اقدامات امریکا در عرصه بین الملل در حال باز تعریف است ، گرچه هنوز نظریه ای روشن و راهبردی در سیاست خارجی امریکا عرضه نشده است ولی سفرهای خانم کلینتون وزیر خارجه و البته سخنان اندکی که آقای اوباما در حوزه سیاست خارجی بر زبان رانده است نشان می دهد که ایالات متحده آمریکا در حال باز تعریف سیاست خارجی خود است.
کنش های سیاست های خارجی آمریکا در قبال روسیه در سه سطح قابل بررسی است. نخست همکاری های کلی ایالات متحده آمریکا و فدراسیون روسیه . فراز و نشیب ها های این همکاری ها از زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی تا کنون قابل ارزیابی است . در اوایل دهه 90 میلادی و پس از فروپاشی شوروی ، یلتسین ریس جمهور وقت روسیه گرایشات نزدیکی به غرب داشت و از سوی دیگر روسیه بلحاظ سیاسی در ضعف بود.در آن دوره در آمریکا دموکراتها روی کار بودند و آنها نیز عمدتا بر روی مسایل داخلی روسیه مانند بحث حقوق بشر و موارد مشابه تکیه می کردند. اما با روی کار آمدن جمهوری خواهان رویکرد سیاست خارجی آمریکا در سطح جهان تفاوت کرد آنها سیاست یکجانبه گرایی و بازدارندگی در بیرون از مرزهای آمریکا را در راس برنامه های سیاست خارجی خود قرار دادند البته مدت کوتاهی پس از حملات یازده سپتامبر همکاری گسترده ای در زمینه مبارزه با تروریسم بین روسیه وآمریکا ایجاد شد . تا اینکه آقای پوتین در دوره ریاست جمهوری خود با توان بالایی در جهت ارتقای جایگاه روسیه و احیای گسترده نقش منطقه ای روسیه و به ویژه در جمهوری های مشترک المنافع تلاش کرد.
بدین ترتیب سطح دوم روابط روسیه و آمریکا حول مسایل منطقه ای بود شکل جدی تری گرفت . در این راستا چالش هایی نیز با امریکا پدید آمد که عمده ان در پایان دوره ریاست جمهوری بوش و ریاست جمهوری پوتین بود. بخشی از این تنش ها ناشی از سیاست های غلط امریکا بخصوص در زمینه انقلاب های رنگی در کشورهای حوزه قفقاز وهمچنین دیگر طرح های این کشور در قفقاز و خاورمیانه بود. پیش از روی کار امدن آقای اوباما تنش میان آمریکا و روسیه در قفقاز و اروپای شرقی به اوج خود رسیده بود و دولت جدید آمریکا به دنبال تجدید نظر در رفتارهای گذشته است تا این تنش ها فرو کش کند. آمریکا احساس می کند در حوزه بین الملل موضوعات حادی وجود دارد که تقابل با روسیه نسبت به آنها در اولویت بعدی قرار می گیرد. روسیه در سطح منطقه ای روی دو موضوع حساس است . یکی قفقاز و آسیای مرکزی و دیگری ایجاد سپر موشکی در چک و لهستان و گسترش ناتو به اوکراین و گرجستان. باید منتظر ماند و دید تجدید نظر امریکا در سیاست خارجی چه تاثیراتی روی این مسائل می گذارد. درباره عدم تمایل آمریکا به گسترش ناتو در حوزه کشورهای مشترک المنافع امریکا سیگنالهایی به روسیه داده است که مهمترین آنها نامه ای است که آقای اوباما به پوتین نوشته و در آن علاوه بر بحث ناتو امکان تعویق سپر دفاع موشکی را نیز مطرح است . با این حال هنوز این وعده ها جدی تلقی نمی شود و درباره آن ابهام جدی وجود دارد.
سطح سوم روابط روسیه و امریکا ، روابط دوجانبه است که بیشتر بر محور همکاریهای اقتصادی است .آمریکا احساس می کند، فضای بحرانی روابط دوجانبه باعث شده که نتواند منافع لازم را از فعالیت اقتصادی در روسیه کسب کند . به همین دلیل دولت جدید که با بحران جهانی اقتصادنیز مواجه است نیم نگاهی نیز به منافع اقتصادی بهبودی روابط دارد.
همنطور که از دلایل فوق بر می آید روابط روسیه و امریکا در همه این سطوح همچنان با چالش ها و ابهامات مواجه است. هنوز برداشت دقیقی وجود ندارد که تفاوت سیاست خارجی اوباما و بوش چیست؟ سیاست خارجی جمهوری خواهان روشن بود. تهاجمی و تعریف مرزها در بیرون از کشور.
اما سیاست خارجی اوباما هنوز شفاف و روشن نیست. در خواست ونزوئلا برای استقرار بمب افکن های روسی در آمریکای لاتین در قالب روابط مبهم روسیه و امریکا قابل تحلیل است . البته باید توجه کرد که روسیه هنوز به این درخواست جوابی نداده است . هنوز معلوم نیست روس ها سیگنال های ارسالی از سوی واشنگتن را مثبت ارزیابی کرده اند یا نه؟ طبیعتا اقدام روس ها متناسب با منافع ملی خود خواهد بود.
استاد روابط بین الملل دانشگاه تهران ، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی






نظر شما