پیروزی انقلاب کوبا تأثیر عمیق بر نسل جوان انقلابی جهان گذاشت و علاوه بر آزادسازى بسيارى از كشورهاى آسيايى و آفريقايى از يوغ استعمار، مارکسیسم ارتدکس را نيز تا حدود زیادی به محاق برد. بدینسان، دومین جدایی بزرگ در مارکسیسم لنینی، که خاستگاه آن روسیه و انقلاب بلشویکی ۱۹۱۷ بود، پس از ظهور مدل مائویی در چین (مائوئیسم)، پدید آمد که «مارکسیسم چریکی« نام گرفت.
میراث کاسترو یکسان نبود و بیشترین توفیق را در آمریکای جنوبی و آسياى جنوب شرقى و آفريقا یافت. سالها پس از تجربه نافرجام و تراژیک چهگوارا در بولیوی، جنبش چریکی در نیکاراگوئه به اوج برخورداری از حمایت مردمی رسید و کمی پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، در ۱۷ ژوئیه ۱۹۷۹/ ۲۶ تیر ۱۳۵۸ «جبهه آزادیبخش ملی ساندینیستا»، به رهبری دانیل اورتگا، به دیکتاتوری سوموزا خاتمه داد و تا سال ۱۹۹۰ قدرت را به دست گرفت. ساندینیستا در تمامی دوران حکومتش درگیر جنگهای خونین با کنتراهای مورد حمایت آمریکا بود. جبهه ساندینیستا در انتخابات ۱۹۹۰ بازنده شد، داوطلبانه از قدرت کناره گرفت و بعنوان حزب سیاسی به فعالیت خود ادامه داد. این حزب در انتخابات ۵ نوامبر ۲۰۰۶ بار دیگر با آراء اکثریت به قدرت بازگشت و تاكنون با حمايت عمومى اورتگای ۷۱ ساله از ژانویه ۲۰۰۷ تاکنون رئیس جمهور نیکاراگوئه است.
از سوی دیگر، الگوی انقلاب کوبا به پیدایش دو نوع حركت انقلابى منجر شد كه يكى كاملاً مشابه اصل بود و در شهر و روستا جريان داشت و در غالب آنها مستشاران و حتى داوطلبان كوبايى شركت داشتند حضور برجسته چه كوارا در آسيا و آفريقا و آمريكاى جنوبى و مركزى بخشى از مشاركت فعال كوباى انقلابى در نهضت هاى رهايى بخش كشورهاى استعمار زده بود. در ويتنام جنوبى، لائوس، كامبوج، آنگولا، موزامبيك، ناميبيا، زيمباوه و الجزاير به پيروزى و استقلال آنها انجاميد؛ و نوع ديگر تنها به شهرها محدود شد و به «جنبش چریکی شهری» انجامید که شیوه عملکرد آن را میتوان «تروریسم انقلابی» یا «تروریسم چپگرا»نامید. خاستگاه اصلی این موج «جنبش آزادیبخش ملی توپاماروس» در اروگوئه بود که در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ بسیار پرتحرک و نامدار بود.
الگوی جنگ چریکی شهری در میان نسل جوان اروپای غربی و ترکیه و ایران و برخی مناطق دیگر مورد اقبال قرار گرفت، ولی جز در يمن جنوبى كه به استقلال آن از انگليس و اتحاد با يمن شمالى انجاميد و ايرلند شمالى (شين فين) كه موجب عقب نشينى انگليس و كسب امتيازات سياسى مبارزان شد و نيز در كلمبيا كه چريك هاى فارك اخيراً با دولت آن به توافق رضايت بخش نائل گرديدند، در همه جا ناکام ماند. در اواخر دوران پهلوی، دو سازمان اصلی چریک شهری ایران،«چریکهای فدایی خلق» و «مجاهدین خلق»، به پایان راه خود رسیدند. در ۸ تیر ۱۳۵۵ حمید اشرف و در ۲۵ آبان ۱۳۵۵ بهرام آرام در درگیری با ساواک کشته شدند. این دو، برجستهترین رهبران دو سازمان اصلی چریک شهری ایران بودند و مرگ آنان پایان حیات دو سازمان فوق بود. بقایایی بسیار قلیل از اعضای دو سازمان به زندگی مخفی ادامه دادند و زندانیانشان تا پیروزی انقلاب اسلامی در زندان ماندند.
این سرنوشت تمامی سازمانهای چریک شهری آن دوران بود. مهمترین و جنجالیترین سازمانهای چریک شهری «ارتش سرخ» (ژاپن)، گروه «بادر- ماینهوف»، و «سلولهای انقلابی» در آلمان و «بریگاد سرخ» در ایتالیا بود که هر سه سرنوشتی مشابه با چریکهای شهری ایران داشتند و به تاریخ پیوستند.
