدغه‌های شخصی هنرمند. اگر قرار باشد هر روز این دایره را بسته‌تر کنیم و باید‌ها و نبایدها را به هنرمند دیکته کنیم، هیچ چیز از ایده اصلی که در ذهن او بوده نمی‌ماند و طبیعتاً یک اثر کاملاً کلیشه‌ای از کار در می‌آید، مگر سوژه‌های ما چندتاست که این همه اصلاحیه به آن می‌خورد؟» محمد علی کشاورز معتقد است برای حل مشکلات پیشاروی تئاتر بسیاری از ارگان‌ها می‌توانند کمک کنند: وزارت ارشاد، وزارت علوم، آموزش و پرورش، انجمن‌های نمایشی و خیلی از نهادها . اما این حمایت‌ها با چه هدفی باید انجام گیرد؟ پرسشی است که کشاورز پاسخش را بی‌معطلی می‌دهد: «باید تلاش کنند تئاتر و به طور کلی هنر، به عنوان یک ضرورت در زندگی مردم مطرح شود. البته ما نباید میزان عرضه و تقاضای کشورمان را با لندن و پاریس مقایسه کنیم ولی بی شک مردم کشور ما هم به هنر نیاز دارند و خوشبختانه در ایران، شهرداری‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که کارشان فقط عمران و آبادانی نیست، بلکه باید از لحاظ روانی و فرهنگی، خود را در مقابل شهروندان مسئول بداند.»

سالن‌های تئاتر رکن اساسی حیات این هنر هستند. بنابراین حمایت از آنها باید در اولویت قرار بگیرد. امسال هم بحث بازسازی تئاتر شهر بسیار داغ بود و مدت‌ها سوژه رسانه‌ها اما کشاورز در این‌باره چه می‌گوید: «فکر می‌کنم در این‌باره چیزی نگویم بهتر است. سالن‌های موجود تئاتری هیچ‌کدام سالن تئاتر نیستند. ما حدود 50 سال است که در همین سالن‌های موجود تئاتر کار می‌کنیم، در حالی‌که اگر تئاترهای ما از بهترین اجراهای دنیا نبوده‌اند، از بدترین‌ها هم نیستند. شاید مسئولان فکر می‌کنند نیازی به تئاتر ندارند اما ما هنرمندان که جانمان با تئاتر یکی است، در یک اتاق کوچک هم تئاتر اجرا می‌کنیم. باید بدانید ما خواستار سالن نمایشی هستیم، چون شناسنامه فرهنگی یک کشور سالن نمایشی است. در یک روستای کوچک با اجرای تئاتر می‌توانیم حرف‌های بزرگ جهانی بزنیم. مثل این‌که کسی هنوز به این فکر نمی‌کند که این تعداد جماعت تئاتری کجا و چگونه باید کار کنند؟ اگر دانشجوی تئاتر یک روز خود را هم در کار غیرتئاتری بگذراند، نسبت به او بزرگ‌ترین ظلم و ستم‌ها شده است. دانشجو باید مدام کار کند و باید به او آموخته شود که متعلق به خودش نیست بلکه به جامعه‌ای تعلق دارد که باید برای آن کار کند.» اما آقای کشاورز جامعه تغییر کرده و چیزی به نام صبر و حوصله فراموش شده. حالا چه باید کرد؟ این سئوالی است که البته او با صبر و حوصله پاسخ می‌دهد: «تهیه‌کننده اصلی‌ترین عاملی است که می‌تواند یک بازیگر را انتخاب کند. یک بازیگر نباید به صرف اینکه چهره زیبایی دارد به عنوان یک بازیگر مطرح و شایسته و حرفه‌ای انتخاب شود. بازیگر شدن کار کردن و تلاش می‌خواهد. الان هستند برخی از کارگردانان و تهیه‌کنندگانی که توانایی روخوانی یک بیت‌ از اشعار حافظ و سعدی را ندارند. حالا این افراد می‌خواهند جوانان را مشهور کنند و فیلم‌های تأثیرگذار معناگرا بسازند. این یک تناقص است و تا زمانی که حل نشود وضع به همین منوال باقی خواهد ماند. برای رشد کردن باید مطالعه کرد، مطالعه، مطالعه. اکثر دانشجویان و فارغ‌التحصیلان حرفه بازیگری و هنری بیکارند، چرا که نتوانسته‌اند خودشان را به‌روز کنند، اطلاعات ندارند و تهی‌ذهن هستند. این افراد چگونه می‌توانند بازی کنند. آنها باید ادبیات و شعر بخوانند؛ نمی‌خواهد بروند از ادیبان و شاعران قدیمی شروع کنند، همین کتاب‌های مبنا و نمایشنامه‌های پایه را مطالعه کنند کفایت می‌کند اما این اتفاقات نمی‌افتد. اینگونه است که بازیگر می‌خواهد یک شبه ره صد ساله را برود.

 

کد مطلب 5477

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 5 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین