۰ نفر
۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۹ - ۱۰:۲۵

بسیاری از فعالان بخش خصوصی نرخ ارز را از اصلی ترین مشکلات پیش روی تجارت خود عنوان می کنند.

محمد هیراد حاتمی: « اقتصاد متکی به نفت و اصلاح نرخ ارز » . تقریبا بسیاری از تحلیل های فعالان بخش خصوصی از وضعیت اقتصادی کشور به این دو سرفصل گره می خورد.  اگر به نقل قول هایی که اهالی رسانه از فعالان بخش خصوصی می کنند اعتقادی ندارید کافی است یک بار با یکی از آنان پای صحبت بنشینید. اصلا کار سختی نیست و زمان زیادی هم نمی خواهد برای رسیدن به این موضوع صرف کرد. در آسانسور های پارلمان بخش خصوصی کشور هنگامیکه فعالان این حوزه قصد دارند طبقات را برای حضور در یک نشست طی کنند سر شار از بحث های اقتصادی است که بسیاری از آنها با سر فصل همین دو موضوع اصلاح نرخ ارز و اقتصادی متکی به نفت است. « به جای تشکیل کار گروه بیان نرخ ارز رو اصلاح کنن. »

یکی از فعالان شناخته شده بخش خصوصی دیگری را به این شکل مورد خطاب قرار می دهد. موضوعی که چندان تازه به شمار نمی آید اما تازه نبودن از اهمیت آن همچنان کم نکرده است. موضوعی که پیش از پیروزی انقلاب اسلامی نیز ایران با آن درگیر بوده است. دهه پنجاه هنوز به میانه های خود نرسیده بود که محصول نفت « در آمد های سرشاری » بود که به خزانه کشور راه می یافت. محمد یگانه، رییس کل بانک مرکزی، وزیر دارایی در سال ها ی پیش از انقلاب در کتاب خاطرات خود این موضوع را با جمله ای کوتاه توضیح می دهد: « بعد از اینکه قیمت نفت بالا رفت و در آمد ارزی ما بالا رفت، تقریبا چهار برابر شد. »

 یگانه در گفته های خود به موضوعی اشاره می کند که شاید از نگاه تئوریک به دفعات از افراد متفاوتی نقل شده باشد اما او این نگاه را به طور جدی مشاهده کرده است. در آمدهای ارزی حاصل ار فروش نفت زمانی می تواند لذت بخش باشد که کشور ظرفیت پذیرش آن را داشته باشد. بر خلاف تصور بسیاری هنگامیکه در آمد های ارزش کشور حاصل از فروش نفت به شدت افزایش پیدا کند باب تازه ای بز مشکلات تازه هم آقاز خواهد شد.

 « در این موقع بر نامه هایی که ما داشتیم تصمیم گرفته شد که اینها تجدید نظر بشود. برنامه پنجساله و آمدند در همان سال تجدید کردند و هزینه های عمرانی را تقریبا  بر ای سه سال بعدی سه برابر کردند برای مدت 5 سال  تقریبا دو برابر. نتیجه این کار شد که ما وقتی خواستیم خیلی سریع برویم جلو و چون امکانات این مقدار هزینه را نداشتیم با توجه به زیر بنا هایی که در کشور وجود داشت، اگر شما کالا را وارد می کردید بنادر ظرفیت نداشت و راه آهن یا جاده ها نمی توانستند این را بکشند. » این جملات نا منظم وزیر دارایی پیش از انقلاب است که می خواهد به این طریق این مفهوم را برساند که افزایش در آمد های نفتی باید با زیر ساخت های جامعه همخوانی داشته باشد.

در این شرایط و به دلیل عدم فراهم بودن عرضه کالا ها در کشور عدم  تعادلی به وجود می آید و تورم تشدید را تجربه خواهد کرد. محمد یگانه تدبیر پیش از انقلاب برای مبارزه با تورم حاصل از در آمد های سرشار نفتی را به این شکل توضیح می دهد: « برای این که جلوی این تورم گرفته بشود در آن موقع فکر می کردند چون مقدار کالا هایی که در ایران مصرف می شود از خارج می آید بنا بر این اگر قیمت دلار پایین بیاید و قیمت ریال نسبت به دلار بالا برود در آن صورت قیمت ها ارزان می شود و این جلو تورم را می گیرد. مردم می توانند فرض کنند تلویزیونی که می خرد یا اتومبیلی که می خرد که قطعاتش از خارج وارد شده یا کالا های دیگر ارزان بخردند و مصرف کنند و به این ترتیب جلوی تورم تا حدی گرفته بشود. » نوار خاطرات او به همان شکل محاوره ای پیاده شده است اما او در واقع  یک تئوری اقتصادی را توضیح می دهد که در بسیاری از کشور های جهان برای اصلاح نرخ ارز از آن بهره می برند. در کشور هایی که عدم تعادل ارزی وجود دارد برای این که تعادل در سیستم اقتصادی ایجادشود، قیمت پول کشور را بالامی برند. در مقابل  کشوری هم که در آن کمبودی وجود داشته باشد در مبادله ارزی  قیمت پول خود را پایین می آورد و از سوی دیگر قیمت ارز خارجی را بالا می برد.

مرور همین روایت کافی است تا حق به جانب فعالان بخش خصوصی داد که همچنان بر طبل اصلاح نرخ ارز بکوبند. آنان بخش عمده ای از مشکلات موجود در تجارت خود را به اصلاح نرخ ارز ارتباط می دهند. موضوعی که با گذشت چیزی بالغ بر 4 دهه همچنان در صفحه اقتصاد ایران به مشکلی اساسی تعبیر می شود. چرا که کشوری که تاریخ نخواند، تاریخ را دوباره تکرار می کند.

کد خبر 60303

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 12 =