درباره میراث کاسترو در درون کوبا داوریها متفاوت است. آنگونه که شنیده و دیدهام کاسترو تا پایان عمر در میان بخش عمده مردمش محبوب بود. در زمان فروپاشی اتحاد شوروی (۱۹۹۱) خبرنگاری از کاسترو پرسید: آیا تصور نمیکنید نظام سیاسی شما نیز فروبپاشد؟ کاسترو گفت: برای چه؟ و افزود: در انقلاب روسیه (۱۹۱۷) از گروه کثیری از مردم خلع مالکیت شد ولی انقلاب ما مردم کوبا را مالک کرد.
ارسال پزشكان متخصص كوبايى به كشورهاى جهان سوم
همزمان با مستشاران جنگهاى چريكى از موفقيت هاى بزرگ كاسترو بود. با وجود قريب شش دهه محاصره ى اقتصادى، بنا بر آمار سالانه ى سازمان ملل، كشور كوبا از لحاظ درصد فارغ التحصيلان دانشگاهى، تعداد تخت هاى بيمارستانى، و تخصص هاى دارويى و پزشكى با بزرگترين و پيشرفته ترين كشورهاى جهان برابر و گاهى پيشتر است. هم اكنون در برخى كشورهاى پيشرفته اروپايى تعاون ميان مراكز علمى و فنى كوبا برقرار است و بويژه كشورهاى رو به توسعه نظير كشور ما هرچند با تأخير و تأنى به اين پتانسيل بزرگ كوبا پى برده اند، چنانكه گروهى كارشناس كوبايى هم اكنون در مركز تحقيقاتى انستيتو پاستور و سرم سازى كرج حضور فعال دارند.
کاسترو كه از ششصد و بيست ترور سى آى اى جان سالم به در برد و همچون استخوانى در گلوى آمريكا ماند، درست میگفت. تا پیش از پیروزی انقلاب ژانویه ۱۹۵۹، کوبا به سرمایهداران بزرگ میامینشین تعلق داشت و کوبا عشرتکدهای بود برای آمریکائيان ثروتمند. کاسترو نه تنها مردم کوبا را مالک سرزمین خود کرد بلکه به این جزیره کوچک و گمنام، نام و اعتباری جهانی و تاریخی بخشید.
كاسترو با وجود محبوبيت فراوانى كه در ميان مردم كوبا داشت، هرگز اجازه نداد مجسمه اى از او بسازند و يا نام او را بر ميدان يا خيابان و مركز و مؤسسه اى بگذارند. وى حتى درج تصوير تك خود را در كتابهاى درسى درج كنند و يا حتى پرتره اى از او در جايى نصب شود. مردم او را با نام كوچك فيدل ياد مى كردند و به سخنرانى هاى طولانى او در ميدان بزرگ هاوانا كه اغلب به ساعتها مى انجاميد، با اشتياق كوش فرا مى دادند و اين رابطه ى صميمانه تا آخرين روزهاى فعاليت او ادامه داشت. كاسترو براى انقلاب اسلامى ايران احترام و اهميت زيادى ابراز كرد و خواهان روابط بسيار گسترده و همه جانبه بود كه عملاً از سوى ايران به حداقل آن كفايت شد. آخرين تأثير شگرف او در آمريكاى جنوبى با ظهور چاوز در ونزوئلا و تحولات مشابه در پرو، اكوادور و اوروگوئه رخ داد كه موجب عقب نشينى آمريكا از روابط خصمانه و سفر اوباما به كوبا كرديد و در آخرين ماههاى زندگى كاسترو افق روشن آينده ى پيروزى و آزادى ايده آل او را پس از عمرى مبارزه ى خستگى ناپذير رقم زد. او همچنان كه از استراتژى ماركسيسم ارتدوكس لنينى و استالينى در مبارزه ى ضد امپرياليسم فاصله كرفت، در رويكرد آنان به مذهب نيز راه ويژه ى خود را پيمود و الهام بخش "الهيات رهايى بخش" آمريكاى لاتين گشت. كتاب معروف "فيدل و مذهب" كه به رويكرد خاص او به مذهب پرداخته، به فارسى نيز ترجمه شده است. يادش گرامى باد!
متن بالا دارای تحلیلی است متعلق به آقاى عبدالله شهبازى که بنده مواردى را بر آن افزوده ام.

فیدل کاسترو در ۹۰ سالگی درگذشت. فیدل کاسترو یکی از تأثیرگذارترین شخصیتهای سده بیستم میلادی بود.
کد خبر 606503
نظر شما